اگر واقعا عاشقش باشی...

اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود .

اگر واقعا عاشقش باشی ، در کنار او که هستید ، احساس امنیت می کنید .

اگر واقعا عاششقش بای ، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است .

اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوا ر است .

اگر واقعا عاشقش باشی ، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هرکاری بزنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، هر چیزی را که متعلق به اوست ، دوست دارید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید به هرجایی بروید فقط او در کنارتان باشد .

اگر واقعا عاشقش باشی ، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، واژه تنهایی برایتان بی معناست .

اگر واقعا عاشقش باشی ، آرزوهایتان آرزوهای اوست .

اگر واقعا عاشقش باشی ، در دل زمستان هم احساس بهاری بودن دارید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد .

اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند .

اگر واقعا عاشقش باشی ، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، در مواقعي که به بن بست می رسید ، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگين ترین غم دنیاست

تفاوت رفتن به عابر بانک میان دختر و پسرها


آقا پسرها :

1- با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک.

2- کارت رو داخل دستگاه میذارن.

3- کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن.

4- پول و کارت رو میگیرن و میرن.

و اما دختر خانم ها :

1- با ماشین میرن دم بانک.

2- به خودشون عطر میزنن.

3- احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن.

4- در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن.

5- در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن.

6- بلاخره ماشین رو پارک میکنن.

7- توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن.

8- کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه.

9- کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون.

10- دنبال کارت عابربانکشون میگردن.

11- کارت رو وارد دستگاه میکنن.

12- توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن.

13- کد رمز رو وارد میکنن.

14- ۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن.

15- کنسل میکنن.

16- دوباره کد رمز رو میزنن.

17- کنسل میکنن.

18- مبلغ درخواستی رو میزنن.

19- دستگاه ارور (خطا) میده.

20- مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن.

21- دستگاه ارور (خطا) میده.

22- بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن.

23- پول رو میگیرن.

24- برمیگردن به ماشین.

25- آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن.

26- توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن.

27- استارت میزنن.

28- پنجاه متر میرن جلو.

29- ماشین رو نگه میدارن.

30- دوباره برمیگردن جلوی بانک.

31- از ماشین پیاده میشن.

32- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر میدارن. (حواس نمی‌ذاره برای آدم)

33- سوار ماشین میشن.

34- کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده.

35- احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن.

36- میندازن توی خیابون اشتباه.

37- برمیگردن.

38- میندازن توی خیابون درست.

39- پنج کیلومتر میرن جلو.

40- ترمز دستی رو آزاد میکنن. (میگم چرا اینقدر یواش میره)

طالع بینی

در این جا برای شما رابطه ای را که ماههای مختلف می توانند با هم داشته باشند را بصورت خلاصه و مفید قرار داده ایم.

سرنوشت کیهانی شما
فروردین+ فروردین = پیوندی آتشین
فروردین+اردیبهشت = پیوندی کاملا عشقی
فروردین+خرداد = خوش دل و امیدوار
فروردین+تیر = اختلاف فراوان
فروردین+مرداد = شدید
فروردین+شهریور = سرد و گرم
فروردین+مهر = کمی غیر ممکن
فروردین+آبان = خیلی با حرارت
فروردین+آذر = پر از ماجرا جویی
فروردین+دی = هیجانات فراوان
فروردین+بهمن = شگفت انگیز
فروردین+اسفند = توام با مشکلات

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اردیبهشت+فروردین = پر شور و هیجان
اردیبهشت+ اردیبهشت = خیلی مناسب
اردیبهشت+خرداد = پیوندی نا موفق
اردیبهشت+تیر = اتحادی عمیق
اردیبهشت+مرداد = کاملا دوست داشتنی
اردیبهشت+شهریور = تشریک مساعی زیاد
اردیبهشت+مهر = جسمانی و شهوانی
اردیبهشت+آبان = آرام و آهن ربایی
اردیبهشت+آذر =بسیار ناهموار
اردیبهشت+دی = کمی هولناک
اردیبهشت+بهمن = خیلی قوی
اردیبهشت+اسفند = توام با جذابیت

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

خرداد+فروردین = دارای آینده ی روشن
خرداد+اردیبهشت = پیوندی دشوار
خرداد+ خرداد = پیوندی نا پایدار
خرداد+تیر = افقی روشن
خرداد+مرداد = عافیت طلب و عیاش
خرداد+شهریور = عاشقانه
خرداد+مهر = کاملا با شکوه
خرداد+آبان = بن بست عشقی
خرداد+آذر = سراسر شادمانی
خرداد+دی = چشم در چشم نیافتد
خرداد+بهمن = دوستان خوب برای هم
خرداد+اسفند = مرهم یکدیگر

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

تیر+فروردین = پیوندی سست
تیر+اردیبهشت = محیطی راحت و مرفه
تیر+خرداد = پیوندی نا هماهنگ
تیر+تیر = رابطه ی رویایی
تیر+مرداد = هیجانی و پر زحمت
تیر+شهریور = محرک یکدیگر
تیر+مهر = زندگی پر از تلاطم
تیر+آبان = جرقه و پرواز
تیر+آذر = سراسر مشکل
تیر+دی = زوجی دلسوز
تیر+بهمن = سراسر اضطراب
تیر+اسفند = تقویت کننده ی هم

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

مرداد+فروردین = خاطرات به یاد ماندنی
مرداد+اردیبهشت = احساسات پاک
مرداد+خرداد = زندگی پر از نشاط
مرداد+تیر = پیوندی عاشقانه
مرداد+مرداد = جنگ اراده ها
مرداد+شهریور = ازدواجشان دشوار است
مرداد+مهر = شادی بزرگ
مرداد+آبان = برخورد دو قطب
مرداد+آذز = بسیار نیروبخش
مرداد+دی = کوتاه اما شیرین
مرداد+بهمن = می تواند مشکل باشد
مرداد+اسفند = زندگی توام با جرقه

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

شهریور+فروردین = دور از یکدیگر
شهریور+اردیبهشت = استوار و لذت بخش
شهریور+خرداد = کاملا غیر معمول
شهریور+تیر = اختلاف زیاد
شهریور+مرداد = عقاید نا همامنگ
شهریور+شهریور = سازگار
شهریور+مهر = زندگی با سختی
شهریور+آبان = هیجانات واقعی
شهریور+آذر = نیازهای مخالف
شهریور+دی = موافق و سازگار
شهریور+بهمن = تیره و گلالود
شهریور+اسفند = بهشتی

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

مهر+فروردین = زندگی پر تناقض
مهر+اردیبهشت = جسمانی و شهوانی
مهر+خرداد = پیوندی بسیار عالی
مهر+تیر = تلاشی سخت
مهر+مرداد = نیروبخش
مهر+شهریور = مخالف
مهر+مهر = قدرتی نا پایدار
مهر+آبان = پاداش و هیجان
مهر+آذر = هم پرواز
مهر+دی = پیوندی سست
مهر+بهمن = ازدواج شگفت انگیز
مهر+اسفند = آرامش و پاداش

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

آبان+فروردین = جاودانه و طولانی
آبان+اردیبهشت = پیوندی با اجر
آبان+خرداد = لطیف و با نشاط
آبان+تیر = زندگی بهشتی
آبان+مرداد = نمایش پر قدرت
آبان+شهریور = شروعی آرام
آبان+مهر = لجاجت و گول زنی
آبان+آبان = انفجار
آبان+آذر = تحمیلی و اجباری
آبان+دی = شیفته ی یکدیگر
آبان+بهمن = بالا و پایین
آبان+اسفند =کاملا عالی

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

آذر+فروردین = عالی و شگفت انگیز
آذر+اردیبهشت = درگیری زیاد
آذر+خرداد = سرد و گرم
آذر+تیر = غیر صمیمی
آذر+مرداد = دلسوز واقعی
آذر+شهریور = نیرو بخش
آذر+مهر = لذت مشترک
آذر+آبان = کارد و پنیر
آذر+آذر = لذت توام با آشوب
آذر+دی = مغایرت زیاد
آذر+بهمن = روابطی بسیار گرم
آذر+اسفند = مشکل دار است

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

دی+فروردین = با جدل
دی+اردیبهشت = زندگی با آینده ای زیبا
دی+خرداد = پیوندی سخت
دی+تیر = پیوندی با شکوه
دی+مرداد = اختلاف زیاد
دی+شهریور = عجیب
دی+مهر = برنده ای ندارد
دی+آبان = خیلی عجیب
دی+آذر = نامناسب
دی+دی = طولانی و پا بر جا
دی+بهمن = کمی مخوف
دی+اسفند = عشقی و شهوانی

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

بهمن+فروردین = بسیار عاشقانه
بهمن+اردیبهشت = خیلی خود سر و لجوج
بهمن+خرداد = پیوندی سرد
بهمن+تیر = خیلی مضر
بهمن+مرداد = بسیار دلکش
بهمن+شهریور = نا هماهنگ
بهمن+مهر = بسیار بسیار عالی
بهمن+آبان = مغایر یکدیگر
بهمن+آذر = نیازمند جد و جهد
بهمن+دی = با کمی نا خالصی
بهمن+بهمن = واقعی و شگفت انگیز
بهمن+اسفند = احتمال نا خوشی

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اسفند+فروردین = نیازمند به گذشت
اسفند+اردیبهشت = یک پیوند عالی
اسفند+خرداد = نیازمند به بصیرت
اسفند+تیر = شیفته ی یکدیگر
اسفند+مرداد = زوج رمانتیک
اسفند+شهریور = آرام و حامی
اسفند+مهر = عشقی افسانه ای
اسفند+آبان = سراسر شادی و اعتدال
اسفند+آذر = مشکلات زیاد
اسفند+دی = احساسات واقعی
اسفند+بهمن = یکدیگر را درک کنید

آزادی
ازدست دادن کسی که دوستش داریم خیلی دشواراست. اما اکنون به این نتیجه رسیده ام که کسی کسی را از دست نمیدهد؛ زیرا‎ ‎مالک آن نیست ، و‎ ‎این یعنی آزادی،داشتن بهترینهای دنیا بدون آنکه صاحبشان باشی ...

دکتر شریعتی


افسوس روزی خواهد آمد که

بی دینی، نماد روشن فکری است

دکتر علی شریعتی



قضاوت
ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره ی راه

رفتن کسی قضاوت کنم, کمی با کفش های او راه بروم



معلم
من ستایشگر معلمی هستم كه اندیشیدن 

را به من بیاموزد نه اندیشه ها را



مذهب
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سال ها


مذهبی بودم بدون آنکه خدایی داشته باشم.


دوست داشتن
دوست داشتن خیلی بهتر از عشق است. من هیچ گاه دوست داشتن

خود را تا بالا ترین قله های عشق پایین نمی اورم

ارزش انسان
ارزش انسان به اندازه حرف هایی هست که برای نگفتن دارد


پیام دکتر به نسل جوان
ای جوان

تو می‌دانی و همه می‌دانند که زندگی از تحمیل لبخندی بر لبان من،
از آوردن برق امیدی در نگاه من،
از بر انگیختن موج شعفی در دل من عاجز است.

تو می‌دانی و همه میدانند که
شکنجه دیدن بخاطر تو،
زندانی کشیدن بخاطر تو،
و رنج بردن بپای تو تنها لذت بزرگ زندگی من است!

از شادی توست که من در دل میخندم ،
از امید رهائی توست که برق امید در چشمان خسته‌ام می‌درخشد
و از خوشبختی توست که هوای پاک سعادت را در ریه هایم احساس میکنم.

نمی‌توانم خوب حرف بزنم،
نیروی شگفتی را که در زیر این کلمات ساده و جمله‌های ضعیف و افتاده پنهان کرده ام،

دریاب! دریاب!

من تو را دوست دارم.
همه زندگیم و همه روزها و همه شبهای زندگیم،
هر لحظه از زندگیم بر این دوستی شهادت میدهند،
شاهد بوده‌اند وشاهد هستند.

آزادی تو مذهب من است،

خوشبختی تو عشق من است،

و آینده تو تنها آرزوی من

بهترین سخن دکتر شریعتی

زن عشق می کارد و کینه درو می کند....

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر....

می تواند یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی .....

برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمان بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی ........

در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ............

او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی ..........

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی .........

او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد .........

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ........

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر .........

و هر روز او متولد می شود ، عاشق می شود ، مادر می شود ، پیر می شود و می میرد.....

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد .......

ماندن یا رفتن
ماندن، سنگ بودن است و رفتن، رود بودن .


بنگر که سنگ بودن به کجا می رسد جز خاک شدن ،

و رود بودن به کجا می رود جز دریا شدن ...



دکتر شریعتی:
دائما و شب و روز تمام لحظاتمان را کار می کنیم تا بخوریم…
نه اینکه می خوریم تا زندگی کنیم….
ما کوچکترین لحظه تامل در خویش را نداریم
و این لحظه ها هر روز بیشتر از ما گرفته می شود



*کیست که تنها آروزی همیشگی اش در این جهان این باشد که تنها چیزی را که از این جهان آرزو می کند از دست بدهد؟

*آن ها که از در می آیند و می روند چهارپایان نجیب و ساکت تاریخ اند حادثه ها را تنها کسانی در زندگی آدمی آفریده اند که از پنجره ها بیرون جسته اند و... یا به درون پریده اند.

*چقدر دعا می کنم که: بعضی اصوات را نشنونی بعضی رنگ ها نبینی بعضی افکار را نفهمی بعضی حالات را حس نکنی

*با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش.

*وقتی در صحنه حق و باطل نیستی وقتی که شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل جامعه ات نیستی هرکجا که خواهی باش چه در نماز ایستاده باشی چه به شراب نشسته باشی هر دو یکی است

*حوادث انسان های بزرگ را متعالی و آدم های کوچک را متلاشی می کند.

*این سه راهی است که در پیش پای هر انسانی گشوده است: پلیدی پاکی پوچی

*شرف مرد هم چون بکارت یک دختر است اگر یک بار لکه دار شد دیگر هرگز جبران پذیر نیست

*چقدر دوست دارم این سخن مسیح را « از راه هایی مروید که روندگان آن بسیارند از راه هایی بروید که روندگان آن کم اند»

*آدم بالاخره می میره حالا من به اسهال خونی بمیرم بهتره یا به خاطر حرفم؟



1: دو بیگانه هم درد از خویش بی درد یا نا هم درد با هم خویشاوندترند


.2:انسان نقطه ای است میان دو بی نهایت: بی نهایت لجن بی نهایت فرشته

3:آن گاه که تقدیر واقع نگردید از تدبیر نیز کاری ساخته نیست.

4:مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد.

5:اساسا <<خوشبختی>> فرزند نامشروع <<حماقت>> است.

6: اگر توانستی (( نفهمی)) می توانی خوشبخت باشی !

7:جامعه دو طبقه دارد: 1:طبقه ای که می خورد و کار نمی کند 2:طبقه ای که کار می کند و نمی خورد.

8:چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها که به این مردم آسایش و خوشبختی بخشیده است.

9:تمام بدبختی های آدم مال این دو کلمه است یکی داشتن و یکی خواستن

10:چقدر ندانستن ها و نفهمیدن ها که از دانستن ها و فهمیدن ها بهتر است.



حتی برای خدا « طاقت فرسا » ترین دردها تنهائی است ،

بی آشنا بودن است ،

گنج بودن و در ویرانه ماندن است ،

وطن پرست بودن و در غربت بودن است .

عشق داشتن و زیبائی نیافتن است ،

زیبا بودن و عشق نجستن است ،

نیمه بودن است ناتمام زیستن است

بی انتظار گشتن است ،

چنگ بودن و نوازنده نداشتن است ،

نوازنده بودن و چنگ نداشتن است

متن بودن و خواننده نداشتن است

در خلا زیستن است ،

برای هیچ کس بودن است

برای زنده بودن کسی نداشتن است

بی ایمان بودن است

بی بند و بی پیوند و آواره بودن است

جهت نداشتن است

دل به هیچ پیوندی نبستن است

جان به هیچ پیمانی گرم نداشتن است .

اینها درد های وحشی بود

دردهای دل های بزرگ و روح های عالی

چگونه انسان می تواند باشد و رنج نکشد ،

باشد و دردمند نباشد ؟

من به جای بی رنجی و بیدردی همیشه آرزو می کرده ام که خدا مرا به غصه ها و گرفتاری های پست و متوسط روزمره مبتلا نکند ، بکند اما روحم ، دلم ، احساسم را در سطحی که این دست اندازهای پست را حس کند پایین نیاورد ، چه کسانی از چاله وله های راه رنج می برند و خسته می شوند و به ناله می آیند ؟ کسانی که می خزند بیشتر ، آنهایی که می روند کمتر ،آنها که می پرند هیچ



زندگی

زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی

آخرین فرصت همراهی با، امید است



شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
... مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
هیچ!!!
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.




روزها گذشت

روزها گذشت...
روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: " می آید، من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارد و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست."
فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود: " با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست ."
گنجشک گفت: " لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند .
خدا گفت: " ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آنگاه تو از کمین مار پر گشودی. "




گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود.
خدا گفت: " و چه بسیار بلا ها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی . "
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد 

خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد

دیگران ابراز انزجار می کند که

در خودش وجود دارد

* * *

برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن !

* * *

دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند

* * *

اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است

* * *

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم

* * *

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری

* * *

به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد

* * *

من چیستم؟

لبخند پر ملامت پاییزی غروب در جستجوی شب

که یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات ، گمنام و بی نشان

در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ

* * *

چه امید بندم در این زندگانی

که در نا امیدی سر آمد جوانی

سرآمد جوانی و ما را نیامد

پیام وفایی از این زندگانی

* * *

عشق تنها کار بی چرای عالم است ، چه ، آفرینش بدان پایان می گیرد

* * *

آیا در این دنیا کسی هست بفهمد

که در این لحظه چه می کشم ؟ چه حالی دارم؟

چقدر زنده نبودن خوب است ، خوب خوب خوب

* * *

هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود

هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم

و هنگامی تشنه آتش شدم،

که در برابرم دریا بود و دربا و دریا ...!

* * *

از دیده به جاش اشک خون می آید

دل خون شده ، از دیده برون می آید

دل خون شد از این غصه که از قصه عشق

می دید که آهنگ جنون می آید

* * *

حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد

* * *

چو کس با زبان دلم آشنا نیست

چه بهتر که از شکوه خاموش باشم

چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر

که از یاد یاران فراموش باشم

* * *

دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد،

آدمی را همواره در پی گم شده اش،

ملتهبانه به هر سو می کشاند

* * *

مهربانی جاده ای است که هرچه پیش می روند ، خطرناک تر می گردد

* * *

دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست

اسراف محبت است

* * *



مسئولیت زاده توانایی نیست ، زاده آگاهی است و زاده انسان بودن.

* * * دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند.

* * *

ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

* * *

.عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است.

* * *

.اگر پیاده هم شده است سفر کن ، در ماندن می پوسی.

* * *

.خدا و انسان و عشق ، این است امانتی که بر دوش ما سنگینی می کند.

* * *

قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد.

* * *

مرا کسی نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان که کسی می خواست ، که من کس نداشتم . کسم خدا بود ، کس بی کسان.

** *

.هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که احساسش می کنند ، هست.

گروه تجربی

پزشکي
اهميت علم پزشكي در دنياي امروز به اندازه‌اي است كه نيازي به شرح آن نيست. كساني كه قصد دارند در اين وادي گام نهند، بايد به ارزش و اهميت اين شغل و وظيفه‌ي خطيري كه در پايان تحصيلات بر عهده‌ي آن‌ها خواهد بود، واقف باشند تا بتوانند با تلاش وافر در انجام اين وظيفه‌ي سنگين، سربلند و پيروز باشند.
در حال حاضر، نظام آموزش پزشكي عمومي، شامل 4 دوره است:
1. علوم پايه 2. فيزيوپاتولوژي
3. كارآموزي باليني 4. كارورزي باليني
1. دوره‌ي علوم پايه
در اين مقطع كه اولين مرحله‌ي آموزش پزشكي است، دانشجو با فراگيري علوم پايه‌ي پزشكي و آشنايي با مباحث پايه، آمادگي لازم را براي يادگيري علوم باليني به دست مي‌آورد. اين مرحله، شامل درس‌هاي عمومي و اختصاصي با مجموعاً 91 واحد (71 واحد اختصاصي و 20 واحد عمومي) است. طول اين دوره، پنج ترم (دو سال و نيم) است كه با اتمام آن، دانشجويان، مجاز به ورود به دوره‌ي بعدي (فيزيوپاتولوژي) هستند. پيش از ورود به دوره‌ي بعدي، امتحان جامع علوم پايه‌ي پزشكي از تمام دانشجويان به طور سراسري و هم‌زمان، توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در تمام دانشگاه‌هاي علوم پزشكي به عمل مي‌آيد و قبول‌شدگان، مجاز به ورود به دوره‌ي فيزيوپاتولوژي خواهند بود. اين امتحان، دربردارنده‌ي مباحث تدريس‌شده در دوره‌ي علوم پايه است.
2. دوره‌ي فيزيوپاتولوژي
اين دوره، شامل 31 واحد درسي است كه دو ترم تحصيلي طول مي‌كشد. در پايان اين دوره، معدل دانشجو از درس‌هاي فيزيوپاتولوژي، بايد حداقل 12 باشد؛ در غير اين صورت دانشجو بايد درس‌هايي را كه در آن‌ها نمره‌ي كم‌تر از 12 آورده است، مجدداً امتحان دهد. حداكثر مدت مجاز در مراحل اول و دوم (علوم پايه و فيزيوپاتولوژي)، پنج سال است. در پايان، دانشجوياني كه همه‌ي واحدها را با موفقيت بگذرانند، به دوره‌ي كارآموزي باليني راه مي‌يابند. بايد توجه داشت كه ملاك قبولي در امتحانات اين مرحله، كسب حداقل نمره‌ي 12 از 20 است، در حالي كه در درس‌هاي پايه، ملاك، كسب نمره‌ي 10 از 20 است.
3. دوره‌ي كارآموزي باليني
دانشجويان پزشكي پس از گذراندن دو دوره‌ي قبلي مي‌توانند آموخته‌هاي خود را از درس‌هاي مختلف با يافته‌هاي باليني از بيماران بستري در بيمارستان‌ تطبيق دهند و با بهره‌گيري مناسب از روش‌هاي تشخيص آزمايشگاهي، بيماري را تشخيص داده و اقدامات مناسب درماني را براي بيمار انجام دهند. اين دوره شامل 97 واحد درسي است. در دوره‌ي كارآموزي، دانشجويان بايد روش برخورد با بيمار، تهيه‌ي شرح حال بيمار و نحوه‌ي تشخيص و درمان را فراگيرند تا در دوره‌ي بعدي (كارورزي)، كه خود تصميم‌گيرنده خواهند بود، بتوانند به كمك بيماران بشتابند و تصميم‌هاي لازم را بگيرند. البته در هر دوره (كارآموزي و كارورزي) نظرات استادان نيز وجود خواهد داشت.
4. دوره‌ي كارورزي باليني
اين دوره، آخرين مرحله‌ي آموزش پزشكي است و آن را دوره‌ي انترني نيز مي‌گويند. شامل 64 واحد درسي است و 18 ماه به طول مي‌انجامد كه به ترتيب زير تقسيم مي‌شود: داخلي (4 ماه)، جراحي (3 ماه)، كودكان (3 ماه)، زنان (2 ماه) و بخش‌هاي چشم، گوش، رواني، بهداشت، پوست، عفوني، قلب و اعصاب (هر كدام، يك ماه كه انتخاب بخش‌هاي يك‌ماهه در دانشگاه‌هاي مختلف، متفاوت است).
حداكثر مدت مجاز در دوره‌هاي كارآموزي و كارورزي، 5 سال است. در دوره‌ي كارورزي، دانشجويان، زير نظر استادان، مسئوليت معاينه‌ي بيماران و تشخيص و اقدام‌هاي درماني را در بيمارستان بر عهده دارند. در پايان اين دوره و قبل از فراغت از تحصيل، كارورزان بايد درس پايان‌نامه را كه 6 واحد درسي است، آغاز كنند. يك موضوع علمي به عنوان موضوع پايان‌نامه انتخاب مي‌شود. در پايان به فارغ‌التحصيلان، مدرك دكتراي پزشكي عمومي اعطا مي‌شود و آن‌ها مي‌توانند در مراكز درماني به كار درمان بيماران مشغول شوند. با توجه به نياز كشور به نيروي پزشكي، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي از قبول‌شدگان رشته‌ي پزشكي براي انجام خدمات رايگان تعهد مي‌گيرد و آن دسته از فارغ‌التحصيلان نيز كه از انجام خدمت سربازي معاف‌اند، بعد از اتمام درس در مناطق مورد نياز، مدت‌زمان معيني را كار مي‌كنند.
تخصص‌هاي پزشكي

كساني كه پزشك عمومي باشند مي‌توانند همه‌ساله در امتحان پذيرش رشته‌هاي تخصصي پزشكي نيز شركت كنند و پس از قبولي، در رشته‌ي تخصصي مورد علاقه‌ي خود به ادامه‌ي تحصيل بپردازند. در كشور ما در حال حاضر رشته‌هاي تخصصي زيادي وجود دارد.



دندان‌پزشكي
به ديوار مطب يك دندان‌پزشك، مطلبي با اين مضمون نصب شده بود: «يا نخ دندان يا مردن، كدام را انتخاب مي‌كنيد؟»
اگرچه باور اين سخن مشكل است اما محققان ثابت كرده‌اند كه اين شعار، سخني بي‌محتوا نيست و اصلاً جنبه‌ي شوخي ندارد. در واقع هرگونه عفونت در ناحيه‌ي دهان به ويژه عفونت ناشي از بيماري‌هاي پيرامون دندان و لثه يا چركي كه بين فاصله‌ي دندان و لثه تجمع مي‌كند، مي‌تواند وارد جريان خون شده و درنهايت سبب سكته‌ي قلبي، سكته‌ي مغزي يا حتي مرگ شود.
آري! امروزه دندان‌پزشكي، فن و مهارت كشيدن دندان يا ساخت دندان مصنوعي با روش‌هاي ابتدايي نيست، بلكه يك علم تخصصي است كه سلامت دهان و دندان را به عنوان عضوي مهم در سلامت جسم و روح، زيبايي و ادا كردن كلمات تأمين مي‌كند. هم‌چنين به ياري اين علم مي‌توان بسياري از بيماري‌ها را در مراحل اوليه شناخت و از پيشرفت آن‌ها جلوگيري كرد.
در گذشته دندان‌پزشكي را مساوي با دندان‌سازي مي‌دانستند؛ اما امروزه دندان‌سازي تنها بخشي از دندان‌پزشكي است چون يك دندان‌پزشك به تشخيص و درمان بيماري‌هاي دهان و دندان مي‌پردازد و از همين رو شايد بهتر باشد كه عنوان اين رشته را دهان‌پزشكي گذاشت.
رشته‌ي دندان‌پزشكي در مقطع دكتراي عمومي، نحوه‌ي رعايت بهداشت و پيش‌گيري و درمان بيماري‌هاي دهان و دندان را آموزش مي‌دهد. اين مقطع داراي دو دوره‌ي مجزاي 2 و 4 ساله است كه در 2 سال اول، دانشجويان، واحدهاي علوم پايه مثل بيوشيمي، آناتومي، بافت‌شناسي، فيزيولوژي، ژنتيك ميكروب‌شناسي و ايمني‌شناسي را مي‌گذرانند و بعد از 2 سال، وارد دوره‌ي تخصصي دندان‌پزشكي مي‌شوند و درس‌هاي اختصاصي خود را در زمينه‌ي آسيب‌شناسي فك و دهان، ارتودنسي، اندودنتيكس، پروتزهاي ثابت و اكلوژن، پروتزهاي متحرك و فك و صورت، پريودنتولوژي، ترميمي و مواد دنداني، بيماري‌هاي دهان و دندان، جراحي دهان و فك و صورت، دندان‌پزشكي كودكان و راديولوژي دهان و فك و صورت مي‌گذرانند و درنهايت مي‌توانند بيماري‌هاي دهان و دندان را تشخيص داده و در حد يك دندان‌پزشك عمومي نسبت به درمان آن‌ها اقدام كنند.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
اولين نسل دندان‌پزشكان، سلماني‌ها، شاگرد زرگرها و عطارها بودند كه به ياري گياهان دارويي درد را تسكين مي‌دادند، با انبرهاي آهنين دندان مي‌كشيدند و با استفاده از طلا، روكش دندان و دندان مصنوعي مي‌ساختند و اين‌گونه امور دندان‌پزشكي را با وسايل ابتدايي و روش‌هاي نه‌چندان خوشايند انجام مي‌دادند. شايد به همين دليل هنوز عده‌اي از عامه‌ي مردم و حتي داوطلبان آزمون سراسري، دندان‌پزشكي را يك حرفه‌ي عملي و تكنيكي مي‌دانند كه بيش‌ از علم و دانش، به تجربه و تبحر نياز دارد.
عده‌اي دندان‌پزشكي را با كار عملي و تكنيكي صرف، يكي مي‌دانند در حالي كه اگر دانشجوي دندان‌پزشكي تنها فن و تكنيك اين رشته را فراگرفته اما در علوم پايه ضعيف باشد، درنهايت يك دندان‌ساز خواهد شد، يعني چنين فردي كار روي دندان را فراگرفته است اما از علم پزشكي بي‌نصيب است.
دانشجوي اين رشته لازم است به زبان انگليسي مسلط باشد تا بتواند از اينترنت يا مقاله‌هاي جديد اين رشته به زبان انگليسي استفاده كند و از دستاوردهاي تازه‌ي علم و هنر دندان‌پزشكي در كوتاه‌ترين زمان مطلع شود. پيش از انقلاب چون تعداد داوطلبان دانشگاه كم‌تر بود و آزمون ورود به دانشگاه‌ها و مراكز آموزشي به صورت متمركز برگزار نمي‌شد، هر داوطلب براي ورود به رشته‌ي دندان‌پزشكي علاوه بر امتحان عملي، در يك امتحان علمي نيز شركت مي‌كرد. در اين مرحله مدلي از دندان در اختيار داوطلب گذاشته و از او خواسته مي‌شد با استفاده از گچ و موم، دنداني مطابق با مدل بسازد تا مشخص شود كه ديد هنري و مهارت دست داوطلب در چه حدي است. اما متأسفانه در حال حاضر امكان اين آزمون وجود ندارد، در نتيجه مي‌بينيم كه بعضي از دانشجويان دندان‌پزشكي در سال دوم يا سوم نمي‌توانند آموخته‌هاي خود را در عمل پياده كنند. حرفه‌ي دندان‌پزشكي بدون خلاقيت و زيبايي‌شناسي، معنا و مفهومي ندارد. يك جراح فك و صورت، يك دندان‌پزشك ترميمي، يك «ارتودنتيست» يا «پروتزيست» و حتي يك دندان‌پزشك عمومي با بينش هنري، كارش را آغاز و به پايان مي‌رساند؛ زيرا هنگام تراش دندان، رديف كردن دندان‌ها، ساخت دندان، ترميم دندان و موارد ديگر، بايد از خلاقيت هنري خويش بهره برده و داراي نگرش كارشناسانه‌ي هنري باشد. توانمندي در علوم پايه به خصوص در زيست‌شناسي براي دانشجوي اين رشته ضروري است.
آن‌چه يك دانش‌آموز در درس‌ زيست‌شناسي دوره‌ي دبيرستان فرا مي‌گيرد به نحوي به رشته‌ي دندان‌پزشكي ارتباط دارد، به خصوص دو بخش فيزيولوژي و آسيب‌شناسي كه دانشجويان دندان‌پزشكي در دو سال اول تحصيل خود، آن را با وسعت و عمق بيش‌تري نسبت به دوره‌ي دبيرستان مطالعه مي‌كنند.
هم‌چنين دانشجوي اين رشته بايد از دست‌هايي ماهر و توانمند برخوردار باشد، چون بسياري از كارهاي دندان‌پزشكي، از تراش دندان گرفته تا بازسازي دندان، نياز به دست‌هايي هنرمند و توانا دارند تا بتوان به بهترين شكل كارهاي ظريف دندان‌پزشكي را انجام داد.
فرصت‌هاي شغلي
در كشور ما فرصت‌هاي شغلي براي دندان‌پزشكان جوان به دو دليل عمده محدودتر شده است. يكي از اين دلايل، پيشرفت بهداشت در كشور است. خوشبختانه كشور ما نيز مانند ساير كشورهاي جهان در راستاي پيشگيري و اهداف بهداشتي حركت کرده و بسياري از بيماري‌ها را مهار و كنترل كرده است، در نتيجه مردم كم‌تر به پزشكان و دندان‌پزشكان مراجعه مي‌كنند.
از سوي ديگر در چند سال اخير رشد پزشكان و دندان‌پزشكان نسبت به نرخ رشد جمعيت افزايش يافته است. براي مثال اگر تا 20 سال قبل به ازاي هر 25 هزار نفر يك دندان‌پزشك داشتيم، حالا به ازاي هر 5 يا 6 هزار نفر يك دندان‌پزشك داريم.



داروسازي
در علم پزشكي براي مداواي يك بيمار، روش‌هاي متعددي از جمله دارودرماني، جراحي و روان‌درماني وجود دارد كه در اين ميان، دارودرماني به عنوان متداول‌ترين شيوه در تمام دنيا شايع است و رشته‌ي داروسازي، رشته‌اي است كه در همين زمينه با بيماران و مردم مرتبط است. از همين ‌رو داروسازي عنوان مناسبي براي اين رشته نيست، چون فارغ‌التحصيل اين رشته نبايد حتماً در كارخانه‌ها يا لابراتوار داروسازي كار كند، بلكه فعاليت اصلي فارغ‌التحصيل اين رشته، ارائه‌ي خدمات دارويي است؛ يعني يك داروساز بايد به ارائه‌ي مشاوره‌ي دارويي و بررسي روش‌هاي داروسازي و ضعف‌هاي احتمالي موجود در رژيم‌هاي دارودرماني بپردازد.
تمامي بيماران به خصوص بيماراني كه مشكلات مزمن دارند، مثل بيماران ديابتي و فشار خوني، بيماراني كه از بحران‌هاي عفوني رنج مي‌برند و جمعيت‌هاي ويژه از جمله سالمندان، خانم‌هاي باردار و نوزادان، نياز به مشاوره‌ي دارويي دارند؛ يعني داروساز بايد با توجه به خصوصيات فيزيكي هر بيمار، زمان استفاده از دارو و دز مناسب را براي او مشخص كند.
هم‌چنين يك داروساز در صورت ناموفق بودن رژيم دارودرماني بايد علت‌هاي عدم موفقيت آن را بررسي كند؛ زيرا حدود 30 تا 50 درصد علت ناموفق بودن شيوه‌ي مداواي يك بيمار، به دارو مربوط مي‌شود؛ يعني كيفيت دارو، انتخاب نوع دارو و نحوه‌ي استفاده از دارو، (اين‌كه بيمار دارو را با چه مواد غذايي يا داروهاي ديگري استفاده كرده است)، مي‌تواند اثر دارو را تضعيف كند و اين وظيفه‌ي يك داروساز است كه علت را تشخيص داده و در اين زمينه، پزشك معالج را راهنمايي كند. از همين‌ رو مي‌توان گفت كه رشته‌ي داروسازي بخشي از علوم پزشكي است كه در رابطه با توليد و ساخت دارو، بررسي وضعيت دارو در بدن انسان و موجودات زنده و ميزان تأثير دارو در سلامت جامعه و كم‌ كردن بحران‌هاي بيماري‌زا نقش ايفا مي‌كند. داروسازي چه از نظر خدماتي و چه از نظر تحقيقاتي، يكي از مهم‌ترين رشته‌هاي علمي دنياست؛ زيرا از يك‌ سو فارغ‌التحصيل اين رشته از نظر نحوه‌ي مصرف دارو، ميزان مصرف، زمان مصرف، تداخل اثر داروي مورد نظر با داروهاي ديگر، تداخل اثر دارو با غذا، مسموميت‌هاي دارويي و لزوم قطع مصرف دارو در صورت عوارض ناخواسته‌ي دارويي، مشاور بيمار و پزشك است و از سوي ديگر تحقيقات در داروسازي و رشته‌هاي وابسته، هميشه از مهم‌ترين تحقيقات علمي بوده است و در سال‌هاي آينده نيز به طور قطع، تحولات بيوتكنولوژي بيش‌تر متعلق به داروسازي خواهد بود. رشته‌ي داروسازي به شناخت ماده‌ي مؤثر، فرموله كردن اين ماده (تبديل ماده‌ي مؤثر به فرمي كه قابل مصرف براي بيمار باشد، مثل قرص، كپسول، شربت يا استفاده از روش‌هاي تزريقي) و بررسي اثرهاي دارو بر بدن بيمار مي‌پردازد.
درس‌هاي رشته‌ي داروسازي شامل دو قسمت عمده‌ي علوم پايه و علوم تخصصي مي‌شود. دانشجويان در آغاز، علوم پايه را كه حدود 80 واحد است، مي‌خوانند و سپس در امتحان جامع علوم پايه شركت كرده و در صورت قبولي وارد دوره‌ي علوم تخصصي مي‌شوند. درس‌هاي اين دوره شامل شيمي‌دارويي، داروگياهي، داروسازي صنعتي، سم‌شناسي و درمان‌شناسي است و در سه ترم آخر نيز هفته‌اي يك روز در داروخانه‌هاي دانشگاه يا داروخانه‌هاي ديگر، دوره‌ي كارآموزي را مي‌گذرانند و درنهايت با ارائه‌ي يك پايان‌نامه‌ي تحقيقاتي پس از 5 يا 6 سال، فارغ‌التحصيل مي‌شوند.
رشته‌ي داروسازي با تحقيق و پژوهش عجين شده است و هر ساله تعدادي داروي جديد وارد بازار مي‌شود كه نتيجه‌ي تحقيقات چندساله‌ي دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتي است. به همين دليل داوطلب اين رشته بايد به تحقيق، علاقه‌مند باشد؛ زيرا اعتبار علمي اين رشته تا حدود زيادي به انجام كارهاي تحقيقاتي بستگي دارد.
شايد بتوان گفت كه امروزه وجه تمايز داروسازي از رشته‌هاي پزشكي و دندان‌پزشكي، در انجام پايان‌نامه‌هاي تحقيقاتي و كاربردي اين رشته است.
اگر كسي به كارهاي تحقيقاتي عشق مي‌ورزد و مي‌خواهد تحقيقي انجام دهد كه در راستاي رفع دردها و نيازهاي بشري باشد، داروسازي يكي از بهترين رشته‌هاي دانشگاهي است كه مي‌تواند آرزوي او را برآورده كند. دانشجوي داروسازي بايد در علوم پايه مثل فيزيولوژي، شيمي و فيزيك توانمند باشد. هم‌چنين در صورت قوي بودن در درس رياضي مي‌تواند در گرايش‌هاي مختلف داروسازي مثل طراحي دارو، سيستم‌هاي موجود در كارخانه‌هاي داروسازي و شبكه‌هاي رايانه‌اي داروخانه‌ها و بيمارستان‌ها از كامپيوتر به خوبي استفاده كند.
داروسازي تلفيقي از علوم پايه و باليني است و به همين دليل توانمندي در درس‌هاي فيزيك، شيمي و زيست‌شناسي براي اين رشته، ضروري است. هم‌چنين دانشجوي اين رشته براي ارائه‌ي خدمات به بيماران بايد بتواند با افراد به درستي ارتباط برقرار كرده و خوب صحبت كند و در ضمن، فردي سخت‌كوش و جدي باشد؛ زيرا درس‌هاي اين رشته بسيار فراگير و متنوع هستند (هم‌ جنبه‌ي حفظي و هم جنبه‌ي فهميدني دارند)، درنتيجه به همت و تلاش قابل توجهي نيازمندند. دانشجوي داروسازي بايد به زبان انگليسي مسلط باشد تا بتواند از كتاب‌ها و مجله‌هاي علمي موجود به خوبي بهره ببرد.
فرصت‌هاي شغلي
امروزه رشته‌ي داروسازي برخلاف شكل سنتي آن، نقشي محوري دارد؛ يعني يك دكتر داروساز، وظيفه دارد در مورد نحوه‌ي استفاده‌ي بيمار از دارو، او را راهنمايي كند. هم‌چنين در صورت مشاهده‌ي داروهاي ناهمگون در يك نسخه، عوارض ناشي از تداخل داروهاي مذكور را به پزشك معالج اطلاع دهد. براي مثال اگر بيماري، داروي «اريترومايسين» را كه يك نوع آنتي‌بيوتيك است هم‌زمان با داروي «ترفنادين» كه يك نوع آنتي‌هيستامين است، مصرف كند، باعث اختلال در ضربان قلب و حتي مرگ بيمار خواهد شد. حال اگر پزشكي، هر دو دارو را براي بيمار تجويز كند، اين وظيفه‌ي دكتر داروساز است كه با پزشك معالج تماس گرفته و از بروز بحران فيزيولوژيك جلوگيري كند؛ به همين دليل در حال حاضر نه‌تنها هر داروخانه نياز به يك دكتر داروساز به عنوان مسئول داروخانه دارد، بلكه متخصصان رشته‌ي داروسازي به عنوان مشاور پزشك در امر تجويز دارو، بايد در بيمارستان‌ها نيز حضور داشته باشند. درست است كه در چند سال اخير به علت تعداد زياد فارغ‌التحصيلان، فرصت‌هاي كاري اين رشته كم شده است اما با وجود اين، حدود 90 درصد فارغ‌التحصيلان اين رشته، جذب بازار كار مي‌شوند كه از اين ميان، بيش از 80 درصد جذب داروخانه‌ها و مابقي در صنايع داروسازي (صنعت ساخت و كنترل دارو) و كارخانه‌هاي آرايشي- بهداشتي مشغول به كار مي‌شوند يا در كارهاي اجرايي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي فعاليت مي‌كنند.
از سوي ديگر در حال حاضر حدود 97 درصد داروهاي مورد نياز كشور (از نظر عددي) در كارخانه‌هاي متعدد داروسازي داخل كشور ساخته مي‌شوند و بدون شك، كارشناسان و متخصصان موجود در اين كارخانه‌ها، فارغ‌التحصيل رشته‌ي داروسازي هستند.
هم‌چنين در چند كارخانه‌ي بزرگ داروسازي كشور، وجود بخش تحقيقات دارويي براي كار در اين زمينه الزامي شده است. اين در حالي است كه اكثر كارخانه‌هاي داروسازي كشور داراي واحدي به نام واحد تحقيقات هستند، در نتيجه امكان فعاليت‌هاي تحقيقاتي براي فارغ‌التحصيلان علاقه‌مند و مستعد اين رشته مهياست.
در رشته‌ي داروسازي، راه تحقيق بسيار هموار است. علاوه بر كار در بخش تحقيقات كارخانه‌هاي داروسازي، فارغ‌التحصيل اين رشته مي‌تواند به طور خصوصي نيز، به ويژه در بخش داروهاي گياهي تحقيق كند يا در حالي كه در داروخانه كار مي‌كند به تحقيقات نيز بپردازد؛ يعني روي نسخه‌هاي بيماران مطالعات تحقيقاتي انجام دهد.
يك دكتر داروساز علاوه بر كار در شبكه‌هاي بهداشتي- درماني (داروخانه‌ها و بيمارستان‌ها) مي‌تواند در كارخانه‌هاي دارويي، آرايشي- بهداشتي، غذايي و مواد اوليه‌ي دارويي كار كند يا مديريت سيستم‌هاي مختلف بهداشتي- درماني را بر عهده بگيرد.



علوم سلولي و مولكولي
- ساختمان يك سلول چگونه است و يك سلول چه فعاليت‌هايي انجام مي‌دهد؟
- فعاليت ژن‌ها چگونه مي‌تواند سلول‌ها را به جهت‌هاي متفاوت سوق داده و بافت‌هاي مختلفي ايجاد كند؟
- چرا يك انسان دچار سرطان مي‌شود؟
- چه ژني در هوش انسان مؤثر است و اين ژن، چه فعاليت‌هايي انجام مي‌دهد كه منجر به باهوشي يك فرد مي‌شود؟
زيست‌شناسي سلولي و مولكولي، علمي است كه به سؤال‌هاي بالا و بسياري از سؤال‌هاي ديگر پاسخ داده يا در صدد پاسخ دادن به آن‌هاست.
تا 40 سال پيش، علم زيست‌شناسي به دو بخش علوم جانوري و گياهي تقسيم مي‌شد، زيرا معمولاً دانشمندان، موجودات زنده را در اين دو گروه طبقه‌بندي مي‌كردند. با پيشرفت علم و ورود تكنولوژي‌هاي جديد در علوم، زيست‌شناسي از صورت تشريحي و مورفولوژي يا ريخت‌شناسي خارج شد و به سوي زيست‌شناسي سلولي و مولكولي گرايش پيدا كرد. در اين گرايش از زيست‌شناسي، علل تغييرات سلول‌ها و بافت‌ها يا علل ايجاد اندام‌ها بررسي شده و تحقيق مي‌شود كه چگونه انواع سلول‌ها و بافت‌ها، از سلول واحد و يكساني ايجاد مي‌شوند. در واقع علوم سلولي و مولكولي، علمي است كه در پي علت‌هاست نه معلول‌ها.
مهم‌ترين مولكول‌هايي كه در حيات سلول مؤثرند، DNA و RNA و پروتئين‌ها هستند. DNA، مركز ذخيره‌ي اطلاعات و صدور فرمان‌هاي سلولي است و RNA، وظيفه‌ي انتقال اين فرمان‌ها و پروتئين‌ها مسئوليت اجراي اين فرمان‌ها را بر عهده دارند. به اين ترتيب سلول، فعاليت زيستي خود را انجام مي‌دهد. در زيست‌شناسي سلولي و مولكولي، چگونگي اين فعاليت‌ها بررسي مي‌شود.
اهميت و جايگاه اين رشته
در اعتقاد عامه‌ي مردم، ژنتيك، مساوي است با وراثت، اما بر اساس طبقه‌بندي علمي، وراثت تنها يكي از مباحث علم ژنتيك است كه در قسمت «ژنتيك كلاسيك» بررسي مي‌شود.
در ژنتيك كلاسيك، سؤال‌هايي از قبيل «اگر چشم مردي آبي و چشم همسرش سبز باشد، احتمال اين‌كه چشم فرزند آن‌ها سبز شود، چه‌قدر است؟ يا گاوهاي نسل بعد از گاوهاي شيرده، از نظر شيردهي چگونه خواهند بود؟» مطرح مي‌شود.
اما آن قسمت از علم ژنتيك كه در سال‌هاي اخير پويايي بيش‌تري پيدا كرده است، «ژنتيك مولكولي» است. در اين بخش از ژنتيك، ديگر سؤال نمي‌شود چشم فرزندي كه چشم ‌پدرش آبي و چشم مادرش سبز است، چه ‌رنگي خواهد شد، بلكه سؤال قابل طرح در ژنتيك مولكولي اين است كه چرا چشم چنين فرزندي سبز يا آبي مي‌شود يا اين‌كه چرا انسان به بيماري سرطان دچار مي‌شود؛ به زبان ديگر، هنگام بروز سرطان، چه‌ ژن‌هايي به هم مي‌خورند و به هم خوردن آن‌ها باعث تغيير چه مولكول‌هايي مي‌شود و آن مولكول‌ها به چه دليل باعث بيماري سرطان مي‌شوند.
در اين ميان زيست‌شناسي سلولي و مولكولي، اتفاق‌هاي مولكولي را بررسي كرده و به دنبال يافتن پاسخي براي سؤال‌هاي ذكرشده است و چون در 30 سال گذشته به ياري اين علم، تحقيقات باارزشي در ژنتيك مولكولي انجام شده است، بايد گفت كه نيمه‌ي دوم قرن بيستم، متعلق به رشته‌ي علوم سلولي و مولكولي است.
امروزه زيست‌شناسي در كشورهاي پيشرفته بيش از 80 يا 90 درصد سمت و سوي علوم سلولي و مولكولي دارد؛ زيرا اين رشته، نيروي انساني لازم براي تحقيق در رشته‌هاي پزشكي، بيوشيمي، ژنتيك، بيوتكنولوژي، مهندسي ژنتيك، اصلاح نباتات، شيلات و دام را تربيت مي‌كند.
براي مثال در رشته‌ي پزشكي، مطالعه‌ي ژنوم انسان (مجموعه‌ي تمام ژن‌هاي انساني) توسط متخصصان علوم سلولي و مولكولي انجام مي‌شود. گفتني است كه مطالعه‌ي ژنوم انسان در تحقيق روي بيماري‌هايي مانند سرطان، ايدز و تمام بيماري‌هايي كه با ژن سروكار دارند، ضروري است. در رشته‌ي كشاورزي، امروزه اكثر گياهان خوراكي از قبيل گوجه‌فرنگي، سيب‌زميني، گندم، برنج و بسياري از گياهان ديگر از طريق علوم سلولي و مولكولي و بيوتكنولوژي به دست مي‌آيند.
در علوم جانوري نيز اكثر ماهي‌هايي كه به صورت پرورشي ايجاد مي‌شوند، گاوهاي شيرده يا گوشتي و ماكيان (مرغ‌ها)، حاصل تحقيقات علوم سلولي و مولكولي و بيوتكنولوژي هستند. هم‌چنين در مورد ارتباط بين رشته‌هاي علوم سلولي و مولكولي و بيوتكنولوژي مي‌توان گفت بيوتكنولوژي يكي از رشته‌هاي علوم سلولي و مولكولي است؛ يعني زيربناي درس بيوتكنولوژي، علوم سلولي و مولكولي است و به همين دليل نمي‌توان دانشجويي را كه فقط علوم گياهي يا جانوري خوانده است، به سوي بيوتكنولوژي هدايت كرد.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
دانشجويي مي‌تواند در اين رشته موفق شود كه علاوه بر زيست‌شناسي، در درس‌هاي شيمي، فيزيك و رياضي قوي باشد. براي فهم بهتر درس‌هاي دانشگاهي و هم‌چنين براي درك بهتر تكنولوژي موجود در جهان كه در اين رشته مورد استفاده قرار مي‌گيرد، درس‌هاي رياضي، شيمي و فيزيك، زيربنا و پايه‌ي علوم سلولي و مولكولي هستند.
يك زيست‌شناس سلولي و مولكولي علاوه بر دانستن مباني و اصول زيست‌شناسي نياز به دانش شيمي قوي دارد، به اين دليل كه روابط مولكول‌هاي حياتي، حاصل پديده‌هاي شيميايي است. هم‌چنين آشنايي كافي با درس‌هاي شيمي، آمار و كامپيوتر براي موفقيت در اين رشته الزامي است.
دانشجوي اين رشته بايد به كارهاي آزمايشگاهي علاقه‌مند بوده و در كارهاي تحقيقاتي كوتاهي و سستي نكند. براي مثال يكي از كارهايي كه به طور معمول در آزمايشگاه علوم سلولي و مولكولي انجام مي‌شود، استخراج RNA از يك بافت است كه حداقل زمان لازم براي اين كار، 5 ساعت است و البته در بسياري از آزمايشگاه‌ها استخراج RNA تنها يك بخش از كار است.




دامپزشکي

ديباچه: امروزه در دنيا علي‌رغم پيشرفت‌هايي که در زمينه‌هاي مختلف صورت گرفته است، هنوز هم مسأله غذا از نظر اجتماعي و اقتصادي در درجه اول اهميت قرار دارد و به عنوان يک مسأله استراتژيک مطرح است. به طوري که موقعيت يک کشور را با سطح و نوع غذاي مردم آن کشور محک مي‌زنند. بدون شک در ميان مواد غذايي آنچه بسيار اهميت دارد و جزولاينفک مواد غذايي روزانه است، پروتئين حيواني است که از طريق دام تهيه مي‌شود.از همين‌جا مي‌توان به اهميت دانش دامپزشکي پي ببرد زيرا دامپزشکي‌ علم‌ شناخت‌ بيماري‌هاي‌ دامي‌ اعم‌ از بيماري‌هاي‌ مشترک‌ بين‌ انسان‌ و حيوان‌ يا بيماري‌هاي‌ خاص‌ دام‌، پيشگيري‌ از بيماري‌ها، معالجه‌ بيماري‌ها و همچنين‌ علم‌ تغذيه‌ انسان‌ و دام‌ است. در نشريه‌ سازمان‌ بهداشت‌ جهاني‌ آمده‌ است‌ "هدف‌ نهايي‌ دامپزشکي‌ درمان‌ حيوانات‌ نيست‌ بلکه‌ دقيقاً تأمين‌ مواد غذايي‌ و بهداشت‌ انسان‌ مي‌باشد." چرا که‌ با واکسيناسيون‌ دام‌ها مي‌توان‌ از مرگ‌ و مير آنها جلوگيري‌ کرد و بر ميزان‌ فرآورده‌هاي‌ دامي‌ افزود و در نتيجه‌ مواد پروتئيني‌ لازم‌ را براي‌ جيره‌ غذايي‌ انساني‌ تأمين‌ نمود. موادي‌ که‌ مقاومت‌ انسان‌ها بخصوص‌ کودکان‌ را در مقابل‌ کليه‌ بيماري‌ها، افزايش‌ مي‌دهد و نه‌تنها باعث‌ کاهش‌ قابل‌ ملاحظه‌ هزينه‌هاي‌ درماني‌ مي‌شود، بلکه‌ جامعه‌اي‌ سالم‌ و فعال‌ بوجود خواهد آورد.
توانايي‌هاي‌ لازم :
يک‌ دامپزشک‌ بايد به‌ زيست‌شناسي‌ علاقه‌مند بوده‌، به‌ زبان‌ انگليسي‌ تسلط‌ داشته‌ و قدرت‌ تجزيه‌ و تحليل‌ بالايي‌ داشته‌ باشد. چون‌ بيمار او نمي‌تواند درد خود را بيان‌ کند و دامپزشک‌ بايد خود موفق‌ به‌ شناخت‌ بيماري‌ گردد. بدون‌ شک‌ دانشجوي‌ اين‌ رشته‌ بايد از سلامت‌ جسماني‌ نيز برخوردار باشد اما قدرت‌ بدني‌ در همه‌ بخش‌هاي‌ دامپزشکي‌ مطرح‌ نيست‌.
موقعيت‌ شغلي‌ در ايران :
فارغ‌التحصيلان‌ دامپزشکي‌ مي‌توانند در مراکز مختلفي‌ از جمله‌ سازمان‌ دامپزشکي‌، مؤسسه‌ تحقيقات‌ و توليد واکسن‌ رازي‌ ، شرکت‌هاي‌ توليد دارو و فرآورده‌هاي‌ دامي‌، شرکت‌هاي‌ توليد مواد غذايي‌ با فرآورده‌هاي‌ دامي‌، واحدهاي‌ دامپروري‌ دولتي‌ و خصوصي‌ و آزمايشگاه‌هاي‌ تشخيص‌ بيماري‌هاي‌ دامي‌ و بيماري‌هاي‌ انساني‌ فعاليت‌ کنند يا خود بري معالجه حيوانات اهلي کلينيک دامپزشکي تأسيس کنند. گفتني است که در اکثر کشورها از جمله کشور ما، دامپزشکان در تحقيقات پايه پزشکي نقش مهمي دارند براي مثال دکتر "جي ـ بانگ" عامل تب مالت انسان و سقط جنين دام‌ها را کشف کرد. اين توانايي از آنجا نشأت مي‌گيرد که از يک طرف کار بادام محدوديت کار با انسان را ندارد؛ يعني مي‌شود بر روي تعداد زيادي از حيوانات با وجود احتمال بيماري يا مرگ آزمايش نمود و از سوي ديگر يک دامپزشک ديد وسيع‌تري درباره حيوانات دارد و مي‌تواند به روي حيوانات مختلف تحقيق کند.



زيست‌شناسي
رشته‌ي زيست‌شناسي يكي از رشته‌هاي علوم پايه است كه در مقاطع كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكترا ارائه مي‌شود. بر اساس مصوبه‌ي شوراي عالي برنامه‌ريزي، از سال 74 رشته‌ي زيست‌شناسي به دو شاخه تقسيم شده است:
1. زيست‌شناسي عمومي که شامل علوم گياهي و علوم جانوري است.
2. زيست‌شناسي سلولي و مولكولي که شامل ميكروبيولوژي، بيوشيمي و بيوفيزيك مي‌شود.
- علوم گياهي داراي دو بخش عمده‌ي فيزيولوژي و سيستماتيك است.
الف) فيزيولوژي به شناخت زندگي گياهان و اندام‌هاي مختلف يك گياه مي‌پردازد.
ب) سيستماتيك درباره‌ي اسامي و طبقه‌بندي گياهان است.
- زيست‌شناسي سلولي و مولكولي: علل تغييرات سلول‌ها و بافت‌ها يا علل ايجاد اندام‌ها را بررسي كرده و تحقيق مي‌كند كه چگونه انواع سلول‌ها و بافت‌ها از سلول واحد و يكساني ايجاد مي‌شوند.
- ميكروبيولوژي: به بررسي و مطالعه‌ي ميكروارگانيسم‌ها مي‌پردازد و ارتباط ميكروارگانيسم‌ها را با خودشان و هم‌چنين موجودات عالي‌تر مانند انسان، حيوانات و گياهان مورد بررسي قرار مي‌دهد. زيست‌شناسي از رشته‌هاي علوم پايه است، با 6 گرايش در مقطع كارشناسي و 7 گرايش در مقطع كارشناسي ارشد و دكترا.
گرايش‌هاي مقطع كارشناسي
1. ميكروبيولوژي، 2. علوم گياهي، 3. علوم جانوري، 4. زيست‌شناسي سلولي و مولكولي، 5. ژنتيك و 6. زيست‌ دريا.
تمامي گرايش‌ها در بيش‌تر واحدها مشترك و در واحدهاي اختياري، متفاوت هستند. براي ادامه‌ي تحصيل در مقطع ارشد، آزاديد و مي‌توانيد در مقطع كارشناسي در آزمون ارشد، در هر گرايشي كه تمايل داشته باشيد شركت كنيد. پيشرفت‌هاي علمي روز در اين رشته در هر گرايش، بسيار زياد بوده و راه‌هاي تحقيق زيادي وجود دارد.
تعداد كمي از دانشجوياني كه در رشته‌ي زيست‌شناسي مشغول به تحصيل هستند، در ابتداي ورود به دانشگاه، تنها به دليل اين‌كه از علم زيست‌شناسي لذت خواهند برد، اين رشته را انتخاب كرده‌اند؛ اما جذابيت‌هاي زيست‌شناسي به حدي زياد است كه پس از 2 يا 3 ترم، اين دانشجويان كاملاً جذب رشته‌ي تحصيلي خود مي‌شوند. بررسي و مطالعه‌ي سريع در رشته‌هاي زيرمجموعه‌ي زيست‌شناسي نشان مي‌دهد زيست‌ جانوري، زيست گياهي، بيوتكنولوژي، حفاظت از محيط زيست، زيست‌شناسي محيطي، زيست انساني، زيست دريايي، ميكروبيولوژي، زيست مولكولي و ...، رشته‌هايي هستند كه در مقاطع کارشناسي و کارشناسي ارشد، زيرمجموعه‌ي علم زيست‌شناسي هستند.
علم زيست‌شناسي با علوم ديگر مثل زبان، كامپيوتر، روان‌شناسي، رياضي، ارتباطات و ... در ارتباط است. به طور كلي زيست‌شناسان در بسياري از سازمان‌ها و مراكز تحقيقاتي در كشف و پيدا كردن جنبه‌هاي مختلف زندگي و پيشرفت و توسعه‌ي اطلاعات انسان در زمينه‌هاي زيستي مشغول به كار هستند. علم زيست‌شناسي به طور معمول فرصت مطالعه‌ي گستره‌ي وسيعي از موضوعات را قبل از آماده شدن و در دسترس ديگران قرار گرفتن به شما مي‌دهد. در يك ترم تحصيلي ممكن است دانشجو در حال پرورش توانايي‌هايي باشد كه حتي فكر مي‌كند غير مرتبط با رشته‌ي تحصيلي خود است، مثل ارتباطات، سازمان‌دهي، IT و ...
زيست‌شناسي مانند رشته‌هاي ديگر علوم پايه، يك رشته‌ي آسان نيست. كارهاي گروهي كه دانشجو بايد در آزمايشگاه‌ها و زمان‌هاي كنفرانس انجام دهد، او را در يك محيط كاملاً رقابتي و مقايسه‌اي قرار مي‌دهد كه بايد از تمام توانايي‌ها و اطلاعات جمع‌آوري‌شده در طول ترم استفاده كند.
درس‌هايي كه در مقطع کارشناسي تدريس مي‌شوند عبارت‌اند از: زيست جانوري، زيست گياهي، بيوشيمي، زيست مولكولي، فيزيولوژي، فيزيك، رياضي، فيزيك پزشكي، شيمي، زبان و ... . پس از فارغ‌التحصيلي نيز زمينه‌ي كاري محدودي وجود دارد. بعضي از فارغ‌التحصيلان، شانس جذب شدن در مراكز تحقيقاتي را دارند كه علاوه بر اشتغال، فرصت بالا بردن معلومات خود را نيز پيدا خواهند كرد. در بعضي از شركت‌هاي اختصاصي زيست‌شناسي و مراكز تحقيقاتي- ژنتيكي، امكان همكاري به عنوان يك مشاور محيطي و در آموزش و پرورش (در مدرسه‌ها) به عنوان معلم علوم يا زيست‌شناسي براي فارغ‌التحصيلان اين رشته فراهم است. در ايران، امكان ادامه‌ي تحصيل تا مقاطع كارشناسي ارشد و دكترا (Ph.D) براي علاقه‌مندان به زيست‌شناسي وجود دارد.



شيمي
شيمي تجزيه
شيمي تجزيه، علم جمع‌آوري، پردازش و برقراري ارتباط ميان داده‌هاي مربوط به تركيب و ساختار ماده است. به بيان ديگر، شيمي تجزيه، آميزه‌اي از علم و هنر است كه نوع و مقدار ماده را تعيين مي‌كند. متخصصان اين رشته به كمك شگردهايي مانند نمونه‌برداري، جداسازي، غليظ‌سازي و ...، به تجزيه و تحليل كمّي و كيفي مواد مي‌پردازند. آن‌ها با استفاده از ابزار و وسايلي كه در اختيار دارند و به كمك دانش شيمي و رايانه و آمار، مسايل گوناگوني را حل مي‌كنند كه به نوعي به علم شيمي مربوط‌اند.
براي مثال اين متخصصان در زمينه‌ي تأييد سلامتي و كيفيت مواد غذايي، دارويي و بهداشتي و آب و فرايند توليد اين مواد، كمك زيادي به توليدكنندگان مي‌كنند. هم‌چنين آن‌ها در تشخيص بيماري‌ها به پزشكان ياري مي‌رسانند. كارشناسان شيمي تجزيه، فرصت‌هاي شغلي مختلفي در زمينه‌هاي پژوهشي، صنعت، آموزشي، مشاغل دولتي، توسعه‌ي فرايندها، بازرگاني و نيروي انتظامي دارند. در واقع شيمي تجزيه، حرفه‌اي است كه كمك‌هاي قابل ملاحظه‌اي در همه‌ي حيطه‌هاي علم مي‌كند.
(پگاه حاجي‌نظري)
كاردان شيمي و پدافند جنگ‌هاي شيميايي، ميكروبي و هسته‌اي
هدف اين رشته، تربيت كاردان براي مقابله با جنگ‌هاي شيميايي، ميكروبي و هسته‌اي است كه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و ارگان‌هاي نظامي، به وجود آن‌ها نياز بسيار دارند.
اين رشته داراي سه شاخه‌ي شيميايي، ميكروبي و هسته‌اي است و فارغ‌التحصيلان آن مي‌توانند با كسب مهارت‌هاي لازم، در زمينه‌ي پدافند جنگ‌هاي شيميايي، ميكروبي و هسته‌اي و سازمان‌هاي رزمي و ارگان‌هاي مرتبط ديگر فعاليت كنند.




زمين‌شناسي
در زمين‌شناسي، منشأ زمين، تاريخ، ساختمان زمين و مواد متشكله‌ي آن، منابع طبيعي موجود در زمين و تغيير و تحولاتي كه در طول زمان پديد آمده‌اند، مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
علم زمين‌شناسي اكنون عصر طلايي خود را سپري مي‌كند. نظريه‌هاي جديد، به بسياري از سؤال‌ها پاسخ قطعي داده‌اند و پيشرفت‌هاي زيادي نيز در ساخت و ارائه‌ي دستگاه‌هاي مورد استفاده در زمين‌شناسي به دست آمده است. اينك از اعماق اقيانوس‌ها تا نوك بزرگ‌ترين قله‌ها و حتي ماوراي اين دو، مورد مطالعه قرار گرفته‌‌اند و اطلاعات حاصل از آن‌ها به صورت نقشه و گزارش ثبت شده‌ است. ماهواره‌هاي اكتشافي در مدار زمين چنان اطلاعات باارزش، دقيق و لحظه‌ به لحظه‌اي از وضعيت زمين و درون و بيرون و تغييرات حاصل در آن، تهيه و ارائه مي‌كنند كه گاه اطلاعات حاصل از منابع غني معدني يك كشور توسط ماهواره‌ي كشوري ديگر در اختيار مجريان امور كشور صاحب آن منبع قرار ندارد.
با توجه به وابستگي اقتصادي بسياري از كشورهاي دنيا به منابع معدني اعم از نفت، گاز، طلا و فلزات ديگر و كاني‌هاي غير فلزي و نقش زمين‌شناسي در شناسايي و اكتشاف اين منابع و ياري رساندن به علوم مرتبط ديگر در اين زمينه‌ها، جايگاه زمين‌شناسي در عصر حاضر در جايگاهي ويژه و در خور تأمل است.
زمين‌شناسي در ايران
كشور ايران با مساحتي گسترده، شامل تنوع پديده‌هاي مختلفِ مرتبط با علم زمين‌شناسي است. اين سرزمين با در اختيار داشتن منابع معدني بسيار غني اعم از مواد سوختي و ذخاير فلزي و غير فلزي گران‌بها و قرار گرفتن روي منطقه‌اي فعال از نظر زمين‌شناسي كه باعث وقوع زلزله‌ها، تغيير ساختار زمين، پديده‌ي كوه‌زايي، تغيير پهناي درياها و خليج مجاور و ده‌ها مطلب شگفت‌انگيز و درخور دقت و مطالعه، نياز فراواني به پژوهشگران و متخصصاني دارد كه به مطالعه و كاوش در آن بپردازند و ضمن شناخت اسرار آن، نعمت‌هاي خدادادي نهفته در دل آن را آشكار كنند و مورد بهره‌برداري صحيح قرار دهند.
جنب‌و‌جوش در زمين
زمين‌شناسي، بسياري از پرسش‌هاي هيجان‌انگيز و جذاب پيرامون ما را به بحث و بررسي مي‌گذارد؛ اين‌كه زمين در اولين روزهاي عمر خود چگونه بوده است، چرا اقيانوس اطلس به تدريج وسيع‌تر و اقيانوس آرام كوچك‌تر مي‌شود و ... .
دانشجوي زمين‌شناسي علاوه بر تسلط كافي بر درس‌هايي مثل فيزيك، شيمي و رياضي، بايد از قدرت تجسم مناسبي نيز برخوردار باشد. يك زمين‌شناس نه‌تنها در دوران دانشجويي، بلكه در زمينه‌هاي شغلي نيز با محيط‌هاي طبيعي مثل كوه و بيابان روبه‌روست؛ بنابراين داشتن روحيه‌اي پُر جنب‌و‌جوش و علاقه به زندگي در محيط‌هايي مثل كوه و بيابان، لازمه‌ي آن است.
فارغ‌التحصيلان مقطع كارشناسي رشته‌ي زمين‌شناسي مي‌توانند نقشه‌هاي زمين‌شناسي معدني و جغرافيايي را مطالعه کرده و اطلاعات آن را استخراج كنند و با گروه‌هاي اكتشاف معدن، آب‌يابي و بهره‌برداري از آب‌هاي زيرزميني همكاري داشته باشند. با توجه به توانايي‌هاي آن‌ها، وزارت‌خانه‌هاي صنايع و معادن، نفت، نيرو، راه، جهاد كشاورزي، علوم و آموزش و پرورش، هم‌چنين شركت‌ها و مؤسسه‌هايي مثل ذوب‌آهن، سازمان زمين‌شناسي كشور، فعاليت‌هاي سدسازي، آب‌يابي، حفر تونل، بخش‌هاي مرتبط با تهيه‌ي نقشه‌هاي زمين‌شناسي، مي‌توانند زمينه‌هاي اشتغال و فعاليت فارغ‌التحصيلان اين رشته باشند



پرستاري
پرستار، عضوي مهم در تيم مراقبت بهداشتي است و داراي نقش‌هاي گسترده‌اي از جمله نقش مراقبتي، حمايتي، درماني، هماهنگي، مشورتي، مديريتي و تحقيقاتي است. به اين معنا كه پرستار، وظيفه‌ي مراقبت و حمايت از بيمار، وظيفه‌ي هماهنگي بين بيمار و پزشك و بيمار و خانواده‌ي بيمار (انتقال‌دهنده‌ي خواسته‌ها و نيازهاي بيمار يا مددجو)، مسئوليت مديريت بخش (اولويت‌بندي براي رسيدگي به بيماران و تصميم‌گيري به‌موقع در مورد بيماران اورژانسي)، وظيفه‌ي آموزش به بيمار براي تطابق با مشكلات و ناراحتي‌هاي پيش‌آمده و وظيفه‌ي تحقيق درباره‌ي روش‌هاي مراقبتي كه اعمال كرده است و تحقيق درباره‌ي نحوه‌ي كاهش تعداد روزهاي بستري يك بيمار را بر عهده دارد.
پرستاري، يعني كمك به فرد سالم يا بيمار در درمانگاه يا بيمارستان براي انجام آن دسته از فعاليت‌هايي كه سبب حفظ و ارتقاي سلامت مي‌شود، به نحوي كه اگر فرد، توانايي، اراده يا آگاهي لازم را داشت مي‌توانست آن فعاليت‌ها را بدون كمك انجام دهد.
در همين راستا پرستار وظايف خود را در قالب شش نقش درماني، مراقبتي، حمايتي، هماهنگي، حفاظتي و آموزشي انجام مي‌دهد.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
دانشجوي پرستاري بايد عاشق انسان و انسانيت باشد تا بتواند در شرايط سخت و بحراني، حتي زماني كه خسته است يا آمادگي جسمي و روحي لازم را ندارد، به ديگران كمك كند.
هم‌چنين بايد فردي منظم و دقيق باشد و بداند که نظم و سخت‌گيري، اساس كار رشته‌ي پرستاري است. از لحاظ درسي نيز لازم است به زيست‌شناسي، شيمي و زبان انگليسي مسلط باشد؛ زيرا براي به‌روز بودن و اطلاع از آخرين دستاوردهاي دانش پرستاري، لازم است از مجله‌ها و منابع علمي به زبان انگليسي استفاده كند.
دانشجوي پرستاري بايد از سلامت كامل جسماني برخوردار باشد تا به ياري ديدِ قوي بتواند كارهاي ظريف و دقيق پرستاري را به خوبي انجام دهد و با شنوايي خوب، صداي قلب را حتي اگر ضعيف باشد، بشنود. حتي داشتن قدي متناسب و عدم لكنت زبان يا لرزش دست در اين رشته، ضروري است؛ زيرا همين مشكلات به ظاهر كوچك، در كارايي يك پرستار بسيار مؤثر است.
قرار نيست دانشجوي پرستاري پس از فارغ‌التحصيلي بنشيند و دستور دهد، بلكه بايد در انجام هر خدمتي پيش‌قدم باشد.
هم‌چنين لازم است روابط عمومي خوبي داشته باشد؛ زيرا پرستار، نزديك‌ترين فرد به بيمار است و حتي بعضي از بيماران مشكل خود را به راحتي با پزشك در ميان نمي‌گذارند اما آن را با پرستاري كه روابط عمومي خوبي داشته و توانسته است اعتماد بيمار را جلب كند، در ميان مي‌گذارند.
اطلاعات عمومي بالا در زمينه‌ي پزشكي براي يك پرستار ضروري است، چون پرستار، پزشك دوم است و حتي درس‌هايي كه مي‌خواند همان درس‌هاي پزشكي ولي در سطح محدود‌تري است.
پرستار با دردمندترين افراد جامعه در ارتباط است به همين دليل بايد جسمي قوي و روحي توانا داشته باشد تا بتواند از عهده‌ي شب‌كاري يا كار در بخش‌هاي حساس و دشوار مثل C.C.U و I.C.U، بخش بيماران سرطاني يا بخش سوانح سوختگي برآيد و در ضمن دچار فشارهاي روحي و رواني يا ناتواني‌هاي جسمي نشود.
فرصت‌هاي شغلي
در بسياري از كشورها اولين خط ارتباط جامعه با سيستم پزشكي، پرستار است؛ زيرا پرستاران نسبت به افراد ديگر تيم پزشكي، تعدادشان بيش‌تر است، در دسترس قرار دارند و اطلاعات بهداشتي- درماني آن‌ها جامع است.
پرستاران علاوه بر كار در بيمارستان‌ها و مراكز بهداشتي- درماني مي‌توانند در صنعت براي مراقبت از سلامت و بهداشت كاركنان صنايع مختلف، در سازمان تربيت بدني و مراكز ورزشي به عنوان يكي از اعضاي اصلي تيم مراقبت پزشكي و در آموزش و پرورش فعاليت كنند. فرصت‌هاي شغلي يك پرستار بسيار گسترده است و حتي يك پرستار مي‌تواند به طور مستقل فعاليت كند؛ يعني مي‌تواند با تأسيس مركز بهداشت خصوصي به ارزيابي وضعيت سلامت افراد جامعه بپردازد يا مهد كودك داير كند.




مامايي
مامايي مدرن، اينك راز سر به مهر ماماهاي قرن‌هاي پيشين نيست، بلكه دانشي است كه با تكيه بر پيش‌گيري، تشخيص و درمان، مراقبت‌هاي دوران بارداري، مراقبت دوران زايمان، دخالت فعال در روند زايمان و كمك به متخصصان زنان، نوزادان و كودكان، تلاش مي‌كند آبستني و زايمان به‌ گونه‌اي مطمئن و بي‌خطر انجام شود و نوزادي سالم را براي خانواده و مادرش به ارمغان آورد.
چرا مسئوليت حرفه‌ي مامايي از ساير شاخه‌هاي گروه پزشكي سنگين‌تر است؟ علت اين است كه يک ماما به طور هم‌زمان مسئوليت سلامتي و حيات دو يا چند انسان را بر عهده دارد. در اين ميان، نوزاد قبل از تولد در محفظه‌اي كاملاً دور از ديد قرار دارد و هر گونه پيشامد و خطري، از ديد مستقيم ماما پنهان است؛ بنابراين لازم است با دقت مداوم و آگاهي لازم، روند زايمان را تا انتها دنبال كند. ماما، فردي است كه برنامه‌ي آموزش مامايي را در دانشگاه با موفقيت گذرانده و شايستگي‌هاي لازم در كسب پروانه‌ي كار و اشتغال به حرفه‌ي مامايي را به دست آورده باشد. ماما بايد بتواند راهنمايي و سرپرستي از زنان باردار را در دوران حاملگي، زايمان و توجهات پس از زايمان به عهده بگيرد، عمل زايمان را با مسئوليت خود انجام دهد و از نوزاد مراقبت كند. اين مراقبت‌ها شامل اصول پيش‌گيري و تشخيص موارد غير طبيعي نزد مادر و كودك و در صورت موجود نبودن تسهيلات بهداشتي و پزشكي، فراهم كردن كمك‌هاي لازم در مواقع اورژانس است. هم‌چنين ماما نه‌تنها درباره‌ي مادر و كودك، بلكه نسبت به مسائل بهداشتي كل افراد خانواده و جامعه، وظيفه‌ي مهمي دارد.
مقاطع تحصيلي و گرايش‌ها
اين رشته در مقاطع كارداني، كارشناسي پيوسته، كارشناسي ارشد ناپيوسته و دكترا ارائه مي‌شود. اين رشته در مقاطع كارداني و كارشناسي داراي گرايش نيست و به صورت عمومي ارائه مي‌شود، اما در مقطع كارشناسي ارشد داراي دو گرايش است.
1. گرايش بهداشت مادر و كودك: اين گرايش در مورد تنظيم خانواده و بهداشت دوران بارداري بحث مي‌كند.
2. گرايش آموزش مامايي: اين گرايش در مورد بيماري‌هاي زنان بحث مي‌كند و بيش‌تر جنبه‌ي علمي دارد.
لازم به يادآوري است که دوره‌ي دكتراي مامايي، در داخل كشور راه‌اندازي شده است. هم‌چنين فارغ‌التحصيلان دوره‌ي كارشناسي اين رشته مي‌توانند در رشته‌هايي مانند فيزيولوژي، آناتومي و آموزش بهداشت و ... نيز ادامه‌ي تحصيل دهند.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
از مراكزي كه يك ماما مي‌تواند در آن‌جا مشغول به كار شود، مي‌توان به بيمارستان‌ها، زايشگاه‌ها، درمانگاه‌ها و مراكز بهداشتي اشاره كرد. هم‌چنين ماما بر اساس قوانين حاضر و در صورت داشتن مدرك كارشناسي مي‌تواند مجوز دفتر كار خصوصي (مطب) دريافت كند و در آن، به ارائه‌ي خدمات بهداشتي- درماني بپردازد. به طور خلاصه مي‌توان نقش حساس ماما را در موارد زير برشمرد:
- مراقبت دوران بارداري كه از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار است و عامل اساسي در حفظ سلامت مادر و جنين است.
- مواظبت از مادران هنگام درد كه در حقيقت فيزيولوژي زايمان در آن خلاصه مي‌شود.
- انجام زايمان كه حساس‌ترين مرحله‌ي بارداري است و نياز به دانش و مهارت دارد.
- انجام مراقبت‌هاي بعد از زايمان؛ زيرا مادران و نوزادان در اين مرحله نياز به مراقبت دقيق دارند.
- آموزش شيردهي، نگهداري و تغذيه‌ي نوزاد و تأكيد بر واكسيناسيون نوزاد.
- آموزش لازم در زمينه‌ي جلوگيري از حاملگي ناخواسته، مشاوره‌ي قبل از ازدواج و تنظيم خانواده و كمك به حل مشكل افزايش بي‌رويه‌ي جمعيت كه گريبان‌گير جوامع در حال رشد است.
آموزش بهداشتي دختران در زمينه‌ي بهداشت دوران بلوغ و بعد از آن و هم‌چنين كمك به خانم‌ها بعد از ازدواج در زمينه‌ي رعايت بهداشت و پيش‌گيري از بيماري‌ها، معاينه‌هاي لازم كلينيكي، پيش‌گيري از سرطان سينه با آموزش نكته‌هاي لازم، هم‌چنين تهيه‌ي پاپ‌اسمير (تست سرطان دهانه‌ي رحم كه يكي از روش‌هاي مؤثر در تشخيص زودرس اين بيماري مهلك است كه ساليانه جان‌ هزاران مادر را به دليل بي‌اطلاعي و عدم مراجعه به خطر مي‌اندازد).
كارآموزي در عرصه
اين كارآموزي‌ها شامل اين موارد است: بارداري و زايمان، مراقبت‌هاي مربوط به زايمان در منزل، بيماري‌ها و فوريت‌هاي زنان، بهداشت مادر و كودك و تنظيم خانواده بر اساس مامايي جامعه‌‌نگر، نوزادان نيازمند به مراقبت‌هاي ويژه، بيماري‌هاي داخلي و جراحي در مامايي، اصول مديريت و كاربرد آن در مامايي، راديولوژي و اولتراسوند و الكتروفيزيولوژي در مامايي و زنان در مراكز و درمانگاه‌ها و بخش‌هاي زنان و زايمان و كلينيك‌هاي بهداشت و تنظيم خانواده.




فيزيوتراپي
بر اساس آمار جهاني، حدود 10 درصد از جمعيت هر كشور را معلولان تشكيل مي‌دهند و اين افراد براي استفاده از توانايي‌هاي باقي‌مانده و جبران هرچه بيش‌تر ناتواني‌ها و محدوديت‌هاي خويش، به خدمات فيزيوتراپي نياز دارند.
رشته‌ي فيزيوتراپي يكي از رشته‌هاي توان‌بخشي است و در آن، دانشجويان مي‌آموزند كه چگونه با استفاده از عوامل فيزيكي (مانند نور، الكتريسيته، گرما، سرما و صوت) يا عوامل مكانيكي فيزيكي (مثل تمرين‌ها و تكنيك‌هاي ورزشي)، بيماراني را كه دچار صدمه‌هاي مختلف شده‌اند، تحت درمان قرار دهند. فيزيوتراپي، هم در بُعد پيش‌گيري و هم در بُعد درمان، نقش بسيار زيادي دارد. براي مثال، يك فيزيوتراپيست، نحوه‌ي نشستن يا بلند كردن وزنه‌هاي مختلف را آموزش مي‌دهد تا از انحرافاتي جلوگيري كند كه ممكن است در ستون فقرات افراد به دليل عدم رعايت موارد ذكرشده ايجاد شود.
فيزيوتراپي در لغت به معني درمان فيزيكي است و در اصطلاح، علمي است كه فعاليت‌هاي آن به دو بخش عمده تقسيم مي‌شود؛ يك بخش آن شامل فعاليت‌هايي است كه در آن‌ها از دستگاه‌ها و وسايل خاص الكتريكي استفاده مي‌شود كه اين وسايل خود دو گونه هستند:
الف. وسايلي كه كار آن‌ها تحريك عصب و عضله است و در ضايعات عصبي براي بازآموزي و نوآموزي استفاده مي‌شوند.
ب. وسايلي كه براي تسكين درد مورد استفاده قرار مي‌گيرند.
بخش ديگر فعاليت‌ها نيز حركتي و مكانيكي هستند كه به آن‌ها حركات‌ درماني گفته مي‌شود و لازمه‌ي انجام آن‌ها، دانستن مكانيسم عصب و عضله و الگوهاي حركتي است تا درمان‌كننده با توجه به اطلاعات گفته‌شده، به بهبود يا افزايش توانايي بيماراني بپردازد كه مبتلا به انواع ضايعات عصبي (انواع فلج‌ها) شده‌اند يا داراي دردهاي مفصلي مثل كمردرد يا گردن‌درد هستند يا اين‌كه به دليل شكستگي يا جراحي، سختي و محدوديت حركتي دارند.
در اين رشته با استفاده از وسايلي مثل ابزارهاي الكترونيكي، براي رفع معلوليت، كاهش علايم بيماري‌هاي مفاصل، عضلات و اعصاب تلاش مي‌شود. البته فيزيوتراپيست‌ها علاوه بر وسايل ذكرشده، از يك‌سري حركت‌هاي ورزشي و درماني نيز استفاده مي‌كنند؛ زيرا براي كسب بهترين نتيجه، بايد حركت‌هاي ورزشي و درمان‌هاي الكتريكي به صورت تركيبي مورد استفاده قرار گيرند.
در برخي بيماري‌ها، در كنار دارودرماني يا پس از دارودرماني، به فيزيوتراپي نياز است. براي مثال در بيماري‌هاي عصبي مثل سكته‌هاي مغزي يا ضربه‌هاي مغزي، شكستگي‌ها، بيماري‌هاي قلبي، بيماري‌هاي ريوي، بيماري‌هاي زنان و زايمان و نازايي، انواع جراحي‌هاي داخلي و برخي از بيماري‌هاي اطفال به فيزيوتراپي نياز است. به عبارت ديگر در تمام بيماري‌هاي اسكلتي و بيش‌تر بيماري‌هاي عصبي و عضلاني، فيزيوتراپي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. درس‌هاي آناتومي اين رشته حتي از دانشجويان پزشكي نيز بيش‌تر است؛ يعني علاوه بر آناتومي سر و گردن و تنه، اعصاب، اندام‌هاي فوقاني و اندام‌هاي تحتاني، آناتومي سطحي نيز خوانده مي‌شود كه چنين درسي را دانشجويان پزشكي مطالعه نمي‌كنند.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
اولين و مهم‌ترين ويژگي‌ يك دانشجوي فيزيوتراپي، داشتن توانايي جسمي و روحي خوب است؛ زيرا يك فيزيوتراپيست در مدت كار، دائماً ايستاده يا در حال راه رفتن است و با بيماران مختلف اعم از بيماراني كه توانايي كنترل ادرار خويش را ندارند، عقب‌ماندگي ذهني و بيماري‌هاي عفوني مثل بعضي از بيماري‌هاي ريوي روبه‌روست، در نتيجه بايد آمادگي لازم را براي كار با هر بيماري داشته باشد.
يك دانشجوي رشته‌ي فيزيوتراپي بايد صبر و حوصله‌ي بسياري داشته باشد؛ چون درنهايت بايد با بيماران مختلفي از جمله افرادي كه دچار سكته‌ي مغزي يا ضايعه‌ي مغزي شده‌اند يا عقب‌ماندگي ذهني دارند، كار كند و در بيش‌تر مواقع نيز نتيجه‌ي كارش به تدريج ظاهر مي‌شود.
رشته‌هايي كه با درمان سروكار دارند، نيازمند دانشجوياني هستند كه بايد از لحاظ روحي و رواني آماده و صبور باشند؛ زيرا خود بيمار مشكلات روحي و رواني بسياري دارد و ما نبايد آن را تشديد كنيم، بلكه بايد به او كمك كنيم تا آرامش پيدا كند.
چون دانشجوي اين رشته با دستگاه‌هاي الكتريكي متنوعي كار مي‌كند، بايد در درس فيزيك قوي باشد و هم‌چنين به دليل اين‌كه با بدن انسان به عنوان يك موجود زنده سروكار دارد، بايد به درس زيست‌شناسي علاقه‌مند باشد.
اگر دانشجوي اين رشته، خلاقيت نداشته باشد، پس از فارغ‌التحصيلي تنها يك تكنسين فيزيوتراپي مي‌شود؛ اما اگر خلاقيت داشته باشد، مي‌داند كه هر بيماري را به چه روشي بايد درمان كند يا چگونه روش‌هاي مختلف را با يكديگر تركيب كند تا بيمار به بهترين نحو درمان شود. براي مثال وقتي يك پزشك، بيماري را كه مبتلا به كمردرد است، نزد فيزيوتراپيست مي‌فرستد، تنها اشاره مي‌كند كه اين بيمار در ناحيه‌ي كمر نياز به فيزيوتراپي دارد اما اين‌كه دستگاه‌هاي مورد نظر در چه موضعي بايد گذاشته شوند تا مؤثر واقع شوند بر عهده‌ي فيزيوتراپيست است.
فرصت‌هاي شغلي
هنگامي كه حق مسئوليت فني تأسيس كلينيك فيزيوتراپي توسط متخصصان اين رشته تصويب شد، هديه‌ي گران‌قدري به تمام فارغ‌التحصيلان و دانشجويان اين رشته اهدا شد؛ زيرا از اين به بعد فارغ‌التحصيل فيزيوتراپي مي‌تواند به‌تنهايي اقدام به تأسيس كلينيك فيزيوتراپي كند و ديگر ضرورتي ندارد كه در كنار پزشكان متخصص ارتوپدي، مغز و اعصاب و ... فعاليت كند. در حال حاضر، فارغ‌التحصيل فيزيوتراپي علاوه بر استخدام در مراكز دولتي (مانند بيمارستان‌ها و درمانگاه‌ها)، مي‌تواند بعد از گذراندن دوران طرح و هم‌چنين به دست آوردن سابقه‌ي كار لازم (6 سال سابقه‌ي كار براي فعاليت در مراكز استان‌ها و 3 سال سابقه‌ي كار براي فعاليت در شهرستان‌ها) به تأسيس كلينيك خصوصي فيزيوتراپي اقدام كند. فارغ‌التحصيل اين رشته علاوه بر كار در كلينيك‌هاي خصوصي مي‌تواند جذب بيمارستان‌ها، مراكز توان‌بخشي و فدراسيون‌هاي ورزشي شود.


بینایی سنجی

بينايي‌سنجي، علم مراقبت‌هاي بينايي است و كارشناسان اين رشته به عنوان مراقبان اوليه‌ي بهداشت چشم، مسئوليت حفظ و سلامت بينايي را بر عهده دارند.
سازمان بهداشت جهاني، علم بينايي‌سنجي را مراقبت اوليه از بينايي مي‌داند؛ به اين معنا كه يك بيمار چشم در آغاز بايد توسط يك بينايي‌سنج (اپتومتريست) معاينه شود تا اگر دچار عيب‌هاي انكساري، اختلالات ديد دوچشمي، انحرافات عضلاني آشكار و غير آشكار، تنبلي چشم، فيكساسيون‌هاي غير مركزي و مواردي از اين قبيل بود، توسط متخصص بينايي‌سنجي معاينه شود و در غير اين صورت به پزشك متخصص ارجاع داده شود. تشخيص و تصحيح عيب‌هاي انكساري (نزديك‌بيني، دوربيني و آستيگماتيسم) با تجويز عدسي‌هاي مناسب مانند عدسي‌هاي عينك يا لنزهاي تماسي، تشخيص و تصحيح اختلالات ديد دوچشمي و تنبلي چشم، تعيين بهداشت عمومي چشم و بهداشت بينايي در محيط‌هاي كار و تحصيل و دادن آموزش لازم در اين زمينه، بر عهده‌ي بينايي‌سنج است. يك بينايي‌سنج بايد روي محيط‌هاي كار از نظر مقدار روشنايي و حفاظت بينايي، كار كارشناسي كند. هم‌چنين تهيه و تجويز وسايل كمك‌بينايي مانند اكولرهاي ساده و مركب، سيستم‌هاي تلسكوپيك و تلويزيون‌هاي مداربسته براي نيمه‌بينايان و اندازه‌گيري ميدان بينايي، در تخصص فارغ‌التحصيلان اين رشته است. از سوي ديگر وقتي يك بيمار به بينايي‌سنج مراجعه مي‌كند، متخصص اين رشته، پس از گرفتن تاريخچه‌ي سلامت چشم و معاينه‌ي دقيق براي تعيين اشكال‌هاي اصلي، در صورت نياز، بيمار را به متخصص مربوطه اعم از چشم‌پزشك، متخصص گوش و حلق و بيني، متخصص داخلي يا متخصص مغز و اعصاب ارجاع مي‌دهد.
علم بينايي، درختي تنومند و بزرگ است كه داراي دو شاخه‌ي اصلي چشم‌پزشكي و بينايي‌سنجي است. البته هر يك از اين دو شاخه به شاخه‌هاي فرعي‌تري تقسيم مي‌شوند. مهم‌ترين تخصص يك بينايي‌سنج در مقطع كارشناسي، تشخيص عيب‌هاي انكساري و تصحيح آن‌ها با عينك يا لنزهاي نامرئي است؛ زيرا حدود 100 واحد از درس‌هاي دانشگاهي يك دانشجوي كارشناسي بينايي‌سنجي، در اين زمينه است و در مدت گذراندن اين 100 واحد، تجربه و دانش لازم را به دست مي‌آورد.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
دستگاه بينايي بدون وجود نور، كارايي ندارد؛ به همين دليل، يك بينايي‌سنج بايد از نور و ويژگي‌هاي آن اطلاع داشته باشد؛ اطلاعاتي كه به کمک علم فيزيك مي‌توان به آن‌ها دست يافت. يك بينايي‌سنج بايد به درس فيزيك، به خصوص به فيزيك نور، مسلط و علاقه‌مند باشد. هم‌چنين در طول دبيرستان درس‌هاي رياضي و زيست‌شناسي را به خوبي فراگرفته باشد. از نظر جسماني نيز لازم است كه از چشم‌ها و دست‌هايي سالم برخوردار باشد. در ضمن، اين رشته، صبر و حوصله‌ي زيادي مي‌خواهد؛ زيرا تعيين نمره‌ي عينك، يكي از سخت‌ترين كارها در علوم بينايي است و نياز به صبر و حوصله‌ي زيادي دارد. نحوه‌ي كار نيز براي سنين مختلف، متفاوت است؛ يعني تعيين نمره‌ي عينك براي كودك با يك فرد مسن، فرق مي‌كند. براي همين برخي از چشم‌پزشكان ترجيح مي‌دهند كه در اين زمينه فعاليت نكنند.
دانشجوي اين رشته بايد در مدت تحصيل، اطلاعات عمومي خوبي در زمينه‌ي پزشكي به دست آورد، زيرا وقتي بيمار به بينايي‌سنج مراجعه مي‌كند، از مشكل خود اطلاع دقيقي ندارد؛ براي مثال فقط از سردرد يا تاري ديد شكايت مي‌كند. اين وظيفه‌ي بينايي‌سنج است كه تشخيص دهد آيا اين مشكل به چشم بيمار بازمي‌گردد يا اين بيمار، مشكلات ديگري نيز دارد كه در اين صورت بايد او را به پزشك متخصص مربوطه ارجاع دهد. دانشجوي اين رشته اگر بخواهد متخصص خوبي شود و كار خوبي ارائه دهد، بايد روابط عمومي خوبي نيز داشته باشد تا بتواند اعتماد بيمار را جلب كند و براي ياري رساندن به بيمار و مداواي او قدم بردارد.
فرصت شغلي
در حال حاضر يك بينايي‌سنج، موقعيت كاري خوبي دارد و بيش‌تر فارغ‌التحصيلان، جذب بازار كار مي‌شوند؛ زيرا علاوه بر اين‌كه مي‌توانند به طور مستقل مطب باز كنند و در زمينه‌ي تخصص خود فعاليت كنند، افرادي هستند كه در زمينه‌ي ارائه‌ي عينك‌هاي مربوط به عيب‌هاي انكساري، به طور علمي و دانشگاهي تخصص ديده‌اند. در ضمن يك بينايي‌سنج مي‌تواند به عنوان مشاور در مورد بهداشت چشم و مشكلات بينايي در محيط‌هاي آموزشي، خدماتي و صنايع با سازمان‌هاي دولتي و صنايع همكاري كند يا مسئول سنجش بينايي در امور استخدامي و نظامي و دريافت گواهي‌نامه‌ي رانندگي و خلباني باشد يا در اورژانس براي انجام كمك‌هاي اوليه‌ي چشمي تا رسيدن بيمار به مراكز مربوطه فعاليت كند.
از سوي ديگر يك بينايي‌سنج علاوه بر درمان مي‌تواند در زمينه‌ي پيش‌گيري نيز فعاليت كند؛ مثل طراحي طرح پيش‌گيري از تنبلي چشم كه هر ساله با همكاري سازمان آموزش و پرورش استثنايي و سازمان بهزيستي برگزار مي‌شود. در اين طرح، فارغ‌التحصيلان اين رشته، حضوري فعال دارند و با شناسايي سريع و به‌موقع بيماران و انجام توان‌بخشي مورد نياز و با استفاده از تكنيك‌هاي مناسب، از اين نابه‌هنجاري جلوگيري مي‌كنند.



اعضاي مصنوعي
متخصصان اين رشته با مطالعه‌ي اعضاي مصنوعي و وسايل كمكي، دانش و مهارت لازم را براي ساخت دست و پاي مصنوعي و وسايل كمكي مورد استفاده‌ي افرادي كه داراي ناهنجاري‌هاي عضلاني و استخواني هستند، به دست مي‌آورند.
رشته‌ي اعضاي مصنوعي و وسايل كمكي، يكي از زيرشاخه‌هاي توان‌بخشي است كه در آن، طريقه‌ي طراحي و ساخت اعضاي مصنوعي و وسايل كمكي، بر اساس اصول مهندسي و منطبق با آناتومي بدن، آموزش داده مي‌شود. در واقع درس‌هاي اين رشته، مجموعه‌اي از علوم مهندسي و علوم پزشكي است.
در اين رشته، دو دسته وسيله‌ي كمكي به نام‌هاي «ارتز» و «پروتز» ساخته مي‌شود. ارتز به وسيله‌ي كمكي گفته مي‌شود كه در موازات اندام فلج يا ضعيف به كار برده شده و به آن كمك مي‌كند تا كارايي بهتري داشته باشد و شامل تمام اندام‌ها از جمله اندام تحتاني، اندام فوقاني، ستون فقرات و سر و گردن مي‌شود. پروتز نيز عضو مصنوعي است كه جانشين عضو طبيعي مي‌شود و در امتداد عضو طبيعي قرار مي‌گيرد.
در مورد تفاوت رشته‌ي اعضاي مصنوعي با مهندسي پزشكي بايد گفت رشته‌ي مهندسي پزشكي در زمينه‌ي الكترونيك و بيومكانيك كاربردي كل تجهيزات پزشكي فعاليت مي‌كند؛ يعني طراحي يك دستگاه راديولوژي يا فيزيوتراپي نيز در حيطه‌ي كار مهندسي پزشكي قرار مي‌گيرد؛ در حالي كه رشته‌ي اعضاي مصنوعي، به طراحي و ساخت وسايل كمكي و اعضاي مصنوعي مي‌پردازد و اعضاي مصنوعي قابل ساخت در اين رشته نيز اعضاي مصنوعي خارج از بدن مثل دست، پا، چشم و بيني است.
از همين‌جا مي‌توان به يكي ديگر از تفاوت‌هاي موجود بين اين دو رشته پي برد. چون فارغ‌التحصيل مهندسي پزشكي علاوه بر اعضاي مصنوعي خارج از بدن، پروتزهاي داخلي مثل قلب مصنوعي يا اعضاي پيچيده‌ي الكترونيكي و مكانيكي مثل دست سيبرنتيكي را نيز طراحي مي‌كند. اما فارغ‌التحصيل اعضاي مصنوعي، قطعات ساده‌تري كه با ابزار دستي نيز قابل ساخت است، مثل پاي مصنوعي عادي يا انواع بريس‌ها را طراحي كرده و مي‌سازد.
توجه به تفاوت بين اين دو رشته، مسئله‌ي مهمي است؛ زيرا عده‌اي از داوطلبان با اين تصور كه رشته‌ي اعضاي مصنوعي همان رشته‌ي مهندسي پزشكي است، اين رشته را انتخاب مي‌كنند و بعضي از داوطلبان نيز تصور مي‌كنند كه هدف اين رشته، طراحي روبات و طراحي سيستم‌هاي كامپيوتري و الكترونيكي است، در حالي كه دانشجوي اين رشته بيش‌تر به طراحي و ساخت سيستم‌هاي مكانيكي مي‌پردازد.
متخصص اعضاي مصنوعي در سه زمينه‌ي حمايت از اعضاي ضعيف و ناتوان بدن، ساخت اندام مصنوعي براي عضو از دست رفته و اصلاح ناهنجاري‌ها فعاليت مي‌كند و براي به دست آوردن اين تخصص، درس‌هاي پايه مثل آناتومي بدن، علل ناهنجاري‌ها و بيماري‌هاي اندام‌هاي مورد نظر را مطالعه كرده و سپس نحوه‌ي ساخت ارتزها و پروتزهاي مختلف را فرا مي‌گيرد. مثل ارتزهاي نگهدارنده كه پس از عمل جراحي مورد استفاده قرار مي‌گيرند. ارتزهاي اصلاح‌كننده و ارتزهايي كه كمك مي‌كنند تا يك عضو كارايي خود را داشته باشد.
براي مثال، فردي كه دچار بيماري فلج اطفال شده است، با استفاده از ارتزهاي كمك‌كننده مي‌تواند سرپا ايستاده و به فعاليت‌هاي زندگي خود به صورت مستقل ادامه دهد. بخشي از رشته‌ي اعضاي مصنوعي و وسايل كمكي نيز به ساخت ويلچر بازمي‌گردد كه البته اين بخش در دانشگاه‌هاي ايران آموزش داده نمي‌شود.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
متخصص اين رشته مثل يك مجسه‌ساز بايد با گچ مجسمه‌سازي كار كند و قالب‌هاي گچي از پا، دست، نيم‌تنه يا سر و گردن بسازد و مثل يك نجار، آهنگر و كفاش بايد به جوش‌كاري، تراش‌كاري، اره‌كاري، فلزكاري و چرم‌كاري بپردازد. به عبارت ديگر، متخصص اين رشته بايد از دست‌هايي توانا برخوردار بوده و به كارهاي فني و صنعتي علاقه‌مند باشد.
بعضي از دانشجويان اصلاً به كارهاي فني علاقه‌مند نيستند، در حالي كه دانشجوي اين رشته بايد شمّ فني داشته باشد و بتواند با وسايل فني كار كند. از نظر علمي نيز دانشجوي اين رشته لازم است در فيزيك، مكانيك، رياضي، زيست‌شناسي و زبان انگليسي توانمند باشد.
دانشجوي اين رشته بايد داراي جسم و روحي توانمند باشد تا در انجام كارهاي سنگين مثل فلز‌كاري يا كار با گچ و قالب‌هاي سنگين، دچار مشكل نشود و بتواند گاهي اوقات چهار ساعت سرپا بايستد و كار كند. در ضمن بايد آمادگي روحي لازم را براي برخورد با بيماران داشته باشد؛ بيماراني كه گاه بسيار دردمند هستند و متخصص اين رشته بايد با صبر و حوصله، آن‌ها را ياري دهد.



گفتاردرماني
رشته‌ي گفتاردرماني يكي از زيرمجموعه‌هاي علوم توان‌بخشي است و هدف آن، ياري رساندن به افرادي است كه دچار اختلالات گفتاري و زباني هستند. اين كمك‌ها شامل موارد زير مي‌شود:
الف. كمك به افرادي كه اختلالات تلفظي دارند، به گونه‌اي كه بتوانند به درستي توليد صداهاي گفتاري را بياموزند.
ب. كمك به بيماراني كه اختلال در صورت دارند يا به علت‌هاي مختلف، حنجره‌ي آن‌ها جراحي شده و فاقد صداي طبيعي هستند.
ج. كمك به بيماراني كه به دليل آسيب‌هاي مغزي، زبان‌پريش شده‌اند. (اين دسته از بيماران، قدرت سخن‌ گفتن نداشته يا بي‌ربط سخن مي‌گويند.)
د. ياري به ناشنوايان براي برقراري ارتباط كلامي.
ه. كمك به طيف گسترده‌اي از عقب‌ماندگان ذهني.
و. توصيه و مشاوره به افراد جامعه براي پيش‌گيري از اختلالات ذكرشده.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
صبور بودن، مهم‌ترين ويژگي‌اي است كه يك گفتاردرمان‌گر بايد داشته باشد؛ زيرا بعضي از بيماران به كندي پيشرفت مي‌كنند و به قول معروف پيشرفتشان ميلي‌متري است؛ بنابراين لازم است كه گفتاردرمان‌گر بردبار باشد و پا‌به‌‌پاي بيمار پيش برود و او را درك كند.
هم‌چنين متخصص اين رشته بايد انعطاف‌پذير باشد؛ زيرا در اين كار، تنوع مراجعه‌كنندگان بسيار زياد است و مراجعه‌كننده مي‌تواند يك بچه‌ي 2 ساله تا يك فرد 90 ساله باشد كه بدون شك هر يك روحيات و ويژگي‌هاي خاص خود را دارند و يك گفتاردرمان‌گر بايد با توجه به اين ويژگي‌هاي فردي، نحوه‌ي درمان را انتخاب كند.
دانشجوي موفق اين رشته، كسي است كه به زبان انگليسي و دانش كامپيوتر مسلط باشد؛ زيرا كتاب‌هاي اين رشته در ايران بسيار كم است و دانشجو بايد بتواند از منابع خارجي يا از شبكه‌هاي رايانه‌اي استفاده كند. هم‌چنين بهتر است با لهجه‌هاي مختلف آشنايي داشته باشد چون ممكن است ناشنوايي به او مراجعه كند كه در يك محيط تُرك‌زبان يا كردزبان زندگي كرده است و اگر فرد، لهجه‌ي او را بلد باشد يا حداقل با جايگاه‌هاي توليد صداي آن لهجه، آشنا باشد، بهتر مي‌تواند به او كمك كند.
رشته‌ي گفتاردرماني نيازمند خلاقيت، هنر، صبر و پشتكار است و دانشجو بايد به مطالعه‌ي مداوم براي پيشرفت در زمينه‌هاي درمان بيماران علاقه‌مند باشد.
دانشجويان اين رشته بايد اختلال گفتاري نداشته باشند؛ زيرا بخشي از تحصيل در اين رشته شامل آموزش عملي و برخورد كلامي با بيماران است و بايد سلامت كامل رواني داشته باشند و بتوانند به درستي ارتباط برقرار كنند. هم‌چنين لازم است در درس‌هاي زبان و ادبيات فارسي، زيست‌شناسي، فيزيك و زبان انگليسي، اطلاعات لازم و كافي داشته باشند.



شنوايي‌شناسي

شنوايي‌شناسي، علم‌ شناسايي، ارزيابي، تشخيص و كنترل مشكلات سيستم شنوايي (شامل تعادل نيز مي‌شود) و سيستم عصبي شنوايي، بازتواني و نوتواني شنوايي براي كودكان و افراد بزرگ‌سال (به وسيله‌ي پروتزهاي مختلف، از جمله سمعك و روش‌هاي تربيت شنوايي)، انتخاب، تطبيق و تجويز سيستم‌هاي تقويت‌كننده‌ي صوتي مثل سمعك و تجهيزات مشابه و تدارك تجهيزات محافظت‌كننده‌ي شنوايي است.
كارشناسان اين رشته براي شناسايي و پيش‌گيري و كنترل اختلالات شنوايي از نوتواني، درمان با تمرين‌هاي ورزشي و بازتواني حس تعادلي استفاده مي‌كنند. اين كارشناسان در حيطه‌ي كار تخصصي خود، در دعاوي قضايي نيز به ارائه‌ي نظريات فني مي‌پردازند.
مقاطع تحصيلي و گرايش‌ها
اين رشته در حال حاضر داراي دو مقطع كارشناسي پيوسته و كارشناسي ارشد ناپيوسته است. طول متوسط دوره‌ي كارشناسي، 4 سال است و نظام آموزشي آن، مطابق با نظام آموزشي شوراي عالي برنامه‌ريزي است. اين رشته در مقطع كارشناسي، گرايش خاصي ندارد و به صورت علمي ارائه مي‌شود.
شنوايي‌شناسي كودكان
متخصصان اين موضوع، بيش‌تر شناسايي سريع و به‌موقع آسيب شنوايي را در مقاطع سني مختلف (نوزادان، كودكان پيش‌دبستاني، كودكان مدرسه و ...) انجام مي‌دهند و در اين موارد از روش‌هاي ساده و سريع و استاندارد، استفاده مي‌كنند و پس از ارزيابي دقيق، كودكان نيازمند را براي پيش‌گيري و درمان به متخصصان و مراكز خاص معرفي مي‌كنند.
شنوايي‌شناسي باليني
در اين زمينه، انواع روش‌هاي آزمايشي رفتاري يا الكتروفيزيولوژيك را براي ارزيابي عملكرد سيستم‌هاي شنوايي و تعادلي به كار مي‌برند و بعد از تعيين محل ضايعه و علت مشكل شنوايي، ارزيابي و آزمايش‌هاي مختلف را انجام داده و در صورت نياز، براي درمان‌هاي پزشكي و توان‌بخشي ارجاع مي‌دهند.
شنوايي‌شناسي صنعتي
اين شاخه شامل بررسي صدا و ميزان ضرر و زيان و محدوده‌ي صداهاي مجاز براي حفاظت شنوايي كارگران و كاركنان در برابر آلاينده‌هاي صوتي است. در اين مورد، تدبيرهاي لازم را براي كاهش شدت صداها، كنترل وضعيت شنوايي كارگران و آموزش آن‌ها، فراهم كردن محافظت‌كننده‌هاي گوش، اندازه‌گيري شدت صدا در مراكز صنعتي و مقايسه‌ي آن با جدول سطوح مجاز، ارائه‌ي طرح‌هايي براي شناسايي افراد در معرض خطر آسيب شنوايي، پژوهش، مشاوره با افراد صلاحيت‌دار و مسئولان درباره‌ي روش‌هاي مناسب حفاظت شنوايي انجام مي‌دهند.
شنوايي‌‌شناسي توان‌بخشي
در اين شاخه علاوه بر ارزيابي سيستم شنوايي و انجام آزمايش‌هاي خاص، برقراري ارتباط با وسايل كمكي و آموزش‌هاي لازم براي استفاده و مراقبت از وسايل كمكي ارائه مي‌شود. هم‌چنين انجام بازتواني شنوايي را كه شامل گفتارخواني، لب‌خواني، رشد مهارت‌هاي شنيداري (تربيت شنوايي)، رشد زبان و كمك به فرد ناتوان براي سازگاري رواني و اجتماعي به وسيله‌ي مشاوره و برنامه‌ريزي‌هاي آموزشي است، انجام مي‌دهند.
در اين مورد، راهنمايي والدين، پژوهش‌هاي لازم براي ارزيابي و مقايسه‌ي انواع روش‌هاي ارتباطي و ... را در برنامه‌ي خود طرح‌ريزي مي‌كنند.
فرصت‌هاي شغلي
فارغ‌التحصيلان اين رشته مي‌توانند در زمينه‌هاي زير مشغول به كار شوند:
- فعاليت در مراكز شنوايي‌شناسي خصوصي، دولتي و مراكز دانشگاهي.
- كارخانه‌ها و مراكز صنعتي براي ارزيابي صوت، اثرات آن و پيش‌گيري.
- مدرسه‌ها (عادي و استثنايي).
- خانه‌هاي بهداشت.
- تأسيس و دريافت مجوز كلينيك‌هاي خصوصي و مؤسسه‌هاي شنوايي‌شناسي، با همكاري مسئولان فني.
- فعاليت در زمينه‌هاي آموزشي در دانشگاه‌ها و مراكز تربيت معلم.
- فعاليت در زمينه‌هاي تحقيقاتي در مؤسسه‌هاي مربوطه.
- مراكز مشاوره‌اي وابسته به سازمان بهزيستي و نظاير آن.
دامنه‌ي فعاليت شنوايي‌شناسان، بسيار وسيع است و كارشناسان آن بر اساس زمينه و علاقه‌ي خود، مي‌توانند در مراكز مختلف فعاليت كنند.



مهندسي كشاورزي
ترويج و آموزش كشاورزي
ايران كشوري است كه از توانمندي‌هاي خوب بالقوه و بالفعل كشاورزي برخوردار بوده و كشاورزي در برنامه‌هاي توسعه‌ي كشور از محورهاي اصلي است. توسعه‌ي كشاورزي نيازمند نيروي انساني ماهر است كه بتواند عمليات كشاورزي مربوط به محصولات زراعي و باغي را با يافته‌هاي جديد علمي منطبق كند و بيش‌ترين بازدهي و محصول را در بهره‌گيري از منابع به دست آورد. به اين منظور و براي ميل به خودكفايي در مواد اوليه‌ي غذايي و صنعتي، لازم است متخصصاني تربيت شوند كه بتوانند با استفاده از دانش و تجربه‌هاي خود، توليد اقتصادي محصولات زراعي را به طور علمي امكان‌پذير كنند و از امكانات موجود كشور حداكثر استفاده را ببرند و در امور تحقيقات و آموزش و برنامه‌ريزي كشاورزي نيز خدمت كنند.
رشته‌ي مهندسي كشاورزي در حال حاضر در مقطع كارشناسي داراي 10 گرايش مختلف است كه در اين ميان، داوطلبان گروه علوم رياضي و فني مي‌توانند 3 گرايش مهندسي آبياري و آباداني، مهندسي اقتصاد كشاورزي و مهندسي ماشين‌آلات كشاورزي را انتخاب كنند. 7 گرايش ديگر، يعني باغباني، زراعت و اصلاح نباتات، خاك‌شناسي، گياه‌پزشكي، علوم و صنايع غذايي، علوم دامي و ترويج و آموزش كشاورزي به گروه علوم تجربي مربوط مي‌شود.
انتقال و اشاعه‌ي نوآوري‌هاي كشاورزي به روستاييان و كشاورزان، تخصصي ويژه مي‌خواهد كه امروزه اين تخصص را فارغ‌التحصيلان مهندسي ترويج و آموزش كشاورزي به دست مي‌آورند.
در حال حاضر گروه‌هاي آموزشي در دانشكده‌هاي كشاورزي به توليد دانش فني كشاورزي و آموزش آن مي‌پردازند؛ ولي براي اين‌كه دانش و يافته‌هاي تحقيقاتي به مخاطبان جامعه منتقل شود، لازم است كارشناساني تربيت شوند كه بتوانند فاصله‌ي بين متخصصان و بهره‌برداران را از لحاظ انتقال دانش پر كنند؛ به عبارت ديگر بتوانند دانش تخصصي را براي بهره‌برداري عامه‌ي مردم تهيه، تنظيم و آماده‌ي ارائه كنند. چنين افرادي بايد به دانش و مهارت مديريت آموزشي، برنامه‌ريزي آموزشي و ترويجي، تكنولوژي آموزشي، روان‌شناسي تربيتي، جامعه‌شناسي و هم‌چنين مباني و اصول دانش كشاورزي به طور تئوري و عملي مسلط باشند تا بتوانند از يك سو به عنوان كارشناس آموزشي، توانايي آموزش، برنامه‌‌ريزي آموزشي و مديريت هنرستان‌ها و دبيرستان‌هاي كشاورزي را به دست آورند و از سوي ديگر به عنوان كارشناس ترويج، قدرت انتقال يافته‌هاي نوين را به روستاييان داشته باشند و بر كار آن‌ها نظارت كرده، باعث افزايش كميت و كيفيت توليد شوند يا به طور غير مستقيم براي انتقال يافته‌هاي نوين برنامه‌ريزي كنند.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
رشته‌ي مهندسي ترويج و آموزش كشاورزي، چهره‌اي متمايز از ساير رشته‌هاي كشاورزي دارد؛ زيرا از علوم رفتاري مايه گرفته و با تكنولوژي كشاورزي تلفيق شده است. از اين رو دانشجويان اين رشته بايد توانمندي‌هاي بسيار و اطلاعات گسترده‌اي داشته باشند.
رشته‌ي ترويج و آموزش كشاورزي يكي از رشته‌هاي بين رشته‌اي است؛ زيرا درس‌هاي آن حيطه‌ي گسترده‌اي از علوم مختلف شامل ارتباطات، روان‌شناسي تربيتي، تكنولوژي آموزشي، علوم تربيتي، مديريت، كامپيوتر، آمار و كشاورزي را دربرمي‌گيرد. به همين دليل دانشجوي اين رشته بايد هم در درس‌هاي مهم رشته‌ي كشاورزي مانند زيست‌شناسي، شيمي و رياضي قوي باشد و هم توانمندي‌هاي لازم را براي تدريس داشته باشد؛ يعني بايد صبر و حوصله‌ي بسيار داشته باشد و با كوچك‌ترين عدم پذيرش از سوي كشاورزان، دلسرد نشود. در ضمن بايد نوانديش و خلاق باشد تا بتواند به بهترين نحو به ترويج و آموزش كشاورزي بپردازد و از روش‌هاي متعدد و متفاوت تكنولوژي آموزشي مثل تهيه‌ي پوستر، فيلم و عكس در اين راه استفاده كند. هم‌چنين بايد شخصيتي برون‌گرا داشته باشد تا بتواند با طبقات مختلف جامعه به خصوص قشر روستايي ارتباط برقرار كند و با جلب اعتماد آن‌ها، دانش تئوري و عملي را به كشاورزان منتقل كند و درنهايت لازم است از محيط روستايي و فعاليت‌هاي كشاورزي لذت ببرد و علاقه‌مند به همكاري و كمك به ديگران باشد.
فرصت‌هاي شغلي
براي حركت به سوي خوداتكايي و درآمد بيش‌تر اقتصادي و عبور از بحران‌هاي اجتماعي و فرهنگي لازم است كشاورزان در جامعه‌ي روستايي حضوري فعال داشته باشند و از مهاجرت‌هاي بي‌رويه‌ي روستاييان به شهرها جلوگيري شود؛ اما چنين كاري با جبر و زور امكان‌پذير نيست، بلكه بايد با انتقال دانش مفيد و تكنولوژي نوين به كشاورزان و در نتيجه به‌سازي جامعه‌ي روستايي، كشاورزان و روستاييان را به زندگي در روستا علاقه‌مند كرد و چنين كاري بدون حضور فعال فارغ‌التحصيلان ترويج و آموزش كشاورزي امكان‌پذير نيست؛ افرادي كه مي‌توانند به عنوان رئيس سازمان كشاورزي استان، مجري طرح‌هاي تحقيقاتي، ترويجي، كارشناس ترويج و آموزش در وزارت تعاون، صندوق بيمه و سازمان مديريت و برنامه‌ريزي فعاليت کنند و باعث ارتقاي سطح زندگي روستاييان شوند يا به عنوان كارشناس، گروهي از مروجان را براي انتقال يافته‌هاي نوين به روستاييان معرفي كرده و بر كار آن‌ها نظارت كنند. مهندسان ترويج و آموزش كشاورزي مي‌توانند به عنوان مدير، آموزشگر، برنامه‌ريز آموزشي يا تكنولوژيست آموزشي در هنرستان‌ها و دبيرستان‌هاي كشاورزي فعاليت كنند. هم‌چنين مي‌توانند در سمينارها و كنگره‌هاي علمي، مسئول وسايل ديداري و شنيداري شوند يا به عنوان سردبير روزنامه‌ها و نشريه‌هاي كشاورزي در جامعه خدمت كنند.
يادآوري مي‌كنيم در بخش كشاورزي، نياز به آموزش، هم براي زنان و هم براي مردان روستايي وجود دارد؛ بنابراين فارغ‌التحصيلان اين رشته، چه زن و چه مرد مي‌توانند فرصت شغلي مناسبي داشته و نقش بسيار ارزنده‌اي در بهبود وضعيت روستاييان داشته باشند.

گروه تجربی

علوم گياهيراديولوژي
تصويرهاي تشكيل‌شده روي فيلم‌هاي راديوگرافي يا صفحه‌هاي فلوئورسانس قابل ديدن هستند. زماني كه اشعه‌ي رنتگن يا همان اشعه‌ي ايكس، لامپ راديوگرافي را ترك مي‌كند، با جسم مورد نظر برخورد كرده و پس از عبور از آن، با فيلم حساس برخورد مي‌كند. پس از مراحل ظهور و ثبوت، تصويري روي فيلم ايجاد مي‌شود كه اين تصوير، به ميزان انرژي جذب‌شده در فيلم حساس به اشعه‌ي ايكس بستگي دارد. نتيجه‌ي نهايي، يك عكس راديوگرافي است كه سايه‌هاي مختلف (از سفيد تا سياه) را كه در نتيجه‌ي عبور اشعه از جسم مورد نظر (كه در اكثر موارد، بدن انسان است) روي آن ايجاد شده است، نشان مي‌دهد.
برخي از روش‌هاي ديگر تشخيص عبارت‌اند از:
- توموگرافي (تصويرنگاري مقطعي)
- سي‌تي‌اسكن (توموگرافي كامپيوتري)
- اولتراسونوگرافي (استفاده از امواج صوتي با فركانس 60 كيلوهرتز تا 10 مگاهرتز)
- ايزوتوپ اسكن (استفاده از مواد راديواكتيو، اشعه‌ي گاما)
- MRI (استفاده از رزونانس ميدان‌هاي مغناطيسي)
در بسياري از موارد، براي آزمون‌هاي راديوگرافي از مواد حاجب به عنوان عامل كنتراست استفاده مي‌شود؛ مثلاً براي دستگاه گوارش، از سولفات باريوم و براي سيستم ادراري، از تركيبات يددار استفاده مي‌كنند.
مقاطع تحصيلي و گرايش‌ها
در حال حاضر اين رشته در مقاطع كارداني و كارشناسي ناپيوسته و كارشناسي ارشد ناپيوسته در كشور ارائه مي‌شود. داوطلبان اين رشته در كنكور سراسري، ابتدا در مقطع كارداني پذيرفته مي‌شوند، آن‌گاه پس از اين دوره مي‌توانند در آزمون كارداني به كارشناسي شركت كنند و ادامه‌ي تحصيل دهند. هم‌چنين فارغ‌التحصيلان اين رشته پس از گذراندن دوره‌ي كارشناسي، امكان شركت در آزمون مقاطع كارشناسي ارشد و دكتراي رشته‌هايي مثل فيزيك پزشكي و علوم تشريحي (آناتومي) را نيز دارند.
فرصت‌هاي شغلي

فارغ‌التحصيلان اين رشته مي‌توانند در مؤسسه‌هاي تصويرنگاري (راديولوژي، ايزوتوپ اسكن، سي‌تي‌اسكن و MRI) و هم‌چنين در بيمارستان‌ها فعاليت كنند. گروهي از فارغ‌التحصيلان نيز به عنوان بازرسان كار با اشعه‌ي ايكس، در سازمان انرژي اتمي و دانشگاه‌هاي علوم پزشكي سطح كشور مشغول به كار هستند.



كاردرماني
كاردرماني يكي از رشته‌هاي علوم توان‌بخشي است كه با استفاده از تمرين‌هاي حركتي و برنامه‌هاي هدفمند، باعث بهبود و درمان بيماري‌هاي جسمي، رواني، ذهني و اجتماعي بيماران مي‌شود و درنهايت افراد ناتوان و معلول را به جامعه بازمي‌گرداند.
بسياري از بيماري‌ها، از جمله بيماري‌هاي نورولوژي (مغز و اعصاب) مانند سكته‌ي مغزي، پاركينسون، M.S و فلج مغزي، بيماري‌هاي روماتولوژي مانند آرتريت رومائيد، روماتيسم و اسكلرودرمان، ارتوپدي از قبيل شكستگي‌ها، ضايعات بافت نرم و سوختگي‌ها، ناتواني‌هاي ذهني مانند سندرم داون عقب‌مانده‌ي ذهني، سندرم رت، اختلال يادگيري و اوتيسم، بيماري‌هاي رواني مانند اسكيزوفرنيا، افسردگي، مانيك و اختلالات شخصيتي و بالاخره ناتواني‌هاي اجتماعي و سالمندان براي بهبود، نياز به خدمات كاردرماني دارند؛ بنابراين حيطه‌ي كاري رشته‌ي كاردرماني، بسيار گسترده است و متخصص اين رشته مي‌تواند با توجه به علاقه‌ي خود در واحدهاي درماني مختلفي فعاليت كند.
در حال حاضر در دنيا دو نوع درمان وجود دارد: يكي درمان‌هاي رايج و ديگري درمان‌هاي كلي‌نگر. در اين ميان، رشته‌ي كاردرماني با ديدگاه كلي‌نگر به درمان بيماري‌ها مي‌پردازد؛ يعني در كاردرماني، تمركز درمان فقط روي بيماري نيست، بلكه تمامي ابعاد زندگي فرد مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
هدف رشته‌ي كاردرماني، به حداكثر رساندن استقلال افراد بيمار و ناتوان در انجام كارهاي روزمره و فعاليت‌هاي اجتماعي و هم‌چنين آمادگي براي آموزش حرفه‌اي است.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
بدون شك علاقه به رشته‌ي تحصيلي، اولين شرط موفقيت در چنين رشته‌اي است، اما به گفته‌ي استادان كاردرماني، علاقه در اين رشته اهميتي دوچندان دارد، تا جايي كه گفته مي‌شود يك كاردرمان‌گر بايد كاردرمان‌گر متولد شود. بايد انگيزه‌اي قوي داشته باشد تا بتواند با بيماراني كه داراي معلوليت‌هاي مختلف هستند، ارتباط برقرار كرده و آن‌ها را به خوبي درمان كند. اولين و مهم‌ترين ويژگي دانشجوي كاردرماني داشتن توانايي جسمي و روحي خوب است و اين‌كه بتواند با درايت، ابتكار عمل و خلاقيت، درمان مؤثرتري ارائه دهد.
فرصت‌هاي شغلي
يكي از بزرگ‌ترين دغدغه‌هاي فارغ‌التحصيلان دانشگاه‌ها، پيدا كردن شغلي مناسب و مرتبط با رشته‌ي دانشگاهي است. براي فارغ‌التحصيل رشته‌ي كاردرماني هنوز فرصت‌هاي شغلي بسياري وجود دارد؛ زيرا كشور ما با كمبود متخصص اين رشته روبه‌روست و هر ساله بيمارستان‌ها، كلينيك‌هاي توان‌بخشي سازمان بهزيستي كشور و هلال احمر براي جذب فارغ‌التحصيلان كاردرماني اعلام نياز مي‌كنند.
هم‌چنين فارغ‌التحصيل اين رشته مي‌تواند با مجوز وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و سازمان بهزيستي اقدام به تأسيس كلينيك‌هاي خصوصي روزانه يا شبانه‌روزي كند.



خدمات بهداشتي- درماني
يك بيمارستان بايد علاوه بر پزشكان متخصص و دستگاه‌هاي پزشكي پيشرفته، از مديريتي كارآمد برخوردار باشد تا بتواند رضايت ارباب رجوع و كاركنان بيمارستان را جلب كند. به عبارت ديگر لازمه‌ي اين‌كه در يك بيمارستان، ارباب رجوع وقت كم‌تري صرف كنند، از احساس مسئوليت ارائه‌دهندگان خدمات به نحو مطلوب‌تري برخوردار شوند و با احترام و حرمت بيش‌تري با آن‌ها برخورد شود، وجود يك مدير كارآمد است كه دانش تئوريك، تجربه‌ي كافي، وجدان بيدار و احساس مسئوليت داشته باشد. از سوي ديگر، از طراحي ساختمان تا برنامه‌ريزي براي ايجاد، اداره، توسعه و احتمالاً تعطيلي يك بيمارستان، نيازمند بهره‌گيري از انديشه‌ي متخصصان رشته‌ي مديريت خدمات بهداشتي- درماني است؛ افرادي كه علاوه بر دانش مديريت، در زمينه‌ي داروشناسي، مديريت اختصاصي واحدهاي مختلف بيمارستاني، استانداردهاي بيمارستاني، كاربرد كامپيوتر در مديريت بيمارستان، روابط درون‌بخشي و برون‌بخشي بيمارستان، سازمان و مديريت بهداشت و درمان در ايران، ارزيابي مراقبت‌هاي بهداشتي و درماني، برنامه‌ريزي و مديريت استراتژيك در نظام بهداشتي و درماني و نظام بهداشتي و درماني تطبيقي، اطلاعات لازم را دارند؛ هم‌چنين كلياتي درباره‌ي داروسازي، پرستاري، پزشكي و بهداشت بيمارستان مي‌خوانند.
رشته‌ي مديريت خدمات بهداشتي- درماني با بررسي درس‌هاي مديريت و تطبيق آن‌ها با درس‌هاي بهداشتي، نحوه‌ي اداره‌ي امور شاخه‌ها يا زيرمجموعه‌هاي مختلف نظام بهداشت و درمان را تعيين مي‌كند؛ يعني به دانش‌آموختگان اين رشته در سه مقطع كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكترا، نحوه‌ي اداره‌ي شبكه‌هاي مختلف نظام بهداشت و درمان، از خانه‌ي بهداشت گرفته تا مركز بهداشتي- درماني روستايي و شهري، بيمارستان‌هاي عمومي و تخصصي وابسته به مركز بهداشتي- درماني شهري، درمانگاه‌ها، دانشگاه‌هاي علوم پزشكي و بيمارستان‌هاي تخصصي و آموزشي وابسته به آن‌ها و حتي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، آموزش داده مي‌شود. مديريت، يك رشته‌ي تخصصي است و مانند رشته‌ي پزشكي، شاخه‌هاي متنوعي دارد و عرصه‌هاي متنوعي را تحت پوشش قرار مي‌دهد كه يكي از اين عرصه‌ها، عرصه‌ي بهداشت و درمان است؛ عرصه‌اي كه داراي ظرافت‌هاي خاصي است و مدير آن مي‌تواند باعث افزايش رضايت بيمار و كارايي سازمان زير نظر خود شود. در اين ميان رشته‌ي مديريت خدمات بهداشتي- درماني با آموزش دانش‌هاي متنوعي مانند روان‌شناسي اجتماعي، اقتصاد، تكنولوژي درماني، جامعه‌شناسي و مردم‌شناسي پزشكي، حسابداري، شناخت فضاي فيزيكي و بخش‌هاي مختلف بيمارستان و ارتباط بيمارستان به عنوان يك سيستم با سيستم‌هاي بزرگ‌تر اجتماعي و هم‌چنين با برگزاري دوره‌هاي كارآموزي و كارورزي متعدد، نيروي انساني مورد نياز را براي مديريت مراكز بهداشتي- درماني تربيت مي‌كند.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
كسي كه مي‌خواهد اين رشته را انتخاب كند بايد باور قلبي داشته باشد كه رشته‌ي مديريت خدمات درماني- بهداشتي به درد جامعه مي‌خورد و در آينده، شغلي خواهد داشت كه در درجه‌ي اول مورد رضاي پروردگار است و در درجه‌ي بعد خدمتش دقيقاً در جامعه منعكس مي‌شود.
هم‌چنين بايد ذاتاً استعداد و خدمت مديريت داشته باشد و بالاخره بايد صبور باشد، زيرا اين رشته هنوز جايگاه واقعي خود را پيدا نكرده است و فارغ‌التحصيل آن بايد آمادگي مقابله با مشكلات مختلف را داشته باشد. فارغ‌التحصيل اين رشته به عنوان مدير بخش بهداشت و درمان عمدتاً با بيماران، يعني با ضعيف‌ترين، مظلوم‌ترين، نيازمندترين، حساس‌ترين و ناشكيبا‌ترين انسان‌ها روبه‌روست و از سوي ديگر با استرس، اضطراب، كمبودها، نواقص، نارضايتي‌ها و برخوردهاي متنوع سروكار دارد؛ بنابراين بايد از پختگي، تحمل و شكيبايي برخوردار باشد. هم‌چنين لازم است كه از نظر جسمي و روحي قوي بوده و در تصميم‌گيري‌ها قاطع باشد. دانشجوي اين رشته بايد به درس‌هاي علوم تجربي مثل فيزيك، شيمي، رياضي، زيست‌شناسي و هم‌چنين زبان انگليسي مسلط باشد. هم‌چنين موفقيت در اين رشته منوط به موفقيت دانشجو در دوره‌هاي كارآموزي و كارورزي است. بيش‌تر منابع اين رشته به زبان انگليسي است و در ضمن، تكنولوژي درماني، زبان انگليسي است و پزشكان به عنوان كادر درماني بيمارستان با اين زبان آشنايي كامل دارند و اصطلاح‌هاي پزشكي را به زبان انگليسي به كار مي‌برند و اگر يك مدير بخواهد ارتباط نزديك‌تر و تفاهم بيش‌تري با كادر درماني داشته باشد بايد به زبان انگليسي مسلط باشد.
فرصت‌هاي شغلي
امروزه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي به اهميت اين رشته و نياز جامعه به فارغ‌التحصيلان آن پي برده است و به همين دليل به رغم آن‌كه در تعدادي از رشته‌هاي علوم پزشكي مانند پزشكي، پرستاري و مامايي با تعداد قابل توجهي فارغ‌التحصيل روبه‌رو هستيم، در كل ساختار مديريتي نظام بهداشت و درمان كشور، از وزارت‌خانه گرفته تا دانشگاه‌هاي علوم پزشكي، شبكه‌هاي بهداشتي- درماني و بيمارستان‌ها، به فارغ‌التحصيلان اين رشته در هر سه مقطع كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكترا نياز داريم. هم‌چنين فارغ‌التحصيل اين رشته مي‌تواند در هلال احمر، سازمان تأمين اجتماعي و سازمان بيمه‌ي خدمات درماني فعاليت كند. فارغ‌التحصيل اين رشته علاوه بر بيمارستان‌ها، درمانگاه‌ها و خانه‌هاي بهداشت، در هر وزارت‌خانه‌اي كه اداره‌ي بهداشت داشته باشد، مي‌تواند كار كند.



علوم دامي
مطالعه و بررسي غذا و تغذيه‌ي دام، اصلاح نژاد و بالا بردن توليد اقتصادي با استفاده از اصول بهداشتي و مديريت در پرورش دام و نگهداري محصولات دامي، بخشي از علوم كشاورزي است كه علوم دامي نام دارد.
هدف از اين گرايش، افزايش توليد در هر واحد دامي و استفاده‌ي حداكثر از منابع بالقوه‌ي كشور است. با توجه به شمار زياد دام و طيوري كه در كشور وجود دارد، لازم است با برنامه‌ريزي صحيح و دقيق و با استفاده از دانش و تجربه‌ي كارشناسان رشته‌ي دام‌پروري، براي افزايش توليد از لحاظ كمّي و كيفي استفاده شود.



علوم گیاهی


علوم گياهي داراي دو بخش عمده‌ي «فيزيولوژي» و «سيستماتيك» است. بخش فيزيولوژي به شناخت زندگي گياهان و اندام‌هاي مختلف يك گياه مي‌پردازد و بخش سيستماتيك درباره‌ي نام‌ها و طبقه‌بندي گياهان است.
در حال حاضر دانشجويان كارشناسي علوم گياهي، اطلاعاتي عمومي در مورد گياهان و جانوران در دو بخش فيزيولوژي و مباحث مربوط به آن و بخش سيستماتيك به دست مي‌آورند؛ يعني درس‌هاي آن‌ها جنبه‌ي تخصصي ندارد و بيش‌تر واحدهاي درسي گرايش علوم گياهي با واحدهاي درسي گرايش علوم جانوري، يكسان است. هر دانشجوي علوم گياهي، تنها چند واحد تخصصي مي‌گذراند كه البته بخشي از آن‌ها هم اختياري است.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
يك دانشجوي علوم گياهي بايد به گياهان عشق بورزد، زيرا بايد روزهاي بسياري را در طبيعت، به شوق يافتن گياهان مختلف سپري كند يا ساعت‌هاي متوالي در آزمايشگاه با صبر و حوصله به بررسي اندام‌هاي يك گياه بپردازد. هم‌چنين يك حافظه‌ي خوب مي‌تواند ياور دانشجويان اين رشته باشد. دانشجو بايد مقداري محفوظات داشته باشد اما اين به آن معنا نيست كه همه‌ چيز را حفظ كند، بلكه بايد اصول را ياد بگيرد و در بقيه‌ي موارد از كتاب‌ها به عنوان راهنما استفاده كند.
دانشجويي بايد وارد اين رشته شود كه از كودكي، يك محقق بار آمده باشد؛ زيرا بسيار سخت است كه يك جوان 18 يا 19 ساله را كه وارد دانشگاه شده است به تحقيق علاقه‌مند كرد؛ اما اگر دانش‌آموزان از دوران دبستان محقق و جست‌وجوگر تربيت شوند، در دانشگاه مشكلي نخواهند داشت.
بسيار مهم است كه دانشجوي اين رشته به اميد كشف قوانين طبيعت، به خصوص قوانين موجود براي گياهان وارد دانشگاه شود؛ زيرا در اين صورت نسبت به علوم پايه مثل شيمي و رياضي، كه در دو سال اول ارائه مي‌شود، بي‌تفاوت نخواهد بود و مي‌داند كه پايه و اساس مباحث بعدي، مثل فيزيولوژي، بر همين علوم استوار است.
فرصت‌هاي شغلي
آيا مي‌دانيد در كشور ما با يك ميليون و 648 هزار كيلومتر مربع وسعت و تقريباً يك ميليون و 400 هزار كيلومتر مربع منطقه‌ي كويري، چند گونه‌ي گياهي وجود دارد؟
در اين منطقه‌ي خشك بيش از 7500 گونه‌ي گياهي وجود دارد كه 1500 گونه‌ي آن، بوم‌زاد ايران (گونه‌هايي كه خاص ايران است) و 1500 گونه‌ي ديگر نادر است؛ يعني تنوع گل در كشور ما بسيار بالاست و تعداد گونه‌هاي گياهي در ايران برابر با بخش مركزي اروپاست.
به راستي چه كسي بايد اين طلاي سبز را بشناسد و به مردم معرفي كند؟ چه كسي مي‌تواند راه حفاظت و استفاده از اين ثروت خداداد را به مردم و مسئولان كشور نشان دهد؟ بدون شك متخصصان و محققان علوم گياهي در اين زمينه نقشي عمده و اساسي دارند. علوم گياهي آن‌قدر بكر است كه تعداد متخصصان در چهار رشته‌ي خزه‌شناسي، جلبك‌شناسي، قارچ‌شناسي و سرخس‌شناسي، بسيار كم است. در نتيجه كسي كه در يكي از رشته‌هاي گفته‌شده متخصص شود، موقعيت كاري خوبي به دست مي‌آورد. هم‌چنين اگر يك متخصص علوم گياهي در زمينه‌ي سيستماتيك و فيزيولوژي گياهان دارويي قوي باشد، مراكز زيادي او را جذب خواهند كرد.
علاوه بر وزارت آموزش و پرورش و مراكز تحقيقاتي و آزمايشگاهي وزارت فرهنگ و آموزش عالي، سازمان پارك‌ها و فضاي سبز شهرداري، وزارت كشاورزي و وزارت جهاد سازندگي از جمله سازمان‌هايي هستند كه مي‌توانند فارغ‌التحصيل اين رشته را جذب كنند. هم‌چنين يك کارشناس علوم گياهي مي‌تواند در مؤسسه‌هاي خصوصي پرورش گل و گياه مشغول به كار شود.



فضاي سبز
چگونه مي‌توان بار ديگر هواي خوب و سالم و فضاي سبز و شاداب را به شهرها آورد؟
يكي از مهم‌ترين هدف‌هاي رشته‌ي مهندسي فضاي سبز، پاسخ به همين سؤال است. هر فردي در دنيا به 2 تا 4 متر مربع فضاي سبز نياز دارد تا مشكل كمبود اكسيژن و آلودگي هوا ايجاد نشود. مهندسي فضاي سبز با ايجاد فضاي سبز در سطح شهرها، مانند كاشت درختان در حاشيه‌ي خيابان‌ها و ايجاد انواع پارك‌هاي جنگلي، كوهستاني و منطقه‌اي و فضاسازي و زيباسازي پارك‌ها نياز انسان‌ها را به فضاي سبز مورد نظر تأمين مي‌كند.
هم‌چنين مهندسي فضاي سبز به مطالعه و بررسي كاشت و پرورش گياهان و تلفيق علوم گياهي با معماري مي‌پردازد تا بتواند فضاي سبز شهر و اطراف آن را به نحوي صحيح و زيبا طراحي كند.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
مهندسي فضاي سبز، مجموعه‌اي از علم و هنر است و دانشجوي اين رشته بايد هم به علم كشاورزي و هم هنر طراحي و معماري مسلط و علاقه‌مند باشد.
دانشجوي مهندسي فضاي سبز بايد به علم كشاورزي اعم از خاك‌شناسي، هواشناسي، چمن‌كاري، باغباني و گل‌كاري آشنايي داشته باشد تا بتواند بذر چمن مناسب تهيه کند و با كود مناسب و آبياري به‌موقع، چمني مناسب براي زمين بازي يا تزيين ميدان‌هاي گل تهيه كند. هم‌چنين بتواند گياهاني با گل‌هاي بزرگ و بادوام پرورش دهد و درختان مناسب براي حاشيه‌ي خيابان‌ها انتخاب كرده و آن‌ها را به درستي هرس كند.
از سوي ديگر دانشجوي اين رشته بايد فردي باذوق و هنرمند بوده و به طراحي و نقشه‌كشي علاقه‌مند باشد تا بتواند از گياهان زينتي در طراحي محوطه‌هاي مسكوني، اداري و تجاري به خوبي بهره‌ بگيرد و در طراحي پارك‌ها و پارك‌سازي، طراحي فضاهاي شهري و محوطه‌هاي ويژه مثل محوطه‌هاي صنعتي، دانشگاهي، شهرك‌هاي مسكوني و اتوبان‌ها به ياري ذوق و هنر خويش، طرح‌هايي مناسب و زيبا ارائه دهد.
فرصت‌هاي شغلي
تمامي شهرها به ويژه شهرهاي بزرگ، به فضاي سبز و بهبود محيط زيست نياز دارند. از همين رو سازمان پارك‌ها و فضاي سبز شهرداري‌ها، يكي از مراكز اصلي جذب فارغ‌التحصيلان اين رشته است. متخصصان فضاي سبز هم‌چنين مي‌توانند به عنوان طراح، مدير ناظر و مجري فضاي سبز مؤسسه‌هاي دولتي و خصوصي و محوطه‌هاي اداري و مسكوني فعاليت كنند يا به عنوان مربي هنرستان‌هاي كشاورزي و مجري امور تحقيقات وزارت كشور، وزارت جهاد كشاورزي و وزارت مسكن و شهرسازي مشغول به كار شوند.



علوم آزمايشگاهي
رشته‌ي علوم آزمايشگاهي يكي از رشته‌هاي علوم پزشكي است كه در امر بهداشت و كاهش هزينه‌هاي درماني بسيار مؤثر است؛ زيرا با اين ابزار مهم مي‌توان با دقت به علت‌هاي ايجاد بيماري‌هاي مختلف و عوامل ايجاد‌كننده‌ي آن‌ها پي برد و راه مناسب براي مقابله با اين عوامل را انتخاب كرد.
قبل از هر چيز بايد براي آشنايي با آزمايشگاه تشخيص طبي به اين نكته اشاره كرد كه به طور كلي در يك آزمايشگاه تشخيص طبي يا تشخيص پزشكي، از همه‌ي آزمايش‌هاي لازم روي نمونه‌هايي مثل مدفوع، خون و ادرار و مايعات ديگر بدن براي بررسي خواص ظاهري، اندازه‌گيري ميزان طبيعي و غير طبيعي و هم‌چنين ارتباط به‌دست‌آمده مي‌توان در ارتباط با چگونگي درمان و انتخاب راه‌هاي مناسب براي مقابله با بيماري‌ها استفاده كرد. براي مثال، ميزان طبيعي گلبول‌هاي سفيد خون، 5 تا 10 هزار در هر ميلي‌متر مربع خون است كه در بيماري‌هاي عفوني، آلرژي و موارد ديگر، بر تعداد آن‌ها افزوده مي‌شود و گاهي حتي به 100000 (صدهزار) در هر ميلي‌متر مربع خون هم مي‌رسد كه به كمك اين نشانه مي‌توان درمان مناسبي براي مقابله با بيماري انتخاب كرد.
مقاطع تحصيلي و گرايش‌ها
در حال حاضر اين رشته در دو مقطع كارداني و كارشناسي ناپيوسته در بيش‌تر دانشگاه‌هاي علوم پزشكي كشور دانشجو مي‌پذيرد. ابتدا داوطلبان از طريق آزمون سراسري، در مقطع كارداني پذيرفته مي‌شوند و پس از طي دوره‌ي دوساله، مجدداً در آزمون ديگري با عنوان آزمون كارداني به كارشناسي شركت مي‌كنند كه در صورت پذيرفته شدن، مي‌توانند در مقطع كارشناسي اين رشته، ادامه‌ي تحصيل دهند. ادامه‌ي تحصيل در اين رشته بعد از مقطع كارشناسي نيز به صورت تك‌رشته در مقطع كارشناسي ارشد امكان‌پذير است؛ به اين صورت كه پس از دريافت درجه‌ي كارشناسي، فارغ‌التحصيلان مي‌توانند در آزمون ديگري به نام كارشناسي به كارشناسي ارشد شركت كنند و در صورت پذيرفته شدن در يكي از رشته‌هاي بيوشيمي، خون‌شناسي، انگل‌شناسي، ميكروب‌شناسي باليني، ايمني‌شناسي، قارچ‌شناسي و ... تا دريافت درجه‌ي كارشناسي ارشد به تحصيل ادامه دهند و از آن به بعد نيز ادامه‌ي تحصيل در مقطع دكترا (Ph.D) در هر يك از اين رشته‌ها امكان‌پذير است. اين رشته به دليل نياز به امكانات و وسايل، يكي از رشته‌هاي پُرهزينه‌ است؛ البته در دانشگاه‌هاي علوم پزشكي كشور، بيش‌تر وسايل و امكانات، در اختيار دانشجويان قرار مي‌گيرد. دانشجو براي طي اين دوره بايد در كارگاه‌ها و آزمايشگاه‌هاي متعددي حضور يابد و به فراگيري فن‌هاي مختلف كاربردي مربوط به اين رشته بپردازد.
فرصت‌هاي شغلي
مهم‌ترين محل اشتغال فارغ‌التحصيلان اين رشته، آزمايشگاه‌هاي تشخيص طبي است.
بخش‌هاي موجود در يك آزمايشگاه‌ تشخيص طبي عبارت‌اند از:
- پذيرش و جواب‌دهي
- نمونه‌برداري
- بيوشيمي
- هماتولوژي و بانك خون
- ميكروب‌شناسي و قارچ‌شناسي
- انگل‌شناسي و ادرار
- هورمون‌شناسي
- سم‌شناسي و گازهاي خون
- پاتولوژي و سيتولوژي
- ايمونولوژي
در حال حاضر بر اساس مجوز وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، كساني حق تأسيس آزمايشگاه تشخيص پزشكي را دارند كه در يكي از رشته‌هاي پاتولوژي يا علوم آزمايشگاهي داراي درجه‌ي دكتراي حرفه‌اي باشند. كساني كه تخصص پاتولوژي دارند، افرادي هستند كه داراي درجه‌‌ي دكتراي حرفه‌اي پزشكي هستند و افراد ديگر كه درجه‌ي دكتراي حرفه‌اي علوم آزمايشگاهي يا آزمايشگاه باليني دارند، افرادي هستند كه در گذشته در رشته‌هاي مختلف پزشكي مثل باكتري‌شناسي، بيوشيمي و ... تحصيل كرده‌اند و اكنون تحصيلات آن‌ها در حد دكتراست يا كساني هستند كه در گذشته در رشته‌ي علوم آزمايشگاهي مدرك دكتراي حرفه‌اي گرفته‌اند.
اين رشته از نظر كاربرد و بازار كار، يكي از رشته‌هاي خوب گروه پزشكي است؛ زيرا با توجه به توسعه و اهميت امر بهداشت و زمينه‌ي مناسب كاري، بيش‌تر فارغ‌التحصيلان اين رشته به راحتي وارد بازار كار مي‌شوند.



علوم آزمايشگاهي



هر زمان كه به دليل بيماري يا به دستور پزشك معالج براي نمونه‌برداري به بيمارستان رفته باشيد، اين نمونه‌برداري به وسيله‌ي متخصصان علوم آزمايشگاهي انجام مي‌شود. شناسايي بيماري و معالجه‌ي مناسب و مؤثر، بدون آزمايشگاه‌هاي تخصصي امكان‌پذير نيست. پزشكان، بيماري‌هايي مثل سرطان، ايدز، ديابت و ... را بر اساس نتايج آزمايش‌هاي گوناگون و تحقيقاتي كه به صورت جدي روي بيماران مبتلا انجام مي‌شود، درمان مي‌كنند.
بدون بخش‌هاي آزمايشگاهي (مثل آزمايش خون، تشخيص گروه‌هاي خوني، سم‌شناسي، ويروس‌شناسي و ...) بسياري از قسمت‌هاي مختلف بيمارستان (مثل اورژانس، تصادفات، عمل جراحي و ...) نمي‌توانند به خوبي وظيفه‌ي خود را انجام دهند. نمونه‌برداري‌هايي كه انجام مي‌شود، به درمان و معالجه‌ي بسياري از بيماران كه به بيماري‌هاي گوناگون مثل سرطان خون، ديابت، بيماري‌هاي كليوي، حمله‌هاي قلبي و ... مبتلا هستند كمك مي‌كند. اجراي موفق اين آزمايش‌ها كه منجر به سلامتي و درمان بيماران مي‌شود، به توانايي و اطلاعات به‌روز و تجربه‌هاي گروه علوم آزمايشگاهي هر بيمارستان يا آزمايشگاه مربوطه بستگي دارد. متخصصان علوم آزمايشگاهي، در دوره‌ي تحصيل (فوق ديپلم تا دكترا) با ابزارها و لوازم آزمايشگاهي خودكار، ميكروسكوپ‌ها، كامپيوتر و ابزار و لوازم آزمايشگاهي با تكنولوژي بالا و به طور كلي با گستره‌ي وسيعي از تكنيك‌ها و لوازم مدرن آشنا مي‌شوند و كار مي‌كنند.
رشته‌ي علوم آزمايشگاهي شامل تغيير متناوب و حرفه‌اي با دوره‌هاي شغلي طولاني مانند مديريت، تحقيق، تحصيل و كار در آزمايشگاه‌هاي خاص و ويژه است. متخصصان اين رشته بيش‌تر در آزمايشگاه‌هاي تشخيص طبي بيمارستان‌ها و آزمايشگاه‌هاي مستقل كار مي‌كنند. تعدادي از فارغ‌التحصيلان در آزمايشگاه‌هاي مواد غذايي و آب، كار و سلامت اين مواد را براي مصرف انسان‌ها تأمين مي‌كنند. گروهي ديگر از فارغ‌التحصيلان اين رشته، در مراكز انتقال خون (كه كار آن‌ها آزمايش روي گروه‌هاي خوني دريافت‌شده و حمايت از بانك‌هاي خون بيمارستان‌ها و سرويس‌هاي انتقال خون است) و گروهي ديگر در مراكز تحقيقاتي- پزشكي به تحقيق در رابطه با پزشكي و زيست‌شناسي، حفاظت از سلامتي انسان‌ها و مبارزه و كنترل بيماري‌ها مشغول به كار هستند. مراكز ديگري كه متخصصان علوم آزمايشگاهي در آن استخدام مي‌شوند، شامل سرويس‌هاي دام‌پزشكي، مراكز سلامت و بهداشت ويژه، دانشگاه و آزمايش‌هاي قضايي، داروسازي و توليد محصولات دارويي و پزشكي و ... است. هم‌چنين براي متخصصان اين رشته، فرصت‌هايي براي استفاده از آزمايش‌هاي مرتبط با تحصيل در اين رشته وجود دارد.
گروهي از متخصصان علوم آزمايشگاهي در پست‌هاي مراقبت از سلامت جهاني و محيط زيست به صورت داوطلبانه در كشورهاي در حال توسعه و سازمان‌هاي بهداشت جهاني كه به صورت بين‌المللي با تمام كشورها در ارتباط هستند، فعاليت مي‌كنند. در اين سازمان‌ها (بهداشت جهاني)، تمرين‌هاي ويژه‌اي در استفاده كردن از آموخته‌ها و انتقال اين تكنيك و دانش به ديگران و كشف و كنترل بيماري‌هاي بومي انجام مي‌شود كه در بعضي كشورهاي آفريقايي و آسيايي وجود دارد. دانشجويان در اين رشته مباحثي را ياد مي‌گيرند كه زيرمجموعه‌ي درس‌هاي آناتومي (كالبدشكافي)، فيزيولوژي و پاتوبيولوژي هستند. در مقاطع تكميلي، علاقه‌مندان در يكي از اين رشته‌ها مشغول به تحصيل مي‌شوند:
1. ميكروبيولوژي پزشكي
عوامل بيماري‌ها و ذرات ميكروسكوپي به صورت مجزا شناسايي مي‌شوند و براي هر بيماري با توجه به عوامل بيماري‌زا و مقاومت ويروس‌ها و باكتري‌ها به داروهاي پيشنهادي و آنتي‌بيوتيك‌ها، روش درماني خاصي پيشنهاد مي‌شود.
2. شيمي كلينيكي
متخصصان آزمايشگاهي و خون‌شناسي با كمك و همكاري خود باعث شناسايي بعضي از بيماري‌ها مثل ديابت، كليه، بيماري‌هاي كبدي و ... و روش‌هاي درماني خاص مي‌شوند. مطالعات زهرشناسي و داروهاي سمي و آزمايش‌هاي مربوطه، مرتبط با اين قسمت است.
3. علم تزريق خون
متخصصان اين گروه با بانك‌هاي خون بيمارستان‌ها و سرويس‌هاي انتقال خون همكاري مي‌كنند و مطالعاتي روي پلاسماي خون و سازگاري گروه‌هاي دهنده‌ و گيرنده‌ي خون انجام مي‌دهند.
4. خون‌شناسي
بيش‌تر مطالعات و تخصص اين گروه روي فيزيولوژي و مارفولوژي (ريخت‌شناسي) خون است و در شناسايي و آزمايش روي گونه‌هاي مختلف بيماري‌هاي خوني مثل كم‌خوني، سرطان خون و ... به پزشكان معالج كمك مي‌كنند.
5. بيماري‌هاي بافتي
آزمايش روي نمونه‌هاي برداشته‌شده در طي اَعمال جراحي و كالبدشكافي‌ها در اين قسمت انجام مي‌شود و جواب با استفاده از ميكروسكوپ‌هايي با تكنيك‌هاي ويژه به قسمت‌هاي مربوطه فرستاده مي‌شود.
6. ويروس‌شناسي
در اين قسمت، آزمايش‌هاي ويژه‌اي روي عفونت‌هايي مثل تبخال ساده، انواع هپاتيت، ايدز و ... انجام مي‌شود. در اين مرحله، شناخت سريع و درست بيماري، خيلي مهم است؛ درنتيجه، مقابله با بيماري و استفاده‌ي نادرست از آنتي‌بيوتيك‌ها و داروهاي ديگر، بستگي به جواب آزمايش دارد.
7. مصونيت
كنترل سيستم‌هاي بدن و مصونيت آن‌ها در برابر بيماري‌هاي محيطي و عفوني، آلودگي‌هاي انگلي، حساسيت‌ها، رشد تومورها، اهداي اعضا، پيش‌گيري و معالجه‌ي ايدز و ... مربوط به مبحث مصونيت هستند.



بهداشت محيط
رشته‌ي بهداشت محيط، به مطالعه‌ي مسايل زيست‌محيطي از قبيل آب، فاضلاب، زباله، هوا و كنترل بهداشت مواد غذايي مي‌پردازد تا دانشجويان پس از فارغ‌التحصيلي بتوانند در اجتماعات كوچك مستقر شوند و پس از مطالعه و بررسي مشكلات بهداشت منطقه، براي حل اين مشكلات قدم بردارند؛ يعني دانشجويان بايد بتوانند با دادن طرح‌هايي مفيد و عملي در زمينه‌ي تأمين آب آشاميدني سالم، دفع صحيح زباله، به‌سازي مكان‌هاي عمومي، مبارزه با حشرات و ناقلان بيماري، مردم را در رفع اين مشكلات راهنمايي و كمك كرده و اطلاعات و آمارهاي لازم را در موارد فوق جمع‌آوري و طبقه‌بندي كنند.
رشته‌ي بهداشت محيط به محيط زيست و مسايل بهداشتي محيط زيست مي‌پردازد. اين رشته در مقطع كارداني، مسايل زيست‌محيطي را به صورت ساده‌تري مطرح مي‌كند؛ زيرا كاردان‌ها در اجتماعات كوچك‌تري مثل روستاها به مردم خدمت مي‌كنند و به مسايل بهداشتي اوليه‌ي آن‌ها از قبيل پاكيزه كردن آب (گندزدايي آب)، مبارزه با حشرات، تصفيه‌ي فاضلاب و بهداشت مسكن و مكان‌هاي عمومي مي‌پردازند. اين رشته در مقطع كارشناسي، تخصصي‌تر و فني‌تر مي‌شود؛ زيرا فارغ‌التحصيلان بايد بتوانند براي اجتماعات بزرگ‌تر از قبيل شهرها برنامه‌ريزي بهداشتي كنند. براي مثال طراحي تصفيه‌خانه‌ي آب يا فاضلاب شهرها، نحوه‌ي جمع‌آوري فاضلاب، نحوه‌ي توزيع و انتقال آب، شناخت آلاينده‌ها و كنترل آن‌ها، در حيطه‌ي فعاليت فارغ‌التحصيلان بهداشت محيط است.
در مورد تفاوت اين رشته با رشته‌ي مهندسي منابع طبيعي گرايش محيط زيست گفته مي‌شود: در رشته‌ي بهداشت محيط، محور اصلي، انسان است و اين رشته با عوامل بيماري‌زاي محيطي كه سلامت انسان را به خطر مي‌اندازند، مبارزه مي‌كند؛ يعني رشته‌ي بهداشت محيط تلاش مي‌كند تا با در اختيار قرار دادن محيطي سالم از طريق كنترل فاضلاب، زباله، آلودگي هوا و بهداشت مكان‌ها و مواد غذايي، زندگي سالمي به مردم ببخشد؛ در نتيجه تمام فعاليت آن‌ها براي پيش‌گيري از انتقال بيماري از محيط به انسان است؛ اما رشته‌ي محيط زيست به مطالعه‌ي همه‌ي عوامل زنده و غير زنده‌اي مي‌پردازد كه انسان را دربرگرفته و بر زندگي او تأثير مي‌گذارند. در واقع رشته‌ي محيط زيست به بررسي تأثيرات انسان بر محيط زيست و محيط زيست بر انسان و ساير موجودات مي‌پردازد.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
رشته‌ي بهداشت محيط داراي سه جنبه‌ي بيولوژي، شيمي، فيزيك و رياضي است و دانشجوي اين رشته در صورت علاقه‌مندي به هر يك از زمينه‌هاي ذكرشده مي‌تواند در اين رشته موفق شود. هم‌چنين توانمندي در درس‌هاي رياضي و فيزيك، يكي از عوامل مهم موفقيت دانشجوي بهداشت در مقاطع بالاتر است. از آن‌جا که بهداشت محيط به يك مسئله‌ي خاص نمي‌پردازد، دانشجوي اين رشته بايد ديدي وسيع و حوصله‌اي بسيار داشته باشد تا بتواند در اين رشته موفق شود. البته خود اين امر، جذابيت رشته‌ي بهداشت محيط را دوچندان كرده است؛ زيرا فرصت‌هاي شغلي آن، محدود به يك مكان خاص نمي‌شود و متخصص اين رشته مي‌تواند در زمينه‌ي بهداشت آب، خاك، هوا و مواد غذايي، كاري متنوع و در عين حال پرتحرك داشته باشد.
فرصت‌هاي شغلي
يك فارغ‌التحصيل توانمند بهداشت محيط در مقطع كارداني مي‌تواند در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و در مقطع كارشناسي در شهرداري‌ها، سازمان آب و فاضلاب، شركت‌هاي خصوصي طراحي تصفيه‌خانه‌ي آب و فاضلاب و سازمان حفظ محيط زيست، فرصت‌هاي شغلي مناسبي داشته باشد.



مهندسي منابع طبيعي
اين رشته كه هم‌اكنون در مقاطع كارشناسي پيوسته، كارشناسي ارشد ناپيوسته و دكترا در كشور ارائه مي‌شود، در مقطع كارشناسي داراي 5 گرايش است:
1. گرايش جنگل‌داري
جنگل‌داري عبارت است از مجموعه‌اي از علوم و فنون كه براي شناخت جوامع مختلف جنگلي و آگاهي از كيفيت و كميت آن‌ها، تربيت، پرورش و بهره‌برداري مستمر از توليدات جنگلي، روش‌هاي مختلف قطع و استحصال و حمل درختان قطع‌شده و بالاخره حفاظت، احيا و توسعه‌ي مناطق جنگلي به عنوان توليدكننده‌ي ماده‌ي اوليه (چوب) و تعديل و تنظيم‌كننده‌ي شرايط آب و هوايي و خاكي به كار گرفته مي‌شوند.
با توجه به اين‌كه جنگل‌هاي كشورمان قسمتي از منابع طبيعي قابل تجديد و در زمره‌ي اموال عمومي هستند، اداره و برنامه‌ريزي در مورد آن‌ها به عهده‌ي دولت است؛ بنابراين بايد در بخش دولتي، مديران و برنامه‌ريزان شايسته‌اي باشند تا با تهيه‌ي طرح‌ها و برنامه‌ريزي صحيح و نظارت بر حسن اجراي آن‌ها، از اين منابع به طور صحيح بهره‌برداري مستمر شود و از نابودي و تخريب آن‌ها جلوگيري شده، براي احيا و توسعه‌ي آن‌ها تلاش شود. لازمه‌ي چنين برنامه‌هايي تربيت افراد متخصص با بينش و آگاهي كافي در زمينه‌هاي مختلف جنگل است.
فارغ‌التحصيلان اين گرايش مي‌توانند منشأ اين خدمات باشند:
- كارشناس (مهندس) متخصص در تهيه‌ي طرح‌هاي جنگل‌داري و جنگل‌كاري و ساير طرح‌هاي مربوط به حفاظت و توسعه‌ي جنگل‌ها در سازمان جنگل‌ها و مراتع، وزارت جهاد كشاورزي، شهرداري‌ها، سازمان پارك‌ها و فضاي سبز، سازمان محيط زيست و ...
- انجام كار خصوصي به صورت همكاري در طرح‌هاي جنگل‌داري خصوصي، شركت‌هاي بهره‌برداري از جنگل‌ها، نهالستان‌هاي جنگلي خصوصي و شركت‌هاي مشاوره‌ي منابع طبيعي.
- همكاري با شركت‌ها و مؤسسه‌هاي مجري طرح‌هاي راه‌سازي در زمينه‌ي نقشه‌برداري، طراحي، محاسبه و اجراي راه‌ها و جاده‌هاي جنگلي.
- مدير در حوزه‌هاي آب‌خيز مناطق جنگلي تحت پوشش و نظارت سازمان جنگل‌ها و مراتع كشور و سازمان‌هاي مربوطه‌ي ديگر.
اين گرايش در مقاطع كارشناسي پيوسته، كارشناسي ارشد ناپيوسته و دكترا در كشور ارائه مي‌شود. در دوره‌ي كارشناسي ارشد دانشجويان مي‌توانند در زمينه‌هايي هم‌چون مهندسي جنگل، جنگل‌شناسي، سياست و اقتصاد جنگل و هم‌چنين جنگل‌داري به تحقيق و مطالعه بپردازند.
2. گرايش محيط زيست
در دهه‌هاي اخير، انسان با استفاده از قدرت دگرگون‌سازي محيط خود، تغييرات و فرايندهايي را در طبيعت ايجاد كرده است كه در نتيجه‌ي آن، گونه‌هايي از موجودات زنده در معرض خطر قرار گرفته‌اند و اين امر ممكن است جبران‌پذير نباشد. قدرت انسان براي دگرگون‌سازي اطرافش اگر صحيح به كار رود، مي‌تواند براي همه‌ي انسان‌ها منافع و فايده‌هايي را به ارمغان آورد، اما اگر استفاده از اين قدرت همراه با اشتباه و بي‌توجهي باشد، مي‌تواند صدمه‌هاي جبران‌ناپذيري به بشر و محيط زيست انساني و طبيعي وارد كند. هدف از آموزش محيط زيست، افزايش درك و توسعه‌ي آگاهي جامعه از فرايندها و ارتباطات داخلي در محيط‌هاي طبيعي و مصنوعي است و به افراد كمك مي‌كند تا به نظريات، انگيزه‌ها و تعهدات خود نسبت به حمايت و حفاظت از محيط زيست عمل كنند و بتوانند اقداماتي براي حل مسايل زيست‌محيطي انجام دهند.
فارغ‌التحصيلان اين گرايش مي‌توانند در دانشگاه‌ها و مؤسسه‌هاي آموزشي به عنوان كارشناس آموزشي، در سازمان حفاظت محيط زيست و واحدهاي تابعه‌ي آن به عنوان مجري برنامه‌ها، در وزارت جهاد كشاورزي (سازمان جنگل‌ها و مراتع)، شهرداري‌ها، سازمان پارك‌ها و مؤسسه‌هايي مانند اين‌ها خدمت كنند.
هم‌اكنون اين گرايش در مقاطع كارشناسي پيوسته، كارشناسي ارشد ناپيوسته و دكترا در كشور ارائه مي‌شود و در دوره‌ي كارشناسي ارشد داراي گرايش مصوب نيست و به صورت عمومي ارائه مي‌شود. هم‌چنين فارغ‌التحصيلان دوره‌ي كارشناسي محيط زيست مي‌توانند در دانشكده‌ي محيط زيست در گرايش‌هايي هم‌چون مهندسي طراحي محيط زيست، برنامه‌ريزي و مديريت محيط زيست و مهندس عمران محيط زيست ادامه‌ي تحصيل دهند.
3. گرايش شيلات
دوره‌ي كارشناسي شيلات شامل برنامه‌هاي آموزشي مشخصي است كه دانشجويان با علوم مختلف بيولوژي جانوري و گياهي و اكولوژي دريايي به عنوان منابع اصلي و زيربنايي شيلات آشنا مي‌شوند و به شناخت آبزيان داخلي (آب شيرين) و دريايي و نحوه‌ي تكثير اين‌گونه آبزيان خواهند پرداخت و بالاخره مسايل مربوط به صيد و صيادي و فراورده‌هاي آبزيان را خواهند آموخت.
فارغ‌التحصيلان اين گرايش مي‌توانند در مؤسسه‌هاي آموزشي و پژوهشي به عنوان كارشناس شيلات كشور و در واحدهاي تابعه به عنوان مجري برنامه‌ها و پژوهش‌ها خدمت كنند. هم‌چنين مي‌توانند در مؤسسه‌هاي خصوصي و دولتي، به پرورش و تكثير انواع آبزيان اقدام كنند.
اين گرايش در حال حاضر در مقاطع كارشناسي پيوسته، كارشناسي ارشد ناپيوسته و دكترا در كشور ارائه مي‌شود.
4. گرايش علوم و صنايع چوب و كاغذ
علوم و صنايع چوب و كاغذ، مجموعه‌ي علوم و فنوني است كه با فراگيري آن‌ها دانشجويان در زمينه‌ي نحوه‌ي رويش و توليد چوب و عوامل مؤثر بر آن، خصوصيات ساختماني و طبقه‌بندي و درجه‌بندي چوب‌ها و كاغذها، خواص فيزيكي، مكانيكي، شيميايي و كاربردي چوب و كاغذ و توليدات آن‌ها آگاهي لازم را كسب مي‌كنند.
فارغ‌التحصيلان اين گرايش مي‌توانند منشأ اين خدمات تخصصي باشند:
- مدير فني در بخش‌هاي دولتي يا خصوصي مجتمع‌هاي چوب و كاغذ و كارخانه‌هاي توليدات چوب.
- مربي در هنرستان‌هاي كشاورزي (رشته‌ي منابع طبيعي)، هنرستان‌هاي فني و حرفه‌اي و به صورت مجري امور تحقيقات صنايع چوب و كاغذ كشور.
- كارشناس (مهندس) متخصص در دفترهاي فني سازمان جنگل‌ها و مراتع (وزارت جهاد كشاورزي).
اين گرايش در حال حاضر در مقاطع كارشناسي پيوسته، كارشناسي ارشد ناپيوسته و دكترا در كشور ارائه مي‌شود.
5. گرايش مرتع و آب‌خيزداري
به مجموعه‌اي از علوم و فنون گفته مي‌شود كه براي تربيت افرادي براي شناخت جوامع گياهي، عوامل زمين، عوامل اقليمي آب و خاك، دام و علت‌هاي تخريب و فرسايش مراتع و آب‌خيزها، صحراها و نيز اصلاح و توسعه‌ي مراتع و آب‌خيزها (به عنوان منابع طبيعي توليد علوفه و آب) به كار مي‌رود. فارغ‌التحصيلان اين گرايش مي‌توانند در زمينه‌هاي زير مشغول به كار شوند:
- مدير اداره‌هاي فني مراتع و حفاظت خاك در سازمان جنگل‌ها و مراتع، وزارت جهاد كشاورزي و وزارت نيرو.
- مربي در هنرستان‌هاي كشاورزي (رشته‌ي منابع طبيعي) و مؤسسه‌هاي آموزشي مربوطه.
- همكاري با شركت‌هاي مشاوره‌ي منابع طبيعي در زمينه‌ي مرتع و آب‌خيزداري.
- به عنوان كارشناس (مهندس) تحقيقات در مؤسسه‌هاي تحقيقات منابع طبيعي مثل مؤسسه‌ي تحقيقات حفاظت خاك و آب‌خيزداري.
اين گرايش در حال حاضر در مقاطع كارشناسي پيوسته، كارشناسي ارشد ناپيوسته و دكترا در كشور ارائه مي‌شود و در دوره‌ي كارشناسي ارشد داراي سه گرايش مرتع، آب‌خيزداري و بيابان‌زدايي است.



زراعت و اصلاح نباتات
مطالعه و بررسي در زمينه‌ي كاشت و پرورش گياهان زراعي و انتخاب رقم‌هاي مناسب اين گياهان و برداشت صحيح محصولات آن‌ها در رشته‌اي از علوم دانشگاهي قرار مي‌گيرد كه با عنوان زراعت و اصلاح نباتات ناميده مي‌شود. اين رشته در دو مقطع كارداني و كارشناسي ارائه مي‌شود. هدف از ايجاد دوره‌ي كارشناسي در رشته‌ي زراعت و اصلاح نباتات، تربيت افرادي است كه بتوانند به عنوان كارشناس در زمينه‌هاي مختلف توليدي كار و در برنامه‌ريزي‌هاي منطقه‌اي مطالعاتي و هم‌چنين به صورت مربي آموزشي در دبيرستان‌ها و هنرستان‌هاي كشاورزي و به عنوان مجري امور تحقيقات كشاورزي يا به عنوان مدير و مجري واحدهاي توليدي دولتي و خصوصي بخش كشاورزي منشأ خدمت باشند.
در دوره‌ي كارداني توليدات گياهي و امور زراعي، افرادي تربيت مي‌شوند كه بتوانند برنامه‌هاي توليدي تدوين‌شده در اين رشته را زير نظر مهندسان كشاورزي و بر اساس اصول علمي اجرا كنند. اين افراد هم‌چنين مي‌توانند طرح‌هاي تحقيقاتي را زير نظر متخصصان مربوطه اجرا كرده و در برنامه‌هاي آموزش كشاورزي به عنوان مروج كشاورزي خدمت كنند.
اهميت و جايگاه در جامعه
رشته‌ي زراعت و اصلاح نباتات براي تربيت كارشناساني است كه بتوانند در مسير افزايش سطح زير كشت محصولات اصلي كشاوزي، در استفاده‌ي بهينه از زمان و بالا بردن عملكرد اين محصولات در واحد سطح (هكتار) تلاش كنند.
با توجه به اين‌كه در حال حاضر حدود 16 ميليون هكتار از زمين‌هاي كشور زير كشت محصولات مختلف زراعي قرار دارد و مساحت زمين‌هاي قابل كشت در كشور حدود 50 ميليون هكتار است و نيز ايران از تنوع آب و هوايي برخوردار است، با برنامه‌ريزي صحيح و دقيق و با استفاده از دانش كارشناسان رشته‌ي زراعت و اصلاح نباتات، مي‌توان به ميزان هرچه بيش‌تر از زمين‌هاي كشور براي افزايش توليد كمّي و كيفي بهره‌برداري كرد. از جمله مشكلات كشاورزي در كشور ما همواره اين بوده است كه مجريان فعاليت‌هاي توليدي كشاورزي، تحصيلات کمي در زمينه‌ي كشاورزي داشته‌اند، طوري كه روش‌هاي كار هم‌چنان سنتي و قديمي باقي مانده است. در حالي كه در سطوح بالاتر، يعني كارشناسان يا مراكز برنامه‌ريزي و هدايتگر، توان بالايي براي تأمين فن‌آوري مورد نياز وجود دارد. از بين بردن اين خلأ، يعني تربيت كاردان‌ها در اين رشته، مي‌تواند ضمن بهره‌گيري از توانايي‌هاي متخصصان و صاحب‌نظران سطوح بالاتر، با به‌كارگيري دانش و فن‌هاي جديد در امور كاشت و نگهداري محصولات زراعي و باغي، برنامه‌هاي كشاورزي را به بازدهي بيش‌تري نزديك كند.
فرصت‌هاي شغلي
فارغ‌التحصيلان اين گرايش مي‌توانند در موارد زير نقش و توانايي‌هاي خود را ايفا كنند.
- مدير يا مجري واحدهاي دولتي و خصوصي كشاورزي (مثل واحدهاي كشت و صنعت)
- كارشناس متخصص و برنامه‌ريزي در زمينه‌هاي مختلف زراعت در واحدهاي اجرايي مانند وزارت كشاورزي، وزارت جهاد كشاورزي بنياد جانبازان و ...
- مربي در هنرستان‌هاي كشاورزي و مجري امور تحقيقات در واحدهاي تحقيقاتي كشاورزي
- ارائه‌ي خدمات آموزشي در سطح دانشگاه‌ها، دبيرستان‌ها و مؤسسه‌هاي آموزشي



علوم و صنايع غذايي
فرآورده‌هاي اوليه‌ي غذايي با منشأ كشاورزي، دام‌پروري و شيلات بدون نگهداري و تبديل، فايده‌اي ندارند. وظيفه‌ي مهندس صنايع غذايي، تبديل و افزايش عمر نگهداري محصولات غذايي است و در واقع مراحل بعد از توليد محصولات كشاورزي، در حيطه‌ي كار فارغ‌التحصيل اين رشته قرار مي‌گيرد.
دانشجويان اين رشته با نحوه‌ي جمع‌آوري، انتقال، تبديل، تكميل، نگهداري و توزيع محصولات كشاورزي و هم‌چنين خصوصيات فيزيكي و شيميايي اين محصولات آشنا مي‌شوند. به عبارت ديگر هر آن‌چه در ارتباط با تبديل و فرآوري مواد غذايي باشد، در اين رشته مطالعه مي‌شود.
در مورد تفاوت اين رشته با رشته‌هاي علوم و صنايع غذايي و مهندسي شيمي گرايش صنايع غذايي، گفته مي‌شود كه رشته‌ي علوم و صنايع غذايي به كنترل كيفي و بهداشت مواد غذايي مي‌پردازد. مهندس شيمي گرايش صنايع غذايي نيز در زمينه‌ي طراحي دستگاه‌هاي توليد مواد غذايي، خصوصيات دستگاه‌هاي فوق، خطوط توليد و ارتباط بين دستگاه‌ها مطالعه مي‌كند و مهندس كشاورزي گرايش علوم و صنايع غذايي، نحوه‌ي تبديل و نگهداري محصولات كشاورزي به صورت فرآورده‌هاي قابل مصرف و با كيفيت خوب را مطالعه و بررسي مي‌كند.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
درس‌هاي شيمي و زيست‌شناسي در رشته‌ي مهندسي علوم و صنايع غذايي مثل ساير رشته‌هاي مهندسي كشاورزي از اهميت بسياري برخوردار است. از آن‌جا که در رشته‌ي مهندسي علوم و صنايع غذايي، بيش‌تر خصوصيات فيزيكي و شيميايي مواد غذايي بررسي مي‌شود، دانشجوي اين رشته بايد به درس‌هاي شيمي، فيزيك، زيست‌شناسي و كارهاي آزمايشگاهي علاقه‌مند باشد.
عصر آينده، عصر تخصص‌گرايي است و اگر دانشجويان مهندسي علوم و صنايع غذايي مي‌خواهند در صنعت موفق باشند، بايد تمرين كار گروهي كنند و در انجام كارهاي‌شان منظم باشند.
فرصت‌هاي شغلي
بر اساس قانون، هر كارگاه و كارخانه‌ي توليد مواد غذايي پيش از آغاز فعاليت خود بايد پروانه‌ي مسئول فني را از وزارت بهداشت دريافت كند و براي تهيه‌ي چنين پروانه‌اي لازم است يك مهندس علوم و صنايع غذايي يا رشته‌هاي مرتبط (متخصص علوم و صنايع غذايي يا مهندس شيمي گرايش صنايع غذايي) به عنوان مسئول فني معرفي شود.
بر اساس آمار موجود، در ميان رشته‌هاي مهندسي كشاورزي، رشته‌ي علوم و صنايع غذايي از بيش‌ترين درصد اشتغال برخوردار بوده و فارغ‌التحصيلان آن از نظر اشتغال، مشكلي نداشته‌اند. برخلاف برخي از رشته‌هاي كشاورزي مثل علوم دامي يا زراعت، دختران مي‌توانند در رشته‌ي مهندسي علوم و صنايع غذايي، حضوري فعال داشته باشند؛ زيرا بازار كار اين رشته، آزمايشگاه‌ها و كارخانه‌هاي توليد مواد غذايي است و فارغ‌التحصيلان چندان با مزرعه سروكار ندارند.
هم‌چنين فارغ‌التحصيلان اين رشته اگر سرمايه‌ي لازم داشته باشند، مي‌توانند واحد توليد صنايع غذايي ايجاد كنند و اگر افراد خلاق و كوشايي باشند، مي‌توانند با دست‌يابي به فرآورده‌هاي جديد و عرضه‌ي آن‌ها به بازار، ضمن اين‌كه از ضايعات در توليدات كشاورزي جلوگيري مي‌كنند، خود را نيز از لحاظ مالي تأمين كنند. شايد بعضي از جوانان فكر كنند كه چنين كاري نياز به سرمايه‌ي بسيار زيادي دارد، اما بايد گفت كه يك كارخانه‌ي توليد مواد غذايي را مي‌توان در سطحي كوچك اما با كيفيتي خوب راه‌اندازي كرد.
در مورد رشته‌ي علوم و صنايع غذايي مي‌توان گفت كه در هر كارخانه، هدف، توليد بهترين محصول است؛ محصولي كه از هر نظر، مطلوب و بدون عيب و نقص باشد و در عين حال، ضايعات بسيار كمي داشته باشد. براي رسيدن به اين هدف بايد بر توليد محصول غذايي نظارت و كنترل داشت؛ يعني بايد از همان ابتدا كه ماده‌ي خام به كارخانه مي‌آيد تا زماني كه پس از تغييرات و تبديلات لازم، بسته‌بندي شده و براي عرضه آماده مي‌شود، محصول مورد نظر، كنترل و آزمايش شود. براي مثال هنگام تهيه‌ي بيسكويت يا كلوچه، از زماني كه آرد وارد كارخانه مي‌شود تا زماني كه مواد مورد نياز مثل رنگ و طعم‌دهنده‌ها به آن اضافه مي‌شوند و درنهايت ماده‌ي مورد نظر پخته مي‌شود، مرحله به مرحله توسط مسئولان آزمايشگاه نمونه‌برداري و آزمايش مي‌شود و اين كار توسط متخصصان علوم و صنايع غذايي شاخه‌ي كنترل كيفي انجام مي‌شود. در واقع در رشته‌ي علوم و صنايع غذايي، دانشجويان، تكنولوژي صنايع غذايي مختلف از قبيل صنايع لبنيات، غلات، گوشت، روغن، قند، سبزيجات و ميوه‌جات را فرا مي‌گيرند.
هم‌چنين دانشجويان اين رشته درباره‌ي صنايع نگهداري مواد غذايي، بسته‌بندي و كنترل كيفي مواد غذايي آموزش مي‌بينند؛ يعني دانشجو ياد مي‌گيرد چگونه در فرايندهايي، عمر مواد غذايي را ضمن حفظ كيفيت و ارزش غذايي آن‌ها، طولاني‌تر كند.
موفقيت دانشجوي اين رشته وابسته به فرآورده‌هاي جديد و عرضه‌ي آن به بازار و قابليت توافق و سازش با تقاضاي مشتريان است و چنين كاري نياز به تلاش و كوشش بسيار دارد. از طرف ديگر، دانشجوي اين رشته بايد آمادگي كار در شهرهاي كوچك يا حومه‌ي شهرهاي بزرگ را داشته باشد؛ زيرا بيش‌تر كارخانه‌هاي صنايع غذايي، خارج از شهرهاي بزرگ يا در شهرهاي كوچك مستقر هستند. درس‌هاي مهم و پايه در اين رشته شامل شيمي، زيست‌شناسي (شاخه‌ي ميكروبيولوژي)، آمار و احتمالات است. از نظر موقعيت شغلي، فارغ‌التحصيل اين رشته اگر آمادگي كار در كارخانه‌ها يا كارگاه‌هايي را كه بيش‌تر در حومه‌ي شهرهاي كوچك واقع شده‌اند، داشته باشد، فرصت شغلي مناسبي به دست خواهد آورد. هم‌چنين فارغ‌التحصيل اين رشته مي‌تواند با استفاده از سرمايه‌ي شخصي و با مشاركت افرادي كه سرمايه‌ي مورد نياز را دارا هستند، واحد توليدي خصوصي ايجاد كند. دانشگاه پذيرنده‌ي اين رشته، دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي- درماني شهيد بهشتي است كه هر ساله دوره‌هاي روزانه و شبانه و در مقطع كارشناسي دانشجو مي‌پذيرد.


تغذيه
علم تغذيه مجموعه‌ي وسيعي از اطلاعات و دانش بشري است كه به ارتباط بين غذا و سلامتي موجود زنده مي‌پردازد و با علومي مانند بيولوژي، بيوشيمي، علوم رفتاري، علوم اجتماعي و بهداشت ارتباط دارد. به عبارت ديگر، علم تغذيه يك علم چندبُعدي است و به همين دليل، دانشجوي اين رشته بايد اطلاعات جامع و گسترده‌اي در زمينه‌ي بيوشيمي، بيولوژي، جامعه‌شناسي، روان‌شناسي، بهداشت و شيمي مواد غذايي داشته باشد تا بتواند مهارت‌هاي لازم را كسب كند؛ مهارت‌هايي كه به دو بخش عمده‌ي رژيم‌درماني و تغذيه‌ي جامعه تقسيم مي‌شود. يعني كارشناس اين رشته، هم بايد بتواند رژيم غذايي مناسبي را براي درمان بيماري‌هاي مختلف ارائه دهد و هم توانايي شناسايي مشكلات تغذيه‌اي جامعه را داشته باشد، سپس بر اساس مشكلات موجود، برنامه‌هاي غذايي لازم را طراحي، اجرا، نظارت و ارزش‌يابي كند. هم‌چنين ارتقاي ارزش غذايي مواد غذايي مانند كنسرو، كمپوت و ...، كه در صنايع غذايي ايجاد مي‌شود، بر عهده‌ي كارشناس اين رشته است.
رشته‌ي تغذيه داراي دو گرايش عمده است كه عبارت‌اند از:
الف: تغذيه‌ي گروه‌هاي مختلف جامعه مانند سالمندان، معلولان، كودكان و نوجوانان.
ب: تغذيه‌ي باليني كه شامل تغذيه و مشاوره‌ي غذايي بيماران بستري و سرپايي مي‌شود.
بر اساس تحقيقاتي كه انستيتوي تحقيقات تغذيه‌اي و صنايع غذايي كشور انجام داده است، مشكلات تغذيه‌اي در جامعه‌ي ما، بيش‌تر ناشي از عدم شناخت است؛ يعني بيش‌تر مردم ما توانايي خريد مواد غذايي مورد نياز را دارند، اما نمي‌دانند چه بايد بخورند. براي مثال، مردم، شناخت لازم را در مورد ارزش غذايي نوشابه‌هاي موجود در بازار ندارند، به همين دليل به جاي خريد ماءالشعير كه انواع ويتامين‌هاي B را دارد، كوكا استفاده مي‌كنند كه فقط مواد قندي داشته و حتي ويتامين‌هاي B موجود در روده را نيز از بين مي‌برد. حال اين وظيفه‌ي كارشناس تغذيه است كه اطلاعاتي از اين دست را در اختيار قشرهاي مختلف جامعه قرار دهد. در قسمت تغذيه‌ي باليني نيز يك كارشناس تغذيه، وضعيت تغذيه را براي پيش‌گيري از بيماري‌ها يا درمان آن‌ها اصلاح مي‌كند؛ يعني پس از اين‌كه پزشك، نوع بيماري را تشخيص داد، بايد بيمار را به كارشناس تغذيه ارجاع دهد تا به او رژيم غذايي مناسب داده شود؛ زيرا براي بسياري از بيماري‌ها مثل بيماري‌هاي قلبي، عروقي، كليوي، ديابت و آسم، رژيم غذايي خاص وجود دارد.
در يك توضيح كوتاه مي‌توان گفت كه رشته‌ي تغذيه، علم طولاني كردن عمر انسان‌هاست، اما رشته‌ي علوم و صنايع غذايي، در راستاي طولاني كردن عمر غذاها قدم برمي‌دارد.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
رشته‌ي تغذيه، يك رشته‌ي خدماتي است و دانشجوي اين رشته بايد روحيه‌اي خدماتي داشته باشد.
همان‌طور كه يك پرستار بايد به كار خدماتي علاقه‌مند باشد، كارشناس تغذيه نيز بايد روحيه‌ي خدماتي و صبر و حوصله‌ي لازم را براي صحبت با بيمار و راهنمايي او داشته باشد. حتي دانشجوياني كه مايل‌اند پس از فارغ‌التحصيلي، دفتر مشاوره‌ي غذايي داير كنند، بايد داراي سه سال سابقه‌ي كار در بيمارستان باشند. هم‌چنين داوطلبان علاقه‌مند به اين رشته لازم است در درس‌هاي زيست‌شناسي و شيمي، كه پايه‌ي درس‌هاي دانشگاهي اين رشته است، توانمند باشند.
دانشجوي تغذيه بايد به علم روان‌شناسي آشنا بوده و روابط اجتماعي خوبي داشته باشد؛ زيرا اساس كار كارشناس تغذيه بر مشاوره استوار است و يك مشاور بايد بتواند با بيمار، ارتباط دوستانه‌اي برقرار كند. در ضمن داشتن مطالعه‌ي پيگير و مستمر در اين رشته، بسيار مهم است؛ زيرا تغذيه، علمي پوياست و هر ساله اكتشاف و تغيير و تحولات بسياري در آن انجام مي‌شود. از سوي ديگر اگر دانشجويي بخواهد پس از فارغ‌التحصيلي در بخش رژيم‌درماني فعاليت كند، بايد اطلاعات بسياري در مورد انواع بيماري‌ها و آسيب‌شناسي داشته باشد و چون اين اطلاعات به حد کافي در دانشگاه داده نمي‌شود، دانشجو بايد خود اهل تحقيق و مطالعه بوده و دانش مورد نياز را كسب كند.
فرصت‌هاي شغلي
وظيفه‌ي يك پزشك در معالجه‌ي بيمار چيست؟ بدون شك تشخيص بيماري، مهم‌ترين و اصلي‌ترين مسئوليت يك پزشك است، اما آيا پزشك وقت يا حتي دانش لازم را براي تعيين يك برنامه‌ي غذايي مناسب دارد؟ آيا در زمينه‌ي احتمال تداخل دارو و غذا، اطلاعات لازم را در اختيار بيمار قرار مي‌دهد؟
به اعتقاد كارشناسان تغذيه، اين وظيفه‌ي يك متخصص تغذيه است كه اطلاعات مورد نظر را در اختيار بيمار قرار دهد. به عبارت ديگر هر پزشك پس از تشخيص بيماري بايد بيمار را به متخصص تغذيه ارجاع دهد تا او با توجه به نوع بيماري و داروهاي تجويزشده، رژيم غذايي لازم را تعيين كند.
يك پزشك، آشنايي كاملي با غذاها و نيازهاي تغذيه‌اي ندارد؛ زيرا در مدت تحصيل فقط 2 واحد در اين زمينه مي‌گذراند. براي همين گاهي اوقات داروهايي كه تجويز مي‌شود، تداخل غذا و دارو ايجاد مي‌كند. براي مثال، مصرف داروي ضد بارداري، روي «اسيدفوليك» كه يكي از ويتامين‌هاي گروه B است، تأثير مي‌گذارد و اگر به اين مسئله توجه نشود و مواد غذايي لازم در برنامه‌ي غذايي زناني كه اين دارو را مصرف مي‌كنند، گنجانده نشود، فرد دچار نوعي كم‌خوني مي‌شود.
از زماني كه به كارشناسان تغذيه، اجازه‌ي مطب داده شده است، اين رشته در بيمارستان‌ها هويت و جايگاه تازه‌اي پيدا كرده است. پزشك فقط ليست غذاها يا مواد غذايي كه بيمار نبايد بخورد، تعيين مي‌كند، اما كارشناس تغذيه تعيين مي‌کند كه يك بيمار چگونه و چه‌قدر بايد بخورد تا هم‌ مواد غذايي مورد نياز به بدنش برسد و هم رژيم غذايي را حفظ كند. فارغ‌التحصيلان اين رشته مي‌توانند در شبكه‌هاي بهداشتي براي پيش‌گيري از بيماري‌ها فعاليت كنند؛ مثلاً به مادران باردار، برنامه‌ي غذايي مناسبي آموزش مي‌دهند تا فرزندان سالمي به دنيا آورند و بتوانند آن‌ها را به راحتي شير دهند. هم‌چنين در بيمارستان‌ها، هتل‌ها، مهد كودك‌ها، هواپيمايي و هر جاي ديگري كه به گروهي از افراد جامعه تغذيه داده مي‌شود، حضور متخصص، ضروري است. حتي در مدرسه‌ها به خصوص دبيرستان‌هاي دخترانه بايد يك مشاور تغذيه حضور داشته و جواب‌گوي مشكلات تغذيه‌اي نوجوانان باشد.
فارغ‌التحصيل رشته‌ي تغذيه مي‌تواند در كارخانه‌هاي توليد مواد غذايي، اداره‌ي استاندارد مواد غذايي، مراكز تحقيقاتي پزشكي مثل مراكزي كه روي بيماري‌هاي غدد تحقيق مي‌كنند يا اداره‌ي تغذيه‌ي وزارت بهداشت فعاليت كرده يا به عنوان مشاور رژيم‌درماني، جذب ورزشگاه‌ها شود.

گروه ریاضی

مهندسي برق
رشته‌ي برق در مقطع كارشناسي به چهار گرايش «مخابرات، كنترل، قدرت و الكترونيك» تقسيم مي‌شود. دانشجويان ابتدا بدون تعيين گرايش و همگي با عنوان رشته‌ي برق به تحصيل مي‌پردازند. متقاضيان هر گرايش پس از گذراندن درس‌هاي پايه و اصلي، با توجه به معدل درس‌هايي که گذرانده‌اند و ظرفيت و توان علمي هر دانشكده، به انتخاب گرايش مي‌پردازند.
تفاوت اين گرايش‌ها چيزي در حدود 20 واحد درسي است؛ زيرا در مسائل كاربردي، هر چهار نوع تخصص، مورد نياز است و اين تفكيك در مسائل علمي تأثير چنداني ندارد.
1. گرايش مخابرات
شبكه‌ي مخابراتي مثل سلسله‌ي اعصاب انسان، جامعه‌ي جهاني را فراگرفته است. تخصص در زمينه‌ي شناخت، نحوه‌ي عملكرد و چگونگي نگهداري و بهره‌برداري، تجزيه و تحليل و طراحي سيستم‌هاي مخابراتي، از اهميت زيادي برخوردار است. هدف اصلي رشته‌ي مخابرات، انتقال اطلاعات به سه شكل صوتي، تصويري و داده (DATA) است.
در ميان تمام گرايش‌هاي برق، گرايش مخابرات بيش‌ترين خصلت رياضي را دارد و تمام تئوري‌ها در قالب رياضيات پيشرفته در آن مطرح مي‌شود. دو درس «آمار و احتمالات» و «الكترومغناطيس» در اين گرايش از اهميت ويژه‌اي برخوردارند.
2. گرايش كنترل
هدف اين علم، كنترل رفتار سيستم‌هاي مختلف با توجه به ورودي‌هاي داده‌شده است. در تمامي سيستم‌ها، مسئله‌ي كنترل اتوماتيك تغيير رفتار سيستم براي نزديك كردن پاسخ‌هاي آن به مقادير مطلوب، همواره مورد نظر است؛ مانند كنترل دماي يك كوره، كنترل دور الكتروموتور، كنترل موشك، كنترل هواپيما و سفينه، كنترل ارتفاع آب و كنترل جريان و ولتاژ يك سيستم و مانند اين‌ها.
در اين علم، با روش‌هاي كنترل يك سيستم سروكار داريم، نه با خود سيستم. ضروري است که يك دانشجوي كنترل، از پايه‌ي رياضي و دانش‌ كامپيوتري قوي برخوردار باشد.
3. گرايش قدرت
موضوع اصلي اين گرايش، توليد، انتقال، توزيع و تبديل انرژي الكتريكي است. مهندسي سيستم‌هاي قدرت و ماشين‌هاي الكتريكي، دو شاخه‌ي كلاسيك اين گرايش هستند كه در آن‌ها مسائلي مانند بررسي، طراحي، بهره‌برداري، كنترل و حفاظت سيستم‌هاي قدرت و اجزاي آن، مورد مطالعه قرار مي‌گيرند و اصول كاري و طراحي انواع ماشين‌هاي الكتريكي آموزش داده مي‌شود. بررسي قواعد و قوانين حاكم بر موتورها و ژنراتورها، از جمله‌ي مطالبي است كه يك مهندس قدرت براي كار در اين زمينه‌ها بايد از آن‌ها اطلاع كافي داشته باشد. از وظايف ديگر يك مهندس قدرت، آشنايي با روش‌هاي توزيع و پخش جريان برق در يك كارخانه، يك ساختمان، يك منطقه يا شهر است. از آن‌چه گفته شد، عملي بودن و كاربردي بودن درس‌هاي مربوط به اين گرايش، معلوم مي‌شود و مي‌توان حدس زد كه بازار كار وسيعي دارد.
4. گرايش الكترونيك
الكترونيك، علم و تكنولوژي عبور ذرات باردار در يك گاز يا يك خلأ يا يك نيمه‌هادي است. به عبارتي، به مطالعه‌‌ي حركت بارهاي الكترونيكي و كنترل حركت آن‌ها براي ايجاد اثرات مطلوب مورد نظر، مي‌پردازد. الكترونيك نوين، به‌وجودآورنده‌ي سيستم‌ها و ابزارهاي پيچيده‌اي است كه در بسياري از موارد، در زندگي روزمره و شاخه‌هاي مختلف صنعتي، پزشكي و مهندسي مورد استفاده قرار مي‌گيرند.
مباحث درسي در رشته‌ي الكترونيك به دو دسته‌ي كلي ديجيتال و آنالوگ تقسيم مي‌شود. در مباحث ديجيتال همه‌ي ديتاها به صورت صفر و يك بيان مي‌شود كه كد صفر، معرف ولتاژ صفر و كد يك، معرف ولتاژ 5+ ولت است؛ ولي در مباحث آنالوگ، اطلاعات مي‌توانند دانه‌هاي ولتاژي مختلفي را دربرداشته باشند. (محدوديتي ندارد).
مباحث ديجيتال، مهندسي برق گرايش الكترونيك را به رشته‌ي كامپيوتر نزديك كرده است. پرداختن به فيزيك و تكنولوژي، ساخت نيمه‌هادي‌ها و طراحي مدار‌هاي مجتمع ميكروالكترونيك، در مقطع فوق ليسانس گرايش الكترونيك انجام مي‌شود؛ ولي از آن‌جا كه تكنولوژي و ساخت بسيار پيشرفته‌اي دارند كه مستلزم هزينه و سرمايه‌گذاري زيادي است، در درس ساختار و زبان ماشين، اصول ساختمان داخلي كامپيوتر و نحوه‌ي كار آن‌ها و چگونگي برنامه‌نويسي به زبان ماشين، آموزش داده مي‌شود. در حال حاضر، با تجمع آي.‌سي‌هاي مختلف و برنامه‌نويسي آن‌ها، ميكروپروسسورها كه قلب كامپيوتر هستند، ساخته مي‌شود.
گرايش الكترونيك به گرايش سخت‌افزار نزديك مي‌شود و دانشجويان برق مي‌توانند با انتخاب درس‌هاي اختياري، به مسائل الكترونيكي كامپيوتر بپردازند.

 

مهندسي مكانيكدر حال حاضر، رشته‌ي مهندسي مكانيك داراي سه گرايش «حرارت و سيالات»، «طراحي جامدات» و «ساخت و توليد» است.
دو گرايش «طراحي جامدات» و «حرارت و سيالات» فقط در چند درس تخصصي با هم متفاوت‌اند؛ به همين علت، كارايي اين دو گرايش نيز بسيار به هم نزديك است، اما گرايش «ساخت و توليد»، درس‌هاي كاربردي و عملي بيش‌تري دارد.
1. حرارت و سيالات
اين گرايش، به مسائلي همچون عوامل مؤثر بر حركت مواد سيال (به ويژه سيال داغ)، نيروهاي وارد بر جسم متحرك در سيال و هم‌چنين اثر سيال بر محيط اطراف خود و موضوعاتي مانند گرما، كار و انرژي مي‌پردازد.
از زمينه‌هاي اصلي كار اين گرايش مي‌توان به طراحي، ساخت، نصب، راه‌اندازي، بهره‌برداري و تعمير و نگهداري پالايشگاه‌ها، نيروگاه‌ها، خطوط انتقال نفت و گاز، ايستگاه‌هاي پمپاژ، شبكه‌هاي توزيع آب سرد، سردخانه‌ها و آب‌شيرين‌كن‌ها، تأسيسات مكانيكي سدها (دريچه‌ها، توربين‌ها، تونل‌هاي تخليه و ...)، سازه‌هاي دريايي و بندرها، تهويه‌ي مطبوع و تأسيسات مكانيكي ساختمان‌ها و مكان‌ها، صنايع موشكي و نظامي، هواپيمايي، مديريت واحدهاي صنعتي، صنايع شيميايي و دارويي، صنايع خودروسازي (طراحي احتراقي موتور، سيستم گرمايش و سرمايش خودرو، كنترل و تنظيم گازهاي آلاينده‌ي خروجي و ...) و خلاصه هر آن‌چه به گرما، كار و انرژي مربوط مي‌شود، اشاره كرد.
2. طراحي جامدات
اين گرايش به بررسي انواع نيروها و حركت‌ها و تأثير آن‌ها بر اجزاي مختلف قطعات و دستگاه‌ها مي‌پردازد. در واقع، مهندس طراحي جامدات بايد با توجه به نيازهاي مورد نظر، دستگاه‌ها، قطعات و ماشين‌هايي طراحي كند تا نيازها را به بهترين وجه برطرف كند. ابداع و پيش‌بيني دستگاه‌هاي تنظيم و كنترل ماشين‌آلات نيز از مسائل مطرح در اين گرايش‌اند.
زمينه‌هاي اصلي اين گرايش عبارت‌اند از: طراحي، ساخت، نصب، راه‌اندازي، بهره‌برداري و تعمير و نگهداري صنايع ماشين‌سازي، صنايع خودروسازي، واحدهاي طراحي مهندسي، مديريت واحدهاي صنعتي، صنايع ابزارسازي، صنايع لوله و پروفيل، صنايع فولادسازي، صنايع نظامي و هر آن‌چه به نيرو، كار و حركت مربوط مي‌شود.
البته درس‌هاي دو گرايش «حرارت و سيالات» و «طراحي جامدات» بسيار به هم نزديك هستند؛ به اين صورت كه بسياري از درس‌هاي تخصصي گرايش طراحي جامدات براي دانشجويان گرايش حرارت و سيالات اختياري است و مي‌توانند در صورت تمايل، آن درس‌ها را بگذرانند.
هم‌چنين بسياري از درس‌هاي تخصصي گرايش حرارت و سيالات براي دانشجويان گرايش طراحي جامدات اختياري است و در صورت تمايل، آن‌ها نيز مي‌توانند اين درس‌ها را بگذرانند. در نتيجه مي‌توان گفت فارغ‌التحصيلان اين دو گرايش به دليل توانايي‌هاي كاري، در عمل تفاوتي با هم ندارند و به راحتي مي‌توانند كار يكديگر را انجام دهند.
3. ساخت و توليد
اين گرايش، روش‌هاي ساخت قطعات و استفاده‌ي كاربردي از ماشين‌آلات صنعتي را بررسي مي‌كند. اين‌كه قطعه با چه روشي ساخته شود تا داراي روش توليد سريع، ارزان، با كيفيت مناسب و دقت و كارايي مطلوب باشد، از جمله وظايف مهندسان ساخت و توليد است. علاقه‌مندان به كارهاي عملي و روش‌هاي ساخت قطعات و كار با ابزار و ماشين‌آلات مي‌توانند به اين رشته به عنوان رشته‌اي مطلوب نگاه كنند.
فارغ‌التحصيلان اين گرايش مي‌توانند در واحدهاي ساخت، نصب، تعمير و نگهداري صنايع قالب‌سازي، ابزارسازي، ماشين‌سازي، خودروسازي، نظامي و هر آن‌چه با ساخت و توليد قطعات و ماشين‌آلات مرتبط باشد، مشغول به كار شوند.

 

 

مهندسي كامپيوتررشته‌ي مهندسي كامپيوتر در مقطع كارشناسي داراي دو گرايش سخت‌افزار و نرم‌افزار است. البته اين دو گرايش در مقطع كارشناسي تفاوت قابل توجهي با يکديگر ندارند، به طوري كه تنها حدود 20 واحد درسي با يكديگر تفاوت دارند. يك مهندس سخت‌افزار از توانايي‌هاي كلي يك مهندس نرم‌افزار برخوردار است و بالعكس. درس‌هايي مانند ساختمان داده‌ها، طراحي الگوريتم، مدارهاي منطقي و مدارهاي ديجيتال از درس‌هاي مشترك اين دو گرايش‌اند كه به دانشجويان هر دو گرايش، ديدي كلي نسبت به اصول كلي مهندسي كامپيوتر مي‌دهند.
1. گرايش سخت‌افزار
هر كامپيوتر داراي دو جزء متفاوت سخت‌افزار و نرم‌افزار است كه در اين ميان، سخت‌افزار جزء فيزيكي كامپيوتر بوده و شامل صفحه‌كليد، صفحه‌ي نمايش، چاپگر و ديسك‌ها مي‌شود. اجزاي فيزيكي و قابل لمس كامپيوتر مانند مدارها و بردهاي الكترونيكي، ساخت‌افزار ناميده مي‌شوند. براي مثال واحد پردازشگر مركزي يا CPU كه قلب هر كامپيوتر است و هرگونه عمليات و پردازش در آن انجام مي‌شود، مهم‌ترين واحد سخت‌افزاري يك كامپيوتر است. مهندسي سخت‌افزار در مقطع ليسانس به مطالعه‌ و بررسي طراحي سخت‌افزاري، كنترل سخت‌افزاري و شبكه‌هاي كامپيوتري مي‌پردازد. براي مثال يك مهندس سخت‌افزار به طراحي بخش‌هاي سخت‌افزاري كامپيوتر، شامل پردازشگر مركزي، پورت‌هاي ورودي و خروجي و سيستم‌ها و مدارهاي جانبي مي‌پردازد. مباحث درسي در رشته‌ي سخت‌افزار به مطالب درسي در رشته‌ي مهندسي برق و الكترونيك نزديك است؛ خصوصاً تمام مطالب شاخه‌ي ديجيتال شامل مدارهاي مختلف، معماري كامپيوتر و ميكروپروسسورهاي 1 و 2، الكترونيك ديجيتال و ... را شامل مي‌شود كه به اين بخش از سخت‌افزار بيش‌تر در مقطع كارشناسي ارشد و دكترا پرداخته مي‌شود.
2. گرايش نرم‌افزار
نرم‌افزار جزء غير قابل لمس كامپيوتر است. برنامه‌ها و داده‌هايي است كه به كامپيوتر فرمان مي‌دهند كه چه عملي را انجام دهد. نرم‌افزار در حقيقت، روح و جان كامپيوتر است كه به سخت‌افزار هويت مي‌بخشد و اصولاً به برنامه‌اي گفته مي‌شود كه براي به‌كارگيري سخت‌افزار ساخته شده باشد. نرم‌افزارها را مي‌توان به دو رده‌ي كلي دسته‌بندي كرد كه عبارت‌اند از: نرم‌افزارهاي سيستمي و نرم‌افزارهاي كاربردي. نرم‌افزارهاي سيستمي، برنامه‌هايي هستند كه كامپيوتر براي فعال شدن يا سرويس دادن، به آن‌ها نياز دارد و به اين دليل از سوي سازندگان سيستم كامپيوتري عرضه مي‌شوند و مهم‌ترين آن‌ها، سيستم عامل است. نرم‌افزارهاي كاربردي نيز برنامه‌هايي هستند كه كاربر، يا خود آن‌ها را مي‌نويسد يا شركت‌هاي نرم‌افزاري آن‌ها را تهيه كرده و براي فروش عرضه مي‌كنند. اين‌گونه برنامه‌ها معمولاً عموميت برنامه‌هاي سيستم را نداشته و براي زمينه‌هاي مختلف مهندسي، علمي، تجاري، آموزشي، تفريحي يا طراحي نوشته مي‌شوند.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
يك مهندس كامپيوتر بايد سخت‌كوش و با پشتكار باشد؛ چون رشته‌ي كامپيوتر، رشته‌ي پويايي است و دانشجو بايد هميشه اطلاعاتش به‌روز بوده و به دنبال فراگرفتن مطالب جديد باشد؛ در نتيجه كساني كه مي‌خواهند فقط چهار سال درس بخوانند و بعد مطالعه را كنار گذاشته و وارد بازار كار شوند، در اين رشته موفق نخواهند شد؛ برعكس افرادي كه هميشه به دنبال مطالعه و فراگيري هستند، در اين رشته، موفق مي‌شوند. مهندس كامپيوتر بايد پايه‌ي رياضي قوي داشته و توانايي‌اش در زمينه‌ي فيزيك خوب باشد. هم‌چنين لازم است كه فردي خلاق باشد تا بتواند مسائل را از راه ‌حل‌هاي ابتكاري حل كند؛ راه‌ حل‌هايي كه كم‌ترين هزينه و بهترين كارايي را داشته باشند. مهندسي كامپيوتر در مقطع كارشناسي ارشد و دكترا، در 4 گرايش معماري كامپيوتر، سخت‌افزار، هوش مصنوعي و نرم‌افزار ارائه مي‌شود. (كنترل: مسعود تاج‌فرد)
روباتيك
امروزه كاربرد روباتيك و اتوماسيون در كارخانه‌ها به عنوان يكي از محورهاي اساسي توسعه‌ي صنعتي شناخته مي‌شود. روبات‌ها به ويژه در محيط‌هاي خطرناك مانند فضا، اعماق زمين، ته دريا، محيط‌هاي شيميايي و راديواكتيو، نقش مؤثري در پيشبرد علم و تكنولوژي دارند. از همين رو رشته‌ي مهندسي روباتيك با بهره‌گيري از امكانات و توانايي‌هاي مجموعه‌هاي برق و مكانيك و تا حدودي كامپيوتر دانشگاه‌ها تأسيس شده است.
توانايي‌هاي مكانيك، براي ايجاد اتصالات، طرح روبات و فيزيك آن، لازم است. آشنايي با رشته‌ي برق و به خصوص در زمينه‌ي كنترل، براي ايجاد مدارها و كنترل روبات، حياتي است. بسياري از روبات‌ها علاوه بر اين‌كه توسط انسان و فرمان‌هاي انساني قابل كنترل هستند، مي‌توانند به طور هوشمند نيز خود را كنترل كنند و تصميم بگيرند. اين روبات‌ها نيازمند برنامه‌نويسي هوشمند و دقيقي هستند كه مهندسان هوش مصنوعي (يكي از گرايش‌هاي رشته‌ي كامپيوتر) قابليت انجام اين كار را دارند.

 

 

مهندسي عمرانمهندسي عمران از جمله رشته‌هايي است كه بيانگر كاربرد علم در ايجاد سازندگي و عمران كشور است؛ يعني هر چيزي كه به آبادي يك كشور بازمي‌گردد (مانند سد، فرودگاه، جاده، برج، تونل، دكل‌هاي مخابراتي، ساختمان‌هاي مقاوم در مقابل زلزله، سيل و آتش‌سوزي، نيروگاه‌هاي برق و مصالح سبك، ارزان و با كيفيت مناسب براي ساخت و ساز)، در حيطه‌ي كار مهندس عمران قرار مي‌گيرد.
مهندسي عمران، طيف بسيار وسيعي از كارها را دربرمي‌گيرد؛ يعني اگر بخواهيم ساختمان، پل، برج، تونل، راه، سيلو يا شبكه‌هاي فاضلاب بسازيم، در آغاز به يك مهندس كارآمد عمران نياز داريم تا علاوه بر رعايت جنبه‌هاي فني و اجرايي، اقتصادي نيز عمل كند؛ زيرا اقتصادي بودن، يك اصل در مهندسي عمران است. اين رشته در سطح كارشناسي داراي سه گرايش عمران- عمران، عمران- نقشه‌برداري و عمران- آب است.
1. عمران- عمران
به محاسبه و طراحي سازه‌هاي متفاوت، تحت نيروهاي مختلف مانند باد، زلزله، سيل، آتش و وزن خود ساختمان يا سازه مي‌پردازد.
2. عمران- نقشه‌برداري
همان‌طور كه براي داشتن يك زندگي موفق بايد برنامه‌ريزي كرد و طرح و نقشه‌ي شخصي داشت، براي انجام يك كار عمراني كه گاه چندين سال به طول مي‌انجامد، بايد نقشه‌برداري كرد و اطلاعات دقيقي از ابعاد مكان ساخت سازه‌ي مورد نظر به دست آورد. براي مثال هنگام نصب دكل‌هاي مخابراتي، در آغاز بايد مسير دكل‌گذاري و فاصله‌ي بين دكل‌ها، به کمک نقشه‌برداري تعيين شود و سپس دكل‌هاي مورد نظر نصب شود. اين رشته با رشته‌ي نقشه‌برداري با جغرافيا و سنجش از راه دور، ارتباط نزديكي دارد. براي مثال وقتي مهندس نقشه‌برداري براي تهيه‌ي نقشه، از ماهواره كمك مي‌گيرد، به رشته‌ي سنجش از راه دور، نزديك مي‌شود. هم‌چنين نقشه‌برداري در دو رشته‌ي عمران و جغرافيا بسيار به يكديگر نزديك‌اند و تفاوت اين دو، بيش‌تر در اين است كه در جغرافيا از نقشه‌ براي تهيه‌ي اطلس‌هاي جغرافيايي استفاده مي‌شود، اما در مهندسي عمران، از نقشه‌برداري براي برنامه‌ريزي و طرح‌هاي عمراني استفاده مي‌شود.
3. عمران- آب (هيدروليك)
مي‌گويند در آينده‌اي نه‌چندان دور، دست‌يابي به منابع آبي جديد براي كشورهاي خاورميانه، كه يكي از مناطق خشك يا نيمه‌خشك جهان است، نيازي ضروري مي‌شود.
كشور ما نيز كه در همين منطقه واقع شده است، كشوري خشك و نيمه‌خشك است، زيرا ميانگين بارندگي در ايران حدود يك‌سوم ميانگين بارندگي در جهان است و اين يعني ما بايد از هر قطره‌ي آب موجود در كشورمان، حداكثر استفاده را كرده و از هدر رفتن آن جلوگيري كنيم.
مهندسان عمران- آب، با ساخت سدها، تصفيه‌خانه‌ها، تونل‌هاي انتقال آب و شبكه‌هاي توزيع آب، در همين راستا گام برمي‌دارند. در واقع اين گرايش، نحوه‌ي حفظ آب و استفاده‌ي بهينه از آن را آموزش مي‌دهد.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
مهندسي يعني «خلق فرايندهاي نو» و مهندس به كسي مي‌گويند كه به ياري دانش حرفه‌اي و قدرت تجزيه و تحليل و خلاقيت به اين توانايي دست پيدا مي‌كند. هم‌چنين يك مهندس به ويژه مهندس عمران بايد بسيار اجتماعي و داراي توان ايجاد ارتباط با ساير افراد باشد. از آن‌جا که رشته‌ي مهندسي عمران، يك رشته‌ي گروهي است، متخصص عمران در محيط كار خود با قشرهاي مختلف جامعه مانند كارگران، تكنسين‌ها و مهندسان رشته‌هاي ديگر سروكار دارد و بايد با همه‌ي اين افراد ارتباط خوبي برقرار كند تا بتواند شاهد پيشرفت و موفقيت كارش باشد.

 

هدف مهندسي علمي- كاربردي عمران، تربيت متخصصاني در همين زمينه است. اين رشته در سه گرايش بهره‌برداري از سد و شبكه، شبكه‌هاي آب و فاضلاب و ساختمان‌هاي آبي، دانشجو مي‌پذيرد.
1. بهره‌برداري از سد و شبكه
سرمايه‌گذاري‌هاي عظيم در طرح‌هاي توسعه‌ي منابع آب، به ويژه در احداث سدها و شبكه‌هاي آبياري، تربيت كارشناس بهره‌برداري و نگهداري و توسعه‌ي سد و شبكه را براي حفظ و حراست از اين سرمايه‌گذاري‌ها الزامي مي‌كند تا بتوان با بهترين روش، از اين تأسيسات حياتي بهره‌برداري كرد و طول عمر مفيد آن‌ها را با نگهداري مناسب افزايش داد.
هدف اين رشته، تربيت افرادي است كه با بهره‌گيري از آموخته‌هاي علمي و عملي بتوانند برنامه‌ي بهره‌برداري و نگهداري از سد و شبكه‌هاي آبياري و زه‌كشي را تنظيم كنند، محاسبه‌هاي لازم را انجام دهند و طرح‌هاي توسعه‌ي شبكه‌ها را پياده كرده و در اجراي آن‌ها نظارت كنند.
2. شبكه‌هاي آب و فاضلاب
هدف اين رشته، تربيت نيروي متخصص مجهز به دانش فني و مهارت لازم براي مطالعه، طراحي و اجراي شبكه‌ها و تصفيه‌خانه‌هاي آب و فاضلاب است.
فارغ‌التحصيلان اين دوره، توانايي تهيه‌ي برنامه‌هاي لازم را براي آزمايش‌هاي فيزيكي، شيميايي و ميكروبيولوژيكي آب و فاضلاب و تجزيه و تحليل نتايج آزمايش‌ها و بررسي آمار و اطلاعات جمع‌آوري‌شده از مراحل مختلف تصفيه‌خانه‌ها و نظارت بر عمليات اجرايي دارند. در اين دوره، حدود 600 ساعت كارآموزي در سه مرحله پيش‌بيني شده است.
3. ساختمان‌هاي آبي
هدف اين رشته، تربيت نيروي متخصص مجهز به دانش‌ فني و مهارت لازم براي مطالعه، طراحي و اجراي سازه‌هاي مختلف صنعت آب است. فارغ‌التحصيلان اين دوره، توانايي ساخت و اجراي سازه‌هاي مختلف معمول در صنعت آب مانند سدها و سازه‌هاي جنبي آن‌ها، كانال‌هاي آبياري و آب‌رساني، كارگاه‌هاي عمراني، احداث نيروگاه‌ها، دكل‌هاي انتقال نيرو و ... را دارند. در اين دوره، حدود 600 ساعت كارآموزي در سه مرحله پيش‌بيني شده است.

 

گروه ریاضی

 

مهندسي فن‌آوري اطلاعاتدر هزاره‌ي سوم، فن‌آوري اطلاعات يا IT به عنوان عمده‌ترين محور تحول و توسعه در جهان منظور شده است و دستاوردهاي ناشي از آن، آن‌چنان با زندگي مردم عجين شده است كه روي‌گرداني از آن، اختلالي عظيم در جامعه و رفاه و آسايش مردم به وجود مي‌آورد. براي مثال، كامپيوتري شدن بسياري از امور جاري مردم، انجام بسياري از كارهاي روزمره‌ي بانكي با استفاده از اينترنت و شبكه‌هاي ارتباطي در منازل، آموزش الكترونيكي و مجازي و عدم نياز به حضور در كلاس‌هاي درس و توسعه و ترويج تجارت الكترونيكي، از نتايج و دستاورهاي فن‌آوري اطلاعات است؛ عواملي كه هرچند در مراحل اوليه‌ي رشد و تكامل هستند اما در همين حد نيز در رفاه و آسايش انسان، نقش بسيار مهمي دارند. از همين رو امروزه تمامي كشورها در زمينه‌ي فن‌آوري اطلاعات و عموميت بخشيدن به آن در جامعه، تلاشي پيگير دارند. در كشور ما نيز براي تربيت نيروي متخصص و كارآمد در زمينه‌ي IT و حركت سريع در اين عرصه، رشته‌ي IT در دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي ارائه مي‌شود و در مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد دانشجو مي‌پذيرد.
فن‌آوري اطلاعات يا IT (Information Technology)، رشته‌اي است كه مي‌تواند تمام رشته‌هاي دانشگاهي را پوشش دهد و از نظر عملياتي، يك رشته‌ي ميان‌رشته‌اي بين كامپيوتر و صنايع و برق است كه در اين ميان، امور مربوط به توليد، پردازش، نگهداري‌ و عرضه‌ي اطلاعات و فرآيندهاي آن، از سلسله بحث‌هاي رشته‌ي صنايع و رشته‌ي برق است و به خصوص گرايش مخابرات، انتقالات مرتبط با اطلاعات و داده‌ها را بر عهده دارد.
درباره‌ي اهميت و كاربرد اين رشته گفته مي‌شود که IT ابزاري است كه امروزه در تهيه، توزيع و كاربري اطلاعات، نقش بزرگي بر عهده دارد. براي مثال در امر آموزش، IT مجموعه ابزاري از سخت‌افزار، نرم‌افزار و نيروي انساني است كه كمك مي‌كند علم و دانش با بهترين كيفيت و كارايي، در هر زمان و هر مكان در اختيار همه قرار گيرد. از سوي ديگر، برخلاف آموزش سنتي ما كه يادگيري با تكيه بر حس شنوايي است، IT زمينه‌اي را فراهم مي‌كند تا چشم و گوش، هم‌زمان در يادگيري نقش داشته باشند و اين امر در فراگيري، تأثير فوق‌العاده‌اي دارد.
در واقع، IT امروزه با تغيير در نحوه‌ي انتقال اطلاعات و ايجاد مدرسه‌ها و دانشگاه‌هاي مجازي، فضاي آموزشي دنيا را تغيير داده و تأثير بسيار زيادي بر آن گذاشته است.
IT، استفاده‌ي بهينه از اطلاعات براي كاربردهاي مختلف است؛ يعني متخصص اين رشته بايد بتواند اطلاعات را جمع‌‌آوري، دسته‌بندي و پردازش كرده و به‌موقع از آن‌ها استفاده كند. از همين رو، كارشناس اين رشته بايد مباني كامپيوتر را بلد باشد؛ به عبارت ديگر، هسته‌ي اصلي اين رشته، همان هسته‌ي اصلي مهندسي كامپيوتر است. از آن‌جا كه يكي از توانمندي‌هاي اصلي كارشناس اين رشته، بهره‌وري به‌موقع و صحيح از اطلاعات است، دانشجوي IT بايد داراي اطلاعات جانبي در زمينه‌هاي مختلف باشد.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
با توجه به ماهيت ميان‌رشته‌اي مهندسي فن‌آوري اطلاعات، لازم است دانشجوي اين رشته به دو مبحث علوم مديريت و كامپيوتر، علاقه‌مند باشد. هم‌چنين بايد در رياضي توانمند بوده و قدرت تجزيه و تحليل خوبي داشته باشد؛ زيرا به گفته‌ي «الكساندروف»، رياضي‌دان و فيلسوف معاصر روسي، علم رياضي كاربرد فراواني در ساير دانش‌ها، صنعت و در همه‌ي زمينه‌هاي مربوط به زندگي بشري دارد. اين رشته در حال حاضر از بين داوطلبان گروه آزمايشي رياضي دانشجو مي‌پذيرد.
گفته مي‌شود رشته‌ي IT بايد از بين داوطلبان هر پنج گروه آزمايشي دانشجو بپذيرد و آزمون اين رشته بايد به صورت نيمه‌متمركز برگزار شود تا علاقه‌مندترين و مستعدترين داوطلبان، وارد اين رشته شوند؛ داوطلباني كه پيش از ورود به دانشگاه، با كامپيوتر آشنايي داشته و در اين زمينه توانمند باشند.
فرصت‌هاي شغلي
IT يعني امكان زندگي در يك شهر الكترونيكي؛ شهري كه آموزش، تفريحات، خريد و فروش و بخش قابل توجهي از ارتباطات آن، الكترونيكي است. در اين شهر، همه‌ي كارها، از سوار شدن به مترو و تاكسي گرفته تا خريد از فروشگاهي كه در آن، فروشنده‌اي حضور ندارد، به صورت الكترونيكي انجام مي‌شود.
اين تصويري از آينده‌ي تمام كشورهاي جهان از جمله كشور ايران است. تصويري كه بيانگر وجود فرصت‌هاي شغلي فراوان براي فارغ‌التحصيل IT است. البته يك مهندس IT نه‌تنها در آينده، بلكه در حال حاضر نيز فرصت‌هاي شغلي فراواني دارد.

 

مهندسي معماريمعماري در لغت به معناي علم بنايي و آبادسازي آمده است و معمار به معناي بسيار عمارت‌كننده و كسي است كه در آباداني جهان مي‌كوشد. قدمت معماري به عنوان يك فن براي ايجاد سرپناه، به قدمت تاريخ بشر مي‌رسد؛ اما معماري، امروزه، تركيبي از صنعت ساختمان‌سازي به علاوه‌ي هنر، فلسفه، جامعه‌شناسي، روان‌شناسي اجتماعي، اقتصاد، انسان‌شناسي، فرهنگ، آداب و رسوم و سنت‌ها، جغرافياي طبيعي و انساني، برنامه‌ريزي و توسعه‌ي اقتصادي و علوم طبيعي مانند زيست‌شناسي و محيط‌ زيست است. از اين رو مي‌توان گفت كه اين رشته به دليل اين خصلت و به ويژه با توجه به ماهيت هنري و نقش مهمي كه خلاقيت هنري در آن ايفا مي‌كند، اساساً با ساير رشته‌هاي مهندسي متفاوت است. توجه به اين نكته‌ها و تحقيق و بررسي در اين‌باره براي دانش‌آموزاني كه مايل به انتخاب رشته‌ي معماري هستند، بسيار ضروري است. رشته‌ي معماري به لحاظ عرصه‌ي وسيع و گسترده‌اي كه دارد، در زمينه‌ي كارهاي اجرايي و مشاغل، بسيار متنوع است و اين نكته را مي‌توان به عنوان يكي از وجوه امتياز اين رشته قلمداد كرد؛ به طوري كه امكان فعاليت در بخش‌هاي دولتي و خصوصي به صورت مستقل و فردي يا در چارچوب همكاري‌هاي جمعي ميسر است و از اين رو مي‌تواند جواب‌گوي طيف وسيعي از استعدادها و سليقه‌هاي گوناگون ‌باشد.
فارغ‌التحصيلان رشته‌ي معماري در نهايت مي‌توانند در زمينه‌هاي زير ايفاي نقش كنند:
1. طراحي (تك‌بنا يا مجموعه‌ي زيستي كوچك)، از طرح‌هاي اوليه تا مراحل اجرايي كار و طراحي اجزا و عناصر تشكيل‌دهنده‌ي بنا.
2. رهبري و سرپرستي دفترهاي مشاور و معماري (مهندسي مشاور)
3. نظارت عمومي و عالي بر صحت انجام كار در عمليات اجرايي ساختماني (مهندس ناظر)
4. مديريت و هماهنگي اجرايي پروژه‌هاي معماري (مديريت پروژه)
5. تأسيس و سرپرستي مؤسسه‌هاي پيمان‌كاري و احداث ساختمان
6. همكاري با همه‌ي متخصصاني كه كارشان با سامان‌دهي فضاي زيست مرتبط است، مانند اكولوژيست‌ها، جغرافي‌دان‌ها، اقليم‌شناسان، برنامه‌ريزان اقتصادي و اجتماعي و ...
7. طراحي پارك‌ها و ميدان‌هاي شهري و محوطه‌سازي
8. مشاركت در پروژه‌هاي برنامه‌‌ريزي و طراحي شهري و شهرسازي
9. طراحي تك‌بناها در مقياس كوچك و انجام دكوراسيون داخلي
10. انجام كارهاي پژوهشي و آموزشي در زمينه‌ي طراحي فضاي زيست
رشته‌ي مهندسي معماري در حال حاضر به صورت كارشناسي ارشد پيوسته ارائه مي‌شود، اما از آن‌جا كه برخي از دانشجويان بدون شناخت كافي اقدام به انتخاب اين رشته مي‌كنند و برخي ديگر در همان سال‌هاي اوليه‌ي دوره‌ي تحصيل، جذب بازار كار مي‌شوند، طرح ناپيوسته كردن اين رشته در شوراي برنامه‌ريزي وزارت فرهنگ و آموزش عالي مطرح شده و به تصويب رسيده است.
گرايش‌هاي مهندسي معماري
در شكل فعلي، ارائه‌ي رشته‌ي معماري به صورت كارشناسي ارشد پيوسته است و دانشجويان، واحدهاي يكساني را در طول دوره دريافت مي‌كنند؛ اما در سيستم جديد، پس از طي دوره‌ي كارشناسي و شركت در آزمون كارشناسي ارشد، دانشجويان يكي از گرايش‌هاي طراحي فضاهاي آموزشي، طراحي فضاهاي درماني و بهداشتي، طراحي فضاهاي مسكوني، مرمت، فن ساختمان، طراحي شهري، آموزش معماري و برنامه‌ريزي شهري را انتخاب مي‌كنند.
در مقطع دكترا نيز دانشجويان پس از انجام آزمون مربوط، جذب اين گرايش‌ها مي‌شوند: حوزه‌ي تاريخ معماري و مرمت، حوزه‌ي طراحي شهري و شهرسازي، حوزه‌ي مباحث نظري و تئوريك معماري، حوزه‌ي محوطه‌سازي، حوزه‌ي تكنولوژي و فن ساختمان، حوزه‌ي مديريت.
پيش‌زمينه‌هاي لازم
امروزه رشته‌ي معماري به دليل دارا بودن جذابيت‌هاي هنري و احساسي (كه ساير رشته‌هاي فني و مهندسي فاقد آن‌اند) در ميان دانش‌آموزان دبيرستاني مقبوليت زيادي دارد و رقابت شديدي براي ورود به اين رشته مي‌بينيم. لازمه‌ي موفقيت در طراحي معماري، داشتن استعداد هنري و به كار گرفتن عنصر خلاقيت در روند طراحي است.
توفيق در تحصيل رشته‌ي معماري و موفقيت در كار معماري را بايد به طور جداگانه مورد ملاحظه قرار داد؛ يعني عدم توفيق در تحصيلات آكادميك معماري به منزله‌ي از دست دادن آينده‌ي شغلي نيست. ممكن است فردي با استعداد هنري پايين، در آينده به يك مهندس ناظر خوب، مدير پروژه، برنامه‌ريز شهري يا يك شهرساز موفق تبديل شود؛ اما در هر حال اين فرد هيچ‌گاه به يك طراح معماري موفق مبدل نخواهد شد.

 

 

مهندسي شهرسازيشهرسازي علمي است كه به بررسي همه‌ي تحولات اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فيزيكي يك شهر مي‌پردازد و تلاش مي‌كند كه روابط موجود در يك شهر را در قالب نظامي هماهنگ، مديريت و سازمان‌دهي كند و متخصص شهرسازي نيز كسي است كه با مطالعه و بررسي روابط اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي حاكم بر شهر، برنامه‌اي به‌سامان و مطبوع براي يك شهر ارائه مي‌دهد؛ برنامه‌اي كه تصويرگر سيماي شهر در آينده است.
در اين رشته حداقل شش محور اصلي وجود دارد كه در برنامه‌ريزي و طراحي شهر، سرنوشت‌سازند.
برنامه‌ريزي شهري: عمدتاً بر كاربري زمين‌ها متمركز است؛ يعني بررسي مي‌كند كه ما چگونه فضا و پهنه‌ي شهر را به فعاليت‌هاي مختلف اعم از صنعتي، تجاري و مسكوني اختصاص دهيم.
برنامه‌ريزي حمل و نقل
برنامه‌ريزي اقتصادي و اجتماعي: در شهر تنها موضوع مورد بررسي، فيزيك شهر نيست بلكه مسئله‌ي مهم، جامعه‌ي شهري و انسان‌هايي هستند كه در اين محيط زندگي مي‌كنند. به عبارت ديگر براي قشرهاي مختلف كه داراي امكانات اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي هستند يا براي اقوام مختلفي كه در مكان‌هاي مختلف يك شهر زندگي مي‌كنند، بايد برنامه‌ريزي شود.
برنامه‌ريزي شبكه‌هاي زيرساختي: مثل آب، برق و تلفن.
برنامه‌ريزي محيط زيست: به بررسي خطرهاي محيط ‌زيست مثل سيل و زلزله مي‌پردازد و براي مقابله با اين سوانح، برنامه‌ريزي مي‌كند. هم‌چنين به مطالعه‌ي ظرفيت‌هاي محيطي و تأثيرات سوئي كه انسان بر محيط زيست مي‌گذارد مي‌پردازد.
طراحي شهري: به طراحي سه‌بعدي شهر پرداخته و محور توجه آن، مناسبات انسان با محيط فيزيكي خود است. در واقع در طراحي شهري، انسان با تمام خصوصيات جسمي، روحي و معنوي‌ا‌ش مطرح است و هدف آن نيز ارتقاي كيفيت شهر است. با تركيب اين شش دانش، متخصصان مي‌توانند تماميت پديده‌ي شهر را مورد شناسايي قرار دهند و براي هدايت و كنترل توسعه‌ي آن تلاش كنند.
شهرسازي يك رشته‌ي چندبعدي و ميان‌رشته‌اي است و دانشجوي اين رشته درس‌هاي متعددي در زمينه‌ي جامعه‌شناسي شهري، اقتصاد شهري، برنامه‌ريزي شهري، توسعه‌ي شهري و طراحي شهري مي‌گذراند و اطلاعات مورد نياز را در زمينه‌ي ادراك فضاي شهري، تشخيص نيازهاي جمعيتي، امكانات برنامه‌ريزي و تنظيم كاربري‌ها بر اساس نيازها، در حد توسعه‌ي روستايي و شهرهاي كوچك به دست مي‌آورد.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
دانشجوي رشته‌ي شهرسازي بايد اطلاعات عمومي خوبي داشته باشد و در دانشگاه نيز به اين اطلاعات، عمق و وسعت بيش‌تري ببخشد. رشته‌ي شهرسازي نياز به مطالعه‌ي زياد، كارهاي فيزيكي گسترده و برداشت‌هاي ميداني بسياري دارد؛ به همين دليل دانشجو بايد وقت زيادي را به آن اختصاص دهد. هم‌چنين بايد قدرت تحليل بالايي داشته باشد و در طراحي، زبردست باشد؛ به خصوص دانشجويان رشته‌ي كارشناسي ارشد طراحي شهري كه بايد در طراحي توانا باشند. به همين دليل در آزمون كارشناسي ارشد اين رشته، امتحان طراحي گرفته مي‌شود.
دانشجوي اين رشته بايد با طراحي و مفاهيم هنري مثل روان‌شناسي رنگ‌ها آشنا باشد و در عين حال به مفاهيم تكنيكي و اصول فني كار مثل نقشه‌برداري، رسم فني، پرسپكتيو، هندسه‌ي فضايي، مدل‌سازي، رياضي و مسائل انساني و اجتماعي مثل مباني جامعه‌شناسي علاقه‌مند باشد و بداند كه در مدت تحصيل بايد كارهاي تحقيقاتي و عملي بسياري انجام دهد. در سطح كارشناسي، از دانشجوي شهرسازي انتظار مي‌رود كه ديد هندسي و درك فضا داشته باشد و بتواند در طراحي، فضا را به صورت دوبعدي و سه‌بعدي تصوير كند. هم‌چنين بايد در رياضيات، به ويژه آمار، مسلط باشد؛ زيرا جمع‌آوري و تحليل اطلاعات و تحقيقات اين رشته، نياز به آمار و تحليل آماري دارد و درنهايت، به زبان انگليسي و آشنايي با كامپيوتر كه در دنياي امروز عامل مهمي در موفقيت يك دانشجوست، تسلط داشته باشد.

 

 

مهندسي پزشكي- بيونيككارشناسي مهندسي پزشكي، هم‌خانواده‌ي رشته‌ي برق و الكترونيك است. مهندسان پزشكي در دوره‌ي كارشناسي، تمامي درس‌هاي اصلي مهندسي برق را مطالعه مي‌كنند و مي‌توانند در گرايش‌هاي كارشناسي ارشد، از مجموعه‌ي مهندسي برق، هم‌پاي مهندسان كنترل، مخابرات، قدرت و الكترونيك انتخاب كنند. چون دانشجويان اين رشته به طور كامل با رياضيات مهندسي پيشرفته در ارتباط‌اند، از سنگين‌ترين نوع رياضيات به عنوان بازار كار، دائماً بهره مي‌برند. اين رشته شامل گرايش‌هاي زير است:
1. گرايش بيوالكتريك: مطالعه در مورد كاربرد برق و كامپيوتر در پزشكي كه مي‌توان آن‌ها را در مقاطع كارشناسي ارشد و دكترا انتخاب كرد.
2. گرايش بيومكانيك: مطالعه در مورد مكانيك در پزشكي مانند ساخت برخي اعضا و اندام‌هاي مصنوعي
3. گرايش بيومواد: مطالعه در مورد موادي كه در كاربردهاي پزشكي و درمان بيماري‌ها به كار مي‌روند.
فرصت‌هاي شغلي
1. طراحي و ساخت دستگاه‌هاي آزمايشگاهي و الكترونيكي و تجهيزات مربوط به آن‌ها مثل دستگاهي كه به طور دقيق، نمك خون را اندازه‌گيري مي‌كند.
2. طراحي و ساخت بخش‌هاي مكانيكي و برق سيستم‌هاي تصويرگر پزشكي مانند سيستم‌هاي سونوگرافي، سي‌تي اسكن و ...
3. طراحي و ساخت سيستم‌هاي اندازه‌گيري پزشكي و بيمارستاني مثل دريافت‌كننده‌ي سيگنال‌هاي مغزي
4. طراحي و ساخت قطعات و اندام‌هاي مصنوعي بدن
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
دانشجوي مهندسي پزشكي بايد به درس زيست‌شناسي علاقه‌مند باشد. تعداد واحدهاي غير مهندسي اين رشته، بسيار محدود است. براي مثال دانشجويان فقط 5 واحد در زمينه‌ي فيزيولوژي آناتومي و آزمايشگاه مي‌گذرانند. هم‌چنين لازم است در درس‌هاي رياضي و فيزيك قوي باشند؛ يعني با كوشش و مطالعه‌ي بسيار، هم در درس‌هاي اصلي رشته‌ي الكترونيك و هم در درس‌هاي تخصصي خود توانمند باشند و بالاخره محيط كاري بيمارستاني را دوست داشته باشند، يعني علاقه‌مند باشند كه در بيمارستان يا محيط‌هاي مرتبط فعاليت كنند.
بيونيك چيست؟
واژه‌ي بيونيك و نزديكي آن به بيولوژي، در ذهن ما اين فكر را ايجاد مي‌كند كه اين علم در ارتباط با موجودات زنده است.
بيونيك، علم سيستم‌هايي است كه شالوده‌ي آن‌ها، سيستم‌هاي زنده هستند. ابتدا بيونيك به بررسي ماشين‌هايي مي‌پرداخت كه بر اساس سيستم‌هاي زنده، طراحي و ساخته شده بودند. به عبارتي مي‌توان گفت بيونيك، هنر به‌كارگيري دانش سيستم‌هاي زنده در حل مسائل فني است. يكي از بهترين طرح‌هاي شناخته‌شده از علم بيونيك، اثر لئوناردو داوينچي، نقاش معروف، بود كه ماشين پرنده را بر اساس ساختمان بدن خفاش طراحي كرد و استدلالش اين بود كه خفاش داراي بال كاملاً پوشيده‌اي است كه هوا را از خود عبور نمي‌دهد و بال خفاش را پوستي پرده‌مانند پوشانده است كه آن را تقويت مي‌كند. حدود 400 سال بعد از طرح داوينچي، ماشين پرنده توسط كلمنت آدر (با الهام از خفاش) ساخته شد و در سال 1890 تا ارتفاع 15 متري پرواز كرد.
در ساخت زيردريايي‌ها نيز از بدن دلفين الهام گرفته شده است. دلفين با نيروي عضلاني كم مي‌تواند به سرعت در آب حركت كند و راز اين حركت، در پوست دولايه‌اي بدنش است. لايه‌ي پوست بيروني قابل ارتجاع و لايه‌ي پوست دروني، شبيه يك رشته‌‌ لوله‌ي پرشده از ماده‌ي اسفنجي است. هميشه تلاطم، با افزايش فشار همراه است؛ پس اگر الگويي از يك جريان پُرتلاطم در اطراف بدن دلفين تشكيل شود، اثر كلي اين تلاطم محسوس نخواهد بود، زيرا پوست قابل ارتجاع بيروني، فشار را به لايه‌ي اسفنجي و تراكم‌پذير دروني منتقل مي‌كند كه مانند فنر عمل مي‌كند، طوري كه جريان پُرتلاطم پيش از آن‌كه فرصتي براي پيشروي پيدا كند، از بين مي‌رود و به همين دليل است كه در طراحي زيردريايي، جدار آن را مانند پوست دلفين مي‌سازند، طوري كه با يك موتور ثابت بتواند سريع حركت كند.
تقليد از طبيعت، مزاياي بسياري دارد. فرض كنيم هر جاندار كنوني محصول چندين ميليون سال تكامل است. در اين فاصله‌ي زماني، طبيعت هرچه را كه با هدف ويژه‌اش سازگاري نداشته، از بين برده است و از اين تجربه‌ي ارزشمند مي‌توانيم با مطالعه‌ي فرايند تكامل، مكانيسم‌هاي جديد فن‌آوري را از روي موجودات زنده نسخه‌برداري كنيم. ساخت هواپيماهاي تيزپرواز با الهام از بال پرستو و بادقپك و ساخت رايانه با الهام از مغز و فكر انسان، نمونه‌هاي بارز ديگري از كاربرد علم بيونيك براي ساخت فن‌آوري‌هاي جديد است.

 

 

مهندسي شيميمهندسي شيمي بر اساس رفتار مولكول‌ها شكل گرفته است تا با دانستن رفتار و عكس‌العمل مولكول‌ها، انواع واكنش‌ها و سيستم‌هاي شيميايي بررسي شوند و درنهايت، رآكتورهاي شيميايي طراحي شوند. در كل مي‌توان گفت كه مهندسي شيمي شامل درس‌هايي است كه راه ايجاد تغيير مورد نياز در ماده را به دانشجويان اين رشته آموزش مي‌دهد؛ درس‌هايي مانند جداسازي مواد توليدشده، تصفيه و احياي مواد قابل استفاده كه همراه با دانش‌هاي روز صنعت مثل علوم كامپيوتر، طراحي سيستم، علم مواد، اصول حفاظت از محيط زيست، خطاهاي دستگاه، مديريت، اقتصاد و ... تكميل مي‌شود.
رشته‌ي مهندسي شيمي نسبت به رشته‌هاي ديگر مهندسي، جديد است. اين رشته، زاييده‌ي ضرورت و نياز صنعت مكانيك، الكترونيك و عمران است. براي مثال به مرور زمان صنعت به مهندس مكانيكي احتياج پيدا كرد كه از تحولات و فرايندهاي شيميايي اطلاع داشته باشد و بتواند دستگاه‌هايي را طراحي كند كه در آن‌ها فرايندهاي شيميايي اتفاق مي‌افتد؛ در نتيجه شروع به تربيت مهندسان مكانيكي كرد كه بيش از معمول تحصيل‌كردگان اين رشته، از علم شيمي مطلع باشند و اين دسته از متخصصان، همان مهندسان شيمي هستند.
در يك پروژه‌ي صنايع شيميايي كه با حضور مهندسان رشته‌هاي مختلف انجام مي‌شود، مهندس شيمي، كار اوليه را بر عهده دارد. براي مثال اگر قرار باشد يك برج براي تقطير ماده‌اي ساخته شود، كار طراحي اين برج، تعيين ارتفاع، قطر و نوع موادي كه بايد در ساخت آن به كار برده شوند و هم‌چنين تعيين درجه‌ي دما و فشار آن، بر عهده‌ي مهندس شيمي است.
دانشجويان گرايش‌هاي مختلف رشته‌ي مهندسي شيمي، تنها 12 واحد شيمي مي‌گذرانند كه از اين 12 واحد نيز 3 واحد در بيش‌تر رشته‌هاي مهندسي ارائه مي‌شود. بيش‌تر درس‌هاي مهندسي شيمي با رشته‌هاي مهندسي ديگر، به خصوص مهندسي مكانيك گرايش حرارت و سيالات، مشترك است. در واقع عنوان كامل اين رشته، مهندسي صنايع شيمي است؛ يعني همان‌طور كه ما مهندساني در صنايع الكترونيك و مكانيك داريم، در صنايع شيمي نيز داريم. اما به مرور كلمه‌ي صنعت از عنوان اين رشته، حذف شده است و به همين دليل داوطلبان آزمون سراسري فكر مي‌كنند كه مهندسي شيمي شبيه به رشته‌ي شيمي است، در حالي كه نسبت مهندسي شيمي و شيمي مثل نسبت مهندسي برق و فيزيك است.
به دست آوردن مواد شيميايي در آزمايشگاه، به علم شيمي بازمي‌گردد. وقتي در آزمايشگاه، ماده‌ي A را با B تركيب مي‌كنيم و ماده‌ي C به دست مي‌آيد، از علم شيمي استفاده كرده‌ايم؛ اما اين‌كه از چه طريقي از A و B به C مي‌رسيم، در حيطه‌ي مهندسي شيمي قرار دارد.
از سوي ديگر، يك شيميست در آزمايشگاه فعاليت مي‌كند در حالي كه يك مهندس در مقياس صنعتي كار مي‌كند و براي رسيدن به هدف خود، از درس‌هاي مهندسي مثل انتقال حرارت، انتقال جرم، مكانيك سيالات، طراحي رآكتورها يا ترموديناميك ياري مي‌گيرد. به عبارت ديگر در مهندسي شيمي فقط از علم شيمي به عنوان يك پايه استفاده مي‌شود و سپس به سراغ درس‌هايي مي‌رويم كه محاسباتي و مهندسي هستند.
تفاوت عمده‌ي مهندسي شيمي با شيمي در اين است كه مهندسي، كارش طراحي است، در حالي كه شيميست‌ها با كارهاي آزمايشگاهي روبه‌رو هستند. البته در اين رشته، درس‌هاي شيمي نيز وجود دارند اما شباهت اين رشته با ساير رشته‌هاي مهندسي، به خصوص مهندسي مكانيك گرايش حرارت و سيالات، بيش‌تر از شباهت اين رشته به شيمي است. در حقيقت يك مهندس شيمي به عنوان حد وسط بين آزمايشگاه و مصرف‌كننده، از اطلاعات شيميست‌ها استفاده مي‌کند و مواد شيميايي را به توليد صنعتي مي‌رساند.
براي يك شيميست تنها توليد ماده مهم است؛ اين‌كه وقتي دو ماده با هم تركيب مي‌شوند، چه ماده‌اي به وجود مي‌آيد. اما يك مهندس شيمي به طراحي دستگاه‌هايي مي‌پردازد كه اين ماده را به كيفيت بالايي مي‌رسانند.
رشته‌ي مهندسي شيمي با 9 گرايش صنايع غذايي، صنايع شيميايي معدني، صنايع گاز، صنايع پتروشيمي، صنايع پليمر، طراحي فرايندهاي صنايع نفت، بهره‌برداري از منابع نفت و شيميايي سلولزي و صنايع پالايش، يكي از رشته‌هاي گسترده‌ي دانشگاهي است. (گرايش بيوتكنولوژي هم در مقطع كارشناسي ارشد به گرايش‌هاي مهندسي شيمي در سال‌هاي اخير افزوده شده است.) البته در دوره‌ي كارشناسي، هر يك از گرايش‌هاي ذكرشده، تنها 12 يا 13 واحد تخصصي دارند و بيش‌تر واحدهاي‌شان مشترك است، زيرا اصول مهندسي در صنايع بسيار متنوع و گسترده‌ي شيميايي، يكسان است. از اين ميان، چند گرايش را معرفي مي‌كنيم.
1. صنايع شيميايي معدني
گرايش شيميايي معدني، مواد معدني و غير آلي را به فرآورده‌هايي مثل سيمان، لعاب، آجرهاي نسوز و ... تبديل مي‌كند.
2. صنايع پتروشيمي
پس از اكتشاف نفت، به تدريج مواد شيميايي مختلفي از آن به دست آمد و صنعت جديدي به نام صنعت پتروشيمي بنيان گذاشته شد. صنعتي كه ماده‌ي اوليه‌ي آن، مشتقات نفت و گاز است؛ يعني با انجام واكنش‌هاي فيزيكي و شيميايي در ئيدروكربورهاي مايع و گاز مي‌توان به فرآورده‌هاي پتروشيمي دست پيدا كرد؛ فرآورده‌هايي كه داراي ارزش افزوده‌ي بسياري هستند.
3. صنايع گاز
شامل تمام فرايندهايي است كه روي گاز انجام مي‌شود تا اين ماده قابل مصرف شود.
4. صنايع پليمر
مهندس پليمر، وظيفه‌ي ساخت فرآورده‌هاي پليمري مصنوعي از جمله رنگ‌هاي شيميايي، پوشش كابل‌ها، لاستيك‌ها و پلاستيك‌ها را از مواد نفتي بر عهده دارد.
5. شيميايي سلولزي
هنوز فرهنگ، تمدن و دانش بشري نيازمند يك وسيله‌ي ابتدايي انتقال دانش، يعني كاغذ است. يك مهندس شيمي گرايش شيميايي سلولزي، در زمينه‌ي تبديل چوب به كاغذ تخصص دارد و درس‌هاي تخصصي آن، بيش‌تر در مورد خميرگيري يا تبديل چوب به كاغذ است. (كنترل: صادقين)
مهندسان شيمي چه‌كار مي‌كنند؟
فارغ‌التحصيلان رشته‌ي مهندسي شيمي در سراسر دنيا در سطوح بالا استخدام مي‌شوند. آن‌ها در بخش‌هاي مختلف (توليد مواد گوناگون، توليد مواد غذايي، داروسازي، پزشكي و ...) مشغول به كار مي‌شوند. در يك زندگي استاندارد، ابتكار و اختراع، طراحي، ساخت و كنترل صنعتي در يك كارخانه و توليد محصولات شيميايي و پليمري (مثل پلاستيك) يا فرآورده‌هاي شيميايي در مقياس‌هاي كوچك، گستره‌ي وسيعي از فعاليت‌هاي يك مهندس شيمي است.
محصولات مختلف در اثر تغييرات شيميايي و فيزيكي در مواد طبيعي خالص يا مصنوعي به وجود مي‌آيند. يك مهندس شيمي بايد عمل و عكس‌العمل موجود در اين مواد، تركيبات و جداسازي مواد تركيبي را بداند و شناخت كاملي از مولكول‌ها و ترازهاي مولكولي و خصوصيات عناصر مختلف داشته باشد.
مهندسان شيمي در پيشروي به سمت آينده‌ي علمي و پيشرفت تكنولوژي و از عهده برآمدن بعضي مشكلات ضروري دنيا و صعود و پيشروي به سمت يافتن موضوعات تازه و راه‌ حل‌هاي مناسب كه از لحاظ اقتصادي ماندگارتر و براي محيط زيست سودمند و امن باشند، موفق هستند. اگر دانش‌آموزي از لحاظ درسي، درخشان و در ارتباط برقرار كردن با ديگران، موفق و داراي توانايي و انگيزه‌ي كار كردن به تنهايي يا در يك گروه و علاقه‌مند به درگير شدن با موضوعات علمي است، يك دانشجوي موفق در رشته‌ي مهندسي شيمي خواهد شد.
دانشجويان مهندسي شيمي يا شيمي (محض و كاربردي) در دانشگاه، درس‌هاي ديگر مثل زبان، مديريت، رياضي، فيزيك و ... را مطالعه مي‌كنند. علاوه بر اين، آزمايش‌هاي مرتبط باعث بالا رفتن تخصص‌هاي علمي دانشجويان مهندسي شيمي مي‌شوند. ما در دنيايي زندگي مي‌كنيم كه حركت سريعي به سمت آينده دارد (Fast-moving world). همراه با پيدايش تكنولوژي‌هاي جديد در اين دنيا، همواره جذب فارغ‌التحصيلان در رشته‌هاي مرتبط با تكنولوژي‌هاي جديد و علوم پايه بيش‌تر مورد توجه است، در نتيجه دانش‌آموختگان رشته‌ي مهندسي شيمي، همراه با استعدادها و توانايي‌هاي به‌دست‌آمده در تجربه‌هاي آزمايشگاهي، مي‌توانند با مؤسسه‌هاي تحقيقاتي كه باعث بالا رفتن اطلاعات علمي آن‌ها مي‌شود، همكاري كنند. علاوه بر اين در شركت‌هاي خصوصي و دولتي، مراكز صنعتي و توليدي، فرصت‌هاي شغلي مناسبي براي فارغ‌التحصيلان مهندسي شيمي وجود دارد. دوره‌ي تحصيل در اين رشته، 4 سال است و در مقاطع فوق ليسانس و دكترا امكان ادامه‌ي تحصيل وجود دارد.

 

 

مهندسي نفتاز سال 78 با همت دانشگاه صنعت نفت، اين رشته كه ركن اصلي يكي از بخش‌هاي عمده‌ي صنعت نفت، يعني اكتشاف و استخراج نفت و گاز است، از مهندسي شيمي جدا شد و در چهار گرايش اكتشاف، مخازن، حفاري و بهره‌برداري از منابع نفت ارائه شد. رشته‌اي كه اساس درس‌هاي آن، مبتني بر مكانيك سيالات، ديناميك گازها، ترموديناميك سيالات، انتقال جرم و اقتصاد مهندسي است و هدف آن، تربيت مهندسان كارآمدي است كه بتوانند روش‌هاي بهينه‌ي بهره‌برداري از منابع نفت و گاز را طراحي و اجرا كنند. امروزه به طور متوسط از هر هشت حفاري، يك حفاري به نفت مي‌رسد كه اين آمار در مناطقي كه به هيچ وجه سابقه‌ي حفاري وجود نداشته است، بدتر است. به همين دليل دانشمندان در جست‌وجوي روش‌هاي جديدي براي پيدا كردن نفت در اعماق زمين هستند تا بتوانند با حفاري كم‌تر، هرچه زودتر به نفت دست يابند؛ كاري كه در حيطه‌ي عمل مهندسان اكتشاف نفت است.
اولين مرحله براي بهره‌برداري يا برداشت نفت، كشف حوزه‌هاي نفتي است كه اين كار توسط لرزه‌نگاري انجام مي‌شود. مهندسان اكتشاف، امواج صوتي را به اعماق زمين فرستاده و سپس امواج برگشتي را اندازه‌گيري و پردازش مي‌كنند تا به وجود يا عدم وجود نفت در درون زمين پي ببرند. به عبارت ديگر، اين گرايش، ارتباط نزديكي با زمين‌شناسي دارد.
مهندسي حفاري
براي رسيدن به يك حوزه‌ي نفتي بايد حفاري كرد؛ كاري كه به تخصص، وقت و هزينه‌ي بسياري نياز دارد.
يك مهندس حفاري، روش‌هايي ارائه مي‌دهد كه هزينه‌ي حفاري را پايين مي‌آورد و راندمان كار را بالا مي‌برد. هم‌چنين با توجه به شرايط و خصوصيات زمين‌شناسي و اقليمي منطقه، نحوه‌ي حفاري را كه مي‌تواند افقي، عمودي يا جهت‌دار باشد، تعيين مي‌كند.
يكي از وظايف مهندس حفاري، بررسي خاك زمين حفاري است تا با توجه به نوع خاك، مته‌ي مورد نياز براي استخراج و حفاري به كار برده شود. هم‌چنين متخصص اين گرايش، تعيين مي‌كند كه از چه نوع موادي بايد در گل حفاري استفاده شود تا آن مواد موجب ريزش ديواره‌هاي چاه نشوند.
مهندسي مخازن نفت و گاز
به صخره‌ي رسوبي حاوي مواد نفتي كه زير لايه‌ي غير نفوذي تشكيل شده و داراي شكل ويژه‌اي از ساختمان زمين است، مخزن نفت گفته مي‌شود. دانش مهندسي مخازن به اين موضوع مي‌پردازد كه ما در يك حوزه‌ي نفتي در اعماق زمين، مثلاً در عمق 2 يا 3 هزار متري چه مقدار نفت و گاز داريم و چه مقدار از آن، قابل دسترسي است و با چه سرعتي مي‌توان از مخزن مورد نظر برداشت كرد.
مهندسي نفت، گرايش مخازن، نوع مخزن نفت يا گاز و هم‌چنين فشار، دما و عمق از سطح زمين را مشخص مي‌كند، زيرا موارد ذكرشده، در نحوه‌ي برداشت و استخراج نفت از مخازن تأثير دارند.
مهندسي بهره‌برداري از منابع نفت
مهندس بهره‌برداري از منابع نفت، مهندسي است كه راه‌ها و روش‌هاي بهره‌برداري بهينه از مخازن نفت را ارائه مي‌دهد؛ يعني با توجه به نوع مخزن نفت، تعيين مي‌كند كه به کمک كدام‌يك از روش‌هاي موجود (تزريق گاز، تزريق آب، تزريق مواد پليمري يا ازدياد حرارت)، مي‌توان نفت را راحت‌تر و مقرون‌ به ‌صرفه‌تر بهره‌برداري كرد. امروزه اكثر مخازن نفت كشور ما دچار افت فشار شده‌اند، به همين دليل نفت به صورت طبيعي به سطح زمين نمي‌رسد؛ در نتيجه حضور مهندسان بهره‌برداري از منابع نفت (افرادي كه با استفاده از روش‌هاي علمي بهتر و اصولي‌تر، از مخازن نفتي بهره‌برداري مي‌كنند)، يك ضرورت اجتناب‌ناپذير است.

 

 

مهندسي پليمررشته‌ي مهندسي پليمر نسبت به رشته‌هاي مهندسي ديگر، تقريباً جوان است و شكوفايي آن از زمان جنگ جهاني دوم آغاز شده است؛ اما به دليل كاربرد روزافزون پليمر در صنايع مختلف، اين رشته به سرعت رشد كرده و امروزه از رشته‌هاي مهم كشورهاي صنعتي پيشرفته است.
پليمرها به دو دسته‌ي طبيعي و مصنوعي تقسيم مي‌شوند. پليمرهاي طبيعي، موادي مانند تركيب‌هاي سلولزي، چوب، كاغذ و پشم هستند كه انسان از سال‌ها پيش آن‌ها را مي‌شناخته و هنوز هم اين دسته از پليمرها در دنيا بسيار مهم و باارزش هستند؛ اما پليمرهاي مصنوعي در دوران جنگ جهاني دوم مورد توجه قرار گرفتند، زيرا در اين زمان، دانشمندان به اين نتيجه رسيدند كه از مواد نفتي مي‌توان مواد پليمري مصنوعي ساخت و اين مواد كاربردهاي مختلفي خواهند داشت.
بنابراين مهندسي پليمر با ساخت پليمرهاي مصنوعي توسط محققان شكوفا شد و اكنون تنها با گذشت چند دهه از آن دوران، اين رشته به حدي رشد كرده است كه پيشرفت تكنولوژي، ارتباط تنگاتنگي با طراحي و ساخت مواد پليمري دارد.
با توجه به اين‌كه كشور ما نيز از جمله كشورهايي است كه در زمينه‌ي كشاورزي و منابع نفتي (صنايع شيميايي) از استعداد بالقوه‌ي خوبي برخوردار است و مواد پليمري نيز در دو زمينه‌ي ذكرشده، نقش كليدي دارند، از 20 سال پيش مهندسي پليمر در ايران مورد توجه قرار گرفت. البته در آغاز، اين رشته به عنوان يكي از گرايش‌هاي رشته‌ي مهندسي شيمي مطرح بود اما در سال 1362، رشته‌ي مهندسي پليمر با دو گرايش صنايع پليمر و تكنولوژي و علوم رنگ به طور مستقل اقدام به پذيرش دانشجو كرد.
گرايش صنايع پليمر
پليمرها كاربرد وسيعي در صنايع دارند و به همين دليل، رشته‌ي صنايع پليمر كه به توليد مواد پليمري از قبيل پلاستيك، لاستيك، الياف مصنوعي، رزين و مواد صنعتي ديگر مي‌پردازد، اهميت فوق‌العاده‌اي دارد. هدف رشته‌ي مهندسي صنايع پليمر، توليد همه‌ي محصولات پليمري از قبيل لاستيك، پلاستيك، الاستومر، رزين و ساير مواد مورد نياز صنعت است.
البته پليمرها كاربرد پزشكي نيز دارند، مثلاً اگر كشكك زانوي يك نفر آسيب ببيند و ترميم آن امكان‌پذير نباشد، شبيه به همان كشكك زانو را با مواد پليمري درست مي‌كنند و روي زانو قرار مي‌دهند يا دندان مصنوعي و لنزهاي چشمي، همه از مواد پليمري ساخته مي‌شوند كه به اين مواد پليمري، «پليمرهاي زيستي» مي‌گويند.
رشته‌ي مهندسي صنايع پليمر، شناخت، طراحي، فرمولاسيون، آناليز و بررسي خواص فيزيكي و مكانيكي سه ماده‌ي عمده است كه عبارت‌اند از: لاستيك، پلاستيك و كامپوزيت؛ يعني در اين رشته هرچه به اين مواد مربوط است، بررسي مي‌شود.

 

 

مهندسي صنايعآيا اين بهترين روش است؟
اين سؤالي است كه فكر يك مهندس صنايع را دائماً به خود مشغول مي‌كند تا به اين وسيله بهترين راه را براي توليد محصول و حل مسائل و مشكلات يك واحد صنعتي يا خدماتي پيدا كند. البته همه‌ي مهندسان سعي مي‌كنند بهترين روش را براي ساختن چيزي پيدا كنند ولي مسئله اين‌جاست كه آن‌ها فقط در زمينه‌ي رشته‌ي خود داراي دانش‌ فني هستند.
مهندس صنايع كسي است كه براي مثال مطلبي را از مهندس شيمي مي‌گيرد و در مورد مشكل مهندسي مكانيك، از آن استفاده مي‌كند و بهترين روش را به دست مي‌آورد. از سوي ديگر، يك مهندس صنايع مي‌تواند شكاف عميق بين مديران اجرايي و مهندسان طرح و توسعه را پر كند؛ زيرا يك مهندس مي‌تواند حرف‌هاي تخصصي‌اش را به يك مهندس صنايع تفهيم كند، در صورتي كه ممكن است نتواند به رئيس غير مهندس خود نشان دهد كه در حال انجام چه كاري است.
در كل مي‌توان گفت كه مهندسي صنايع، رشته‌اي است كه با طراحي، بهبود و پياده‌سازي سيستم‌هاي يك‌پارچه از افراد، مواد، اطلاعات، تجهيزات و انرژي مرتبط است و در اين راه از علوم رياضي، طبيعي، اجتماعي و نيز قوانين و روش‌هاي تجزيه و تحليل مهندسي و دانش تخصصي خود بهره مي‌گيرد.
يكي از ويژگي‌هاي رشته‌ي مهندسي صنايع اين است كه نمي‌توان اين رشته را در يك جمله خلاصه كرد و آن را مانند يك كپسول كوچك ارائه داد. اين رشته‌ي تحصيلي، بسيار وسيع است و از مديريت گرفته تا زمان‌سنجي، از كنترل كيفيت تا تجزيه و تحليل و طراحي، همه را شامل مي‌شود و به همين دليل وقتي شما مي‌گوييد: «من يك مهندس صنايع هستم» مردم نمي‌توانند تخصص شما را در يك محدوده‌ي كوچك و تنگ محصور كنند.
اين رشته در دوره‌ي كارشناسي داراي چهار گرايش توليد صنعتي، تحليل سيستم‌ها، تكنولوژي‌ صنعتي و ايمني صنعتي است.
البته اين چهار گرايش، در سطح كارشناسي تفاوت چنداني با يكديگر ندارند، زيرا دانشجويان هر يك از گرايش‌هاي نام‌برده از ميان واحدهايي كه در دوره‌ي كارشناسي مي‌گذرانند، تنها در 10 تا 15 واحد با يكديگر متفاوت‌اند كه دانشجويان، همين واحدهاي متفاوت را نيز مي‌توانند در 8 واحد اختياري خود انتخاب كرده و بگذرانند. (گرايش ايمني، با 25 واحد اختصاصي متفاوت، بيش‌ترين تفاوت را با گرايش‌هاي ديگر دارد.)
هدف از گرايش توليد صنعتي، تربيت مديران توليد واحدهاي صنعتي است. گرايش تحليل سيستم‌ها نيز تا حدودي جنبه‌ي نرم‌افزاري دارد و بيش‌تر به ارائه‌ي راهكاري سيستماتيك مي‌پردازد.
گرايش تكنولوژي صنعتي نيز نسبت به دو گرايش ديگر فني‌تر بوده و به مهندسي مكانيك نزديك‌تر است. اين گرايش به تربيت تكنولوژيست‌هاي كارخانه مي‌پردازد؛ گرايش ايمني صنعتي نيز به مسائل مشكل‌ساز در صنعت از لحاظ ايمني مي‌پردازد. براي مثال مي‌توان به كوره‌ها يا آلودگي هوا اشاره كرد.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
رشته‌ي مهندسي صنايع، حيطه‌ي كاري بسيار گسترده‌اي دارد. دانشجوي آن بايد توانايي‌هاي مديريتي و قدرت تحليل و درك بالايي داشته باشد و بايد در دو درس رياضي و فيزيك قوي باشد. به خصوص در درس رياضيات جديد كه آمار و احتمالات اين درس تا حدي به مهندسي صنايع مربوط مي‌شود.

 

 

مهندسي موادمتالورژي به عنوان يك علم، دانش نسبتاً جواني است كه تنها صد سال از عمر آن مي‌گذرد و با كشف روش‌هاي جديد استخراج و تصفيه‌ي فلزات، شناسايي مشخصات ساختاري و فيزيكي مواد، فنون جديد شكل دادن و توليد فلزات متولد شده است.
متالورژي علمي است كه به دو بخش كلي متالورژي استخراجي و صنعتي تقسيم مي‌شود كه البته هر دو بخش مذكور در دانشگاه‌هاي كشور ما نيز به عنوان دو گرايش از رشته‌ي مهندسي مواد تدريس مي‌شود. در رشته‌ي مواد، محصولات را به سه گروه عمده‌ي فلزات، پلاستيك‌ها و سراميك‌ها تقسيم‌بندي كرده و فلزات را به عنوان بزرگ‌ترين گروه مواد صنعتي معرفي مي‌كنند.
استخراج، دربرگيرنده‌ي هر كاري است كه روي فلزات و سنگ‌هاي معدن آن‌ها انجام مي‌شود؛ يعني متالورژي استخراجي با تهيه‌ي فلزات از سنگ معدن، اولين قدم‌ها را برمي‌دارد و سپس متالورژي صنعتي، محصول فلزي قابل مصرف را توليد مي‌كند.
متالورژي استخراجي، حدفاصل بين مهندسي معدن و شاخه‌ي صنعتي متالورژي است، زيرا تمامي موادي كه ما از آن‌ها استفاده مي‌كنيم به صورت توده‌هاي سنگي كه داراي ناخالصي‌هاي زيادي هستند (عيارشان پايين‌ است)، در معادن قرار دارند و بايد بعد از كشف و استخراج، به کمک تكنولوژي متالورژي استخراجي، مراحلي را طي كنند تا قابل مصرف شوند.
لازم است كه يك مهندس متالورژي با انجام يك‌سري فرايندها مانند خرد كردن سنگ معدن با دستگاه‌هايي موسوم به سنگ‌شكن، تغليظ سنگ معدن با استفاده از روش‌هاي مغناطيسي و شناورسازي و عمليات ذوب و پالايش، عيار سنگ را بالا برده و سنگ را به صورت شمش، كه تقريباً خالص است، تحويل صنعت دهد و سپس به کمک دانش نظري و علمي متالورژي صنعتي، محصول فلزي قابل مصرفي به طور مستقيم يا غير مستقيم توليد شود.
به عنوان مثال، آن‌چه در كارخانه‌ي ذوب آهن اصفهان تا مرحله‌ي تهيه‌ي شمش آهن خام (چدن) انجام مي‌شود، عمدتاً مربوط به متالورژي استخراجي است و آن‌چه پس از اين، انجام شده و محصول فلزي قابل مصرف مستقيم يا غير مستقيم توليد مي‌شود، در حيطه‌ي دانش نظري و علمي متالورژي صنعتي قرار دارد؛ مانند تهيه‌ي نورد كه براي ساخت ميله، ورق، تيرآهن و پروفيل‌هاي مختلف آهني و غير آهني مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
بسياري از مردم تصور مي‌كنند كه يك مهندس متالورژي فقط در كنار كوره كار مي‌كند و به همين دليل براي موفقيت در اين رشته، اصل را بر قدرت بدني و توان جسماني بالا مي‌گذارند؛ اما اين يك تصور اشتباه است؛ زيرا با اين‌که يك مهندس متالورژي نبايد به فكر پشت ميزنشيني بوده و بايد آمادگي كار در شرايط سخت را داشته باشد، بدون شك مهندس اين رشته بيش از توان جسماني خوب، نياز به ذهني خلاق و كنجكاو دارد و هم‌چنين بايد به اين رشته علاقه‌مند باشد تا بتواند به پيشبرد علم متالورژي كمك کند يا حداقل در بازار كار، مهندسي موفق شود.
هم‌چنين دانشجويان اين رشته بايد در فيزيك، شيمي و رياضي قوي باشند؛ زيرا براي مثال فولاد خود به‌تنهايي بيش‌ از 2000 نوع مختلف دارد و انتخاب نوع فولاد نيز براي ساخت يك قطعه، بسيار مهم است. پس مهندس متالورژي بايد با خواص فيزيكي و شيميايي هر يك از انواع فولاد آشنايي داشته باشد تا بتواند فولاد مناسب را براي ساخت قطعه‌ي مورد نظر خويش انتخاب كند.

 

مهندسي هوافضامهندسي هوافضا مجموعه‌اي از علوم و توانايي‌هاي علمي و عملي در زمينه‌ي تحليل، طراحي و ساخت وسايل پرنده مانند هواپيماها، چرخ‌بال‌ها، موشك‌ها و ماهواره‌هاست. اين رشته بر چهار پايه‌ي آئروديناميك، جلوبرندگي، مكانيك پرواز و سازه‌هاي فضايي استوار است.
1. آئروديناميك
به مطالعه و بررسي جريان هوا، محاسبه‌ي نيروها و دستاوردهاي ناشي از آن‌ها روي جسم پرنده مي‌پردازد. مهندس هوافضا با فراگيري اين علم، به تحليل جريان‌هاي پيچيده در اطراف اجسام پرنده مي‌پردازد و با به دست آوردن نيروهاي آئروديناميكي، امكان بررسي پايداري و طراحي سازه‌ها را فراهم مي‌كند.
2. پيش‌رانش يا جلوبرندگي
به مطالعه و بررسي سيستم‌هاي جلوبرنده اعم از موتورهاي پيستوني، توربيني، راكت‌ها و نحوه‌ي توليد نيروي رانش در آن‌ها مي‌پردازد.
3. سازه‌هاي هوافضايي
به مطالعه و بررسي سازه‌هاي هواپيما و ديگر وسايل پرنده مي‌پردازد. هدف آن، طراحي سازه‌هايي است كه علاوه بر استحكام كافي، در برابر بارهاي آئروديناميكي و ساير بارهاي استاتيكي وارد بر وسايل پرنده، حداقل وزن ممكن را نيز داشته باشند.
4. مكانيك پرواز
به مطالعه و بررسي رفتار و حركت‌هاي جسم پرنده با استفاده از اطلاعات آئروديناميكي، هندسي و وزني مي‌پردازد. در واقع علم مكانيك پرواز از «عملكرد» تشكيل مي‌شود و «عملكرد» به بررسي بُرد، مسافت نشست و برخاست، مداومت پروازي در سرعت‌هاي مختلف و پايداري و كنترل وسايل پرنده مي‌پردازد.
مهندسي هوافضا، علمي استراتژيك است كه در آن، از همه‌ي علوم از جمله متالورژي، كامپيوتر و الكترونيك استفاده مي‌شود و هدف آن، تربيت كارشناساني است كه كادر مورد نياز محاسبات، طراحي، تحقيقات و ساخت صنايع مختلف هواپيمايي، چرخ‌بال‌سازي و موشكي را تأمين كنند؛ به همين دليل دانشجويان اين رشته موظف‌اند در مدت تحصيل، 3 واحد پروژه بگيرند و در تابستان نيز در دفترهاي مهندسي صنايع مربوطه كارآموزي كنند.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
متأسفانه بسياري از داوطلبان آزمون سراسري كه رشته‌ي مهندسي هوافضا را انتخاب مي‌كنند، اطلاعات درستي نسبت به اين رشته ندارند و آن را با خلباني يا نجوم اشتباه مي‌گيرند؛ در حالي كه هدف اين رشته آماده كردن دانشجويان براي كار در كارخانه است و در مورد چگونگي به پرواز درآوردن هواپيما آموزش نمي‌بينند. دانشجويان بايد در كارهاي‌شان نظم و برنامه‌ريزي داشته باشند، چون برنامه‌هايي كه در طول يك ترم ارائه مي‌شود، زياد است و نياز به مطالعه و برنامه‌ريزي دقيق دارد.

گروه ریاضی

 

مهندسي معدنرشته‌ي مهندسي معدن داراي دو گرايش اكتشاف و استخراج معدن است. دانشجويان اكتشاف معدن درباره‌ي مكانيك سنگ، زمين‌شناسي ساختماني، ژئوفيزيك (اكتشافات زمين از طريق فيزيك) و زمين‌شناسي معدني مطالعه مي‌كنند و دانشجويان گرايش استخراج در زمينه‌ي فعاليت‌هاي مختلف معدني از قبيل حفاري، آتش‌باري، نگهداري، ترابري و اصول طراحي معدن و فرآورده‌هاي مواد معدني آموزش مي‌بينند. در واقع گرايش اكتشاف، با رشته‌ي زمين‌شناسي و گرايش استخراج، با رشته‌هاي عمران، متالورژي و شيمي معدني در ارتباط نزديك است.
مهندسي معدن تنها محدود به اكتشاف و استخراج معدن نيست، بلكه قلمرو فعاليت اين رشته، بسيار وسيع‌تر از كار در معدن است. براي مثال يك مهندس معدن مي‌تواند به اكتشاف ساختاري بپردازد؛ يعني براي اطلاع از وضعيت زمين يك‌سري تحقيقات و عمليات زمين‌شناسي انجام دهد و اين كار براي ساختن يك ساختمان بزرگ، شهرك، كارخانه يا ايجاد راه‌ها و بزرگراه‌ها ضروري است؛ زيرا بايد در آغاز از ويژگي‌هاي فيزيكي و مكانيكي زمين مورد نظر اطلاع داشت و سپس بر اساس آن، ساختمان را طوري ساخت كه نشست نامتقارن نکند و پي طبيعي آن بتواند سنگيني باري را كه بر آن وارد مي‌شود تحمل كند.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
دانشجوي اين رشته بايد به زمين، مباحث زمين‌شناسي و بررسي‌هاي داخل زمين علاقه‌مند باشد. با وجود اهميت درس زمين‌شناسي در اين رشته، مهندسي معدن جزو رشته‌هاي گروه آزمايشي علوم رياضي است؛ زيرا در كار معدن، با حجم وسيعي از اطلاعات روبه‌رو هستيم. مثلاً نقشه‌ي زميني به مساحت 1300 كيلومتر مربع را در اختيار ما قرار مي‌دهند تا در آن به دنبال معدن بگرديم. حال اگر براي يافتن معدن وجب به وجب اين زمين را بگرديم، كار بيهوده‌اي انجام داده‌ايم بلكه بايد قسمت‌هاي پُرپتانسيل زمين را انتخاب كرده و براي مثال از 1300 كيلومتر موجود، حدود 100 كيلومتر، يعني 5 يا 10 درصد از مساحت كل را انتخاب کنيم و در اين مساحت به دنبال معدن بگرديم که چنين كاري تنها با استفاده از رياضيات امكان‌پذير است.
از عوامل مهم در موفقيت يك عمليات انفجاري، خردشدگي مناسب است؛ زيرا اگر ابعاد قطعات خردشده‌ي حاصل از انفجار، به دقت پيش‌بيني شود، عمليات متعاقب استخراج به خوبي طراحي شده و هزينه‌هاي كلي معدن در يك سطح مينيمم نگه داشته مي‌شود كه اين كار به کمک مدل‌هاي رياضي امكان‌پذير است؛ يعني به کمک مدل‌هاي رياضي مي‌توان ابعاد قطعات خردشده را پيش‌بيني كرد و در كل به يك طرح انفجاري بهينه دست يافت.
بخشي از كار مهندسي معدن مانند نقشه‌برداري، در زيرِ زمين انجام مي‌شود. دانشجوي اين رشته بايد از نظر جسمي توانايي خوبي داشته باشد و قدرت كار در معدن را كه بيش‌تر در خارج از شهر و گاه در نقاط دورافتاده قرار دارد، داشته باشد. به همين دليل بيش‌تر دانشجويان دختر اين رشته، با مشكلات كاري روبه‌رو مي‌شوند، به غير از تعداد معدودي از آن‌ها كه در آزمايشگاه‌ها و مراكز طراحي معدن فعاليت مي‌كنند.

 

 

مهندسي كشاورزيرشته‌ي مهندسي كشاورزي در مقطع كارشناسي، داراي 10 گرايش مختلف است كه در اين ميان، داوطلبان گروه رياضي- فيزيك مي‌توانند سه گرايش مهندسي ماشين‌هاي كشاورزي، مهندسي اقتصاد كشاورزي و مهندسي آبياري و آباداني را انتخاب كنند و 7 گرايش ديگر، يعني باغباني، زراعت، خاك‌شناسي، گياه‌پزشكي، صنايع غذايي، دام‌پروري و ترويج و آموزش كشاورزي، مربوط به گروه علوم تجربي است. در اين مجموعه، هدف، معرفي سه گرايش مربوط به گروه رياضي- فيزيك است.
1. مهندسي ماشين‌هاي كشاورزي
مهندسي ماشين‌هاي كشاورزي، علم ارتباط‌دهنده‌ي سه عامل گياه، ماشين و خاك با عامل چهارم، يعني انسان به عنوان كارور (اپراتور) است. وظيفه‌ي اين گرايش، طراحي قطعات ماشين‌آلات كشاورزي و هم‌چنين استفاده‌ي بهينه از اين ماشين‌آلات است. به تعبيري مي‌توان اين گرايش را كاربرد مهندسي مكانيك در كشاورزي دانست. براي رسيدن به كشاورزي مطلوب، استفاده‌ي صحيح از آب و خاك و هم‌چنين ماشين‌آلات كشاورزي و مديريت صحيح، يك اصل بسيار اساسي است.
2. مهندسي اقتصاد كشاورزي
رشته‌ي اقتصاد كشاورزي، رشته‌اي با ماهيت دوگانه يا به تعبيري پلي بين اقتصاد و كشاورزي است. اين گرايش، تقريباً گرايش نويني است كه سعي مي‌كند كشاورزي را در مقياس خرد (كشاورزان و مديران واحدهاي كشاورزي) و كلان (مديران و برنامه‌ريزان و سياست‌مداران دولتي) بهينه كند.
3. مهندسي آبياري و آباداني
آبياري، علم آب و خاك است. نحوه‌ي رساندن آب تا مزرعه توسط كانال‌ها يا لوله‌هاي انتقال آب و شبكه‌هاي توزيع آب در زمين زراعي، تأمين نياز محصولات زراعي و باغي با روش‌هاي مختلف آبياري و خارج كردن آب‌هاي اضافي از پيرامون ريشه براي تنفس ريشه‌ي گياه توسط شبكه‌هاي زه‌كشي و احداث سدهاي انحرافي و خاكي براي آبياري كشاورزي، جزو مهم‌ترين زمينه‌هاي كاري يك مهندس آبياري است.

ماشين‌هاي كشاورزي
دانشجوي رشته‌ي ماشين‌هاي كشاورزي در مقطع كارشناسي، درباره‌ي كاربرد ماشين‌ها در مزرعه و مديريت و اجراي طرح‌هاي مكانيزاسيون آموزش مي‌بيند. از جمله‌ي اين ماشين‌ها مي‌توان به ماشين‌هاي تسطيح اراضي، ماشين‌هاي خاك‌ورزي، ماشين‌هاي كاشت، داشت، برداشت و ماشين‌هاي پس از برداشت اشاره كرد.
در مورد معرفي نحوه‌ي كار برخي از ماشين‌هاي يادشده و نقش مهندسان ماشين‌هاي كشاورزي در كاربرد ماشين‌هاي ذكرشده مي‌توان گفت: ماشين‌هاي تسطيح اراضي براي هموار كردن پستي و بلندي‌هاي زمين به كار مي‌روند تا زمين، شيب مورد نياز را براي كشت مورد نظر به دست آورد. در اين زمينه مهندس ماشين‌هاي كشاوزي به نقشه‌برداري و محاسبه‌ي مقدار خاكي كه بايد برداشته شود يا در جاهاي گود ريخته شود، مي‌پردازد.
كار ماشين‌هاي خاك‌ورزي نيز آماده كردن زمين براي كشت و كار است. در اين زمينه يك مهندس ماشين‌هاي كشاورزي، مقدار شخمي كه زمين بايد بخورد و هم‌چنين جهت شخم را با توجه به نوع كشت و نوع آبياري زمين مورد نظر، تعيين مي‌كند. در مورد ماشين‌هاي كاشت نيز مي‌توان به بذركارها اشاره كرد كه براي زيرِ خاك كردن انواع بذر به كار مي‌روند. ماشين‌هاي داشت نيز شامل ماشين‌هاي پخش كود، سم‌پاش‌ها، ماشين‌هاي آبياري و هر ماشين ديگري مي‌شود كه در مزرعه، از مرحله‌ي سبز شدن گياه تا برداشت، مورد استفاده قرار مي‌گيرند. ماشين‌هاي برداشت نيز شامل دروگرها و كمباين‌ها مي‌شوند كه با توجه به نوع كشت، مورد استفاده قرار مي‌گيرند.
در كل، محاسبه‌ي ماشين‌هاي مورد نياز براي يك مزرعه و نگهداري و رسيدگي به تعميرات و برنامه‌ريزي براي زمان و نحوه‌ي كار ماشين‌هاي مورد نظر، به وسيله‌ي فارغ‌التحصيلان اين رشته انجام مي‌شود. البته در مقطع كارشناسي ارشد و دكترا، دانشجويان اين رشته به طراحي ماشين‌هاي كشاورزي مي‌پردازند.
مهندسي ماشين‌هاي كشاورزي، كاربرد مهندسي مكانيك در كشاورزي است و هدف آن، تربيت كارشناساني است كه بتوانند در زمينه‌هاي كاربرد، نگهداري، تعمير و ترويج ماشين‌هاي كشاورزي، برنامه‌ريزي منطقه‌اي مكانيزاسيون كشاورزي و به عنوان مجري و ارزياب پروژه‌هاي عملياتي فعاليت كنند.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
بسياري از داوطلبان آزمون سراسري تصور مي‌كنند كه مهندسي ماشين‌هاي كشاورزي همان مهندسي مكانيك است، در حالي كه اين رشته در مقطع كارشناسي، حد فاصل مهندسي كشاورزي و مهندسي مكانيك است و دانشجويان اين رشته بايد از هر دو علم، اطلاعات كافي به دست آورند. اگر دانشجوي ماشين‌هاي كشاورزي شرايط محصولات زراعي و باغي را نداند، طراحي او در عمل موفق نخواهد بود. به عنوان مثال اگر بخواهد يك ماشين دروگر گندم را طراحي كند، بايد بداند كه گندم در زمان برداشت چه خصوصياتي دارد؟ تراكم كاشت آن، چگونه است و چه انتظارهايي از ماشين دروگر مي‌رود و بعد از برداشت چه عملياتي بايد روي گندم انجام شود؟ جنس خاك چيست؟ شيب زمين چند درصد است؟ مزرعه وسيع است يا قطعه‌ي كوچكي است؟ و سؤال‌هايي از اين دست كه پاسخ به همه‌ي آن‌ها نياز به يك ديد كلي از كشاورزي دارد و دانشجو اين ديد كلي را با خواندن درس‌هاي پايه و اصلي كشاورزي به دست مي‌آورد.
يك مهندس ماشين‌هاي كشاورزي علاوه بر طراحي ماشين بايد كاربرد ماشين را نيز بياموزد. به همين دليل دانشجويان در مقطع كارشناسي بيش‌تر با كاربرد ماشين‌هاي كشاورزي آشنا مي‌شوند و در مقطع كارشناسي ارشد و دكترا به طراحي ماشين‌هاي كشاورزي مي‌پردازند. هم‌چنين دانشجوي اين رشته بايد در دو درس رياضي و فيزيك، قوي و توانمند باشد؛ زيرا درس‌هاي اين رشته ارتباط زيادي با رياضي و فيزيك دارند. دانشجوي ماشين‌هاي كشاورزي بايد از مقاومت قطعات ماشين‌هاي كشاورزي اطلاع داشته باشد؛ درنتيجه درس‌هايي از قبيل مقاومت مصالح و استاتيك نيز از جمله درس‌هاي پايه‌ي اين رشته است.
فرصت‌هاي شغلي
آيا حضور مهندسان ماشين‌هاي كشاورزي در كارخانه‌هاي ساخت ماشين‌هاي كشاورزي، امري ضروري است؟
شايد به نظر شما پاسخ اين سؤال، واضح و روشن است و اصلاً نيازي به طرح چنين سؤالي نيست اما حقيقت اين است كه عده‌اي معتقدند، يك مهندس مكانيك نيز مي‌تواند مسئوليت مهندس ماشين‌هاي كشاورزي را بر عهده بگيرد و ماشين‌هاي كشاورزي را طراحي كند؛ در حالي كه اگر يك مهندس طراحي از خواص مكانيكي محصولات كشاورزي اطلاع نداشته باشد، نتيجه‌ي كار، كيفيت خوبي نخواهد داشت. براي مثال اگر قرار است در يك كارخانه‌ي تراكتورسازي، تراكتوري براي درو كردن خوشه‌هاي گندم طراحي شود، بايد تيغه‌ي كمباين براي بريدن اين محصول حساب‌شده باشد و زاويه‌ي برش نيز مشخص شود كه تمامي اين‌ها نياز به تخصص مهندس ماشين‌هاي كشاورزي دارد. خوشبختانه در حال حاضر مديران كارخانه‌هاي ساخت ماشين‌هاي كشاورزي نيز به همين نتيجه رسيده‌اند و فارغ‌التحصيلان اين رشته به طور نسبي از فرصت‌هاي شغلي خوبي برخوردارند.
اقتصاد كشاورزي
مهندسي اقتصاد كشاورزي، قوانين كلان اقتصاد را در بخش كشاورزي پياده مي‌كند تا بتوان از امكانات و منابع موجود، بهترين استفاده را كرد و بيش‌ترين سود را به دست آورد. به عبارت ديگر در اين علم مسائل اقتصادي در بخش كشاورزي اعمال مي‌شود تا با استفاده از منابع موجود، اعم از زمين، آب، كود، بذر، نيروي انساني و سرمايه، حداكثر محصول و حداكثر سود به دست آيد.
در مورد تفاوت رشته‌ي «اقتصاد، گرايش اقتصاد كشاورزي» با رشته‌ي «مهندسي كشاورزي، گرايش اقتصاد كشاورزي» مي‌توان گفت كه درس‌هاي اختصاصي هر دو رشته، يكي است اما دانشجويان رشته‌ي «اقتصاد، گرايش اقتصاد كشاورزي»، پايه‌ي رشته‌ي تحصيلي‌شان بر علم اقتصاد استوار است و دانشجويان رشته‌ي «مهندسي اقتصاد كشاورزي» پايه‌ي درس‌هاي‌شان بر دانش كشاورزي استوار است و بدون شك يك دانشجوي اقتصاد كشاورزي بدون آشنايي با دانش كشاورزي و عوامل طبيعي از قبيل آب، خاك و هوا نمي‌تواند در اين رشته كارايي لازم را داشته باشد.
درباره‌ي ارائه‌ي اقتصاد كشاورزي به عنوان يك رشته‌ي مجزا، حد فاصل رشته‌ي كشاورزي و اقتصاد، گفته مي‌شود که بازار محصولات كشاورزي به دليل اين‌كه در بسياري از موارد پيوستگي توليد را ندارد و متغيرهايي مثل آب و هوا و خاك بر آن اثر مي‌گذارد، به مطالعه‌ي تخصصي ويژه‌اي نيازمند است؛ يعني كارشناس و متخصص اين بخش بايد علاوه بر آشنايي با مسائل كشاورزي از قبيل اصول زراعت و بازارهاي محصولات كشاورزي، با اصول و مباني علم اقتصاد مثل اقتصاد خرد و كلان نيز آشنا باشد. مهندسي اقتصاد كشاورزي، رشته‌اي است كه تلاش مي‌كند از يك سو فعاليت كشاورزان و مديران واحدهاي كشاورزي را بهينه كند و از سوي ديگر در بهبود برنامه‌ريزي سياست‌مداران و مديران دولتي در بخش كشاورزي نقش داشته باشد.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
رشته‌ي مهندسي اقتصاد كشاورزي نيز مثل دو رشته‌ي مهندسي آبياري و مهندسي ماشين‌هاي كشاورزي تنها از بين داوطلبان گروه آزمايشي علوم رياضي و فني دانشجو مي‌پذيرد؛ زيرا دانشجوي اين رشته بايد بتواند به خوبي محاسبه كرده و اطلاعات به‌دست‌آمده را تجزيه و تحليل كند؛ يعني بعد از اين‌كه اطلاعات فني مورد نياز خود را از متخصصان كشاورزي در بخش‌هاي مختلف (اعم از آبياري، زراعت، خاك‌شناسي، علوم دامي) و ساير متخصصان دريافت كرد، يك‌ برنامه‌ي عملي مناسب در زمينه‌ي مقدار نيروي كار دائمي يا فصلي، نوع ماشين‌آلات مصرفي و الگوي بهينه‌ي تقاضا و مصرف بخش‌هاي مختلف كشاورزي تعيين كند؛ البته چنين كاري نياز به رياضي و آمار و آشنايي با اصول كشاورزي دارد. در ضمن دانشجويي كه به كشاورزي علاقه دارد و از كار و فعاليت در مزرعه‌ها و دامداري‌ها لذت مي‌برد، مي‌تواند در اين رشته پيشرفت كند؛ زيرا يك فارغ‌التحصيل مهندسي اقتصاد كشاورزي نمي‌تواند از محيط‌هاي روستايي و قطب‌هاي توليد كشاورزي فاصله بگيرد و در پشت ميز، محاسبه‌هاي اقتصادي انجام دهد.
گفتني است در حالي كه رشته‌ي مهندسي اقتصاد كشاورزي تنها از بين داوطلبان گروه آزمايشي علوم رياضي و فني دانشجو مي‌پذيرد، رشته‌ي «اقتصاد، گرايش اقتصاد كشاورزي» تنها از بين دانشجويان علوم تجربي و علوم انساني داوطلبان خود را انتخاب مي‌كند و داوطلبان گروه آزمايشي علوم رياضي و فني نمي‌توانند اين گرايش را انتخاب كنند!
فرصت‌هاي شغلي
هر ساله از طريق رسانه‌هاي گروهي مطلع مي‌شويم كه در بعضي از نقاط كشور، در دي‌ماه يا فروردين‌ماه سيل مي‌آيد و در تيرماه و مردادماه در همان منطقه، خشك‌سالي مي‌شود؛ حوادثي كه آثار و تبعات آن‌ها، به صورت ناهنجاري‌هاي اجتماعي جلوه‌گر مي‌شود. حال در مقابل اين مشكل چه بايد كرد؟ بايد گفت كه اين بر عهده‌ي برنامه‌ريزان اقتصاد كشاورزي است كه الگوهاي متداول اقتصادي را با شرايط عيني كشور و با استفاده از تجربه‌هاي ديگران و پيش‌شرط‌هاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي تعيين و طراحي كرده و سازوكاري متناسب با شرايط موجود كشور ارائه دهند تا بتوان از بروز اين حوادث و پيامدهاي منفي آن‌ها تا حدودي جلوگيري كرد.
فارغ‌التحصيلان مهندسي كشاورزي و از جمله مهندسان اقتصاد كشاورزي، در صورت توانمندي مي‌توانند در شركت‌هاي خصوصي، طرح‌هاي اقتصادي و كشاورزي ارائه دهند يا در جهاد كشاورزي براي واحدهاي كشاورزي مثل مزرعه‌ها، مرغداري‌ها و كارخانه‌هاي صنايع غذايي به برنامه‌ريزي كوتاه‌مدت، ميان‌مدت و بلند‌مدت بپردازند يا در مورد علت‌هاي موفقيت و عدم موفقيت واحدهاي مختلف كشاورزي و نحوه‌ي سرمايه‌گذاري در زمينه‌ي محصولات كشاورزي تحقيق كنند.
آبياري
دانشجويان رشته‌ي آبياري بخشي از درس‌هاي رشته‌ي مهندسي عمران- آب و بخشي از درس‌هاي رشته‌ي كشاورزي را مطالعه مي‌كنند؛ زيرا هدف اين رشته، استفاده از آب در كشاورزي است؛ بنابراين يك مهندس آبياري بايد با آب و ويژگي‌هاي آن، طريقه‌ي استحصال آب، طريقه‌ي انتقال آب به محل مصرف و طريقه‌ي مصرف آب آشنا باشد و براي تسلط به موارد ذكرشده، لازم است از دانش‌هاي ديگري از قبيل زمين‌شناسي، هواشناسي، خاك‌شناسي، گياه‌شناسي، طراحي و ساخت تأسيسات آبي و مكانيزم مصرف آب توسط خاك و گياه اطلاع داشته باشد. براي مثال بايد بداند كه يك باغ به چه‌قدر آب نياز دارد و گياه باغي چه فرقي با گياه علوفه‌اي دارد يا بداند در كشت سنتي، كشت مكانيزه و كشت آبياري تحت فشار چه‌قدر آب مصرف مي‌شود.
هم‌چنين بايد بداند كه يك سد بايد چه‌قدر ارتفاع، عرض، حجم و بيرون‌ريزي آب داشته باشد. دانشجويان آبياري، درس‌هايي در زمينه‌ي شناخت منابع آب زيرزميني و سطحي و نحوه‌ي بهره‌برداري بهينه از اين منابع و آبياري و زه‌كشي (شيوه‌هاي آبياري زمين‌هاي مختلف و نحوه‌ي دفع آب‌هاي مازاد و هدايت آن به سوي رودخانه) را مطالعه مي‌كنند.
در مورد تفاوت تخصص مهندسي كشاورزي- آبياري با مهندسي عمران- آب گفته مي‌شود: مهندس عمران- آب، سازه‌هاي آبي را طراحي مي‌كند اما مهندس آبياري، طراحي‌هاي هيدروليكي تأسيسات آبي را انجام مي‌دهد. براي مثال، مهندس آبياري، حجم، ارتفاع و عرض سد را تعيين مي‌كند و مهندس عمران، مشخص مي‌كند كه سد مورد نظر بايد با چه آرماتور و سيماني ساخته شود و مقاومت آن چه‌قدر بايد باشد.
يكي از استادان اين رشته مي‌گويد: علم آبياري، علم آب و خاك است و دانشجويان اين رشته درباره‌ي نحوه‌ي رساندن آب تا مزرعه توسط كانال‌ها يا لوله‌هاي انتقال آب و شبكه‌هاي توزيع آب در زمين زراعي، تأمين نياز محصولات زراعتي و باغي با روش‌هاي مختلف آبياري، خارج كردن آب‌هاي اضافي از پيرامون ريشه براي تنفس ريشه‌ي گياه توسط شبكه‌هاي زه‌كشي و احداث سدهاي انحرافي و خاكي براي آبياري كشاورزي آموزش مي‌بينند.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
دانشجويان رشته‌ي آبياري نيز همانند ساير رشته‌هاي رياضي بايد بر درس‌هاي رياضي و فيزيك مسلط باشند و بتوانند به خوبي تجزيه و تحليل كرده و محاسبه كنند و از عهده‌ي درس‌هاي مهم اين رشته از قبيل نقشه‌برداري يا استاتيك برآيند.
فرصت‌هاي شغلي
آيا مي‌دانيد كه در كشور ما هر ساله بيش‌ از 75 درصد از آب استحصالي به هدر مي‌رود. در حالي كه ميزان كشت آبي كشور و هم‌چنين نياز واقعي آبي زمين‌هاي زراعي و باغ‌ها، نبايد از 20 ميليارد متر مكعب آب افزون‌تر باشد، هر ساله 82 ميليارد متر مكعب آب در بخش كشاورزي مصرف مي‌شود. تصور مي‌كنيد كه به چه دليل هر ساله بخش زياد اين منبع بزرگ حياتي در كشور ما تلف مي‌شود؟
كارشناسان و متخصصان آبياري معتقدند كه مشكل اصلي، آبياري سنتي است؛ زيرا در آبياري سنتي به علت روان بودن آب و قرار گرفتن در معرض نور خورشيد و مجاورت با بادهاي موسمي و غير موسمي، تبخير آب، بسيار زياد است. از سوي ديگر در آبياري سنتي با استفاده از رودخانه‌ها و ريزش‌هاي جوي، صرف نظر از فرو رفتن آب در زير زمين كه منجر به اتلاف بخش بزرگي از آب مي‌شود، موجبات رويش علف‌هاي هرز و پراكندگي بذر در باغ يا مزرعه را فراهم مي‌كند و بالاخره در اين روش، بسياري از كشاورزان بيش از حد نياز، گياهان را آبياري مي‌كنند و حتي به ميزان سه برابر نياز واقعي گياه، آب به مزرعه هدايت مي‌شود و چون آب يكي از اقلام عمده‌ي هزينه است، قيمت تمام‌شده‌ي توليدات كشاورزي نيز با مصرف آب اضافي، به ميزان چشم‌گيري افزايش مي‌يابد.
از همين‌جا مي‌توان به نقش مهم فارغ‌التحصيلان مهندسي آبياري و نياز جامعه‌ي ما به اين دسته از متخصصان پي برد. افرادي كه با طراحي روش‌هاي آبياري نوين، نه‌تنها از تلفات آب جلوگيري مي‌كنند، بلكه با به حداقل رساندن تنش گياهي در جذب آب و كمك به گسترش ريشه‌هاي مرئي در اعماق پايين‌تر خاك، ميزان محصول را در واحد سطح در مواردي به ميزان 2 تا 3 برابر افزايش مي‌دهند و باعث بالا بردن كيفيت توليد نيز مي‌شوند.
براي مثال امروزه مهندسان آبياري ايراني با ابداع شيوه‌ي آبياري قطره‌اي ثقلي توانسته‌اند به اهداف باارزشي از جمله صرفه‌جويي 70 درصدي، ازدياد محصول در واحد سطح، عدم نياز به پمپ و نيروي الكتريسيته، عدم نياز به مديريت متبحر و گران‌قيمت، عدم گرفتگي قطره‌چكان‌ها، لازم نبودن سرمايه‌ي اوليه‌ي زياد، آموزش سريع و چندروزه به كشاورزان و درنهايت، افزايش درآمد كشاورزان و سرمايه‌گذاران در اين بخش اشاره كرد كه همه‌ي اين موارد، در درازمدت و در صورت عموميت يافتن آن در سطح مزرعه‌هاي كشور، سبب خواهد شد تا به تدريج از واردات مواد غذايي بي‌نياز شده و از مهاجرت روستاييان به شهرها به طرز مطلوبي جلوگيري شود.

 

مهندسي رباتيک

ديباچه: امروزه کاربرد رباتيک و اتوماسيون درکارخانه‌ها به عنوان يکي از محورهاي اساسي توسعه صنعتي است. ربات‌ها به ويژه در محيط‌هاي خطرناک نظير فضا، عمق زمين، ته دريا، محيط‌هاي شيميايي و داراي راديواکتيو، نقش مؤثري در پيشبرد علم وتکنولوژي دارند. از همين‌رو رشته مهندسي رباتيک با بهره‌گيري از امکانات و توانايي‌هاي مجموعه‌هاي برق و مکانيک دانشگاه‌ها تأسيس شده است. درس‌هاي اين رشته در طول تحصيل :
دروس اصلي:
زبان تخصصي، الکترومغناطيس، رياضي مهندسي، کارگاه برق، کارگاه جوشکاري و ورق‌کاري، کارگاه ماشين‌ابزار و ابزارسازي، نقشه‌کشي صنعتي، استاتيک، مقاومت مصالح، طراحي اجزاء، ديناميک، ديناميک ماشين‌، مکانيک سيالات، مدارهاي الکتريکي، ماشين‌هاي الکتريکي مستقيم و متناوب، مدارها منطقي، تجزيه و تحليل‌ سيستم‌ها، سيستم‌هاي کنترل خطي، پروژه کارشناسي، کارآموزي، رياضي، معادلات ديفرانسيل، برنامه‌سازي کامپيوتر، محاسبات عددي، فيزيک.
دروس تخصصي:
طراحي مکانيزم‌ها، الکترونيک‌ قدرت و محرکه‌ها، رباتيک،‌ اصول ميکروکامپيوترها، ارتعاشات مکانيکي، آزمايشگاه ربات، سنسورهاي ربات، کنترل ربات، سيستم‌هاي محرکه، مدارهاي وابسته، کنترل فازي، شبکه‌هاي عصبي، طراحي ماشين به کمک کامپيوتر، اندازه‌گيري الکتريکي، ياتاقان و روغن‌کاري، آزمايشگاه ارتعاشات و ديناميک ماشين، علم مواد، کنترل مدرن. (بسياري از درس‌هاي اين رشته همراه با آزمايشگاه است)

 

 

مهندسی اپتیک و لیزر

دانش اپتيک و ليزر پيشرفتهاي فراواني در دهه‌هاي اخير داشته است. با توجه به آينده درخشان و کاربردهاي روزافزون آن، تربيت کادر متخصص که آشنا به زير بناهاي نظري و مسلط به مباني عملي باشند، لازم به نظر مي‌رسد.

دوره کارشناسي مهندسي اپتيک و ليزر به منظور آموزش مباني علمي اپتيک و کاربرد آن در تجهيزات اپتيکي، اپتوالکترونيکي و ليزري تدوين شده است. در فن آوري پيشرفته و بويژه در صنايع دفاعي، توليد، انتشار و بکارگيري نور، آشکارسازي آن در نواحي مختلف بينايي و برهمکنش نور باماده مسائل مهم به شمار مي‌آيند.

در اين راستا به متخصصيني که بتوانند همکاري لازم را در طراحي و محاسبات ساخت و نگهداري تجهيزات اپتيکي، اپتوالکترونيکي و ليزري بعهده گيرند، به شدت احساس مي‌شود.

در سال هاي اخير و همزمان با رشد جهاني کاربردهاي ليزر رشته اپتيک و ليزر نيز شاهد بازار کار مناسبي بوده است که به نمونه هايي از آن اشاره مي کنيم:
1.  بيمارستان ها و مراکز درماني مجهز
2.  صنايع نظامي (بخش متعدد)
3. سازمان انرژي اتمي
4. مراکز تحقيقاتي وزارت بهداشت
5. مراکز تحقيقاتي صنعتي کارخانه هاي بزرگ

 

 

مهندسي راه‌آهندانشكده‌ي راه‌آهن به عنوان يك دانشكده‌ي منحصربه‌فرد در خاورميانه، با سه گرايش بهره‌برداري، خط و ابنيه و جريه پايه‌گذاري شده است.
1. گرايش بهره‌برداري
اين گرايش، بستري مشابه رشته‌ي مهندسي صنايع دارد و بيانگر فن‌آوري و علوم و روش‌هاي بهره‌برداري و مهارت در به‌كارگيري اجزاي متشكله‌ي راه‌آهن (بستر و ناوگان) است. به طور كلي، لغت بهره‌برداري، به اصول مهندسي برنامه‌ريزي و بهره‌وري از تجهيزات حمل و نقل ريلي مانند ايستگاه، خط، لوكوموتيو، واگن و ... گفته مي‌شود.
فارغ‌التحصيلان اين گرايش مي‌توانند در طراحي و نظارت بر گراف‌هاي حركت قطارها، برنامه‌ريزي و مدل‌سازي حمل و نقل ريلي، مهارت‌هاي لازم را يافته و در همه‌ي واحدهاي حمل و نقل ريلي، مانند راه‌آهن جمهوري اسلامي ايران، راه‌آهن‌هاي شهري (مترو)، شركت‌هاي وابسته به راه‌آهن، بنياد مستضعفان و جانبازان، شركت‌هاي مهندسي و ... به فعاليت مشغول شوند.
2. گرايش خط و ابنيه
اين گرايش، بستري مشابه مهندسي عمران دارد و براي شناسايي مسيرهاي گوناگون راه‌آهن و مهارت در بهره‌گيري از اجزاي متشكله‌ي مجموعه‌ي راه‌آهن، به ويژه در بخش طراحي و اجراي زيرسازي و روسازي، ساختمان و ابنيه‌ي فني راه‌آهن، راه‌اندازي شده است. به طور كلي، كلمه‌ي «خط» بر مسائل زيرسازي و روسازي راه‌آهن مانند خاك‌برداري، خاك‌ريزي، بدنه‌ي راه، شيرواني‌ها، بالاست، تراورس، ريل و ... و كلمه‌ي ابنيه بر سازه‌هاي فني موجود در راه‌آهن مانند پل، تونل، ديوار حائل و ضامن، ساختمان ايستگاه، انبار و ... گفته مي‌شود.
فارغ‌التحصيلان اين گرايش مي‌توانند در طرح، نظارت، اجرا و تعمير و نگهداري مهندسي خط و ابنيه، مهارت‌هاي لازم را يافته و در همه‌ي واحدهاي مرتبط با حمل و نقل ريلي مانند راه‌آهن جمهوري اسلامي ايران، راه‌آهن‌هاي شهري (مترو)، شركت‌هاي وابسته به راه‌آهن، مجتمع فولاد مباركه، ذوب‌ آهن، بنياد مستضعفان و جانبازان، شركت‌هاي مهندسي و ... به فعاليت مشغول شوند.
3. گرايش جريه
اين گرايش، بستري مشابه رشته‌ي مهندسي مكانيك دارد و بيانگر فن‌آوري و علوم و روش‌هاي بهره‌گيري از مهارت‌ها در به‌كارگيري اجزاي متشكله‌ي ناوگان به ويژه در بخش طراحي و ساخت لوكوموتيو، واگن و ماشين‌آلات ريلي است. به طور كلي، كلمه‌ي جريه (كشش) بر مسائل ناوگان حمل و نقل ريلي مانند لوكوموتيو، واگن‌هاي مسافري و باري، بوژي، سيستم‌هاي ترمز، سيستم‌هاي انتقال نيرو و ... دلالت مي‌كند.
فارغ‌التحصيلان اين گرايش مي‌توانند در طرح، ساخت، تعمير و نگهداري ناوگان ريلي، مهارت‌هاي لازم را يافته و در همه‌ي واحدهاي حمل و نقل ريلي مانند راه‌آهن جمهوري اسلامي ايران، راه‌آهن شهري (مترو)، شركت‌هاي مهندسي و ... مشغول به فعاليت شوند.

 

 

مهندسي دريارشته‌ي مهندسي دريا در كشور ما با اين‌كه نوپاست، داراي اهميت و جايگاه ويژه‌اي است، زيرا كشور ما حدود 2600 كيلومتر مرز آبي دارد كه 2000 كيلومتر آن، در جنوب كشور و به آب‌هاي آزاد دنيا متصل است. اين رشته داراي سه گرايش مهندسي كشتي، كشتي‌سازي و دريانوردي است.
1. مهندسي كشتي
در گرايش مهندسي كشتي، علوم و فنون مربوط به اداره‌ي امور فني كشتي‌ها آموزش داده مي‌شود تا فارغ‌التحصيلان بتوانند هدايت فني كشتي‌ها را بر عهده بگيرند.
مهندسان كشتي به عنوان مدير فني كشتي مسئول تعمير، نگهداري و راه‌اندازي موتور كشتي هستند و به همين دليل دانشجويان اين رشته پس از آن‌كه آموزش‌هاي تئوري را در مدت سه سال و نيم طي كردند، يك دوره‌ي كارآموزي شش‌ماهه را روي كشتي‌هاي اقيانوس‌پيما در خارج از كشور، در آب‌هاي استراليا، بندرهاي اروپايي، آسياي جنوب شرقي، سنگاپور، چين و كره مي‌گذرانند.
هدف از ايجاد اين گرايش، بي‌نياز كردن كشور از به‌كارگيري پرسنل خارجي در كشتي‌ها بوده است. از همين رو دانشجويان مهندسي كشتي بنابر سفارش ارگان‌هاي خاصي هم‌چون «شركت كشتي‌راني جمهوري اسلامي ايران» پذيرفته مي‌شوند و از همان ابتدا بورسيه‌ي نهادهاي دريايي هستند و در نتيجه، آينده‌ي شغلي آن‌ها تضمين‌شده است.
2. كشتي‌سازي
كشور ما يكي از بزرگ‌ترين خريداران كشتي در دنياست و هر سال، صدها ميليون دلار كشتي خريداري مي‌شود. اين كشتي‌ها شامل كشتي‌هاي عظيم 500 هزار تني است كه حمل و نقل نفت را انجام مي‌دهند و كشتي‌هاي كوچك‌تري كه كار حمل و نقل كالا را به كشورهاي ديگر بر عهده دارند. علاوه بر خريد كشتي بحث تعميرات كشتي نيز وجود دارد؛ رشته‌‌اي كه به تربيت نيروهاي متخصص مورد نياز سازمان‌هاي دريايي مخصوص كارخانه‌هاي كشتي‌سازي مي‌پردازد. در واقع مهندس كشتي‌ساز، كشتي مي‌سازد اما دريانوردي نمي‌كند و دانشجوي اين رشته پس از گذراندن آموزش‌هاي تئوري، كارآموزي خود را در كارخانه‌هاي كشتي‌سازي داخلي مي‌گذراند.
مهندسي كشتي‌سازي در واقع يكي از زيرشاخه‌هاي مكانيك است. البته بايد توجه داشت كه در دانشگاه صنعتي اميركبير، كه رشته‌ي مهندسي كشتي‌سازي به عنوان يك رشته‌ي مجزا مطرح است، درس‌ها تخصصي‌تر ارائه مي‌شوند. كارخانه‌هاي «نكا» در شمال و «اروندان» در خليج فارس نيز از كارخانه‌هاي مهم كشتي‌سازي ايران هستند و فارغ‌التحصيلان اين رشته مي‌توانند به عنوان مهندس توليد كه وظيفه‌ي اجراي طرح‌هاي ساختماني كشتي‌ها را بر عهده دارد، جذب اين كارخانه‌ها شوند.
علاوه بر كارخانه‌هاي ذكرشده، مهندس كشتي‌ساز مي‌تواند در سازمان بندرها و كشتي‌راني وظيفه‌ي ساخت سكوهاي شناور را بر عهده گرفته يا به عنوان مهندس ناظر بر حسن اجراي طرح‌هاي اجرايي نظارت كند و بالاخره در صنايع دريايي به كارهاي تحقيقاتي بپردازد، زيرا در اين رشته عرصه‌ي فعاليت‌هاي تحقيقاتي بسيار گسترده است.
3. دريانوردي
هدايت و رهبري كشتي و مديريت نيروي انساني شاغل بر روي كشتي، وظيفه‌ي يك مهندس دريانوردي است. به بيان ديگر، مهندس دريانوردي مسئوليت راه‌اندازي كشتي و هدايت آن را بر عهده دارد، به همين دليل استادان رشته‌ي مهندسي دريا معتقدند كه اين رشته را نبايد يكي از گرايش‌هاي مهندسي دريا به شمار آورد؛ زيرا يك مهندس دريا به عنوان كاپيتان كشتي، مسئوليت راهبري و مديريت كشتي را بر عهده دارد و حرفه‌اش يك كار فني يا مهندسي نيست.
گفتني است كه علاوه بر آزمون سراسري، مؤسسه‌ي آموزش كشتي‌راني نيز از طريق كنكور اختصاصي تعدادي دانشجو در اين رشته مي‌پذيرد و بورسيه مي‌كند كه به اين دانشجويان پس از اتمام تحصيل، گواهي‌نامه‌ي پايان دوره‌ي دريانوردي اعطا مي‌شود.
بيش‌تر دانشجويان اين گرايش، بورسيه‌ي ارگان‌هاي دريايي كشور هستند و پس از آن‌كه 18 ماه روي آب‌هاي خارج از كشور، كارآموزي خود را گذراندند، در ناوگان ارگان بورس‌دهنده مثل «كشتي‌راني جمهوري اسلامي ايران» و «شركت ملي نفت‌كش» مشغول به كار مي‌شوند.

 

رياضيرياضيات، هنري است باستاني و از همان آغاز از جمله ذهني‌ترين و در عين حال عملي‌ترين تلاش‌هاي آدمي بوده است؛ يعني از همان 1800 سال پيش از ميلاد، كه بابلي‌ها در زمينه‌ي خواص تجريدي اعداد به پژوهش پرداختند، رياضيات در كنار جنبه‌هاي ادراكي- نظري، به صورت ابزاري كه هر روز براي مساحي زمين، دريانوردي و ساختن بناهاي بزرگ مورد نياز بود، به كار مي‌رفت.
امروزه نيز وضع به همين منوال است و شايد به همين دليل در رشته‌ي رياضي با دو گرايش رياضي محض و كاربردي روبه‌رو هستيم.
رياضيات كاربردي عموماً به شاخه‌اي از رياضي گفته مي‌شود كه كاربرد عملي مشخصي داشته باشد. براي مثال، در اقتصاد، كامپيوتر، فيزيك يا آمار و احتمال، كاربرد داشته باشد و رياضي محض نيز به شاخه‌اي گفته مي‌شود كه به نظريه‌پردازي رياضي مي‌پردازد؛ اما بايد توجه داشت كه امروزه اين دو گرايش آن‌چنان در هم ادغام شده‌اند كه نمي‌توان مرزي بين آن‌ها مشخص كرد؛ زيرا گاه يك تئوري كاملاً محض، وارد مرحله‌ي كاربردي شده و چون در عمل با مشكل روبه‌رو مي‌شود، بار ديگر به حوزه‌ي تئوري برمي‌گردد و درنهايت، پس از رفع نقص‌ها، دوباره وارد مرحله‌ي كاربري مي‌شود؛ يعني يك تعامل و ارتباط دوجانبه بين رياضي كاربردي و محض وجود دارد.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
دانشجوي رشته‌ي رياضي بايد شخصي صبور و باحوصله باشد و از صرف وقت در حل مسائل، دريغ نكند و در كل لازم است به درس رياضي علاقه‌مند بوده و در دوره‌ي متوسط، دانش‌آموز موفقي در رشته‌ي رياضي باشد.
اين رشته نيازمند دانشجوياني است كه از نظر ذهني، آمادگي جذب ايده‌هاي جديد را داشته باشند و بتوانند الگوها و نظم را درك كرده و مسائل غير متعارف را حل كنند. به عبارت ديگر، يك روحيه‌ي علمي، تفكر انتقادي و توانايي تجزيه و تحليل داشته باشند.
موقعيت شغلي
كاربرد رياضي در علوم مختلف، انكارناپذير است. براي مثال مبحث آناليز تابعي در مكانيك كوانتومي، كاربرد بسيار زيادي دارد يا در بيش‌تر رشته‌هاي مهندسي، معادله‌ي لاپلاس، كه يك معادله‌ي رياضي است، مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در جامعه‌‌شناسي نيز نظريه‌ي احتمال و نظريه‌ي گروه‌ها نقش بسيار مهمي ايفا مي‌كنند. در كل بايد گفت كه همه‌ي صنايع، زيرساخت رياضي دارند و به همين دليل در همه‌ي مراكز صنعتي و تحقيقاتي دنيا، رياضي‌دان‌ها در كنار مهندسان و دانشمندان ساير علوم، حضوري فعال دارند و آن‌چه در نهايت ارائه مي‌شود، نتيجه‌ي كار تيمي آن‌هاست.
رشته‌ي رياضي در سطح دانشگاهي داراي دو گرايش كاربردي و محض است كه معمولاً گرايش كاربردي آن، طرفداران بيش‌تري دارد؛ البته اين دو گرايش در تعدادي از واحدهاي درسي (با توجه به سطح آموزشي دانشگاه) با هم تفاوت دارند، ولي با توجه به اين‌كه در هر رشته‌ي تحصيلي تعدادي از واحدها اختياري هستند، معمولاً هر دو گرايش، درس‌هاي اختياري يكديگر را مي‌توانند بگذرانند و خيلي با هم بيگانه نيستند. با توجه به امكانات دانشگاه، اغلب دانشجويان به گرايش كاربردي تمايل دارند كه واحدهاي اختياري خود را از درس‌هاي مشترك با دو رشته‌ي مهندسي كامپيوتر و مهندسي صنايع انتخاب مي‌كنند.
گرايش محض، كمي سخت‌تر است و درس‌هاي تخصصي سنگين‌تري دارد. رشته‌اي بسيار جالب و درس‌هاي بسيار شيريني دارد، از جمله، توپولوژي عمومي كه درباره‌ي يك فضاي خاص به نام فضاي توپولوژيك است و با يك‌‌سري تعريف‌ها مشخص شده و سپس ويژگي‌هاي حيرت‌انگيز اين فضا بيان مي‌شود. درس جبر 2، جبر خطي، هندسه‌ي ديفرانسيل موضوعي، از درس‌هاي بسيار شيرين ديگر در اين گرايش (رياضي محض) است. اين رشته با گرايش رياضي محض در مقطع ليسانس در كشور ما بازار كار زيادي ندارد، به جز تدريس و کار در برخي از بانك‌ها و برخي از مؤسسه‌هاي محدود.
رياضي كاربردي با رياضي محض در حدود 40 واحد دانشگاهي متفاوت است. در اصل اين رشته با دو رشته‌ي كامپيوتر (نرم‌افزار) و مهندسي صنايع، واحدهاي مشتركي دارند و به صورت كاربردي، رشته‌ي مناسبي در كارخانه‌هاست.
اگر در كنار اين رشته، دوره‌هاي برنامه‌نويسي آموزش داده شود، از لحاظ بازار كار موقعيت بهتري پيدا مي‌كند. يكي از كاربردهاي اين رشته در FBI، براي نگهداري اثر انگشت مجرمان است. اين كار توسط نرم‌افزارهايي انجام مي‌شود كه يكي از پيش‌نيازهاي آن، درس جبر خطي است. يكي ديگر از جنبه‌هاي حيرت‌انگيز اين رشته، مبحث بسيار جالب فراكتال‌هاست كه توضيح در مورد آن‌ها در اين بحث نمي‌گنجد. البته در مقاطع بالاتر، اين رشته داراي شاخه‌هاي بسيار زيادي مي‌شود كه هر يك زيبايي خاص خود را دارد.
يك توصيه‌ي جدي: فقط در صورت علاقه‌ي زياد به رياضي، اين رشته را انتخاب كنيد؛ زيرا با توجه به سختي اين رشته و درس‌هاي تخصصي سنگين، در صورت عدم علاقه حتماً با مشكل مواجه خواهيد شد.
منطق فازي
رياضيات فازي يك فرامجموعه از منطق بولي است كه بر مفهوم درستي نسبي دلالت مي‌كند. منطق كلاسيك، هر چيزي را بر اساس يك سيستم دوتايي نشان مي‌دهد (درست يا غلط، 0 يا 1، سياه يا سفيد)؛ ولي منطق فازي، درستي هر چيزي را با يك عدد، كه مقدار آن بين صفر و يك است، نشان مي‌دهد. مثلاً اگر رنگ سياه را عدد صفر و رنگ سفيد را عدد 1 نشان دهيم، آن‌گاه رنگ خاكستري عددي نزديك به صفر خواهد بود. دكتر لطفي‌زاده در سال 1965، نظريه‌ي سيستم‌هاي فازي را معرفي كرد. در فضايي كه دانشمندان علوم مهندسي به دنبال روش‌هاي رياضي براي شكست دادن مسائل دشوارتر بودند، نظريه‌ي فازي به‌گونه‌اي ديگر از مدل‌سازي اقدام كرد. منطق فازي معتقد است، ابهام، در ماهيت علم است. برخلاف ديگران كه معتقدند بايد تقريب‌ها را دقيق‌تر كرد تا بهره‌وري افزايش يابد، لطفي‌زاده معتقد است بايد به دنبال ساختن مدل‌هايي بود كه ابهام را به عنوان بخشي از سيستم مدل كند.
در منطق ارسطويي، يك دسته‌بندي درست و نادرست وجود دارد. تمام گزاره‌ها، درست يا نادرست هستند؛ بنابراين جمله‌ي «هوا سرد است»، در مدل ارسطويي اساساً يك گزاره نيست؛ زيرا مقدار سرد بودن براي افراد مختلف، متفاوت است و اين جمله اساساً هميشه درست يا هميشه نادرست نيست. در منطق فازي، جمله‌هايي هستند كه مقداري درست و مقداري نادرست هستند. براي مثال، جمله‌ي «هوا سرد است»، يك گزاره‌ي منطقي فازي است كه درستي آن، گاهي كم‌ و گاهي زياد است. گاهي هميشه درست و گاهي هميشه نادرست و گاهي تا حدودي درست است. منطق فازي مي‌تواند پايه‌ريز بنياني براي فن‌آوري جديدي باشد كه تا كنون نيز دستاوردهاي فراواني داشته است.
كاربردها
از منطق فازي براي ساخت كنترل‌كننده‌هاي لوازم خانگي از قبيل ماشين رخت‌شويي (براي تشخيص حداكثر ظرفيت ماشين، مقدار مواد شوينده، تنظيم چرخ‌هاي شوينده) و يخچال استفاده مي‌شود. كاربرد اساسي آن، تشخيص حوزه‌ي متغيرهاي پيوسته است. براي مثال، يك وسيله‌ي اندازه‌گيري دما براي جلوگيري از قفل شدن يك عايق ممكن است چندين عضو مجزاي تابعي داشته باشد تا بتواند حوزه‌ي دماهايي را كه نياز به كنترل دارد، به طور صحيح تعريف كند. هر تابع، يك ارزش دمايي مشابه را اختيار مي‌كند كه حوزه‌ي آن، بين صفر و يك است. از اين ارزش‌هاي داده‌شده براي تعيين چگونگي كنترل يك عايق استفاده مي‌شود.
سرد بودن، گرم بودن و داغ بودن، توابعي براي مقايسه‌ي درجه‌ي حرارت هستند و هر نقطه‌اي روي اين خطوط، مي‌تواند داراي يكي از سه ارزش بالا باشد. به عنوان مثال براي يك درجه‌ي حرارت خاص مي‌توان گفت: «مقداري سرد است»، «اندكي گرم است» يا «اصلاً داغ نيست.»
با مثال ديگري اهميت اين علم را بيش‌تر درك مي‌كنيم: يك انسان مي‌تواند در نور كافي، ميليون‌ها رنگ را درك كند، ولي يك روبات چگونه مي‌تواند اين تعداد رنگ را تشخيص دهد؟ حال اگر بخواهيم روباتي طراحي كنيم كه قادر به تشخيص رنگ‌ها باشد، از منطق فازي كمك مي‌گيريم و با اختصاص اعدادي به هر رنگ، آن را براي روبات طراحي‌شده تعريف مي‌كنيم. از كاربردهاي ديگر منطق فازي مي‌توان به كاربرد اين علم در صنعت اتومبيل‌سازي (در طراحي سيستم ترمز ABS و كنترل موتور براي به دست آوردن بالاترين راندمان قدرت)، طراحي بعضي از ريزپردازنده‌ها و طراحي دوربين‌هاي ديجيتالي اشاره كرد.
واژه‌ي رياضيات و بهترين واژه‌ي جايگزين آن
واژه‌ي رياضيات، به جاي واژه‌ي يوناني «ماته‌ماتيكه» گذاشته شده است كه خود از «ماته‌‌ما» به معناي «دانش» و «دانايي» آمده است. اغلب، واژه‌ي «رياضيات» را برگرفته از واژه‌ي «رياضت» دانسته‌اند، زيرا «رياضت» تنها به معناي «پرهيزگاري بدني» نيست و «در خود فرو رفتن» و «فهميدن» و «رسيدن به رازها» را هم مي‌رساند.
ديدگاه‌هاي ديگري هم وجود دارد. بسياري از زبان‌شناسان، با بحث‌هاي زبان‌شناختي نتيجه مي‌گيرند «ماته‌ما»، واژه‌ي «مزدا»ي ايراني است كه همان معناي واژه‌ي يوناني را دارد: «دانا» و «آگاه»
ديدگاه سوم معتقد است، واژه‌ي «رياضي»، از واژه‌ي فارسي «راز» به معناي «اندازه‌گرفتن» آمده است. اين واژه هنوز در واژه‌هاي «تراز» و «ترازو» با حفظ معناي خود باقي مانده است. در واژه‌ي «ترازو»، «ترا» به معناي «از اين سو و آن سو» و «راز» به معناي «اندازه‌گيري» است. پسوند «او» در بسياري جاها در زبان فارسي، به معناي «بسيار» به كار رفته است. به اين ترتيب، «ترازو» يعني: «اندازه‌گيري و مقايسه‌ي بسيار» در ضمن، واژه‌ي «مر» در زبان فارسي كه در واژه‌هاي «شمر» و «شمردن» وجود دارد، به معناي «شمردن» و «محاسبه كردن» است. به اين ترتيب، اينان به جاي واژه‌ي «رياضيات»، واژه‌ي «رازومر» را پيشنهاد مي‌كنند كه درست به معناي «اندازه‌ گرفتن و شمردن» است و اگر رياضيات را «دانش رابطه‌هاي كميتي و شكل‌هاي فضايي» بدانيم، واژه‌ي «رازومر» مي‌تواند انتخاب درستي باشد.
اگر واژه‌ي «رياضيات» را (كه نه در تركيب زيباست و نه به روشني معرفي يكي از دانش‌هاست)، برگرفته از واژه‌ي «رياضت» فرض كنيم، مي‌تواند اثري منفي در علاقه‌مندان به اين دانش بگذارد، زيرا همگان «رياضت» را به معناي «سختي كشيدن»، «در انزوا فرو رفتن» و «فشار بيش از اندازه به خود» مي‌دانند و اين، با ماهيت دانش رياضي سازگاري ندارد. اين تعبير، شبيه تعبيري است كه برخي بر واژه‌ي «جبر» مي‌آورند و آن را به معناي «زور و فشار» مي‌دانند، در حالي كه خوارزمي، واژه‌ي «جبر» را به معناي «جبران كردن» گرفته است؛ زيرا به تعبير خوارزمي و به زبان امروزي، مي‌توان عدد منفي را از يك طرف معادله، به طرف ديگر برد تا مقداري مثبت شود (يعني جبران شود).
در مصراع «كه جبر خاطر مسكين بلا بگرداند»، واژه‌ي «جبر» درست به همين معناي «جبران كردن» به كار رفته است. جدا از اين بحث كه «ماته‌ما» از «مزدا» گرفته شده است يا رياضيات از واژه‌ي «راز» آمده است، به نظر مي‌رسد اگر قرار باشد واژه‌اي فارسي به جاي واژه‌ي «رياضيات» انتخاب شود، بهترين پيشنهاد، همان واژه‌ي «رازومر» است كه هم زيباست و هم از نظر معنا، با واژه‌ي «رياضيات» سازگار است

 

 

فيزيكرشته‌ي فيزيك در دوره‌ي كارشناسي داراي پنج گرايش اتمي- مولكولي، هسته‌اي، حالت جامد، هواشناسي و نجوم است (البته فيزيك داراي گرايش دبيري نيز است) كه تعداد واحدهاي تخصصي هر يك از اين گرايش‌ها در دوره‌ي كارشناسي، بسيار محدود است؛ به همين دليل گرايش‌هاي ذكرشده در اين دوره تفاوت محسوسي با يكديگر ندارند.
بيش‌تر واحدهاي درسي دانشجويان گرايش‌هاي مختلف رشته‌ي فيزيك، در دوره‌ي كارشناسي، مشترك است؛ زيرا دانشجويان فيزيك تنها در سال آخر تحصيلي اقدام به انتخاب گرايش مي‌كنند و در هر گرايش نيز تنها 9 واحد تخصصي، يعني سه درس تدريس مي‌شود و به همين دليل نمي‌توان بين يك ليسانس گرايش فيزيك حالت جامد يا هسته‌اي با ساير گرايش‌ها تفاوتي قائل شد؛ يعني يك ليسانس فيزيك در هيچ‌يك از گرايش‌ها متخصص نمي‌شود.
هر دانشجوي فيزيك، در دوره‌ي كارشناسي از ميان واحدهايي كه مي‌گذراند، فقط 9 واحد از درس‌هاي تخصصي هر يك از گرايش‌هاست و بدون شك 9 واحد نمي‌تواند تغييري در ديدگاه دانشجويان ايجاد كند و هر دانشجو فقط شناختي جزئي نسبت به گرايش مورد نظر خود پيدا مي‌كند. گاه همين 9 واحد نيز به گونه‌اي مشترك اما در درس‌هاي مختلف در هر يك از گرايش‌ها تدريس مي‌شوند؛ يعني كتاب‌ها يا واحدهاي درسي هر گرايش، متفاوت است اما در كل همه به اطلاعات يكساني دست پيدا مي‌كنند؛ درنتيجه يك ليسانسه‌ي فيزيك، يك كارشناس فيزيك به معناي عام آن است و كارشناس يا متخصص در يكي از گرايش‌هاي ذكرشده به شمار نمي‌رود. اگر علم فيزيك به دو بخش دنياي بزرگ و دنياي كوچك تقسيم شود، دنياي بزرگ فيزيك، مربوط به دنياي روزمره است و در آن، حركت اتومبيل‌ها، موشك، ماهواره و در كل، تمام حركت‌هايي كه مي‌بينيم، مورد بررسي قرار مي‌گيرد. فيزيك اتمي به دنياي بي‌نهايت كوچك‌ها برمي‌گردد، زيرا در فيزيك اتمي به بررسي ساختار ذره‌اي به نام اتم مي‌پردازيم و اين‌‌كه اتم چگونه تشكيل شده و چه ويژگي‌هايي دارد.
براي آشنايي بيش‌تر به معرفي چند گرايش فيزيك مي‌پردازيم.
1. فيزيك هسته‌اي
در فيزيك هسته‌اي، خود هسته مورد مطالعه قرار مي‌گيرد، يعني متخصصان و دانشمندان بررسي مي‌كنند كه هسته از چه چيزي تشكيل شده و چه نيروهايي بين اجزاي هسته حكم‌فرماست و در نتيجه‌ي واكنش‌هاي انجام‌شده، چه‌قدر انرژي آزاد مي‌شود. انرژي هسته‌اي و راديوايزوتوپ‌ها مسائلي هستند كه در فيزيك هسته‌اي مورد بررسي قرار مي‌گيرند.
2. حالت جامد
گرايش حالت جامد مربوط به سيستم‌هاي بس‌ذره‌اي مخصوصاً جامدات است. ابتدايي‌ترين كار در اين گرايش، بررسي بلورهاي جامدات و خواص اپتيكي، مكانيكي، الكتريكي و صوتي امواجي است كه در آن منتشر مي‌شود و اين بررسي منجر به پديده‌هاي مختلفي مثل ابررسانايي، نيمه‌رسانايي يا پخش و انتقال گرما مي‌شود. مطالعه‌ي دانش مربوط به كريستال‌ها و ويژگي‌هاي فيزيكي آن‌ها، به گرايش حالت جامد برمي‌گردد.
3. هواشناسي
دو گرايش نجوم و هواشناسي بسيار محدودتر از سه گرايش اتمي- مولكولي، هسته‌اي و حالت جامد ارائه مي‌شود. گرايش هواشناسي، اطلاعات پايه‌اي و متنوعي درباره‌ي انواع پديده‌هاي جوي و برخورد علمي با آن‌ها ارائه مي‌دهد. هم‌چنين با مطالعه‌ي ديناميك وضعيت هوا مي‌توان بررسي كرد كه شرايط هوا چگونه تغيير كرده و چه عواملي براي ايجاد اين تغيير لازم است.
4. نجوم
سه بخش اصلي اين گرايش را نجوم رصدي، اخترشناسي و كيهان‌شناسي تشكيل مي‌دهد. در بخش نجوم، كه جنبه‌ي مشاهداتي دارد، پديده‌هاي مختلف نجومي را رصد و ثبت كرده و سپس از آن‌ها عكس مي‌گيرند و طيف آن‌ها را مي‌سنجند.
در اخترشناسي، كه جنبه‌‌ي نظري دارد، وضعيت ستارگان مورد مطالعه قرار مي‌گيرد؛ يعني بررسي مي‌شود كه هر ستاره، در چه مرحله‌اي قرار دارد و چه اتفاق‌هايي برايش رخ مي‌دهد. بخش‌ كيهان‌شناسي نيز با اين‌كه زياد جنبه‌ي نجومي ندارد، اما به هر حال پيشرفتش را مديون علم نجوم است؛ به اين معني كه مدل‌هاي مختلف كيهان‌شناسي بايد با داده‌هاي رصدي مطابقت كنند.
گفتني است كيهان‌شناسي به صورت كلاسيك به چگونگي ايجاد جهان و تشكيل ساختارهاي كهكشاني مانند خوشه‌ها و اَبَرخوشه‌ها مي‌پردازد.
درس‌هاي مشترك بين گرايش‌هاي اين رشته شامل رياضي عمومي، معادله‌هاي ديفرانسيل، فيزيك پايه، شيمي، مباني كامپيوتر، فيزيك جديد، مكانيك تحليلي، ترموديناميك و مكانيك آماري، رياضي فيزيك، الكترومغناطيس و مكانيك كوانتومي است.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
 برخلاف رشته‌هاي مهندسي، كه با اتفاق‌هاي علمي سروكار دارند، در رشته‌هاي علوم پايه از جمله فيزيك به چگونگي پيشامدهاي علمي توجه مي‌كنند و در واقع به دنبال يافتن دلايل و چرايي هر پديده يا اتفاق هستند؛ به همين دليل دانشجوياني كه مستعد، باهوش و كنجكاو هستند، مي‌توانند در اين رشته موفق شوند.
اگر فيزيك در دبيرستان به خوبي آموزش داده نشود و دانش‌آموزان تنها به حفظ فرمول‌ها بپردازند، نمي‌توانند بين آن‌چه خوانده‌اند و آن‌چه در دنياي خارج وجود دارد، ارتباط برقرار كنند؛ در نتيجه، كنجكاوي آن‌ها تحريك نمي‌شود و تعداد اندكي از دانش‌آموزان بااستعداد، به فيزيك علاقه‌مند مي‌شوند و اين رشته را انتخاب مي‌كنند. فيزيك منهاي رياضي، يعني صفر. به همين دليل دانشجويان اين رشته بايد از نظر رياضيات در سطح بسيار بالايي باشند. دانشجوي اين رشته بايد به فيزيك علاقه‌مند باشد به اين معني كه از آن‌چه ياد گرفته است بتواند در زندگي روزمره‌ي خويش استفاده كند. براي مثال با توجه به معلومات فيزيك دبيرستاني خود، بررسي كند آبي كه از شير آب مي‌ريزد، چرا به تدريج باريك مي‌شود و سطح مقطع آن در اين هنگام به چه حدي مي‌رسد. البته اين مسئله مشكل نيست و يك دانش‌آموز در مدت نيم‌ساعت مي‌تواند آن را حل كند؛ اما مهم اين است كه براي آن‌چه در اطرافش مي‌بيند تا حد امكان پاسخي فيزيكي داشته باشد.

فرصت‌هاي شغلي
امروزه اگر كشوري بخواهد پيشرفت كند، بايد پژوهش كند و چيزهاي جديدي بسازد. اگر بخواهد پژوهش كند، بايد به آزمايشگاه‌ها برود و اگر بخواهد در آزمايشگاه كار كند، احتياج به تيم علمي دارد و در يك تيم علمي نيز هميشه متخصصان شاخه‌هاي مختلف فيزيك حضور دارند؛ زيرا هر كاري كه بخواهيم انجام دهيم، بايد بنيان فيزيكي داشته باشد. براي مثال اگر بخواهيم يك دستگاه الكتريكي بسازيم اول بايد بدانيم که چه قوانين فيزيكي بر آن حاكم است و بعد از شناخت آن قوانين، مي‌توانيم دستگاه مورد نظر را با استفاده از فن و هنر بسازيم.
امروزه اگر ما به فكر پيشرفت و ساخت وسايل صنايع مختلف كشورمان، از نظامي گرفته تا پزشكي نباشيم بايد اين صنايع را به صورت آماده از كشورهاي ديگر بخريم كه اين كار، احتياج به سرمايه‌اي گزاف دارد و باعث وابستگي كشور ما به كشورهاي صنعتي مي‌شود. اگر كسي فيزيك را خوب خوانده باشد، در سازمان‌هاي مختلف كشور از قبيل صدا و سيما، برنامه و بودجه، مخابرات و هم‌چنين در صنايع مختلف، مفيد واقع شده و موفق مي‌شود؛ زيرا دانشجويان فيزيك مطالب مختلفي از قبيل الكتريسيته و مكانيك مي‌خوانند و در زمينه‌هاي مختلف، ديد وسيعي پيدا مي‌كنند. فارغ‌التحصيلان اين رشته مي‌توانند در حد كارشناسي در صنعت مخابرات و ارتباطات، نيروگاه‌هاي هسته‌اي، مراكز توليد قطعات غير هادي و سلول‌هاي خورشيدي، صنايع توليد و نگهداري ليزر در صنعت، پزشكي و نظامي و سازمان انرژي اتمي فعاليت كنند.
فيزيك پزشكي
فيزيك پزشكي به معني كاربرد فيزيك در حرفه‌ي پزشكي است؛ مانند راديوگرافي، سونوگرافي، بينايي‌سنجي و ...؛ از آن‌جا که بيوفيزيك به معني فيزيك حيات است، فيزيك پزشكي درباره‌ي فيزيك حيات بشر بحث مي‌كند؛ مانند گردش خون، آناتومي گوش، آناتومي چشم و ... . از طرفي به‌كارگيري اصول و قوانين اين گروه‌هاي علمي در طرح‌ريزي يا ساختن يك سيستم، به ترتيب مهندسي پزشكي و بيومهندسي از ضروريات يك جامعه‌ي پيشرفته است. از طرف ديگر، آموزش فيزيك و بيوفيزيك پزشكي، مقدم بر آموزش تكنولوژي يا مهندسي پزشكي است. به عبارت ديگر، مي‌توان چنين بيان كرد كه فيزيك پزشكي، ابزاري بسيار قوي و قدرتمند است كه مي‌تواند در اختيار پزشكان و مهندسان پزشكي قرار گيرد. در ساير رشته‌هاي مهندسي نيز تقريباً همين شرايط حاكم است. به عنوان مثال، در فيزيك الكترونيك، ساختار قطعات الكترونيكي به دقت مورد بررسي قرار مي‌گيرد، حال آن‌كه در مهندسي الكترونيك، بيش‌تر كاربرد اين قطعات مورد تأكيد قرار مي‌گيرد.
ضرورت آشنايي با فيزيك پزشكي
امروزه به دليل پيشرفت سريع تكنولوژي و افزايش روزافزون دستگاه‌ها در بيمارستان‌ها و كلينيك‌ها نه‌تنها وجود هزاران مهندس پزشكي در جامعه مورد نياز است، بلكه پزشكان و پيراپزشكان بايد در زمينه‌ي نگهداري از دستگاه‌ها نيز توانا باشند و لازمه‌ي اين امر نيز آشنايي با فيزيك پزشكي است.
عواقب بي‌توجهي به فيزيك پزشكي
بي‌توجهي به اصول فيزيكي حاكم بر كار تشخيص و درمان، باعث تشديد بيماري، اتلاف وقت و سرمايه‌ي ملي و درنهايت به خطر افتادن جان بيماران خواهد شد. به عنوان مثال، مي‌توان از بي‌دقتي در اندازه‌گيري مواد راديواكتيو مصرفي در بخش پزشكي هسته‌اي ياد كرد كه گاهي باعث نمايش نادرست تصوير ارگان مورد آزمايش مي‌شود. اگر مي‌خواهيم تمام ناهماهنگي‌ها و گرفتاري‌هاي حاصل از ناآگاهي از فيزيك پزشكي را بيان كنيم، چندين مقاله نيز كفايت نمي‌کند.
فايده‌هاي آشنايي پزشكان و پيراپزشكان با فيزيك پزشكي
براي انجام صحيح كارهاي تشخيصي و درماني و جلوگيري از آسيب‌هاي وارد به بيماران و حفظ و حراست دستگاه‌ها، بايد به فيزيك پزشکي تسلط داشته باشيم. به اين معني كه همه‌ي فارغ‌التحصيلان رشته‌هاي پزشكي و پيراپزشكي بايد به اصول فيزيك پزشكي آشنايي كافي پيدا كنند تا به نگهداري از دستگاه‌ها و انجام صحيح كار با آن‌ها توانايي داشته باشند. در اين صورت نه‌تنها احتياج ما به مهندسي پزشكي به صورت روزافزون احساس مي‌شود، بلكه از آسيب ديدن دستگاه‌ها و خريد دستگاه‌هاي ناخواسته جلوگيري خواهد شد.
چگونه فيزيك پزشكي بخوانيم؟
فيزيك پزشكي يكي از گرايش‌هاي فيزيك در مقطع كارشناسي ارشد است. به بيان ديگر، دانشجويان رشته‌ي فيزيك بعد از دريافت مدرك كارشناسي در اين رشته، مي‌توانند بعد از امتحان ورودي وارد رشته‌ي فيزيك پزشكي شده و مدرك فوق ليسانس خود را دريافت كنند. البته در كشور ما، در مقايسه با ساير گرايش‌هاي رشته‌ي فيزيك كه در بيش‌تر دانشگاه‌ها ارائه مي‌شود، گرايش فيزيك پزشكي در تعداد كمي از دانشگاه‌ها وجود دارد.
ارتباط فيزيك پزشكي با ساير علوم
مي‌توان گفت رشته‌ي فيزيك تقريباً با بيش‌تر شاخه‌هاي علوم، ارتباط دارد. رابطه‌ي فيزيك با پزشكي نيز از طريق فيزيك پزشكي برقرار مي‌شود. به بيان ديگر، فيزيك پزشكي مانند پلي است كه بين شاخه‌هاي مختلف فيزيك و پزشكي وجود دارد. به عنوان مثال، فيزيك پزشكي با گرايش‌هاي ليزر و فيزيك هسته‌اي ارتباط تنگاتنگ دارد.
آينده‌ي فيزيك پزشكي
با توجه به كاربرد علوم در بهينه‌سازي زندگي بشر، توجه انديشمندان و نخبگان دنيا به پيشرفت و ترقي شاخه‌هاي مختلف علمي معطوف شده است. در حال حاضر، شاهد پيشرفت وسيع تكنولوژي هستيم. هر روز وسايل جديد و پيشرفته‌تري ساخته مي‌شوند كه نسبت به وسايل قبلي كارايي بيش‌تري دارند و به وجود آمدن وسايل پيشرفته و استفاده از آن‌ها، نيازمند تربيت افراد متخصص در اين زمينه است. به بيان ديگر، هر روز وسايل مختلف پيشرفته‌اي در علم پزشكي به وجود مي‌آيند. مثلاً چاقوي ليزري، چاقوي پلاسمايي و ... چند نمونه از اين موارد فوق‌العاده زياد هستند؛ اما براي استفاده‌ي بهينه از اين وسايل و جلوگيري از صدمه‌هاي جانبي براي بيماراني كه با اين ابزار مورد درمان قرار مي‌گيرند، وجود متخصصان فيزيك پزشكي، امري اجتناب‌ناپذير است؛ بنابراين بايد در اين زمينه، سرمايه‌گذاري بيش‌تري انجام داد و نسبت به تربيت چنين افرادي اقدام شود تا ما نيز در آينده بتوانيم در اين زمينه به خودكفايي برسيم و شاهد هيچ‌گونه آسيب ناشي از استفاده‌ي نادرست از اين ابزارها نباشيم.
فيزيك و فضا
انسان كنجكاو همواره در جريان پيشرفت علوم مختلف، از فضاي بالاي سر خود غافل نبوده است و تلاش فوق‌العاده زيادي براي گشودن اسرار آن انجام داده است. انواع ماهواره‌هاي فضايي، سفينه‌هاي فضايي، تلسكوپ‌هاي گوناگون از جمله ابزار و وسايلي هستند كه در اين راستا توسط انسان ايجاد شده‌اند.
فيزيك فضا، يكي از شاخه‌هاي علم فيزيك است كه تا اندازه‌اي پاسخ‌گوي هزاران سؤال موجود در ذهن بشر در مورد فضاست. بخشي از فيزيك فضا، كه در آن، اجرام آسماني مورد مطالعه قرار مي‌گيرد، مكانيك سماوي است. در اين بخش نيروهاي مؤثر بر حركت اجسامي مانند سياره‌ها، ماهواره‌ها مورد مطالعه قرار مي‌گيرند.
قوانين كپلر
كپلر در سال 1619، در مورد حركت سياره‌ها سه قانون اساسي خود را با استفاده از مشاهدات تيكو براهه بيان كرد. قوانين كپلر، كه پايه و اساس قوانين نيوتن و مكانيك كلاسيك براي حركت سياره‌ها هستند، عبارت‌اند از:
1. حركت سياره‌ها به دور خورشيد در يك مدار بيضوي انجام مي‌شود و خورشيد در يكي از كانون‌هاي اين بيضي قرار دارد.
2. مدار يك سياره به دور خورشيد، سطحي را تشكيل مي‌دهد كه اين سطح جاروب‌شده توسط خط و اصل بين سياره و خورشيد با زمان حركت سياره نسبت مستقيم دارد.
3. نسبت بين مربع دوره‌ي تناوب گردش هر سياره و مكعب نصف محور بزرگ مدار بيضوي، در مورد هر سياره‌ي منظومه‌ي شمسي عدد يكساني است.
فيزيك و اتمسفر
فيزيك فضا، يك علم جديد است. با وجود اين، يك تكنولوژي مهم سبب حل بسياري از ناشناخته‌هاي قبلي بوده است. محيط، فضايي از اندركنش‌هاي زيادي مانند نيروي گرانشي، ماگنتواستاتيك، الكترواستاتيك، الكترومغناطيس و ...، تغييرات مهمي را نسبت به زمان نشان مي‌دهد كه طبيعت تركيب و توزيع ماده، دماي گاز بين ستاره‌اي را تغيير مي‌دهد.
در فيزيك اتمسفر عوامل مهم معين در هر نقطه از اتمسفر مانند فشار، چگالي، دما، ميدان مغناطيسي زمين، ميدان الكتريكي، تابش الكترومغناطيسي موجود در اتمسفر، ذرات باردار و شهاب‌سنگ‌ها مورد مطالعه قرار مي‌گيرند.
برهم‌كنش نور خورشيد با اتمسفر
انرژي تابشي خورشيد در مسير فاصله‌ي خورشيد تا زمين در اثر برخورد با گازهاي موجود در اتمسفر زمين در فرايندهاي مختلفي شركت مي‌كند. در اثر اين فرايندها قسمت زيادي از تابش خورشيدي كه براي انسان و موجودات زنده زيان‌آور است، جذب مي‌شوند. تعدادي از اين پديده‌هاي برهم‌كنشي عبارت‌اند از:
1. جذب تابش در اتمسفر
در اتمسفر زمين، عناصري مانند اُزُن، اكسيژن، ازت، هليوم، گازكربنيك، هيدروژن و گازهاي ديگر وجود دارد. هم‌چنين مي‌دانيم که امواج الكترومغناطيسي از ذراتي به نام فوتون تشكيل شده‌اند. اين فوتون‌ها بعد از گسيل از خورشيد، توسط عناصر موجود در جو زمين و تحت فرايندهاي مختلف مانند پديده‌ي فوتوالكتريك، اثر كامپتون و ... جذب مي‌شوند.
2. پديده‌ي يونش
در اثر برهم‌كنش فوتون با گازهاي موجود در جو زمين، اين گازها يونيزه مي‌شوند. اتم‌هاي يونيزه دوباره در اثر برخورد با الكترون‌هاي موجود در اتمسفر مجدداً در فرايند تركيب شركت مي‌كنند. اين فرايندها هم‌چنين در جو زمين انجام مي‌شوند. يكي از نتايج اين فريندها، ايجاد پلاسما در اتمسفر است.
تابش فيزيك امواج كوتاه خورشيدي
اكنون تكنولوژي پژوهش‌هاي فضايي، توسعه يافته است و اطلاعات غير مستقيم تابش خورشيدي، كه موجب يونش مي‌شوند، به حد كافي مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. اطلاعات اوليه‌ي حاصل از پرتاب موشك‌ها و اشعه‌ي ايكس تابشي ناشي از خورشيد، خطوط طيفي ايمن ذره‌ي آلفا را نتيجه داده است. با دستگاه‌هاي مجهزتر مي‌توان طيف فيزيك امواج كوتاه خورشيد را عكس‌برداري کرده و اثر فوتوالكتريكي را با موشك‌ها مشاهده كرد.
پديده‌هاي بارز فيزيك فضا
1. فروغ آسماني
آسمان سياه شب، كاملاً تاريك نيست. ستارگان، سياره‌ها و نور منطقه‌ي البروجي و ماه هر كدام سطح زمين را روشن مي‌كنند. در عرض‌هاي بالاتر، شعله‌هاي شفق و سوسو زدن در سراسر آسمان وجود دارد و اين پديده‌ها برحسب اقتضا در عرض‌هاي متوسط زمين ظاهر مي‌شوند. اتمسفر سياره، در پي اين اثرات، تابش مي‌كند و اين تابش را فروغ آسماني مي‌گويند.
2. شفق قطبي
در عرض‌هاي بالاي زمين، آسمان شب، گاهي به صورت ناگهاني و به شكل متحرك روشن مي‌شود كه اين درخشش‌ها را شفق قطبي مي‌گويند. اين درخشش‌ها شفاف هستند و مي‌توان ستارگان را از داخل آن‌ها مشاهده كرد. اغلب، درخشندگي آن‌ها به اندازه‌اي است كه با نور آن‌ها مي‌توان نوشته‌اي را مطالعه كرد. معمولاً در هر شب روشن مي‌توان شفق قطبي شمالي و شفق قطبي جنوبي را در آسمان مشاهده كرد.
3. طوفان مغناطيسي
اغلب در ميدان مغناطيسي زمين، يك تغيير ناگهاني ظاهر مي‌شود كه اين آشفتگي مغناطيسي به عنوان طوفان مغناطيسي معروف است. فراواني ظهور اين طوفان به صورت مستقيم به دوره‌ي يازده‌ساله‌ي فعاليت خورشيدي مربوط است. با وجود اين، زماني كه يك شعله‌ي بزرگ خورشيدي ظاهر مي‌شود، يك طوفان مغناطيسي با يك يا دو روز تأخير شروع مي‌شود.
ارتباط فيزيك فضا با شاخه‌هاي ديگر فيزيك
شاخه‌هاي مختلف علم فيزيك را مي‌توان مانند دانه‌هاي يك زنجير تصور كرد كه محكم به يكديگر پيوند خورده‌اند، با اين تفاوت كه در برخي موارد، مرز موجود ميان اين دانه‌ها، به اندازه‌اي پيچيده است كه به راحتي نمي‌توان آن را تشخيص داد. به عنوان مثال، فضاي بالاي سرمان توسط علوم مختلف فيزيك مانند نجوم، كيهان‌شناسي، اخترفيزيك، مكانيك سماوي، فيزيك هوافضا، فيزيك محيط زيست، فيزيك نظري، فيزيك مواد، فيزيك هسته‌اي و ... مورد مطالعه قرار مي‌گيرد. طبيعت امواج الكترومغناطيسي، كه خورشيد به عنوان يك چشمه‌ي عظيم توليدكننده‌ي اين فيزيك امواج است، در فيزيك امواج و فيزيك راديو بررسي مي‌شود. هر كدام از اين علوم، فضا را از ديدگاه خاصي مورد توجه قرار مي‌دهد.
ارتباط فيزيك فضا با علوم ديگر
تنها شاخه‌هاي مختلف علم فيزيك نيست كه با فيزيك فضا ارتباط ناگسستني دارند، بلكه علوم ديگر مانند زمين‌شناسي، شيمي و ... نيز به نوعي با فيزيك فضا در ارتباط هستند. به عنوان مثال ماهيت گازهاي تشكيل‌دهنده‌ي اتمسفر در علم شيمي به تفصيل مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌گيرد.
آينده‌ي فيزيك فضا
يكي از مزيت‌ها يا به بيان ديگر عيب‌هاي علم بشري اين است كه همواره ناقص بوده و روزبه‌روز در حال پيشرفت و تكامل است. عيب بودن از اين لحاظ كه ناقص است و مزيت آن از اين لحاظ كه اين نقص، انسان را به تحرك و تحقيق وادار مي‌كند و همين امر موجب پيشرفت در علوم مختلف مي‌شود. فيزيك فضا نيز از اين پيشرفت و ترقي مستثنا نيست. شايد روزگاري تمام اطلاعات بشر از فضا محدود به چند نظريه يا پيش‌گويي بود، اما امروزه با فرستادن انواع سفينه‌هاي فضايي و ماهواره‌ها به فضا، اطلاعات بسيار درست و دقيقي از فضا در اختيار انسان قرار مي‌گيرد.

 

شيمي

شيمي، علم اتم‌ها، پيوندها و مولكول‌هاست؛ دانشي كه مي‌تواند خواص ماده، چگونگي تغييرات و شيوه‌ي توليد آن‌ها را - از هسته‌ي اتم گرفته تا كهكشان‌ها- بررسي كند. اين رشته به پرورش متخصصاني مي‌پردازد كه با مطالعه، تحقيق و آزمايش، به ابداع و نوآوري پرداخته يا فرآورده‌هاي شيميايي را كنترل مي‌كنند.
رشته‌ي شيمي داراي دو بخش علم شيمي و صنايع شيمي است. علم شيمي به عنوان يكي از علوم پايه، زيربناي علوم مختلفي هم‌چون بيولوژي، بيوتكنولوژي، پزشكي، دندان‌پزشكي، داروسازي و رشته‌هاي متعدد مهندسي است؛ اما صنايع شيميايي عبارت است از صنايعي كه در آن‌ها واكنش‌ شيميايي انجام مي‌شود؛ يعني اقسام مواد اوليه، به محصولات جديد تبديل مي‌شوند و خواص اين محصولات تا حدودي با مواد اوليه متفاوت است.
با توجه به تعريف بالا، صنايع شيمي، طيف گسترده‌اي از صنايع را دربرمي‌گيرند كه از آن جمله مي‌توان به صنايع غذايي، داروسازي، پتروشيمي، الياف مصنوعي، بهداشتي و آرايشي و صنايع توليد لوازم خانگي اشاره كرد.
بررسي و مطالعه‌ي اجمالي تركيب، ساختار و ويژگي‌هاي ماده و هم‌چنين كنترل آزمايشگاهي فرآيندهاي شيميايي، مطالب و فعاليت‌هايي هستند كه در رشته‌ي شيمي در سطح كارشناسي ارائه مي‌شوند. در سطح كارشناسي ارشد و دكترا نيز دانشجويان در گرايش‌هاي تخصصي اين رشته، كه عبارت‌اند از شيمي آلي، شيمي تجزيه، شيمي معدني، شيمي فيزيك و شيمي كاربردي، به صورت عميق‌تري با بخشي از علم شيمي آشنا مي‌شوند تا در آينده بتوانند به گسترش مرزهاي دانش شيمي ياري رسانند.
گرايش‌ها
شيمي محض و كاربردي عنوان گرايش‌هاي بعضي از رشته‌هاي دانشگاهي مثل شيمي و رياضي است؛ اما اين دو گرايش چه تفاوتي با يكديگر دارند؟ گرايش محض، مبناي كار علم شيمي است و دانشجو درباره‌ي چهار بخش اصلي علم شيمي، كه عبارت‌اند از شيمي آلي، معدني، تجزيه و شيمي فيزيك، درس‌هايي را مطالعه مي‌كند؛ اما در شيمي كاربردي، درس‌هاي پايه‌ي شيمي مطالعه مي‌شود و دانشجو تعدادي از درس‌هاي مربوط به مهندسي شيمي مثل اصول صنايع شيميايي و تصفيه‌ي آب و فاضلاب را مي‌گذراند.
فارغ‌التحصيل شيمي محض، در شروع يك فعاليت صنعتي نقش دارد؛ زيرا او كارهاي تئوريك ساخت يك ماده را نشان مي‌دهد و سپس يك فارغ‌التحصيل شيمي كاربردي يا مهندس شيمي، طراحي نيمه‌صنعتي ماده‌ي مورد نظر را ارائه مي‌دهد.
تفاوت اين دو گرايش در نحوه‌ي نگرش آن‌ها به علم شيمي است؛ زيرا شيمي كاربردي، نگرش كاربردي به علم شيمي دارد و مي‌خواهد از آموخته‌هاي شيمي در صنعت استفاده كند؛ به همين دليل فارغ‌التحصيلان اين گرايش با مفاهيمي كه در صنايع مطرح است، آشنايي بيش‌تري دارند و بهتر جذب بازار كار مي‌شوند؛ اما هدف شيمي محض، پرورش دانشجوياني است كه كارهاي تحقيقاتي انجام مي‌دهند و با تحصيل در دوره‌ي فوق ليسانس و دكترا به حل مسائل و ناشناخته‌هاي علم شيمي مي‌پردازند. درس‌هاي نظري گرايش شيمي محض، بيش‌تر از درس‌هاي كاربردي است. هرچند شيمي محض، بيش‌تر به تئوري‌هاي عميق‌تر مي‌پردازد و شيمي كاربردي با ارائه‌ي يک‌سري واحدهاي كار، ارتباط نزديك‌تري با صنعت دارد، اما اين دو گرايش در مقطع ليسانس، فرق زيادي با يكديگر ندارند و اگر كسي مايل باشد تغيير گرايش دهد، مي‌تواند در درس‌هاي اختياري، بعضي واحدهاي اختصاصي گرايش ديگر را نيز انتخاب كند. البته واقعيت اين است كه فارغ‌التحصيلان شيمي كاربردي، راحت‌تر جذب بازار كار مي‌شوند كه آن هم بيش‌تر به دليل عنوان اين گرايش است.
توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي لازم
شيمي يعني حفظ كردن صدها فرمول، عدد و رقم. اين مشكل بسياري از دانش‌آموزان دبيرستاني است. شيمي يعني توانايي استفاده از مهارت‌هاي ذهني و استدلالي و اگر كسي بخواهد در اين رشته موفق شود بايد در هر دو زمينه، توانمند باشد و حتي مي‌توان گفت كه قدرت استدلال، بيش از قدرت حافظه در اين رشته اهميت دارد، زيرا حافظه فقط مي‌تواند به كار، سرعت دهد اما حلال مشكلات نيست. دانشجوي اين رشته لازم است در درس‌هاي رياضي، شيمي و فيزيك قوي باشد و رشته‌ي شيمي را دوست بدارد، يعني از مطالعه‌ي درس شيمي لذت ببرد و خسته نشود.

 

10 نقطه حیرت انگیز زمین ...

10 نقطه حیرت انگیز زمین ...

سرزمین هایی روی کره ی زمین قرار دارند که گویی متعلق به زمین نیستند و بخشی از سیارات دیگرند.

1. دره های خشک آنتارتیکا

می گويند دره های خشک آنتارتیکا با زمین های خشك و بي آب و علف پوشيده از شن، شبيه ترين قسمت زمين به كره مريخ است. اين سرزمين جايي است در میان Victoria land ، McMudo، Sound . از آن دست زمين هايي كه هرگز رنگ برف به خود نمي بينند . اما دليل شباهت اين منطقه به مريخ بياباني بودن آن نيست كه در زمين بيابان بي آب و علف كم نيست، بلكه چيزهايي در اين منطقه مشاهده مي شود كه در زمين ديده نشده است؛ يخ در بيابان . در اين منطقه دره هايي هست، پوشيده از يخ و البته در زير يخ ها، در آب هايي شور،جانداراني خم زندگي مي کنند، چیز هایی كه هرگز در هيچ منطقه بياباني ديگري ديده نشده است . تحقيقات روي اين موجودات و دلايل پيدايش اين سرزمین همچنان ادامه دارد.

2. جزیره ی سوکوترا

سطح زمين آن بسيارشيب دار است به صورتي که شما فکر مي کند به سياره ديگري رفته ايد يا به زمان هاي دور تاريخي مسافرت کرديده ايد.

جزيره سوکوترا يکي از 4 جزيره است که از لحاظ جغرافيايي درانزوايي از قاره خشک آفريقا قراردارد که قدمت آن به 6تا7 ميليون سال مي رسد همانند جزيره گالاپاگوس . بيش از 700 گونه نادر گياهي و جانوري دراين منطقه يافت مي شود که يک سوم مملو از جانداران همگي بومي هستند.

آب و هواي ناملايمي داردمي توان گفت گرم و خشک و همچنين شگفت انگيزترين گياهان را مي توانيد دراين منطقه بيابيد. موقعيت جغرافيايي اين جزيره دراقيانوس هند ودر 250 کيلومتري سومالي و 340 کيلومتري يمن واقع شده . وسعت ساحل شني آن متشکل از سنگهاي آهکي و جلگه هاي مرتفع آن پر از غارهايي به طول 7 کيلومتر است .بلندي کوههاي آن به 1525متر مي رسد . درختان و گياهان اين جزيره از لحاظ زمين شناختي قدمتي 20 ميليون ساله داشته وبه عنوان جزيره اي بکر ومحصورشده از آب محسوب مي گردد.

3. معادن روباز ريوتينتو

اگر دلتان مي خواهد يك منظره از كره ماه ببينيد، لازم نيست سوار سفينه فضايي شويد و براي ديدن آن كلي هزينه كنيد، كافي است به اروپا برويد. جايي در اسپانيا وجود دارد كه تصاوير سوررئال آن مناظر كره ماه را تداعي مي کند؛ «معادن روبازريوتينتو ». البته اين معادن تنها جذابيت اين منطقه نيستند. در نزديكي آنها، رودخانه ای با آب قرمزجريان دارد كه خود يك چش مانداز جذاب استميان چشم انداز جذاب ديگر. اين رودخانه اسيدي، با PH بين 7/ 1 تا 5/ 2 فلزات سنگين زيادي را درخود جاي داده است.

4. درياچه كليلوك

درياچه كليلوك آنقدرجذاب و عجيب است كه مي توان تصور كرد متعلق به كره زمين نيست. اين درياچه پر از فلزات سنگين است و تابش آفتاب داغ تابستانی و تبخیر آب آن، بلورهايي از این مواد معدني و فلزات را به وجود مي آورد كه در گودال هاي كوچك، نور را در رنگ هاي سبز و آبي بازتاب مي دهند .اين درياچه يكي از بزرگترين ذخاير مواد معدني مانند سولفات هاي سديم، كلسيم و پتاسيم، همچنين هشت نوع فلز سنگين مانند نقره و تیتانیوم.

5. دره ماه در برزیل

از اسمي كه بر آن گذاشته اند پيداست اين سرزمين بايد جايي باشد شبيه به ماه. جايي كه فرسايش ناشي از آب، صخر ه ها و گودال هایي را در جنگل به وجود آورده است که از کوارتز تشکیل شده اند.

6. سالار دي يويوني در بوليوي

جايي در آمريكاي لاتين وجود دارد كه انگار زميني نيست؛ Salar De Uyuni در بوليوي. آنها كه اين منطقه را ديده اند مي گويند يكي از تماشاييترين چشم اندازهاي جهان است. اما دليل اين جذابيت احتمالا كنار هم قرار گرفتن مواردي است مانند اتشفشان های فعال، بیابان نمک.

7. دریاچه خون در ژاپن

اما ديگر مكان عجيب و غريب دنيا در ژاپن واقعاست؛ Blood Pond Hot Spring ، 9 چشمه ی آب گرم قرمز رنگ که با هم یک دریاچه را تشکیل داده اند . رنگ قرمز اين دریاچه به دليل فراواني عنصر آهن در آب آن است.

8. صخر ه های جنگلی

Shilin، يا صخر ههاي جنگلي در چين، صخر ه هايي آهكي هستند كه توسط آب فرسايش يافته و تشکیل شده اند.

9. گودال The Richard Structure

جايي در كشور موريتاني، گودالي وجود دارد كه گفته مي شود در اثر برخورد يك شهاب سنگ به وجود آمده است.گودال The Richard Structure ، با قطري در حدود 30 مايل، از فضا قابل رويت است. اين گودال در جنوب غربي صحراي ساهارا قرار دارد.

10. غارهاي يخي اتريش 

غارهاي يخي اتريش، جاي ديگري روي كر ه زمين است كه در آن احساس می کنید در كره ديگري هستيد. تعداد زيادي غار يخي در زمين وجود دارد اما Eisriesenwelt Ice Cave ، از بزر گترين موارد غارهاي يخي كشف شده توسط بشر است. آنها در نزديكي سالزبورگ واقعند و به فاصله 40 كیلومتر کشیده شده اند.

 

تنهایی

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

**********

صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد
سکوت را نوازش می دهند
و جای خالی آدم های شب نشین را
با نگاهی معصومانه پر می کنند

********* 

در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود

**********

مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم....
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان

 **********

این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است

 ***********

ببین اندام تنهاییم را
که در لحظه های خاکستری
در انتظار طلوع خورشید است

 ************

در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی

می دانی؟

 
یک وقت هایی باید

رویِ یک تکه کاغذ بنویسی

تعطیل است
 
و بچسبانی پشتِ شیشه‌یِ افکارت

... ... باید به خودت استراحت بدهی

دراز بکشی

دست هایت را زیر سرت بگذاری

به آسمان خیره شوی

و بی خیال سوت بزنی

در دلت بخندی به تمام افکاری که

پشت شیشه‌یِ ذهنت صف کشیده اند

آن وقت با خودت بگویی:

بگذار منتظر بمانند.

لباس فارغ التحصیلی

یک نمونه دیگر از ارزشهای ایرانی که خود ما آن را نمی شناسیم ردای فارغ التحصیلی است.

لابد تا به حال شما هم دیده اید وقتی یک دانشجو در دانشگاههای خارج می خواهد مدرک دکترای خود را بگیرد، یک لباس بلند مشکی به تن او می کنند و یک کلاه چهارگوش که از یک گوشه آن یک منگوله آویزان است بر سر او می گذارند و بعد او لوح فارغ التحصیلی را می خواند.
هنگامی که از ما سوال می شود که این لباس و کلاه چیست؟ چه پاسخی میدهید؟! هنگامی که از یک اروپایی یا ژاپنی و یا حتی آمریکایی سوال شود این لباس چیست که شما تن فارغ التحصیلانتان می کنید می گویند ما به احترام «آوی سنت» (ابن سینا) پدر علم جهان این لباس را به صورت نمادین می پوشیم.
آنها به احترام « آوی سنت» که همان «ابن سینا»ی ماست که لباس بلند رداگونه می پوشیده، این لباس را تن دانشمندان خود می کنند. آن کلاه هم نشانه همان دستار است (کمی فانتزی شده) و منگوله آن نمادی از گوشه دستار خراسانی که ما ایرانی ها در قدیم از گوشه دستار آویزان می کردیم و به دوش می انداختیم.
در اروپا و آمریکا علامت یک آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و کلاه ابن سینا می گذارند، ولی ما خودمان نمی دانیم.

گاهی اوقات احتیاج به یه آدمی داری .. یه دوستی
که وایسه روبه روت .. که تویه چشمات نگاه کنه .. محکم بزنه تو گوشت
که تو صورتت خم شه .. دستت رو بزاری روی گونت و دوباره نگاش کنی
...
ببینی که خشمگینه .. ببینی که از دستت عصبانیه .. توی اخم صورتش ببینی که دوست داره .. ببینی که دوستته
که نگاش کنی .. همونجوری که دستت روی صورتیه که اون بهش کشیده زده
که بهت بگه تو چته .. بسه به خودت بیا
که سرت فریاد بکشه .. که تو بلرزی .. که بری تو بغلش .. که بغلت کنه
همون دستی که زد تو صورتت رو بزاره روی سرت .. توی موهات
که سرت دو فشار بده توی گودی شونش .. که تو چشمات و ببندی
روی شونش .. توی بغلش .. گریه کنی و خودت رو خالی کنی .. بعد با خودت فکر کنی
واقعا چته ... ؟!؟!؟!؟!؟

***********

گاهی دلم میخواد خودم رو بغل کنم!...ببرمش روی تخت بخوابونمش!...
لحاف رو بکشم روش!...دست ببرم لای موهاش و نوازشش کنم!...
حتی براش لالایی بخونم!...وسط گریه هاش بگم غصه نخور عزیزکم!!...
درست میشه!...درست میشه!...اگر هم نشد به جهنم!...تموم میشه!...
بالاخره تموم میشه!!!

************ 

مـــــــــــــرد است دیگر...
گاهی تند میشود گاهی عاشقانه میگوید..
مـــــــــــــرد است دیگر ...... غرورش آسمان و دلش دریاست...
تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد..
تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده..
تو چه میدانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبردارد و بالشش...
مـــــــــــــرد را فقط مـــــــــــــرد میفهمد و مـــــــــــــرد

 

************** 

زمسـتونُ دوس دارم!

حداقـل مي تـونم از آدم برفي يـاد بگيـرم،

حتـي اگـه چِشـام، مثِ دُکمه خُشـک باشـه،

يـا يـه هـويج رو صـورتـم باشـه،

دستـام چـوبي باشـه،

يـا اينـکه پـا نداشـته باشـم،

و آخرشـم آب بشَم...

بازَم بخَـنـدَم!

 

************* 

صفر را بستند
تا ما به بيرون زنگ نزنيم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زديم!

************* 

گوش کن :
عشق مثل پرواز است،
بالا رفتن اش جسارت مي خواهد،
بالا ماندن اش لياقت

************** 

به سلامتی مداد پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه ...
به سلامتی اونی که باخت تا رفیقش برنده باشه ...
به سلامتی کسی که هنوز دوسش داری ولی دیگه مال تو نیست ...
به سلامتی مادر که وقتی غذا سر سفره کم بیاد اولین کسی که اون غذارو دوس نداره خودشه ...
به سلامتی اونایی که به پدر و مادرشون احترام میذارن و میدونن تو خونه ای که بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نمیشوند ...

*************** 

خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم... بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد... خسته شدم بس که تنها دویدم... اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن... می خواهم با تو گریه کنم ... خسته شدم بس که... تنها گریه کردم... می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم...خسته شدم بس که تنها ایستادم 

************* 

دل اسـت دیگر !
شــعـور اگـر داشـت ،
نـمـی گـرفت !!! ...

************ 

بهشت همین جاست
در امتداد لحظات با تو بودن.." 

**************** 

هر روز تنها گامی بردار،آرام و پر توان در امتداد آن رویای دلپذیر،حتی اگر سخت و ناممکن آید.سحر گاهی خواهد رسید که چشم بگشایی و خویشتن را بینی همانطور که میخواسته ای
(کوروش کبیـــــــــــــــر)

************* 

مهربانی ات رابه دستی ببخش که میدانی با او خواهی ماند وگرنه حسرتی میگذاری بردلی که دوستت دارد...

************** 

هر کس به من مي رسد

چنان ياد زندگي اش مي افتد

که فراموش ميکند من هم حق زندگي دارم....

************ 

اقتدار دل شكسته به سكوتي ست كه سروده نمي شود

************  

بیهوده تلاش نمیکنم ... دیگر هیچ تویی با من، ما نمیشود ...
تو را، من، "تو" کردم، در همین چند خط عاشقانه؛
وگرنه تو همان "او"یِ دیروزی ...

گـــــــــــــ ـــــــــــــفتم : میری؟

گـــــــــــــــــــــــــــــــــــفت
: آره

گـــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــفتم : منم بیام؟

گــــــــــــــــــــــــــــفت
: جایی که من میرم جای ۲ نفره نه 3 نفر

گـــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــفتم : برمی گردی؟

فقط خندید......


اشک توی چشمام حلقه زد

سرمو پایین انداختم

دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد


گـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــفت
: میری؟

گــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــفتم : آره

گـــــــــــــــــــــــــــــــــــــفت
: منم بیام؟

گــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــفتم : جایی که من میرم جای 1 نفره نه 2 نفر

گــــــــــــــــــــــــــــــــفت
: برمی گردی؟

گـــــــــــــ
ــــــــــــــــــفتم : جایی که میرم راه برگشت نداره

من رفتم اونم رفت


ولی

اون مدتهاست که برگشته


وبا اشک چشماش

خاک مزارمو شستشو میده
......

کمی تامل!

 

بدون عمل هیچ کاری را به انجام نمیرسانیم...

بون امید به هیچ چیز دست نمی یابیم..

بدون رویا به هیچ چیز نمیرسیم..

بدون ایمان هیچ چیز را باور نمیکنیم...

بدون عشق هیچ احساسی نداریم..

بدون خدا هیچ چیز نیستیم........

************************

مادرمورد افرادی که عاشقشان هستیم دو بار خود را فریب میدهیم:

ابتدا در مورد  مزیت هایشان

وسپس در مورد نقص هایشان....

*********************************

اگر راست بگویید قسمتی از گذشته شما میشود

ولی اگر دروغ بگویید

اینده شما تحت تاثیر قرار خواهد گرفت...

**********************

اشتباه

از ما انسان میسازد

خطا

مارا قویتر میکند

امید

مارا به جلو میرانند

عشق

مارا زنده نگه میدارد...

قوانین موروفی

یه بارم که شانس در خونه تو میزنه
هدفون رو گوشته نمی شنوی !!!

تصمیمات مهمی که تو ایام عیدواسه تغییر نحوه زندگی امسالت میگیری تا سیزدهم هم دوام نمیاره !!


شماره ناشناس، شناسیه که می خوادنشناسیش !

درست در لحظه ای که به یه نفر علاقه مند میشی
اونم به یه نفر دیگه علاقه مند میشه!

ما به دنیا اومدیم ولی دنیا بهما نیومد ...

رنگ مو روی پوست پیشونی دوام بیشتری داره !

توی مهد کودک خاله خوشگله همه روماچ می کنه تو رو یادش میره!

همیشه وقتی کلی برنامه هست و تو همرو میپیچونی که شب رو با یکی که دلتمیخواد باشی ! مطمئنا اون برنامه بهم میخوره و شب رو تنهایی کپک میزنی !!!

وقتی وزن کم میکنی اول از همهصورتت لاغر میشه،وقتی وزنت زیاد میشه اول از همه شکمت چاق میشه :(

تا وقتی که به لیوان چایی نگاه می کنی خنک نمیشه ..
طول مدت خیره گی مهم نیس، دما تکون نمی خوره !

هر وقت به یکی می گی پشتموبخارون ، هر جور آدرس بدی همه جا رو می خارونه بجز اون نقطه ای که می خاره .. آخرش پا میشی خودتو می مالی به ستون سیمانی!

به خانومت بگی‌، امروز یه زنی‌ رو دیدم خیلی‌ شبیهِ تو بود!
خانومت بگه: آهان، خوشگل بود؟ نه میتونی‌ بگی‌ نه! نه میتونی‌ بگی‌ آره!

هر چقدر با کسی صمیمی تر بشی،احتمال اینکه دعوای بدتری باهاش بکنی بیشتره

دفترچه بیمه یا کاربردی نداره یا وقتی که اعتبارش تموم شده باشه لازم میشه

تعداد افرادی که دارن تماشات میکنن نسبت مستقیم داره با احمقانه بودن کاری که انجام میدی !

بچه کوچیک فامیل 24 ساعته در حال شیرین زبونی و اجرای حرکات ژانگولرِ.. بهجز اون یک دقیقه ای که تو تصمیم میگیری ازش فیلم بگیری..!

اگه بیسکوئیت رو توی پذیراییبخوری
خُرده هاش میریزه لای کیبورداتاقت!

یه استکان چایی که حتی ته گلو رو تر نمیکنه وقتی بریزه یه میز 1×2 متر روبه ضخامت 1 سانتیمتر پوشش میده

به ازای هر تفریحی یک برنامهمدوّن دولتی برای مقابله وجود داره !

دکمه اضافی که یه گوشه لباس میدوزن همیشه از دکمه های اصلی لباس محکم تردوخته شده و هیچ وقت نمیفته!

هر چی بیشتر غذا بپزی مهموناکمتر می خورن .. و بالعکس !

هروقت عجله داری و می خوای پله ها رو دو تا یکی کنی ، مطمئنا یکی از پلهها هم تو رو دوتا یکی می کنه !

وقت صبحانه ، همیشه مربا ، عسل ،خامه ، سرشیر از سوراخ‌های نون تافتون میچکه روی سفر یا لباس هامون!

کافیه با دوست دخترت به هم بزنی سریع ادکلنی که میزده مد میشه تا هر جامیری دوباره یادش بیفتی!

با يکي‌ چت ميکني‌، يهو ميبيني‌داره تايپ ميکنه، پاک ميکني‌ که اون تايپ کنه، اونم مي‌بينه تو تايپميکني‌، اونم پاک ميکنه. بيا، ريدي به چت رفت...!

شماره‌هايي‌ که اشتباه ميگيريم هيچوقت مشغول نيستن.!

چــرا آدمـــا نمیـــدونن

بعضــــــــی وقتهــــا

خـــــداحافـــــظ یعنـــــــی :

" نــــذار برم "

یعنـــــــی بــرم گــــردون

سفــــت بغلـــــم کـــن

ســـــرمو بچـــــسبـــون به سینــــه ت و

بگــــــو :

"خدافــــظ و زهــــر مـــار!!!!!!!

بیخــــــود کــــردی میگی خدافـــــظ

مگـــــه میـــذارم بــــری؟!!

مــــــگه الکیــــــــه!!!!

چــــــــرا نمیـــــفهمـــــن نمیخــــــــوای بری؟!!!

چـــــــــرا میـــــــذارن بــــری...؟

بهترین درس فلسفه

وقتی فردی زیاد میخندد حتی به چیزهای احمقانه مطمئن باش که درونش غمی دارد!

وقتی فردی زیاد میخوابد مطمئن باش که تنهاست..

وقتی فردی کم و سریع صحبت میکند معنایش اینست که سری دارد..

وقتی فردی نمیتواند گریه کند یعنی ضعیف است..

وقتی فردی به طرزغیر عادی غذا میخورد یعنی در فشار است..

وقتی فردی به خاطر چیزهای کوچک گریه میکند یعنی معصوم و نازک دل است..

وقتی فردی به خاطر چیزهای کوچک یا احمقانه عصبانی میشود یعنی عاشق است......

 

شعر های اقای تهرانی (گیلاس ابی)

کمی لبخند

نه عزیز دلم...

همه شبیه هم  نیستند!

برف برای دست های یخ کرده کودکان روستا نه زیباست نه رمانتیک!!!

 

دقت کردی؟؟؟

چند روزی است چهره زیبایت چیزی کم دارد!

چیزی مثل...

کمی لبخند!!!

 

زمین انقدر ها هم که فکر میکردم گرد نبود!!

از روزی که رفته ای تا الان

باید حداقل دوبار از اینجا رد شده باشی!!!

 

 

نه عزیز زیبای من!

خبری از قرص های اعصاب و بی خوابی نیست!

بعد از تو,

تازه فهمیده ام که...

چقدر تنهایی به ادم خوش میگذرد!!!

 

 

من و تو از همان روز اول,

محکوم به از دست دادن بودیم!

تو همان یه ذره احساست را..

ومن..

تمام زندگی ام را......

 

 

 

چمدان

 

بامن نمان عزیز دلم!

تو فوق العاده تر از انی که بخواهی تمام عمر

به یک پیرمرد

ساعت قرص هایش را یاداوری کنی!!!

 

 

گفتی که:"روزی همه تنهایت خواهند گذاشت

به جز من!!"

ودرست از همان لحظه به بعد...

خودم را برای رفتنت اماده کردم!!!

 

 

و تو هیچگاه نخواهی فهمید

که من با یاد همان دقایقی که کنار هم بودیم

سال هایی را که بی تو گذشت

زنده مانده ام.... 

 

 

راهی به سوی قلبت

 

قرارمان بود که باهم کنار بیاییم

اما فقط ...

از کنار هم رد شدیم!!!

 

 

نمیدانم چرا؟

منی که یک سوزن را در میان انبار کاه

بارها یافته بودم...

نمیتوانم هیچ راهی به سوی قلبت پیدا کنم؟!!

 

 

من زخم های روی قلبم را وصله میزنم

وتو چسب های روی دماغت را می کنی!

وهر دو ما از فردا...

انسان های دیگری خواهیم شد!!!

 

 

 

 

این بی حوصلگی ها..

این خمیازه کشیدن ها..

واین سردرد ها..

ربطی به خستگی از عشق و رابطه های قدیم و جدید ندارد!!

تمامش به خاطر الودگی هواست..

گاهی انقدر سرگرم دنیای کوچکت هستی که فکر میکنم

داری در مریخ زندگی میکنی!!!