گروه تجربی
اهميت علم پزشكي در دنياي امروز به اندازهاي است كه نيازي به شرح آن نيست. كساني كه قصد دارند در اين وادي گام نهند، بايد به ارزش و اهميت اين شغل و وظيفهي خطيري كه در پايان تحصيلات بر عهدهي آنها خواهد بود، واقف باشند تا بتوانند با تلاش وافر در انجام اين وظيفهي سنگين، سربلند و پيروز باشند.
در حال حاضر، نظام آموزش پزشكي عمومي، شامل 4 دوره است:
1. علوم پايه 2. فيزيوپاتولوژي
3. كارآموزي باليني 4. كارورزي باليني
1. دورهي علوم پايه
در اين مقطع كه اولين مرحلهي آموزش پزشكي است، دانشجو با فراگيري علوم پايهي پزشكي و آشنايي با مباحث پايه، آمادگي لازم را براي يادگيري علوم باليني به دست ميآورد. اين مرحله، شامل درسهاي عمومي و اختصاصي با مجموعاً 91 واحد (71 واحد اختصاصي و 20 واحد عمومي) است. طول اين دوره، پنج ترم (دو سال و نيم) است كه با اتمام آن، دانشجويان، مجاز به ورود به دورهي بعدي (فيزيوپاتولوژي) هستند. پيش از ورود به دورهي بعدي، امتحان جامع علوم پايهي پزشكي از تمام دانشجويان به طور سراسري و همزمان، توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در تمام دانشگاههاي علوم پزشكي به عمل ميآيد و قبولشدگان، مجاز به ورود به دورهي فيزيوپاتولوژي خواهند بود. اين امتحان، دربردارندهي مباحث تدريسشده در دورهي علوم پايه است.
2. دورهي فيزيوپاتولوژي
اين دوره، شامل 31 واحد درسي است كه دو ترم تحصيلي طول ميكشد. در پايان اين دوره، معدل دانشجو از درسهاي فيزيوپاتولوژي، بايد حداقل 12 باشد؛ در غير اين صورت دانشجو بايد درسهايي را كه در آنها نمرهي كمتر از 12 آورده است، مجدداً امتحان دهد. حداكثر مدت مجاز در مراحل اول و دوم (علوم پايه و فيزيوپاتولوژي)، پنج سال است. در پايان، دانشجوياني كه همهي واحدها را با موفقيت بگذرانند، به دورهي كارآموزي باليني راه مييابند. بايد توجه داشت كه ملاك قبولي در امتحانات اين مرحله، كسب حداقل نمرهي 12 از 20 است، در حالي كه در درسهاي پايه، ملاك، كسب نمرهي 10 از 20 است.
3. دورهي كارآموزي باليني
دانشجويان پزشكي پس از گذراندن دو دورهي قبلي ميتوانند آموختههاي خود را از درسهاي مختلف با يافتههاي باليني از بيماران بستري در بيمارستان تطبيق دهند و با بهرهگيري مناسب از روشهاي تشخيص آزمايشگاهي، بيماري را تشخيص داده و اقدامات مناسب درماني را براي بيمار انجام دهند. اين دوره شامل 97 واحد درسي است. در دورهي كارآموزي، دانشجويان بايد روش برخورد با بيمار، تهيهي شرح حال بيمار و نحوهي تشخيص و درمان را فراگيرند تا در دورهي بعدي (كارورزي)، كه خود تصميمگيرنده خواهند بود، بتوانند به كمك بيماران بشتابند و تصميمهاي لازم را بگيرند. البته در هر دوره (كارآموزي و كارورزي) نظرات استادان نيز وجود خواهد داشت.
4. دورهي كارورزي باليني
اين دوره، آخرين مرحلهي آموزش پزشكي است و آن را دورهي انترني نيز ميگويند. شامل 64 واحد درسي است و 18 ماه به طول ميانجامد كه به ترتيب زير تقسيم ميشود: داخلي (4 ماه)، جراحي (3 ماه)، كودكان (3 ماه)، زنان (2 ماه) و بخشهاي چشم، گوش، رواني، بهداشت، پوست، عفوني، قلب و اعصاب (هر كدام، يك ماه كه انتخاب بخشهاي يكماهه در دانشگاههاي مختلف، متفاوت است).
حداكثر مدت مجاز در دورههاي كارآموزي و كارورزي، 5 سال است. در دورهي كارورزي، دانشجويان، زير نظر استادان، مسئوليت معاينهي بيماران و تشخيص و اقدامهاي درماني را در بيمارستان بر عهده دارند. در پايان اين دوره و قبل از فراغت از تحصيل، كارورزان بايد درس پاياننامه را كه 6 واحد درسي است، آغاز كنند. يك موضوع علمي به عنوان موضوع پاياننامه انتخاب ميشود. در پايان به فارغالتحصيلان، مدرك دكتراي پزشكي عمومي اعطا ميشود و آنها ميتوانند در مراكز درماني به كار درمان بيماران مشغول شوند. با توجه به نياز كشور به نيروي پزشكي، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي از قبولشدگان رشتهي پزشكي براي انجام خدمات رايگان تعهد ميگيرد و آن دسته از فارغالتحصيلان نيز كه از انجام خدمت سربازي معافاند، بعد از اتمام درس در مناطق مورد نياز، مدتزمان معيني را كار ميكنند.
تخصصهاي پزشكي
كساني كه پزشك عمومي باشند ميتوانند همهساله در امتحان پذيرش رشتههاي تخصصي پزشكي نيز شركت كنند و پس از قبولي، در رشتهي تخصصي مورد علاقهي خود به ادامهي تحصيل بپردازند. در كشور ما در حال حاضر رشتههاي تخصصي زيادي وجود دارد.
دندانپزشكي
به ديوار مطب يك دندانپزشك، مطلبي با اين مضمون نصب شده بود: «يا نخ دندان يا مردن، كدام را انتخاب ميكنيد؟»
اگرچه باور اين سخن مشكل است اما محققان ثابت كردهاند كه اين شعار، سخني بيمحتوا نيست و اصلاً جنبهي شوخي ندارد. در واقع هرگونه عفونت در ناحيهي دهان به ويژه عفونت ناشي از بيماريهاي پيرامون دندان و لثه يا چركي كه بين فاصلهي دندان و لثه تجمع ميكند، ميتواند وارد جريان خون شده و درنهايت سبب سكتهي قلبي، سكتهي مغزي يا حتي مرگ شود.
آري! امروزه دندانپزشكي، فن و مهارت كشيدن دندان يا ساخت دندان مصنوعي با روشهاي ابتدايي نيست، بلكه يك علم تخصصي است كه سلامت دهان و دندان را به عنوان عضوي مهم در سلامت جسم و روح، زيبايي و ادا كردن كلمات تأمين ميكند. همچنين به ياري اين علم ميتوان بسياري از بيماريها را در مراحل اوليه شناخت و از پيشرفت آنها جلوگيري كرد.
در گذشته دندانپزشكي را مساوي با دندانسازي ميدانستند؛ اما امروزه دندانسازي تنها بخشي از دندانپزشكي است چون يك دندانپزشك به تشخيص و درمان بيماريهاي دهان و دندان ميپردازد و از همين رو شايد بهتر باشد كه عنوان اين رشته را دهانپزشكي گذاشت.
رشتهي دندانپزشكي در مقطع دكتراي عمومي، نحوهي رعايت بهداشت و پيشگيري و درمان بيماريهاي دهان و دندان را آموزش ميدهد. اين مقطع داراي دو دورهي مجزاي 2 و 4 ساله است كه در 2 سال اول، دانشجويان، واحدهاي علوم پايه مثل بيوشيمي، آناتومي، بافتشناسي، فيزيولوژي، ژنتيك ميكروبشناسي و ايمنيشناسي را ميگذرانند و بعد از 2 سال، وارد دورهي تخصصي دندانپزشكي ميشوند و درسهاي اختصاصي خود را در زمينهي آسيبشناسي فك و دهان، ارتودنسي، اندودنتيكس، پروتزهاي ثابت و اكلوژن، پروتزهاي متحرك و فك و صورت، پريودنتولوژي، ترميمي و مواد دنداني، بيماريهاي دهان و دندان، جراحي دهان و فك و صورت، دندانپزشكي كودكان و راديولوژي دهان و فك و صورت ميگذرانند و درنهايت ميتوانند بيماريهاي دهان و دندان را تشخيص داده و در حد يك دندانپزشك عمومي نسبت به درمان آنها اقدام كنند.
توانمنديها و ويژگيهاي لازم
اولين نسل دندانپزشكان، سلمانيها، شاگرد زرگرها و عطارها بودند كه به ياري گياهان دارويي درد را تسكين ميدادند، با انبرهاي آهنين دندان ميكشيدند و با استفاده از طلا، روكش دندان و دندان مصنوعي ميساختند و اينگونه امور دندانپزشكي را با وسايل ابتدايي و روشهاي نهچندان خوشايند انجام ميدادند. شايد به همين دليل هنوز عدهاي از عامهي مردم و حتي داوطلبان آزمون سراسري، دندانپزشكي را يك حرفهي عملي و تكنيكي ميدانند كه بيش از علم و دانش، به تجربه و تبحر نياز دارد.
عدهاي دندانپزشكي را با كار عملي و تكنيكي صرف، يكي ميدانند در حالي كه اگر دانشجوي دندانپزشكي تنها فن و تكنيك اين رشته را فراگرفته اما در علوم پايه ضعيف باشد، درنهايت يك دندانساز خواهد شد، يعني چنين فردي كار روي دندان را فراگرفته است اما از علم پزشكي بينصيب است.
دانشجوي اين رشته لازم است به زبان انگليسي مسلط باشد تا بتواند از اينترنت يا مقالههاي جديد اين رشته به زبان انگليسي استفاده كند و از دستاوردهاي تازهي علم و هنر دندانپزشكي در كوتاهترين زمان مطلع شود. پيش از انقلاب چون تعداد داوطلبان دانشگاه كمتر بود و آزمون ورود به دانشگاهها و مراكز آموزشي به صورت متمركز برگزار نميشد، هر داوطلب براي ورود به رشتهي دندانپزشكي علاوه بر امتحان عملي، در يك امتحان علمي نيز شركت ميكرد. در اين مرحله مدلي از دندان در اختيار داوطلب گذاشته و از او خواسته ميشد با استفاده از گچ و موم، دنداني مطابق با مدل بسازد تا مشخص شود كه ديد هنري و مهارت دست داوطلب در چه حدي است. اما متأسفانه در حال حاضر امكان اين آزمون وجود ندارد، در نتيجه ميبينيم كه بعضي از دانشجويان دندانپزشكي در سال دوم يا سوم نميتوانند آموختههاي خود را در عمل پياده كنند. حرفهي دندانپزشكي بدون خلاقيت و زيباييشناسي، معنا و مفهومي ندارد. يك جراح فك و صورت، يك دندانپزشك ترميمي، يك «ارتودنتيست» يا «پروتزيست» و حتي يك دندانپزشك عمومي با بينش هنري، كارش را آغاز و به پايان ميرساند؛ زيرا هنگام تراش دندان، رديف كردن دندانها، ساخت دندان، ترميم دندان و موارد ديگر، بايد از خلاقيت هنري خويش بهره برده و داراي نگرش كارشناسانهي هنري باشد. توانمندي در علوم پايه به خصوص در زيستشناسي براي دانشجوي اين رشته ضروري است.
آنچه يك دانشآموز در درس زيستشناسي دورهي دبيرستان فرا ميگيرد به نحوي به رشتهي دندانپزشكي ارتباط دارد، به خصوص دو بخش فيزيولوژي و آسيبشناسي كه دانشجويان دندانپزشكي در دو سال اول تحصيل خود، آن را با وسعت و عمق بيشتري نسبت به دورهي دبيرستان مطالعه ميكنند.
همچنين دانشجوي اين رشته بايد از دستهايي ماهر و توانمند برخوردار باشد، چون بسياري از كارهاي دندانپزشكي، از تراش دندان گرفته تا بازسازي دندان، نياز به دستهايي هنرمند و توانا دارند تا بتوان به بهترين شكل كارهاي ظريف دندانپزشكي را انجام داد.
فرصتهاي شغلي
در كشور ما فرصتهاي شغلي براي دندانپزشكان جوان به دو دليل عمده محدودتر شده است. يكي از اين دلايل، پيشرفت بهداشت در كشور است. خوشبختانه كشور ما نيز مانند ساير كشورهاي جهان در راستاي پيشگيري و اهداف بهداشتي حركت کرده و بسياري از بيماريها را مهار و كنترل كرده است، در نتيجه مردم كمتر به پزشكان و دندانپزشكان مراجعه ميكنند.
از سوي ديگر در چند سال اخير رشد پزشكان و دندانپزشكان نسبت به نرخ رشد جمعيت افزايش يافته است. براي مثال اگر تا 20 سال قبل به ازاي هر 25 هزار نفر يك دندانپزشك داشتيم، حالا به ازاي هر 5 يا 6 هزار نفر يك دندانپزشك داريم.
داروسازي
در علم پزشكي براي مداواي يك بيمار، روشهاي متعددي از جمله دارودرماني، جراحي و رواندرماني وجود دارد كه در اين ميان، دارودرماني به عنوان متداولترين شيوه در تمام دنيا شايع است و رشتهي داروسازي، رشتهاي است كه در همين زمينه با بيماران و مردم مرتبط است. از همين رو داروسازي عنوان مناسبي براي اين رشته نيست، چون فارغالتحصيل اين رشته نبايد حتماً در كارخانهها يا لابراتوار داروسازي كار كند، بلكه فعاليت اصلي فارغالتحصيل اين رشته، ارائهي خدمات دارويي است؛ يعني يك داروساز بايد به ارائهي مشاورهي دارويي و بررسي روشهاي داروسازي و ضعفهاي احتمالي موجود در رژيمهاي دارودرماني بپردازد.
تمامي بيماران به خصوص بيماراني كه مشكلات مزمن دارند، مثل بيماران ديابتي و فشار خوني، بيماراني كه از بحرانهاي عفوني رنج ميبرند و جمعيتهاي ويژه از جمله سالمندان، خانمهاي باردار و نوزادان، نياز به مشاورهي دارويي دارند؛ يعني داروساز بايد با توجه به خصوصيات فيزيكي هر بيمار، زمان استفاده از دارو و دز مناسب را براي او مشخص كند.
همچنين يك داروساز در صورت ناموفق بودن رژيم دارودرماني بايد علتهاي عدم موفقيت آن را بررسي كند؛ زيرا حدود 30 تا 50 درصد علت ناموفق بودن شيوهي مداواي يك بيمار، به دارو مربوط ميشود؛ يعني كيفيت دارو، انتخاب نوع دارو و نحوهي استفاده از دارو، (اينكه بيمار دارو را با چه مواد غذايي يا داروهاي ديگري استفاده كرده است)، ميتواند اثر دارو را تضعيف كند و اين وظيفهي يك داروساز است كه علت را تشخيص داده و در اين زمينه، پزشك معالج را راهنمايي كند. از همين رو ميتوان گفت كه رشتهي داروسازي بخشي از علوم پزشكي است كه در رابطه با توليد و ساخت دارو، بررسي وضعيت دارو در بدن انسان و موجودات زنده و ميزان تأثير دارو در سلامت جامعه و كم كردن بحرانهاي بيماريزا نقش ايفا ميكند. داروسازي چه از نظر خدماتي و چه از نظر تحقيقاتي، يكي از مهمترين رشتههاي علمي دنياست؛ زيرا از يك سو فارغالتحصيل اين رشته از نظر نحوهي مصرف دارو، ميزان مصرف، زمان مصرف، تداخل اثر داروي مورد نظر با داروهاي ديگر، تداخل اثر دارو با غذا، مسموميتهاي دارويي و لزوم قطع مصرف دارو در صورت عوارض ناخواستهي دارويي، مشاور بيمار و پزشك است و از سوي ديگر تحقيقات در داروسازي و رشتههاي وابسته، هميشه از مهمترين تحقيقات علمي بوده است و در سالهاي آينده نيز به طور قطع، تحولات بيوتكنولوژي بيشتر متعلق به داروسازي خواهد بود. رشتهي داروسازي به شناخت مادهي مؤثر، فرموله كردن اين ماده (تبديل مادهي مؤثر به فرمي كه قابل مصرف براي بيمار باشد، مثل قرص، كپسول، شربت يا استفاده از روشهاي تزريقي) و بررسي اثرهاي دارو بر بدن بيمار ميپردازد.
درسهاي رشتهي داروسازي شامل دو قسمت عمدهي علوم پايه و علوم تخصصي ميشود. دانشجويان در آغاز، علوم پايه را كه حدود 80 واحد است، ميخوانند و سپس در امتحان جامع علوم پايه شركت كرده و در صورت قبولي وارد دورهي علوم تخصصي ميشوند. درسهاي اين دوره شامل شيميدارويي، داروگياهي، داروسازي صنعتي، سمشناسي و درمانشناسي است و در سه ترم آخر نيز هفتهاي يك روز در داروخانههاي دانشگاه يا داروخانههاي ديگر، دورهي كارآموزي را ميگذرانند و درنهايت با ارائهي يك پاياننامهي تحقيقاتي پس از 5 يا 6 سال، فارغالتحصيل ميشوند.
رشتهي داروسازي با تحقيق و پژوهش عجين شده است و هر ساله تعدادي داروي جديد وارد بازار ميشود كه نتيجهي تحقيقات چندسالهي دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي است. به همين دليل داوطلب اين رشته بايد به تحقيق، علاقهمند باشد؛ زيرا اعتبار علمي اين رشته تا حدود زيادي به انجام كارهاي تحقيقاتي بستگي دارد.
شايد بتوان گفت كه امروزه وجه تمايز داروسازي از رشتههاي پزشكي و دندانپزشكي، در انجام پاياننامههاي تحقيقاتي و كاربردي اين رشته است.
اگر كسي به كارهاي تحقيقاتي عشق ميورزد و ميخواهد تحقيقي انجام دهد كه در راستاي رفع دردها و نيازهاي بشري باشد، داروسازي يكي از بهترين رشتههاي دانشگاهي است كه ميتواند آرزوي او را برآورده كند. دانشجوي داروسازي بايد در علوم پايه مثل فيزيولوژي، شيمي و فيزيك توانمند باشد. همچنين در صورت قوي بودن در درس رياضي ميتواند در گرايشهاي مختلف داروسازي مثل طراحي دارو، سيستمهاي موجود در كارخانههاي داروسازي و شبكههاي رايانهاي داروخانهها و بيمارستانها از كامپيوتر به خوبي استفاده كند.
داروسازي تلفيقي از علوم پايه و باليني است و به همين دليل توانمندي در درسهاي فيزيك، شيمي و زيستشناسي براي اين رشته، ضروري است. همچنين دانشجوي اين رشته براي ارائهي خدمات به بيماران بايد بتواند با افراد به درستي ارتباط برقرار كرده و خوب صحبت كند و در ضمن، فردي سختكوش و جدي باشد؛ زيرا درسهاي اين رشته بسيار فراگير و متنوع هستند (هم جنبهي حفظي و هم جنبهي فهميدني دارند)، درنتيجه به همت و تلاش قابل توجهي نيازمندند. دانشجوي داروسازي بايد به زبان انگليسي مسلط باشد تا بتواند از كتابها و مجلههاي علمي موجود به خوبي بهره ببرد.
فرصتهاي شغلي
امروزه رشتهي داروسازي برخلاف شكل سنتي آن، نقشي محوري دارد؛ يعني يك دكتر داروساز، وظيفه دارد در مورد نحوهي استفادهي بيمار از دارو، او را راهنمايي كند. همچنين در صورت مشاهدهي داروهاي ناهمگون در يك نسخه، عوارض ناشي از تداخل داروهاي مذكور را به پزشك معالج اطلاع دهد. براي مثال اگر بيماري، داروي «اريترومايسين» را كه يك نوع آنتيبيوتيك است همزمان با داروي «ترفنادين» كه يك نوع آنتيهيستامين است، مصرف كند، باعث اختلال در ضربان قلب و حتي مرگ بيمار خواهد شد. حال اگر پزشكي، هر دو دارو را براي بيمار تجويز كند، اين وظيفهي دكتر داروساز است كه با پزشك معالج تماس گرفته و از بروز بحران فيزيولوژيك جلوگيري كند؛ به همين دليل در حال حاضر نهتنها هر داروخانه نياز به يك دكتر داروساز به عنوان مسئول داروخانه دارد، بلكه متخصصان رشتهي داروسازي به عنوان مشاور پزشك در امر تجويز دارو، بايد در بيمارستانها نيز حضور داشته باشند. درست است كه در چند سال اخير به علت تعداد زياد فارغالتحصيلان، فرصتهاي كاري اين رشته كم شده است اما با وجود اين، حدود 90 درصد فارغالتحصيلان اين رشته، جذب بازار كار ميشوند كه از اين ميان، بيش از 80 درصد جذب داروخانهها و مابقي در صنايع داروسازي (صنعت ساخت و كنترل دارو) و كارخانههاي آرايشي- بهداشتي مشغول به كار ميشوند يا در كارهاي اجرايي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي فعاليت ميكنند.
از سوي ديگر در حال حاضر حدود 97 درصد داروهاي مورد نياز كشور (از نظر عددي) در كارخانههاي متعدد داروسازي داخل كشور ساخته ميشوند و بدون شك، كارشناسان و متخصصان موجود در اين كارخانهها، فارغالتحصيل رشتهي داروسازي هستند.
همچنين در چند كارخانهي بزرگ داروسازي كشور، وجود بخش تحقيقات دارويي براي كار در اين زمينه الزامي شده است. اين در حالي است كه اكثر كارخانههاي داروسازي كشور داراي واحدي به نام واحد تحقيقات هستند، در نتيجه امكان فعاليتهاي تحقيقاتي براي فارغالتحصيلان علاقهمند و مستعد اين رشته مهياست.
در رشتهي داروسازي، راه تحقيق بسيار هموار است. علاوه بر كار در بخش تحقيقات كارخانههاي داروسازي، فارغالتحصيل اين رشته ميتواند به طور خصوصي نيز، به ويژه در بخش داروهاي گياهي تحقيق كند يا در حالي كه در داروخانه كار ميكند به تحقيقات نيز بپردازد؛ يعني روي نسخههاي بيماران مطالعات تحقيقاتي انجام دهد.
يك دكتر داروساز علاوه بر كار در شبكههاي بهداشتي- درماني (داروخانهها و بيمارستانها) ميتواند در كارخانههاي دارويي، آرايشي- بهداشتي، غذايي و مواد اوليهي دارويي كار كند يا مديريت سيستمهاي مختلف بهداشتي- درماني را بر عهده بگيرد.
علوم سلولي و مولكولي
- ساختمان يك سلول چگونه است و يك سلول چه فعاليتهايي انجام ميدهد؟
- فعاليت ژنها چگونه ميتواند سلولها را به جهتهاي متفاوت سوق داده و بافتهاي مختلفي ايجاد كند؟
- چرا يك انسان دچار سرطان ميشود؟
- چه ژني در هوش انسان مؤثر است و اين ژن، چه فعاليتهايي انجام ميدهد كه منجر به باهوشي يك فرد ميشود؟
زيستشناسي سلولي و مولكولي، علمي است كه به سؤالهاي بالا و بسياري از سؤالهاي ديگر پاسخ داده يا در صدد پاسخ دادن به آنهاست.
تا 40 سال پيش، علم زيستشناسي به دو بخش علوم جانوري و گياهي تقسيم ميشد، زيرا معمولاً دانشمندان، موجودات زنده را در اين دو گروه طبقهبندي ميكردند. با پيشرفت علم و ورود تكنولوژيهاي جديد در علوم، زيستشناسي از صورت تشريحي و مورفولوژي يا ريختشناسي خارج شد و به سوي زيستشناسي سلولي و مولكولي گرايش پيدا كرد. در اين گرايش از زيستشناسي، علل تغييرات سلولها و بافتها يا علل ايجاد اندامها بررسي شده و تحقيق ميشود كه چگونه انواع سلولها و بافتها، از سلول واحد و يكساني ايجاد ميشوند. در واقع علوم سلولي و مولكولي، علمي است كه در پي علتهاست نه معلولها.
مهمترين مولكولهايي كه در حيات سلول مؤثرند، DNA و RNA و پروتئينها هستند. DNA، مركز ذخيرهي اطلاعات و صدور فرمانهاي سلولي است و RNA، وظيفهي انتقال اين فرمانها و پروتئينها مسئوليت اجراي اين فرمانها را بر عهده دارند. به اين ترتيب سلول، فعاليت زيستي خود را انجام ميدهد. در زيستشناسي سلولي و مولكولي، چگونگي اين فعاليتها بررسي ميشود.
اهميت و جايگاه اين رشته
در اعتقاد عامهي مردم، ژنتيك، مساوي است با وراثت، اما بر اساس طبقهبندي علمي، وراثت تنها يكي از مباحث علم ژنتيك است كه در قسمت «ژنتيك كلاسيك» بررسي ميشود.
در ژنتيك كلاسيك، سؤالهايي از قبيل «اگر چشم مردي آبي و چشم همسرش سبز باشد، احتمال اينكه چشم فرزند آنها سبز شود، چهقدر است؟ يا گاوهاي نسل بعد از گاوهاي شيرده، از نظر شيردهي چگونه خواهند بود؟» مطرح ميشود.
اما آن قسمت از علم ژنتيك كه در سالهاي اخير پويايي بيشتري پيدا كرده است، «ژنتيك مولكولي» است. در اين بخش از ژنتيك، ديگر سؤال نميشود چشم فرزندي كه چشم پدرش آبي و چشم مادرش سبز است، چه رنگي خواهد شد، بلكه سؤال قابل طرح در ژنتيك مولكولي اين است كه چرا چشم چنين فرزندي سبز يا آبي ميشود يا اينكه چرا انسان به بيماري سرطان دچار ميشود؛ به زبان ديگر، هنگام بروز سرطان، چه ژنهايي به هم ميخورند و به هم خوردن آنها باعث تغيير چه مولكولهايي ميشود و آن مولكولها به چه دليل باعث بيماري سرطان ميشوند.
در اين ميان زيستشناسي سلولي و مولكولي، اتفاقهاي مولكولي را بررسي كرده و به دنبال يافتن پاسخي براي سؤالهاي ذكرشده است و چون در 30 سال گذشته به ياري اين علم، تحقيقات باارزشي در ژنتيك مولكولي انجام شده است، بايد گفت كه نيمهي دوم قرن بيستم، متعلق به رشتهي علوم سلولي و مولكولي است.
امروزه زيستشناسي در كشورهاي پيشرفته بيش از 80 يا 90 درصد سمت و سوي علوم سلولي و مولكولي دارد؛ زيرا اين رشته، نيروي انساني لازم براي تحقيق در رشتههاي پزشكي، بيوشيمي، ژنتيك، بيوتكنولوژي، مهندسي ژنتيك، اصلاح نباتات، شيلات و دام را تربيت ميكند.
براي مثال در رشتهي پزشكي، مطالعهي ژنوم انسان (مجموعهي تمام ژنهاي انساني) توسط متخصصان علوم سلولي و مولكولي انجام ميشود. گفتني است كه مطالعهي ژنوم انسان در تحقيق روي بيماريهايي مانند سرطان، ايدز و تمام بيماريهايي كه با ژن سروكار دارند، ضروري است. در رشتهي كشاورزي، امروزه اكثر گياهان خوراكي از قبيل گوجهفرنگي، سيبزميني، گندم، برنج و بسياري از گياهان ديگر از طريق علوم سلولي و مولكولي و بيوتكنولوژي به دست ميآيند.
در علوم جانوري نيز اكثر ماهيهايي كه به صورت پرورشي ايجاد ميشوند، گاوهاي شيرده يا گوشتي و ماكيان (مرغها)، حاصل تحقيقات علوم سلولي و مولكولي و بيوتكنولوژي هستند. همچنين در مورد ارتباط بين رشتههاي علوم سلولي و مولكولي و بيوتكنولوژي ميتوان گفت بيوتكنولوژي يكي از رشتههاي علوم سلولي و مولكولي است؛ يعني زيربناي درس بيوتكنولوژي، علوم سلولي و مولكولي است و به همين دليل نميتوان دانشجويي را كه فقط علوم گياهي يا جانوري خوانده است، به سوي بيوتكنولوژي هدايت كرد.
توانمنديها و ويژگيهاي لازم
دانشجويي ميتواند در اين رشته موفق شود كه علاوه بر زيستشناسي، در درسهاي شيمي، فيزيك و رياضي قوي باشد. براي فهم بهتر درسهاي دانشگاهي و همچنين براي درك بهتر تكنولوژي موجود در جهان كه در اين رشته مورد استفاده قرار ميگيرد، درسهاي رياضي، شيمي و فيزيك، زيربنا و پايهي علوم سلولي و مولكولي هستند.
يك زيستشناس سلولي و مولكولي علاوه بر دانستن مباني و اصول زيستشناسي نياز به دانش شيمي قوي دارد، به اين دليل كه روابط مولكولهاي حياتي، حاصل پديدههاي شيميايي است. همچنين آشنايي كافي با درسهاي شيمي، آمار و كامپيوتر براي موفقيت در اين رشته الزامي است.
دانشجوي اين رشته بايد به كارهاي آزمايشگاهي علاقهمند بوده و در كارهاي تحقيقاتي كوتاهي و سستي نكند. براي مثال يكي از كارهايي كه به طور معمول در آزمايشگاه علوم سلولي و مولكولي انجام ميشود، استخراج RNA از يك بافت است كه حداقل زمان لازم براي اين كار، 5 ساعت است و البته در بسياري از آزمايشگاهها استخراج RNA تنها يك بخش از كار است.
دامپزشکي
ديباچه: امروزه در دنيا عليرغم پيشرفتهايي که در زمينههاي مختلف صورت گرفته است، هنوز هم مسأله غذا از نظر اجتماعي و اقتصادي در درجه اول اهميت قرار دارد و به عنوان يک مسأله استراتژيک مطرح است. به طوري که موقعيت يک کشور را با سطح و نوع غذاي مردم آن کشور محک ميزنند. بدون شک در ميان مواد غذايي آنچه بسيار اهميت دارد و جزولاينفک مواد غذايي روزانه است، پروتئين حيواني است که از طريق دام تهيه ميشود.از همينجا ميتوان به اهميت دانش دامپزشکي پي ببرد زيرا دامپزشکي علم شناخت بيماريهاي دامي اعم از بيماريهاي مشترک بين انسان و حيوان يا بيماريهاي خاص دام، پيشگيري از بيماريها، معالجه بيماريها و همچنين علم تغذيه انسان و دام است. در نشريه سازمان بهداشت جهاني آمده است "هدف نهايي دامپزشکي درمان حيوانات نيست بلکه دقيقاً تأمين مواد غذايي و بهداشت انسان ميباشد." چرا که با واکسيناسيون دامها ميتوان از مرگ و مير آنها جلوگيري کرد و بر ميزان فرآوردههاي دامي افزود و در نتيجه مواد پروتئيني لازم را براي جيره غذايي انساني تأمين نمود. موادي که مقاومت انسانها بخصوص کودکان را در مقابل کليه بيماريها، افزايش ميدهد و نهتنها باعث کاهش قابل ملاحظه هزينههاي درماني ميشود، بلکه جامعهاي سالم و فعال بوجود خواهد آورد.
تواناييهاي لازم :
يک دامپزشک بايد به زيستشناسي علاقهمند بوده، به زبان انگليسي تسلط داشته و قدرت تجزيه و تحليل بالايي داشته باشد. چون بيمار او نميتواند درد خود را بيان کند و دامپزشک بايد خود موفق به شناخت بيماري گردد. بدون شک دانشجوي اين رشته بايد از سلامت جسماني نيز برخوردار باشد اما قدرت بدني در همه بخشهاي دامپزشکي مطرح نيست.
موقعيت شغلي در ايران :
فارغالتحصيلان دامپزشکي ميتوانند در مراکز مختلفي از جمله سازمان دامپزشکي، مؤسسه تحقيقات و توليد واکسن رازي ، شرکتهاي توليد دارو و فرآوردههاي دامي، شرکتهاي توليد مواد غذايي با فرآوردههاي دامي، واحدهاي دامپروري دولتي و خصوصي و آزمايشگاههاي تشخيص بيماريهاي دامي و بيماريهاي انساني فعاليت کنند يا خود بري معالجه حيوانات اهلي کلينيک دامپزشکي تأسيس کنند. گفتني است که در اکثر کشورها از جمله کشور ما، دامپزشکان در تحقيقات پايه پزشکي نقش مهمي دارند براي مثال دکتر "جي ـ بانگ" عامل تب مالت انسان و سقط جنين دامها را کشف کرد. اين توانايي از آنجا نشأت ميگيرد که از يک طرف کار بادام محدوديت کار با انسان را ندارد؛ يعني ميشود بر روي تعداد زيادي از حيوانات با وجود احتمال بيماري يا مرگ آزمايش نمود و از سوي ديگر يک دامپزشک ديد وسيعتري درباره حيوانات دارد و ميتواند به روي حيوانات مختلف تحقيق کند.
زيستشناسي
رشتهي زيستشناسي يكي از رشتههاي علوم پايه است كه در مقاطع كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكترا ارائه ميشود. بر اساس مصوبهي شوراي عالي برنامهريزي، از سال 74 رشتهي زيستشناسي به دو شاخه تقسيم شده است:
1. زيستشناسي عمومي که شامل علوم گياهي و علوم جانوري است.
2. زيستشناسي سلولي و مولكولي که شامل ميكروبيولوژي، بيوشيمي و بيوفيزيك ميشود.
- علوم گياهي داراي دو بخش عمدهي فيزيولوژي و سيستماتيك است.
الف) فيزيولوژي به شناخت زندگي گياهان و اندامهاي مختلف يك گياه ميپردازد.
ب) سيستماتيك دربارهي اسامي و طبقهبندي گياهان است.
- زيستشناسي سلولي و مولكولي: علل تغييرات سلولها و بافتها يا علل ايجاد اندامها را بررسي كرده و تحقيق ميكند كه چگونه انواع سلولها و بافتها از سلول واحد و يكساني ايجاد ميشوند.
- ميكروبيولوژي: به بررسي و مطالعهي ميكروارگانيسمها ميپردازد و ارتباط ميكروارگانيسمها را با خودشان و همچنين موجودات عاليتر مانند انسان، حيوانات و گياهان مورد بررسي قرار ميدهد. زيستشناسي از رشتههاي علوم پايه است، با 6 گرايش در مقطع كارشناسي و 7 گرايش در مقطع كارشناسي ارشد و دكترا.
گرايشهاي مقطع كارشناسي
1. ميكروبيولوژي، 2. علوم گياهي، 3. علوم جانوري، 4. زيستشناسي سلولي و مولكولي، 5. ژنتيك و 6. زيست دريا.
تمامي گرايشها در بيشتر واحدها مشترك و در واحدهاي اختياري، متفاوت هستند. براي ادامهي تحصيل در مقطع ارشد، آزاديد و ميتوانيد در مقطع كارشناسي در آزمون ارشد، در هر گرايشي كه تمايل داشته باشيد شركت كنيد. پيشرفتهاي علمي روز در اين رشته در هر گرايش، بسيار زياد بوده و راههاي تحقيق زيادي وجود دارد.
تعداد كمي از دانشجوياني كه در رشتهي زيستشناسي مشغول به تحصيل هستند، در ابتداي ورود به دانشگاه، تنها به دليل اينكه از علم زيستشناسي لذت خواهند برد، اين رشته را انتخاب كردهاند؛ اما جذابيتهاي زيستشناسي به حدي زياد است كه پس از 2 يا 3 ترم، اين دانشجويان كاملاً جذب رشتهي تحصيلي خود ميشوند. بررسي و مطالعهي سريع در رشتههاي زيرمجموعهي زيستشناسي نشان ميدهد زيست جانوري، زيست گياهي، بيوتكنولوژي، حفاظت از محيط زيست، زيستشناسي محيطي، زيست انساني، زيست دريايي، ميكروبيولوژي، زيست مولكولي و ...، رشتههايي هستند كه در مقاطع کارشناسي و کارشناسي ارشد، زيرمجموعهي علم زيستشناسي هستند.
علم زيستشناسي با علوم ديگر مثل زبان، كامپيوتر، روانشناسي، رياضي، ارتباطات و ... در ارتباط است. به طور كلي زيستشناسان در بسياري از سازمانها و مراكز تحقيقاتي در كشف و پيدا كردن جنبههاي مختلف زندگي و پيشرفت و توسعهي اطلاعات انسان در زمينههاي زيستي مشغول به كار هستند. علم زيستشناسي به طور معمول فرصت مطالعهي گسترهي وسيعي از موضوعات را قبل از آماده شدن و در دسترس ديگران قرار گرفتن به شما ميدهد. در يك ترم تحصيلي ممكن است دانشجو در حال پرورش تواناييهايي باشد كه حتي فكر ميكند غير مرتبط با رشتهي تحصيلي خود است، مثل ارتباطات، سازماندهي، IT و ...
زيستشناسي مانند رشتههاي ديگر علوم پايه، يك رشتهي آسان نيست. كارهاي گروهي كه دانشجو بايد در آزمايشگاهها و زمانهاي كنفرانس انجام دهد، او را در يك محيط كاملاً رقابتي و مقايسهاي قرار ميدهد كه بايد از تمام تواناييها و اطلاعات جمعآوريشده در طول ترم استفاده كند.
درسهايي كه در مقطع کارشناسي تدريس ميشوند عبارتاند از: زيست جانوري، زيست گياهي، بيوشيمي، زيست مولكولي، فيزيولوژي، فيزيك، رياضي، فيزيك پزشكي، شيمي، زبان و ... . پس از فارغالتحصيلي نيز زمينهي كاري محدودي وجود دارد. بعضي از فارغالتحصيلان، شانس جذب شدن در مراكز تحقيقاتي را دارند كه علاوه بر اشتغال، فرصت بالا بردن معلومات خود را نيز پيدا خواهند كرد. در بعضي از شركتهاي اختصاصي زيستشناسي و مراكز تحقيقاتي- ژنتيكي، امكان همكاري به عنوان يك مشاور محيطي و در آموزش و پرورش (در مدرسهها) به عنوان معلم علوم يا زيستشناسي براي فارغالتحصيلان اين رشته فراهم است. در ايران، امكان ادامهي تحصيل تا مقاطع كارشناسي ارشد و دكترا (Ph.D) براي علاقهمندان به زيستشناسي وجود دارد.
شيمي
شيمي تجزيه
شيمي تجزيه، علم جمعآوري، پردازش و برقراري ارتباط ميان دادههاي مربوط به تركيب و ساختار ماده است. به بيان ديگر، شيمي تجزيه، آميزهاي از علم و هنر است كه نوع و مقدار ماده را تعيين ميكند. متخصصان اين رشته به كمك شگردهايي مانند نمونهبرداري، جداسازي، غليظسازي و ...، به تجزيه و تحليل كمّي و كيفي مواد ميپردازند. آنها با استفاده از ابزار و وسايلي كه در اختيار دارند و به كمك دانش شيمي و رايانه و آمار، مسايل گوناگوني را حل ميكنند كه به نوعي به علم شيمي مربوطاند.
براي مثال اين متخصصان در زمينهي تأييد سلامتي و كيفيت مواد غذايي، دارويي و بهداشتي و آب و فرايند توليد اين مواد، كمك زيادي به توليدكنندگان ميكنند. همچنين آنها در تشخيص بيماريها به پزشكان ياري ميرسانند. كارشناسان شيمي تجزيه، فرصتهاي شغلي مختلفي در زمينههاي پژوهشي، صنعت، آموزشي، مشاغل دولتي، توسعهي فرايندها، بازرگاني و نيروي انتظامي دارند. در واقع شيمي تجزيه، حرفهاي است كه كمكهاي قابل ملاحظهاي در همهي حيطههاي علم ميكند.
(پگاه حاجينظري)
كاردان شيمي و پدافند جنگهاي شيميايي، ميكروبي و هستهاي
هدف اين رشته، تربيت كاردان براي مقابله با جنگهاي شيميايي، ميكروبي و هستهاي است كه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و ارگانهاي نظامي، به وجود آنها نياز بسيار دارند.
اين رشته داراي سه شاخهي شيميايي، ميكروبي و هستهاي است و فارغالتحصيلان آن ميتوانند با كسب مهارتهاي لازم، در زمينهي پدافند جنگهاي شيميايي، ميكروبي و هستهاي و سازمانهاي رزمي و ارگانهاي مرتبط ديگر فعاليت كنند.
زمينشناسي
در زمينشناسي، منشأ زمين، تاريخ، ساختمان زمين و مواد متشكلهي آن، منابع طبيعي موجود در زمين و تغيير و تحولاتي كه در طول زمان پديد آمدهاند، مورد بررسي قرار ميگيرد.
علم زمينشناسي اكنون عصر طلايي خود را سپري ميكند. نظريههاي جديد، به بسياري از سؤالها پاسخ قطعي دادهاند و پيشرفتهاي زيادي نيز در ساخت و ارائهي دستگاههاي مورد استفاده در زمينشناسي به دست آمده است. اينك از اعماق اقيانوسها تا نوك بزرگترين قلهها و حتي ماوراي اين دو، مورد مطالعه قرار گرفتهاند و اطلاعات حاصل از آنها به صورت نقشه و گزارش ثبت شده است. ماهوارههاي اكتشافي در مدار زمين چنان اطلاعات باارزش، دقيق و لحظه به لحظهاي از وضعيت زمين و درون و بيرون و تغييرات حاصل در آن، تهيه و ارائه ميكنند كه گاه اطلاعات حاصل از منابع غني معدني يك كشور توسط ماهوارهي كشوري ديگر در اختيار مجريان امور كشور صاحب آن منبع قرار ندارد.
با توجه به وابستگي اقتصادي بسياري از كشورهاي دنيا به منابع معدني اعم از نفت، گاز، طلا و فلزات ديگر و كانيهاي غير فلزي و نقش زمينشناسي در شناسايي و اكتشاف اين منابع و ياري رساندن به علوم مرتبط ديگر در اين زمينهها، جايگاه زمينشناسي در عصر حاضر در جايگاهي ويژه و در خور تأمل است.
زمينشناسي در ايران
كشور ايران با مساحتي گسترده، شامل تنوع پديدههاي مختلفِ مرتبط با علم زمينشناسي است. اين سرزمين با در اختيار داشتن منابع معدني بسيار غني اعم از مواد سوختي و ذخاير فلزي و غير فلزي گرانبها و قرار گرفتن روي منطقهاي فعال از نظر زمينشناسي كه باعث وقوع زلزلهها، تغيير ساختار زمين، پديدهي كوهزايي، تغيير پهناي درياها و خليج مجاور و دهها مطلب شگفتانگيز و درخور دقت و مطالعه، نياز فراواني به پژوهشگران و متخصصاني دارد كه به مطالعه و كاوش در آن بپردازند و ضمن شناخت اسرار آن، نعمتهاي خدادادي نهفته در دل آن را آشكار كنند و مورد بهرهبرداري صحيح قرار دهند.
جنبوجوش در زمين
زمينشناسي، بسياري از پرسشهاي هيجانانگيز و جذاب پيرامون ما را به بحث و بررسي ميگذارد؛ اينكه زمين در اولين روزهاي عمر خود چگونه بوده است، چرا اقيانوس اطلس به تدريج وسيعتر و اقيانوس آرام كوچكتر ميشود و ... .
دانشجوي زمينشناسي علاوه بر تسلط كافي بر درسهايي مثل فيزيك، شيمي و رياضي، بايد از قدرت تجسم مناسبي نيز برخوردار باشد. يك زمينشناس نهتنها در دوران دانشجويي، بلكه در زمينههاي شغلي نيز با محيطهاي طبيعي مثل كوه و بيابان روبهروست؛ بنابراين داشتن روحيهاي پُر جنبوجوش و علاقه به زندگي در محيطهايي مثل كوه و بيابان، لازمهي آن است.
فارغالتحصيلان مقطع كارشناسي رشتهي زمينشناسي ميتوانند نقشههاي زمينشناسي معدني و جغرافيايي را مطالعه کرده و اطلاعات آن را استخراج كنند و با گروههاي اكتشاف معدن، آبيابي و بهرهبرداري از آبهاي زيرزميني همكاري داشته باشند. با توجه به تواناييهاي آنها، وزارتخانههاي صنايع و معادن، نفت، نيرو، راه، جهاد كشاورزي، علوم و آموزش و پرورش، همچنين شركتها و مؤسسههايي مثل ذوبآهن، سازمان زمينشناسي كشور، فعاليتهاي سدسازي، آبيابي، حفر تونل، بخشهاي مرتبط با تهيهي نقشههاي زمينشناسي، ميتوانند زمينههاي اشتغال و فعاليت فارغالتحصيلان اين رشته باشند
پرستاري
پرستار، عضوي مهم در تيم مراقبت بهداشتي است و داراي نقشهاي گستردهاي از جمله نقش مراقبتي، حمايتي، درماني، هماهنگي، مشورتي، مديريتي و تحقيقاتي است. به اين معنا كه پرستار، وظيفهي مراقبت و حمايت از بيمار، وظيفهي هماهنگي بين بيمار و پزشك و بيمار و خانوادهي بيمار (انتقالدهندهي خواستهها و نيازهاي بيمار يا مددجو)، مسئوليت مديريت بخش (اولويتبندي براي رسيدگي به بيماران و تصميمگيري بهموقع در مورد بيماران اورژانسي)، وظيفهي آموزش به بيمار براي تطابق با مشكلات و ناراحتيهاي پيشآمده و وظيفهي تحقيق دربارهي روشهاي مراقبتي كه اعمال كرده است و تحقيق دربارهي نحوهي كاهش تعداد روزهاي بستري يك بيمار را بر عهده دارد.
پرستاري، يعني كمك به فرد سالم يا بيمار در درمانگاه يا بيمارستان براي انجام آن دسته از فعاليتهايي كه سبب حفظ و ارتقاي سلامت ميشود، به نحوي كه اگر فرد، توانايي، اراده يا آگاهي لازم را داشت ميتوانست آن فعاليتها را بدون كمك انجام دهد.
در همين راستا پرستار وظايف خود را در قالب شش نقش درماني، مراقبتي، حمايتي، هماهنگي، حفاظتي و آموزشي انجام ميدهد.
توانمنديها و ويژگيهاي لازم
دانشجوي پرستاري بايد عاشق انسان و انسانيت باشد تا بتواند در شرايط سخت و بحراني، حتي زماني كه خسته است يا آمادگي جسمي و روحي لازم را ندارد، به ديگران كمك كند.
همچنين بايد فردي منظم و دقيق باشد و بداند که نظم و سختگيري، اساس كار رشتهي پرستاري است. از لحاظ درسي نيز لازم است به زيستشناسي، شيمي و زبان انگليسي مسلط باشد؛ زيرا براي بهروز بودن و اطلاع از آخرين دستاوردهاي دانش پرستاري، لازم است از مجلهها و منابع علمي به زبان انگليسي استفاده كند.
دانشجوي پرستاري بايد از سلامت كامل جسماني برخوردار باشد تا به ياري ديدِ قوي بتواند كارهاي ظريف و دقيق پرستاري را به خوبي انجام دهد و با شنوايي خوب، صداي قلب را حتي اگر ضعيف باشد، بشنود. حتي داشتن قدي متناسب و عدم لكنت زبان يا لرزش دست در اين رشته، ضروري است؛ زيرا همين مشكلات به ظاهر كوچك، در كارايي يك پرستار بسيار مؤثر است.
قرار نيست دانشجوي پرستاري پس از فارغالتحصيلي بنشيند و دستور دهد، بلكه بايد در انجام هر خدمتي پيشقدم باشد.
همچنين لازم است روابط عمومي خوبي داشته باشد؛ زيرا پرستار، نزديكترين فرد به بيمار است و حتي بعضي از بيماران مشكل خود را به راحتي با پزشك در ميان نميگذارند اما آن را با پرستاري كه روابط عمومي خوبي داشته و توانسته است اعتماد بيمار را جلب كند، در ميان ميگذارند.
اطلاعات عمومي بالا در زمينهي پزشكي براي يك پرستار ضروري است، چون پرستار، پزشك دوم است و حتي درسهايي كه ميخواند همان درسهاي پزشكي ولي در سطح محدودتري است.
پرستار با دردمندترين افراد جامعه در ارتباط است به همين دليل بايد جسمي قوي و روحي توانا داشته باشد تا بتواند از عهدهي شبكاري يا كار در بخشهاي حساس و دشوار مثل C.C.U و I.C.U، بخش بيماران سرطاني يا بخش سوانح سوختگي برآيد و در ضمن دچار فشارهاي روحي و رواني يا ناتوانيهاي جسمي نشود.
فرصتهاي شغلي
در بسياري از كشورها اولين خط ارتباط جامعه با سيستم پزشكي، پرستار است؛ زيرا پرستاران نسبت به افراد ديگر تيم پزشكي، تعدادشان بيشتر است، در دسترس قرار دارند و اطلاعات بهداشتي- درماني آنها جامع است.
پرستاران علاوه بر كار در بيمارستانها و مراكز بهداشتي- درماني ميتوانند در صنعت براي مراقبت از سلامت و بهداشت كاركنان صنايع مختلف، در سازمان تربيت بدني و مراكز ورزشي به عنوان يكي از اعضاي اصلي تيم مراقبت پزشكي و در آموزش و پرورش فعاليت كنند. فرصتهاي شغلي يك پرستار بسيار گسترده است و حتي يك پرستار ميتواند به طور مستقل فعاليت كند؛ يعني ميتواند با تأسيس مركز بهداشت خصوصي به ارزيابي وضعيت سلامت افراد جامعه بپردازد يا مهد كودك داير كند.
مامايي
مامايي مدرن، اينك راز سر به مهر ماماهاي قرنهاي پيشين نيست، بلكه دانشي است كه با تكيه بر پيشگيري، تشخيص و درمان، مراقبتهاي دوران بارداري، مراقبت دوران زايمان، دخالت فعال در روند زايمان و كمك به متخصصان زنان، نوزادان و كودكان، تلاش ميكند آبستني و زايمان به گونهاي مطمئن و بيخطر انجام شود و نوزادي سالم را براي خانواده و مادرش به ارمغان آورد.
چرا مسئوليت حرفهي مامايي از ساير شاخههاي گروه پزشكي سنگينتر است؟ علت اين است كه يک ماما به طور همزمان مسئوليت سلامتي و حيات دو يا چند انسان را بر عهده دارد. در اين ميان، نوزاد قبل از تولد در محفظهاي كاملاً دور از ديد قرار دارد و هر گونه پيشامد و خطري، از ديد مستقيم ماما پنهان است؛ بنابراين لازم است با دقت مداوم و آگاهي لازم، روند زايمان را تا انتها دنبال كند. ماما، فردي است كه برنامهي آموزش مامايي را در دانشگاه با موفقيت گذرانده و شايستگيهاي لازم در كسب پروانهي كار و اشتغال به حرفهي مامايي را به دست آورده باشد. ماما بايد بتواند راهنمايي و سرپرستي از زنان باردار را در دوران حاملگي، زايمان و توجهات پس از زايمان به عهده بگيرد، عمل زايمان را با مسئوليت خود انجام دهد و از نوزاد مراقبت كند. اين مراقبتها شامل اصول پيشگيري و تشخيص موارد غير طبيعي نزد مادر و كودك و در صورت موجود نبودن تسهيلات بهداشتي و پزشكي، فراهم كردن كمكهاي لازم در مواقع اورژانس است. همچنين ماما نهتنها دربارهي مادر و كودك، بلكه نسبت به مسائل بهداشتي كل افراد خانواده و جامعه، وظيفهي مهمي دارد.
مقاطع تحصيلي و گرايشها
اين رشته در مقاطع كارداني، كارشناسي پيوسته، كارشناسي ارشد ناپيوسته و دكترا ارائه ميشود. اين رشته در مقاطع كارداني و كارشناسي داراي گرايش نيست و به صورت عمومي ارائه ميشود، اما در مقطع كارشناسي ارشد داراي دو گرايش است.
1. گرايش بهداشت مادر و كودك: اين گرايش در مورد تنظيم خانواده و بهداشت دوران بارداري بحث ميكند.
2. گرايش آموزش مامايي: اين گرايش در مورد بيماريهاي زنان بحث ميكند و بيشتر جنبهي علمي دارد.
لازم به يادآوري است که دورهي دكتراي مامايي، در داخل كشور راهاندازي شده است. همچنين فارغالتحصيلان دورهي كارشناسي اين رشته ميتوانند در رشتههايي مانند فيزيولوژي، آناتومي و آموزش بهداشت و ... نيز ادامهي تحصيل دهند.
توانمنديها و ويژگيهاي لازم
از مراكزي كه يك ماما ميتواند در آنجا مشغول به كار شود، ميتوان به بيمارستانها، زايشگاهها، درمانگاهها و مراكز بهداشتي اشاره كرد. همچنين ماما بر اساس قوانين حاضر و در صورت داشتن مدرك كارشناسي ميتواند مجوز دفتر كار خصوصي (مطب) دريافت كند و در آن، به ارائهي خدمات بهداشتي- درماني بپردازد. به طور خلاصه ميتوان نقش حساس ماما را در موارد زير برشمرد:
- مراقبت دوران بارداري كه از اهميت فوقالعادهاي برخوردار است و عامل اساسي در حفظ سلامت مادر و جنين است.
- مواظبت از مادران هنگام درد كه در حقيقت فيزيولوژي زايمان در آن خلاصه ميشود.
- انجام زايمان كه حساسترين مرحلهي بارداري است و نياز به دانش و مهارت دارد.
- انجام مراقبتهاي بعد از زايمان؛ زيرا مادران و نوزادان در اين مرحله نياز به مراقبت دقيق دارند.
- آموزش شيردهي، نگهداري و تغذيهي نوزاد و تأكيد بر واكسيناسيون نوزاد.
- آموزش لازم در زمينهي جلوگيري از حاملگي ناخواسته، مشاورهي قبل از ازدواج و تنظيم خانواده و كمك به حل مشكل افزايش بيرويهي جمعيت كه گريبانگير جوامع در حال رشد است.
آموزش بهداشتي دختران در زمينهي بهداشت دوران بلوغ و بعد از آن و همچنين كمك به خانمها بعد از ازدواج در زمينهي رعايت بهداشت و پيشگيري از بيماريها، معاينههاي لازم كلينيكي، پيشگيري از سرطان سينه با آموزش نكتههاي لازم، همچنين تهيهي پاپاسمير (تست سرطان دهانهي رحم كه يكي از روشهاي مؤثر در تشخيص زودرس اين بيماري مهلك است كه ساليانه جان هزاران مادر را به دليل بياطلاعي و عدم مراجعه به خطر مياندازد).
كارآموزي در عرصه
اين كارآموزيها شامل اين موارد است: بارداري و زايمان، مراقبتهاي مربوط به زايمان در منزل، بيماريها و فوريتهاي زنان، بهداشت مادر و كودك و تنظيم خانواده بر اساس مامايي جامعهنگر، نوزادان نيازمند به مراقبتهاي ويژه، بيماريهاي داخلي و جراحي در مامايي، اصول مديريت و كاربرد آن در مامايي، راديولوژي و اولتراسوند و الكتروفيزيولوژي در مامايي و زنان در مراكز و درمانگاهها و بخشهاي زنان و زايمان و كلينيكهاي بهداشت و تنظيم خانواده.
فيزيوتراپي
بر اساس آمار جهاني، حدود 10 درصد از جمعيت هر كشور را معلولان تشكيل ميدهند و اين افراد براي استفاده از تواناييهاي باقيمانده و جبران هرچه بيشتر ناتوانيها و محدوديتهاي خويش، به خدمات فيزيوتراپي نياز دارند.
رشتهي فيزيوتراپي يكي از رشتههاي توانبخشي است و در آن، دانشجويان ميآموزند كه چگونه با استفاده از عوامل فيزيكي (مانند نور، الكتريسيته، گرما، سرما و صوت) يا عوامل مكانيكي فيزيكي (مثل تمرينها و تكنيكهاي ورزشي)، بيماراني را كه دچار صدمههاي مختلف شدهاند، تحت درمان قرار دهند. فيزيوتراپي، هم در بُعد پيشگيري و هم در بُعد درمان، نقش بسيار زيادي دارد. براي مثال، يك فيزيوتراپيست، نحوهي نشستن يا بلند كردن وزنههاي مختلف را آموزش ميدهد تا از انحرافاتي جلوگيري كند كه ممكن است در ستون فقرات افراد به دليل عدم رعايت موارد ذكرشده ايجاد شود.
فيزيوتراپي در لغت به معني درمان فيزيكي است و در اصطلاح، علمي است كه فعاليتهاي آن به دو بخش عمده تقسيم ميشود؛ يك بخش آن شامل فعاليتهايي است كه در آنها از دستگاهها و وسايل خاص الكتريكي استفاده ميشود كه اين وسايل خود دو گونه هستند:
الف. وسايلي كه كار آنها تحريك عصب و عضله است و در ضايعات عصبي براي بازآموزي و نوآموزي استفاده ميشوند.
ب. وسايلي كه براي تسكين درد مورد استفاده قرار ميگيرند.
بخش ديگر فعاليتها نيز حركتي و مكانيكي هستند كه به آنها حركات درماني گفته ميشود و لازمهي انجام آنها، دانستن مكانيسم عصب و عضله و الگوهاي حركتي است تا درمانكننده با توجه به اطلاعات گفتهشده، به بهبود يا افزايش توانايي بيماراني بپردازد كه مبتلا به انواع ضايعات عصبي (انواع فلجها) شدهاند يا داراي دردهاي مفصلي مثل كمردرد يا گردندرد هستند يا اينكه به دليل شكستگي يا جراحي، سختي و محدوديت حركتي دارند.
در اين رشته با استفاده از وسايلي مثل ابزارهاي الكترونيكي، براي رفع معلوليت، كاهش علايم بيماريهاي مفاصل، عضلات و اعصاب تلاش ميشود. البته فيزيوتراپيستها علاوه بر وسايل ذكرشده، از يكسري حركتهاي ورزشي و درماني نيز استفاده ميكنند؛ زيرا براي كسب بهترين نتيجه، بايد حركتهاي ورزشي و درمانهاي الكتريكي به صورت تركيبي مورد استفاده قرار گيرند.
در برخي بيماريها، در كنار دارودرماني يا پس از دارودرماني، به فيزيوتراپي نياز است. براي مثال در بيماريهاي عصبي مثل سكتههاي مغزي يا ضربههاي مغزي، شكستگيها، بيماريهاي قلبي، بيماريهاي ريوي، بيماريهاي زنان و زايمان و نازايي، انواع جراحيهاي داخلي و برخي از بيماريهاي اطفال به فيزيوتراپي نياز است. به عبارت ديگر در تمام بيماريهاي اسكلتي و بيشتر بيماريهاي عصبي و عضلاني، فيزيوتراپي مورد استفاده قرار ميگيرد. درسهاي آناتومي اين رشته حتي از دانشجويان پزشكي نيز بيشتر است؛ يعني علاوه بر آناتومي سر و گردن و تنه، اعصاب، اندامهاي فوقاني و اندامهاي تحتاني، آناتومي سطحي نيز خوانده ميشود كه چنين درسي را دانشجويان پزشكي مطالعه نميكنند.
توانمنديها و ويژگيهاي لازم
اولين و مهمترين ويژگي يك دانشجوي فيزيوتراپي، داشتن توانايي جسمي و روحي خوب است؛ زيرا يك فيزيوتراپيست در مدت كار، دائماً ايستاده يا در حال راه رفتن است و با بيماران مختلف اعم از بيماراني كه توانايي كنترل ادرار خويش را ندارند، عقبماندگي ذهني و بيماريهاي عفوني مثل بعضي از بيماريهاي ريوي روبهروست، در نتيجه بايد آمادگي لازم را براي كار با هر بيماري داشته باشد.
يك دانشجوي رشتهي فيزيوتراپي بايد صبر و حوصلهي بسياري داشته باشد؛ چون درنهايت بايد با بيماران مختلفي از جمله افرادي كه دچار سكتهي مغزي يا ضايعهي مغزي شدهاند يا عقبماندگي ذهني دارند، كار كند و در بيشتر مواقع نيز نتيجهي كارش به تدريج ظاهر ميشود.
رشتههايي كه با درمان سروكار دارند، نيازمند دانشجوياني هستند كه بايد از لحاظ روحي و رواني آماده و صبور باشند؛ زيرا خود بيمار مشكلات روحي و رواني بسياري دارد و ما نبايد آن را تشديد كنيم، بلكه بايد به او كمك كنيم تا آرامش پيدا كند.
چون دانشجوي اين رشته با دستگاههاي الكتريكي متنوعي كار ميكند، بايد در درس فيزيك قوي باشد و همچنين به دليل اينكه با بدن انسان به عنوان يك موجود زنده سروكار دارد، بايد به درس زيستشناسي علاقهمند باشد.
اگر دانشجوي اين رشته، خلاقيت نداشته باشد، پس از فارغالتحصيلي تنها يك تكنسين فيزيوتراپي ميشود؛ اما اگر خلاقيت داشته باشد، ميداند كه هر بيماري را به چه روشي بايد درمان كند يا چگونه روشهاي مختلف را با يكديگر تركيب كند تا بيمار به بهترين نحو درمان شود. براي مثال وقتي يك پزشك، بيماري را كه مبتلا به كمردرد است، نزد فيزيوتراپيست ميفرستد، تنها اشاره ميكند كه اين بيمار در ناحيهي كمر نياز به فيزيوتراپي دارد اما اينكه دستگاههاي مورد نظر در چه موضعي بايد گذاشته شوند تا مؤثر واقع شوند بر عهدهي فيزيوتراپيست است.
فرصتهاي شغلي
هنگامي كه حق مسئوليت فني تأسيس كلينيك فيزيوتراپي توسط متخصصان اين رشته تصويب شد، هديهي گرانقدري به تمام فارغالتحصيلان و دانشجويان اين رشته اهدا شد؛ زيرا از اين به بعد فارغالتحصيل فيزيوتراپي ميتواند بهتنهايي اقدام به تأسيس كلينيك فيزيوتراپي كند و ديگر ضرورتي ندارد كه در كنار پزشكان متخصص ارتوپدي، مغز و اعصاب و ... فعاليت كند. در حال حاضر، فارغالتحصيل فيزيوتراپي علاوه بر استخدام در مراكز دولتي (مانند بيمارستانها و درمانگاهها)، ميتواند بعد از گذراندن دوران طرح و همچنين به دست آوردن سابقهي كار لازم (6 سال سابقهي كار براي فعاليت در مراكز استانها و 3 سال سابقهي كار براي فعاليت در شهرستانها) به تأسيس كلينيك خصوصي فيزيوتراپي اقدام كند. فارغالتحصيل اين رشته علاوه بر كار در كلينيكهاي خصوصي ميتواند جذب بيمارستانها، مراكز توانبخشي و فدراسيونهاي ورزشي شود.
بینایی سنجی
بيناييسنجي، علم مراقبتهاي بينايي است و كارشناسان اين رشته به عنوان مراقبان اوليهي بهداشت چشم، مسئوليت حفظ و سلامت بينايي را بر عهده دارند.
سازمان بهداشت جهاني، علم بيناييسنجي را مراقبت اوليه از بينايي ميداند؛ به اين معنا كه يك بيمار چشم در آغاز بايد توسط يك بيناييسنج (اپتومتريست) معاينه شود تا اگر دچار عيبهاي انكساري، اختلالات ديد دوچشمي، انحرافات عضلاني آشكار و غير آشكار، تنبلي چشم، فيكساسيونهاي غير مركزي و مواردي از اين قبيل بود، توسط متخصص بيناييسنجي معاينه شود و در غير اين صورت به پزشك متخصص ارجاع داده شود. تشخيص و تصحيح عيبهاي انكساري (نزديكبيني، دوربيني و آستيگماتيسم) با تجويز عدسيهاي مناسب مانند عدسيهاي عينك يا لنزهاي تماسي، تشخيص و تصحيح اختلالات ديد دوچشمي و تنبلي چشم، تعيين بهداشت عمومي چشم و بهداشت بينايي در محيطهاي كار و تحصيل و دادن آموزش لازم در اين زمينه، بر عهدهي بيناييسنج است. يك بيناييسنج بايد روي محيطهاي كار از نظر مقدار روشنايي و حفاظت بينايي، كار كارشناسي كند. همچنين تهيه و تجويز وسايل كمكبينايي مانند اكولرهاي ساده و مركب، سيستمهاي تلسكوپيك و تلويزيونهاي مداربسته براي نيمهبينايان و اندازهگيري ميدان بينايي، در تخصص فارغالتحصيلان اين رشته است. از سوي ديگر وقتي يك بيمار به بيناييسنج مراجعه ميكند، متخصص اين رشته، پس از گرفتن تاريخچهي سلامت چشم و معاينهي دقيق براي تعيين اشكالهاي اصلي، در صورت نياز، بيمار را به متخصص مربوطه اعم از چشمپزشك، متخصص گوش و حلق و بيني، متخصص داخلي يا متخصص مغز و اعصاب ارجاع ميدهد.
علم بينايي، درختي تنومند و بزرگ است كه داراي دو شاخهي اصلي چشمپزشكي و بيناييسنجي است. البته هر يك از اين دو شاخه به شاخههاي فرعيتري تقسيم ميشوند. مهمترين تخصص يك بيناييسنج در مقطع كارشناسي، تشخيص عيبهاي انكساري و تصحيح آنها با عينك يا لنزهاي نامرئي است؛ زيرا حدود 100 واحد از درسهاي دانشگاهي يك دانشجوي كارشناسي بيناييسنجي، در اين زمينه است و در مدت گذراندن اين 100 واحد، تجربه و دانش لازم را به دست ميآورد.
توانمنديها و ويژگيهاي لازم
دستگاه بينايي بدون وجود نور، كارايي ندارد؛ به همين دليل، يك بيناييسنج بايد از نور و ويژگيهاي آن اطلاع داشته باشد؛ اطلاعاتي كه به کمک علم فيزيك ميتوان به آنها دست يافت. يك بيناييسنج بايد به درس فيزيك، به خصوص به فيزيك نور، مسلط و علاقهمند باشد. همچنين در طول دبيرستان درسهاي رياضي و زيستشناسي را به خوبي فراگرفته باشد. از نظر جسماني نيز لازم است كه از چشمها و دستهايي سالم برخوردار باشد. در ضمن، اين رشته، صبر و حوصلهي زيادي ميخواهد؛ زيرا تعيين نمرهي عينك، يكي از سختترين كارها در علوم بينايي است و نياز به صبر و حوصلهي زيادي دارد. نحوهي كار نيز براي سنين مختلف، متفاوت است؛ يعني تعيين نمرهي عينك براي كودك با يك فرد مسن، فرق ميكند. براي همين برخي از چشمپزشكان ترجيح ميدهند كه در اين زمينه فعاليت نكنند.
دانشجوي اين رشته بايد در مدت تحصيل، اطلاعات عمومي خوبي در زمينهي پزشكي به دست آورد، زيرا وقتي بيمار به بيناييسنج مراجعه ميكند، از مشكل خود اطلاع دقيقي ندارد؛ براي مثال فقط از سردرد يا تاري ديد شكايت ميكند. اين وظيفهي بيناييسنج است كه تشخيص دهد آيا اين مشكل به چشم بيمار بازميگردد يا اين بيمار، مشكلات ديگري نيز دارد كه در اين صورت بايد او را به پزشك متخصص مربوطه ارجاع دهد. دانشجوي اين رشته اگر بخواهد متخصص خوبي شود و كار خوبي ارائه دهد، بايد روابط عمومي خوبي نيز داشته باشد تا بتواند اعتماد بيمار را جلب كند و براي ياري رساندن به بيمار و مداواي او قدم بردارد.
فرصت شغلي
در حال حاضر يك بيناييسنج، موقعيت كاري خوبي دارد و بيشتر فارغالتحصيلان، جذب بازار كار ميشوند؛ زيرا علاوه بر اينكه ميتوانند به طور مستقل مطب باز كنند و در زمينهي تخصص خود فعاليت كنند، افرادي هستند كه در زمينهي ارائهي عينكهاي مربوط به عيبهاي انكساري، به طور علمي و دانشگاهي تخصص ديدهاند. در ضمن يك بيناييسنج ميتواند به عنوان مشاور در مورد بهداشت چشم و مشكلات بينايي در محيطهاي آموزشي، خدماتي و صنايع با سازمانهاي دولتي و صنايع همكاري كند يا مسئول سنجش بينايي در امور استخدامي و نظامي و دريافت گواهينامهي رانندگي و خلباني باشد يا در اورژانس براي انجام كمكهاي اوليهي چشمي تا رسيدن بيمار به مراكز مربوطه فعاليت كند.
از سوي ديگر يك بيناييسنج علاوه بر درمان ميتواند در زمينهي پيشگيري نيز فعاليت كند؛ مثل طراحي طرح پيشگيري از تنبلي چشم كه هر ساله با همكاري سازمان آموزش و پرورش استثنايي و سازمان بهزيستي برگزار ميشود. در اين طرح، فارغالتحصيلان اين رشته، حضوري فعال دارند و با شناسايي سريع و بهموقع بيماران و انجام توانبخشي مورد نياز و با استفاده از تكنيكهاي مناسب، از اين نابههنجاري جلوگيري ميكنند.
اعضاي مصنوعي
متخصصان اين رشته با مطالعهي اعضاي مصنوعي و وسايل كمكي، دانش و مهارت لازم را براي ساخت دست و پاي مصنوعي و وسايل كمكي مورد استفادهي افرادي كه داراي ناهنجاريهاي عضلاني و استخواني هستند، به دست ميآورند.
رشتهي اعضاي مصنوعي و وسايل كمكي، يكي از زيرشاخههاي توانبخشي است كه در آن، طريقهي طراحي و ساخت اعضاي مصنوعي و وسايل كمكي، بر اساس اصول مهندسي و منطبق با آناتومي بدن، آموزش داده ميشود. در واقع درسهاي اين رشته، مجموعهاي از علوم مهندسي و علوم پزشكي است.
در اين رشته، دو دسته وسيلهي كمكي به نامهاي «ارتز» و «پروتز» ساخته ميشود. ارتز به وسيلهي كمكي گفته ميشود كه در موازات اندام فلج يا ضعيف به كار برده شده و به آن كمك ميكند تا كارايي بهتري داشته باشد و شامل تمام اندامها از جمله اندام تحتاني، اندام فوقاني، ستون فقرات و سر و گردن ميشود. پروتز نيز عضو مصنوعي است كه جانشين عضو طبيعي ميشود و در امتداد عضو طبيعي قرار ميگيرد.
در مورد تفاوت رشتهي اعضاي مصنوعي با مهندسي پزشكي بايد گفت رشتهي مهندسي پزشكي در زمينهي الكترونيك و بيومكانيك كاربردي كل تجهيزات پزشكي فعاليت ميكند؛ يعني طراحي يك دستگاه راديولوژي يا فيزيوتراپي نيز در حيطهي كار مهندسي پزشكي قرار ميگيرد؛ در حالي كه رشتهي اعضاي مصنوعي، به طراحي و ساخت وسايل كمكي و اعضاي مصنوعي ميپردازد و اعضاي مصنوعي قابل ساخت در اين رشته نيز اعضاي مصنوعي خارج از بدن مثل دست، پا، چشم و بيني است.
از همينجا ميتوان به يكي ديگر از تفاوتهاي موجود بين اين دو رشته پي برد. چون فارغالتحصيل مهندسي پزشكي علاوه بر اعضاي مصنوعي خارج از بدن، پروتزهاي داخلي مثل قلب مصنوعي يا اعضاي پيچيدهي الكترونيكي و مكانيكي مثل دست سيبرنتيكي را نيز طراحي ميكند. اما فارغالتحصيل اعضاي مصنوعي، قطعات سادهتري كه با ابزار دستي نيز قابل ساخت است، مثل پاي مصنوعي عادي يا انواع بريسها را طراحي كرده و ميسازد.
توجه به تفاوت بين اين دو رشته، مسئلهي مهمي است؛ زيرا عدهاي از داوطلبان با اين تصور كه رشتهي اعضاي مصنوعي همان رشتهي مهندسي پزشكي است، اين رشته را انتخاب ميكنند و بعضي از داوطلبان نيز تصور ميكنند كه هدف اين رشته، طراحي روبات و طراحي سيستمهاي كامپيوتري و الكترونيكي است، در حالي كه دانشجوي اين رشته بيشتر به طراحي و ساخت سيستمهاي مكانيكي ميپردازد.
متخصص اعضاي مصنوعي در سه زمينهي حمايت از اعضاي ضعيف و ناتوان بدن، ساخت اندام مصنوعي براي عضو از دست رفته و اصلاح ناهنجاريها فعاليت ميكند و براي به دست آوردن اين تخصص، درسهاي پايه مثل آناتومي بدن، علل ناهنجاريها و بيماريهاي اندامهاي مورد نظر را مطالعه كرده و سپس نحوهي ساخت ارتزها و پروتزهاي مختلف را فرا ميگيرد. مثل ارتزهاي نگهدارنده كه پس از عمل جراحي مورد استفاده قرار ميگيرند. ارتزهاي اصلاحكننده و ارتزهايي كه كمك ميكنند تا يك عضو كارايي خود را داشته باشد.
براي مثال، فردي كه دچار بيماري فلج اطفال شده است، با استفاده از ارتزهاي كمككننده ميتواند سرپا ايستاده و به فعاليتهاي زندگي خود به صورت مستقل ادامه دهد. بخشي از رشتهي اعضاي مصنوعي و وسايل كمكي نيز به ساخت ويلچر بازميگردد كه البته اين بخش در دانشگاههاي ايران آموزش داده نميشود.
توانمنديها و ويژگيهاي لازم
متخصص اين رشته مثل يك مجسهساز بايد با گچ مجسمهسازي كار كند و قالبهاي گچي از پا، دست، نيمتنه يا سر و گردن بسازد و مثل يك نجار، آهنگر و كفاش بايد به جوشكاري، تراشكاري، ارهكاري، فلزكاري و چرمكاري بپردازد. به عبارت ديگر، متخصص اين رشته بايد از دستهايي توانا برخوردار بوده و به كارهاي فني و صنعتي علاقهمند باشد.
بعضي از دانشجويان اصلاً به كارهاي فني علاقهمند نيستند، در حالي كه دانشجوي اين رشته بايد شمّ فني داشته باشد و بتواند با وسايل فني كار كند. از نظر علمي نيز دانشجوي اين رشته لازم است در فيزيك، مكانيك، رياضي، زيستشناسي و زبان انگليسي توانمند باشد.
دانشجوي اين رشته بايد داراي جسم و روحي توانمند باشد تا در انجام كارهاي سنگين مثل فلزكاري يا كار با گچ و قالبهاي سنگين، دچار مشكل نشود و بتواند گاهي اوقات چهار ساعت سرپا بايستد و كار كند. در ضمن بايد آمادگي روحي لازم را براي برخورد با بيماران داشته باشد؛ بيماراني كه گاه بسيار دردمند هستند و متخصص اين رشته بايد با صبر و حوصله، آنها را ياري دهد.
گفتاردرماني
رشتهي گفتاردرماني يكي از زيرمجموعههاي علوم توانبخشي است و هدف آن، ياري رساندن به افرادي است كه دچار اختلالات گفتاري و زباني هستند. اين كمكها شامل موارد زير ميشود:
الف. كمك به افرادي كه اختلالات تلفظي دارند، به گونهاي كه بتوانند به درستي توليد صداهاي گفتاري را بياموزند.
ب. كمك به بيماراني كه اختلال در صورت دارند يا به علتهاي مختلف، حنجرهي آنها جراحي شده و فاقد صداي طبيعي هستند.
ج. كمك به بيماراني كه به دليل آسيبهاي مغزي، زبانپريش شدهاند. (اين دسته از بيماران، قدرت سخن گفتن نداشته يا بيربط سخن ميگويند.)
د. ياري به ناشنوايان براي برقراري ارتباط كلامي.
ه. كمك به طيف گستردهاي از عقبماندگان ذهني.
و. توصيه و مشاوره به افراد جامعه براي پيشگيري از اختلالات ذكرشده.
توانمنديها و ويژگيهاي لازم
صبور بودن، مهمترين ويژگياي است كه يك گفتاردرمانگر بايد داشته باشد؛ زيرا بعضي از بيماران به كندي پيشرفت ميكنند و به قول معروف پيشرفتشان ميليمتري است؛ بنابراين لازم است كه گفتاردرمانگر بردبار باشد و پابهپاي بيمار پيش برود و او را درك كند.
همچنين متخصص اين رشته بايد انعطافپذير باشد؛ زيرا در اين كار، تنوع مراجعهكنندگان بسيار زياد است و مراجعهكننده ميتواند يك بچهي 2 ساله تا يك فرد 90 ساله باشد كه بدون شك هر يك روحيات و ويژگيهاي خاص خود را دارند و يك گفتاردرمانگر بايد با توجه به اين ويژگيهاي فردي، نحوهي درمان را انتخاب كند.
دانشجوي موفق اين رشته، كسي است كه به زبان انگليسي و دانش كامپيوتر مسلط باشد؛ زيرا كتابهاي اين رشته در ايران بسيار كم است و دانشجو بايد بتواند از منابع خارجي يا از شبكههاي رايانهاي استفاده كند. همچنين بهتر است با لهجههاي مختلف آشنايي داشته باشد چون ممكن است ناشنوايي به او مراجعه كند كه در يك محيط تُركزبان يا كردزبان زندگي كرده است و اگر فرد، لهجهي او را بلد باشد يا حداقل با جايگاههاي توليد صداي آن لهجه، آشنا باشد، بهتر ميتواند به او كمك كند.
رشتهي گفتاردرماني نيازمند خلاقيت، هنر، صبر و پشتكار است و دانشجو بايد به مطالعهي مداوم براي پيشرفت در زمينههاي درمان بيماران علاقهمند باشد.
دانشجويان اين رشته بايد اختلال گفتاري نداشته باشند؛ زيرا بخشي از تحصيل در اين رشته شامل آموزش عملي و برخورد كلامي با بيماران است و بايد سلامت كامل رواني داشته باشند و بتوانند به درستي ارتباط برقرار كنند. همچنين لازم است در درسهاي زبان و ادبيات فارسي، زيستشناسي، فيزيك و زبان انگليسي، اطلاعات لازم و كافي داشته باشند.
شنواييشناسي
شنواييشناسي، علم شناسايي، ارزيابي، تشخيص و كنترل مشكلات سيستم شنوايي (شامل تعادل نيز ميشود) و سيستم عصبي شنوايي، بازتواني و نوتواني شنوايي براي كودكان و افراد بزرگسال (به وسيلهي پروتزهاي مختلف، از جمله سمعك و روشهاي تربيت شنوايي)، انتخاب، تطبيق و تجويز سيستمهاي تقويتكنندهي صوتي مثل سمعك و تجهيزات مشابه و تدارك تجهيزات محافظتكنندهي شنوايي است.
كارشناسان اين رشته براي شناسايي و پيشگيري و كنترل اختلالات شنوايي از نوتواني، درمان با تمرينهاي ورزشي و بازتواني حس تعادلي استفاده ميكنند. اين كارشناسان در حيطهي كار تخصصي خود، در دعاوي قضايي نيز به ارائهي نظريات فني ميپردازند.
مقاطع تحصيلي و گرايشها
اين رشته در حال حاضر داراي دو مقطع كارشناسي پيوسته و كارشناسي ارشد ناپيوسته است. طول متوسط دورهي كارشناسي، 4 سال است و نظام آموزشي آن، مطابق با نظام آموزشي شوراي عالي برنامهريزي است. اين رشته در مقطع كارشناسي، گرايش خاصي ندارد و به صورت علمي ارائه ميشود.
شنواييشناسي كودكان
متخصصان اين موضوع، بيشتر شناسايي سريع و بهموقع آسيب شنوايي را در مقاطع سني مختلف (نوزادان، كودكان پيشدبستاني، كودكان مدرسه و ...) انجام ميدهند و در اين موارد از روشهاي ساده و سريع و استاندارد، استفاده ميكنند و پس از ارزيابي دقيق، كودكان نيازمند را براي پيشگيري و درمان به متخصصان و مراكز خاص معرفي ميكنند.
شنواييشناسي باليني
در اين زمينه، انواع روشهاي آزمايشي رفتاري يا الكتروفيزيولوژيك را براي ارزيابي عملكرد سيستمهاي شنوايي و تعادلي به كار ميبرند و بعد از تعيين محل ضايعه و علت مشكل شنوايي، ارزيابي و آزمايشهاي مختلف را انجام داده و در صورت نياز، براي درمانهاي پزشكي و توانبخشي ارجاع ميدهند.
شنواييشناسي صنعتي
اين شاخه شامل بررسي صدا و ميزان ضرر و زيان و محدودهي صداهاي مجاز براي حفاظت شنوايي كارگران و كاركنان در برابر آلايندههاي صوتي است. در اين مورد، تدبيرهاي لازم را براي كاهش شدت صداها، كنترل وضعيت شنوايي كارگران و آموزش آنها، فراهم كردن محافظتكنندههاي گوش، اندازهگيري شدت صدا در مراكز صنعتي و مقايسهي آن با جدول سطوح مجاز، ارائهي طرحهايي براي شناسايي افراد در معرض خطر آسيب شنوايي، پژوهش، مشاوره با افراد صلاحيتدار و مسئولان دربارهي روشهاي مناسب حفاظت شنوايي انجام ميدهند.
شنواييشناسي توانبخشي
در اين شاخه علاوه بر ارزيابي سيستم شنوايي و انجام آزمايشهاي خاص، برقراري ارتباط با وسايل كمكي و آموزشهاي لازم براي استفاده و مراقبت از وسايل كمكي ارائه ميشود. همچنين انجام بازتواني شنوايي را كه شامل گفتارخواني، لبخواني، رشد مهارتهاي شنيداري (تربيت شنوايي)، رشد زبان و كمك به فرد ناتوان براي سازگاري رواني و اجتماعي به وسيلهي مشاوره و برنامهريزيهاي آموزشي است، انجام ميدهند.
در اين مورد، راهنمايي والدين، پژوهشهاي لازم براي ارزيابي و مقايسهي انواع روشهاي ارتباطي و ... را در برنامهي خود طرحريزي ميكنند.
فرصتهاي شغلي
فارغالتحصيلان اين رشته ميتوانند در زمينههاي زير مشغول به كار شوند:
- فعاليت در مراكز شنواييشناسي خصوصي، دولتي و مراكز دانشگاهي.
- كارخانهها و مراكز صنعتي براي ارزيابي صوت، اثرات آن و پيشگيري.
- مدرسهها (عادي و استثنايي).
- خانههاي بهداشت.
- تأسيس و دريافت مجوز كلينيكهاي خصوصي و مؤسسههاي شنواييشناسي، با همكاري مسئولان فني.
- فعاليت در زمينههاي آموزشي در دانشگاهها و مراكز تربيت معلم.
- فعاليت در زمينههاي تحقيقاتي در مؤسسههاي مربوطه.
- مراكز مشاورهاي وابسته به سازمان بهزيستي و نظاير آن.
دامنهي فعاليت شنواييشناسان، بسيار وسيع است و كارشناسان آن بر اساس زمينه و علاقهي خود، ميتوانند در مراكز مختلف فعاليت كنند.
مهندسي كشاورزي
ترويج و آموزش كشاورزي
ايران كشوري است كه از توانمنديهاي خوب بالقوه و بالفعل كشاورزي برخوردار بوده و كشاورزي در برنامههاي توسعهي كشور از محورهاي اصلي است. توسعهي كشاورزي نيازمند نيروي انساني ماهر است كه بتواند عمليات كشاورزي مربوط به محصولات زراعي و باغي را با يافتههاي جديد علمي منطبق كند و بيشترين بازدهي و محصول را در بهرهگيري از منابع به دست آورد. به اين منظور و براي ميل به خودكفايي در مواد اوليهي غذايي و صنعتي، لازم است متخصصاني تربيت شوند كه بتوانند با استفاده از دانش و تجربههاي خود، توليد اقتصادي محصولات زراعي را به طور علمي امكانپذير كنند و از امكانات موجود كشور حداكثر استفاده را ببرند و در امور تحقيقات و آموزش و برنامهريزي كشاورزي نيز خدمت كنند.
رشتهي مهندسي كشاورزي در حال حاضر در مقطع كارشناسي داراي 10 گرايش مختلف است كه در اين ميان، داوطلبان گروه علوم رياضي و فني ميتوانند 3 گرايش مهندسي آبياري و آباداني، مهندسي اقتصاد كشاورزي و مهندسي ماشينآلات كشاورزي را انتخاب كنند. 7 گرايش ديگر، يعني باغباني، زراعت و اصلاح نباتات، خاكشناسي، گياهپزشكي، علوم و صنايع غذايي، علوم دامي و ترويج و آموزش كشاورزي به گروه علوم تجربي مربوط ميشود.
انتقال و اشاعهي نوآوريهاي كشاورزي به روستاييان و كشاورزان، تخصصي ويژه ميخواهد كه امروزه اين تخصص را فارغالتحصيلان مهندسي ترويج و آموزش كشاورزي به دست ميآورند.
در حال حاضر گروههاي آموزشي در دانشكدههاي كشاورزي به توليد دانش فني كشاورزي و آموزش آن ميپردازند؛ ولي براي اينكه دانش و يافتههاي تحقيقاتي به مخاطبان جامعه منتقل شود، لازم است كارشناساني تربيت شوند كه بتوانند فاصلهي بين متخصصان و بهرهبرداران را از لحاظ انتقال دانش پر كنند؛ به عبارت ديگر بتوانند دانش تخصصي را براي بهرهبرداري عامهي مردم تهيه، تنظيم و آمادهي ارائه كنند. چنين افرادي بايد به دانش و مهارت مديريت آموزشي، برنامهريزي آموزشي و ترويجي، تكنولوژي آموزشي، روانشناسي تربيتي، جامعهشناسي و همچنين مباني و اصول دانش كشاورزي به طور تئوري و عملي مسلط باشند تا بتوانند از يك سو به عنوان كارشناس آموزشي، توانايي آموزش، برنامهريزي آموزشي و مديريت هنرستانها و دبيرستانهاي كشاورزي را به دست آورند و از سوي ديگر به عنوان كارشناس ترويج، قدرت انتقال يافتههاي نوين را به روستاييان داشته باشند و بر كار آنها نظارت كرده، باعث افزايش كميت و كيفيت توليد شوند يا به طور غير مستقيم براي انتقال يافتههاي نوين برنامهريزي كنند.
توانمنديها و ويژگيهاي لازم
رشتهي مهندسي ترويج و آموزش كشاورزي، چهرهاي متمايز از ساير رشتههاي كشاورزي دارد؛ زيرا از علوم رفتاري مايه گرفته و با تكنولوژي كشاورزي تلفيق شده است. از اين رو دانشجويان اين رشته بايد توانمنديهاي بسيار و اطلاعات گستردهاي داشته باشند.
رشتهي ترويج و آموزش كشاورزي يكي از رشتههاي بين رشتهاي است؛ زيرا درسهاي آن حيطهي گستردهاي از علوم مختلف شامل ارتباطات، روانشناسي تربيتي، تكنولوژي آموزشي، علوم تربيتي، مديريت، كامپيوتر، آمار و كشاورزي را دربرميگيرد. به همين دليل دانشجوي اين رشته بايد هم در درسهاي مهم رشتهي كشاورزي مانند زيستشناسي، شيمي و رياضي قوي باشد و هم توانمنديهاي لازم را براي تدريس داشته باشد؛ يعني بايد صبر و حوصلهي بسيار داشته باشد و با كوچكترين عدم پذيرش از سوي كشاورزان، دلسرد نشود. در ضمن بايد نوانديش و خلاق باشد تا بتواند به بهترين نحو به ترويج و آموزش كشاورزي بپردازد و از روشهاي متعدد و متفاوت تكنولوژي آموزشي مثل تهيهي پوستر، فيلم و عكس در اين راه استفاده كند. همچنين بايد شخصيتي برونگرا داشته باشد تا بتواند با طبقات مختلف جامعه به خصوص قشر روستايي ارتباط برقرار كند و با جلب اعتماد آنها، دانش تئوري و عملي را به كشاورزان منتقل كند و درنهايت لازم است از محيط روستايي و فعاليتهاي كشاورزي لذت ببرد و علاقهمند به همكاري و كمك به ديگران باشد.
فرصتهاي شغلي
براي حركت به سوي خوداتكايي و درآمد بيشتر اقتصادي و عبور از بحرانهاي اجتماعي و فرهنگي لازم است كشاورزان در جامعهي روستايي حضوري فعال داشته باشند و از مهاجرتهاي بيرويهي روستاييان به شهرها جلوگيري شود؛ اما چنين كاري با جبر و زور امكانپذير نيست، بلكه بايد با انتقال دانش مفيد و تكنولوژي نوين به كشاورزان و در نتيجه بهسازي جامعهي روستايي، كشاورزان و روستاييان را به زندگي در روستا علاقهمند كرد و چنين كاري بدون حضور فعال فارغالتحصيلان ترويج و آموزش كشاورزي امكانپذير نيست؛ افرادي كه ميتوانند به عنوان رئيس سازمان كشاورزي استان، مجري طرحهاي تحقيقاتي، ترويجي، كارشناس ترويج و آموزش در وزارت تعاون، صندوق بيمه و سازمان مديريت و برنامهريزي فعاليت کنند و باعث ارتقاي سطح زندگي روستاييان شوند يا به عنوان كارشناس، گروهي از مروجان را براي انتقال يافتههاي نوين به روستاييان معرفي كرده و بر كار آنها نظارت كنند. مهندسان ترويج و آموزش كشاورزي ميتوانند به عنوان مدير، آموزشگر، برنامهريز آموزشي يا تكنولوژيست آموزشي در هنرستانها و دبيرستانهاي كشاورزي فعاليت كنند. همچنين ميتوانند در سمينارها و كنگرههاي علمي، مسئول وسايل ديداري و شنيداري شوند يا به عنوان سردبير روزنامهها و نشريههاي كشاورزي در جامعه خدمت كنند.
يادآوري ميكنيم در بخش كشاورزي، نياز به آموزش، هم براي زنان و هم براي مردان روستايي وجود دارد؛ بنابراين فارغالتحصيلان اين رشته، چه زن و چه مرد ميتوانند فرصت شغلي مناسبي داشته و نقش بسيار ارزندهاي در بهبود وضعيت روستاييان داشته باشند.